استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

وجود آورده - یافته ها

وجود آورده مابین اطلاعات، اخبار و پست های وبلاگهای فارسی جستجو و مطالب جستجو شده ی پیشنهادی به صورت خلاصه و با درج لینک منبع نمایش داده شده. چنانچه نتایج جستجو شده دارای محتوای نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید.



تازگی از قمصرِ کاشان گلاب آورده ام (علی قیصری)

درخواست حذف اطلاعات

تازگی از قمصرِ کاشان گلاب آورده ام ادکلن های جـدید و عطرِ ناب آورده ام در مسیرم پونه و انواع گل روییده بود  غنچه های تازه را از جوی آب آورده ام سعیِ وافر کرده ام در قالب اشعار خود هر غزل را غالباً با آب و تاب آورده ام زین نهادم عاقبت بر گرده ی اسبِ خیال در هـوای دلبرم پا در رکاب آورده ام با وجود سایه ها بیرون زدم از عمق شب رو به سوی قلــه های آفتاب آورده ام گرچه دارم واهمه از آب آتشگون ولی راحت و آسوده از بیضا آورده ام نسخه ی درمان دردم را عسل پیچیده بود با خودم مقداری از داروی خواب آورده ام ...




منبع : http://asalpoem.persianblog.ir/post/189



وه! چه مضمون ها که با این چشم ها آورده ای

درخواست حذف اطلاعات

وه! چه مضمون ها که با این چشم ها آورده ای شاه بیتی از غزل های خدا آورده ای با همین لبخند شیرینی که درمان من است بر سر دل های بسیاری بلا آورده ای داستانم را به مجنون گفتم و با خنده گفت: این همه دیوانگی را از کجا آورده ای؟ ای غم شیرین تنهایی، کجا با این شتاب؟ بیشتر در خانه ام بنشین، صفا آورده ای ای نسیم عشق، ممنونم که در زندان من بار دیگر عطر گیسویی رها آورده ای . سجاد_سامانی ...




منبع : http://norzadehaccroom.blogfa.com/post/503/وه-چه-مضمون‌ها-که-با-این-چشم‌ها-آورده‌ا%



دهه فحر

درخواست حذف اطلاعات

یاد آن روزی که بهمن گل به بار آورده بود و آن زمستانی که با خود نوبهار آورده بود یاد باد آن دل تپیدن‏های مشتاقان یار و آن عجب نقشی که آن زیبا نگار آورده بود عشق را صد رشته جان، در لعل نوشین بسته بود حسن راصد چشم دل، آیینه وار آورده بود از گلستان شهیدان تا به مهرآباد عشق موج دریای زمان، چشم انتظار آورده بود منکران گفتند با یک گل نمی‏گردد بهار لیک ما دیدیم، یک گل صد بهار آورده بود در نگاهش جلوه گل بود و با غوغای عشق در چن هر گوشه‏ای را صد هزار آورده بود ...




منبع : http://oshaghabalfazl.blogfa.com/post/18



باز کن در را برایت شعر ناب آورده ام..."محمدرضا بداغی"

درخواست حذف اطلاعات

باز کن در را برایت شعر ناب آورده ام یک غزل شیرین تر از شهد آورده ام   باز کن در را که از صحن بلند آسمان یک بغل احساس گرم آفتاب آورده ام   از صدای تیشه ی فرهاد بر آغوش کوه بوسه ی دلچسب شیرین ، بازتاب آورده ام   از نگاه مست مجنون بر مدار زندگی عشق را بالاترین فصل الخطاب آورده ام   گفته بودی عقل را در راه دل باید ش ت یک جهان دیوانگی را در جواب آورده ام   باز کن در را شنیدم بی قراری می کنی از قطار تا ابد در راه ، تاب آورده ام   باز کن ، بنشین تماشا کن که بعد از مرگ هم شعر گفتم ، واژه را بر وزن آب آورده ام ... ...




منبع : http://rahnik.blogsky.com/1395/11/29/post-1164/باز-کن-در-را-برایت-شعر-ناب-آورده-ام-



این همه دیوانگی

درخواست حذف اطلاعات

وه چه مضمون ها که با این چشم ها آورده ایشاه بیتی از غزل های خدا آورده ایبا همین لبخند شیرینی که درمان من استبر سر دل های بسیاری بلا آورده ایداستانم را به مجنون گفتم و با خنده گفت:این همه دیوانگی را از کجا آورده ای؟ای غم شیرین تنهایی کجا با این شتاب؟بیشتر در خانه ام بنشین صفا آورده ایای نسیم عشق ممنونم که در زندان منبار دیگر عطر گیسویی رها آورده ای- سجاد سامانی ...




منبع : http://poems-ap.blogsky.com/1396/04/16/post-732/



خدایا آن کرم هایت، مرا سوی تو آورده

درخواست حذف اطلاعات

خدایا آن کرم هایت، مرا سوی تو آوردهکه این حال خوشم را هم، قلم موی تو آوردهمرا مسجد، بشارت داده بر فردوسنمی داند که این من را، فقط خوی تو آوردهشب قدر است و تنهایی، منم بی قدر درگاهتنمیدانم چه شد امشب، مرا کوی تو آوردهچه حالی می شود قلبم، زمانی که تو را دارمکه قلب را چنین امشب، دعاگوی تو آوردهنه می ترسم ز آن برزخ، نه بر فردوس مشتاقممرا آن مهر زیبایت، چنین سوی تو آوردهمحمدصادق رزمی ...




منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1396/03/27/post-2615/خدایا-آن-کرم-هایت،-مرا-سوی-تو-آورده



آنچه از من خواستی با کاروان آورده‏ ام....

درخواست حذف اطلاعات

آنچه از من خواستی با کاروان آورده‏ ام آنچه از من خواستی با کاروان آورده‏ ام یک گلستان گل به رسم ارمغان آورده‏ ام از در و دیوار عالم فتنه می‏بارید و من بی‏پناهان را بدین دارالامان آورده ‏ام اندرین ره از هم بانگ یاری برنخاست کاروان را تا بدین‏جا با فغان آورده ‏ام تا نگویی زین سفر با دست خالی آمدم یک جهان درد و غم و سوز نهان آورده ‏ام قصه ویرانه شام ار نپرسی خوش‏تر است چون از آن گ ار، پیغام خزان آورده ‏ام دیده بودم تشنگی از دل قرارت برده بود از برایت دامنی اشک روان آورده‏ام تا به دشت نینوا بهرت عزاداری کنم یک نیستان ناله و آه و فغان آورده‏ ام تا نثارت سازم و گردم بلا گردان تو در کف خود از برایت نقد جان آورده‏ ام تا دل مهرآفرینت را نرنجانم ز درد گوشه‏ای از درد دل را بر زبان آورده ‏ام شاعر: محمدعلی مجاهدی (پروانه) ...




منبع : http://nafas13690225.blogfa.com/post/142



در حال و هوای اربعین

درخواست حذف اطلاعات

آنچه از من خواستی با کاروان آورده ام یک گلستان گل به رسم ارمغان آورده ام از در و دیوار عالم فتنه می بارید و من بی پناهان را بدین دارالامان آورده ام اندرین ره از هم بانگ یاری برنخاست کاروان را تا بدین جا با فغان آورده ام تا نگویی زین سفر با دست خالی آمدم یک جهان درد و غم و سوز نهان آورده ام قصه ویرانه شام ار نپرسی خوش تر است چون از آن گ ار، پیغام خزان آورده ام دیده بودم تشنگی از دل قرارت برده بود ازبرایت دامنی اشک روان آورده ام تا به دشت نینوا بهرت عزاداری کنم یک نیستان ناله و آه و فغان آورده ام تا نثارت سازم و گردم بلا گردان تو در کف خود از برایت نقد جان آورده ام تا دل مهرآفرینت را نرنجانم ز درد گوشه ای از درد دل را بر زبان آورده ام محمدعلی مجاهدی (پروانه) ...




منبع : http://soroor-shakeri.blogfa.com/post/68



کاروان اربعین

درخواست حذف اطلاعات

آنچه از من خواستی با کاروان آورده ام یک گلستان گل به رسم ارمغان آورده ام از در و دیوار عالم فتنه می بارید و من بی پناهان را بدین دارالامان آورده ام اندرین ره از هم بانگ یاری برنخاست کاروان را تا بدین جا با فغان آورده ام تا نگویی زین سفر با دست خالی آمدم یک جهان درد و غم و سوز نهان آورده ام قصه ویرانه شام ار نپرسی خوش تر است چون از آن گ ار، پیغام خزان آورده ام دیده بودم تشنگی از دل قرارت برده بود ازبرایت دامنی اشک روان آورده ام تا به دشت نینوا بهرت عزاداری کنم یک نیستان ناله و آه و فغان آورده ام تا نثارت سازم و گردم بلا گردان تو در کف خود از برایت نقد جان آورده ام تا دل مهرآفرینت را نرنجانم ز درد گوشه ای از درد دل را بر زبان آورده ام محمدعلی مجاهدی (پروانه) ...




منبع : http://ehsanebani.blogfa.com/post/129



کاروان اربعین

درخواست حذف اطلاعات

آنچه از من خواستی با کاروان آورده ام یک گلستان گل به رسم ارمغان آورده ام از در و دیوار عالم فتنه می بارید و من بی پناهان را بدین دارالامان آورده ام اندرین ره از هم بانگ یاری برنخاست کاروان را تا بدین جا با فغان آورده ام تا نگویی زین سفر با دست خالی آمدم یک جهان درد و غم و سوز نهان آورده ام قصه ویرانه شام ار نپرسی خوش تر است چون از آن گ ار، پیغام خزان آورده ام دیده بودم تشنگی از دل قرارت برده بود ازبرایت دامنی اشک روان آورده ام تا به دشت نینوا بهرت عزاداری کنم یک نیستان ناله و آه و فغان آورده ام تا نثارت سازم و گردم بلا گردان تو در کف خود از برایت نقد جان آورده ام تا دل مهرآفرینت را نرنجانم ز درد گوشه ای از درد دل را بر زبان آورده ام محمدعلی مجاهدی (پروانه) ...




منبع : http://pga95.blogfa.com/post/8



خودش را مثل کابوسی سیه سیما در آورده

درخواست حذف اطلاعات

خودش را مثل کابوسی سیه سیما در آورده و دائم سر میان بهترین رویا در آورده تنفر دارم از تقدیر، وقتی بر خلاف میل نهال عشق را خشکانده یا از جا در آورده دل من جنس آهن نیست اما ماجرا دارد... صدف بوده است و سر از ساحل دریا در آورده به دست کودکی افتاده و با شیطنت هایش به جای گردن آویز از کنارش پا در آورده عروسک باشی و بازیچه ،خواهی دید این دنیا دلت را سرد و شکلت را فقط زیبا در آورده خدایا واژه ی تقدیر... را از بین ما بردار که بدجوری دمار از روزگار ما در آورده ...




منبع : http://gida.persianblog.ir/post/390



کاروان اربعین

درخواست حذف اطلاعات

آنچه از من خواستی با کاروان آورده ام یک گلستان گل به رسم ارمغان آورده ام از در و دیوار عالم فتنه می بارید و من بی پناهان را بدین دارالامان آورده ام اندرین ره از هم بانگ یاری برنخاست کاروان را تا بدین جا با فغان آورده ام تا نگویی زین سفر با دست خالی آمدم یک جهان درد و غم و سوز نهان آورده ام قصه ویرانه شام ار نپرسی خوش تر است چون از آن گ ار، پیغام خزان آورده ام دیده بودم تشنگی از دل قرارت برده بود ازبرایت دامنی اشک روان آورده ام ادامه مطلب ...




منبع : http://amin91.blog.ir/1395/08/29/کاروان-اربعین



دختر پاییز

درخواست حذف اطلاعات

عشق دنیــا را برایــت ، با قـطار آورده ام نازنــینم ، من برایـت ، نوبهار آورده ام تا لبان دختر پاییز ، شیریـــن تر شود از دل پاییزی ام ، سوغات انار آورده ام ای دو چشمانم فدای قلب نا آرام تو من قرارم را به قلـــب بی قرار آورده ام هر ی می بیندم، می پرسد این لبخند چیست؟ این لب پرخنــده را از کـــوی یار آورده ام من به شوق کعبه ی رویت ، از این صحرای درد هم گذشتم ، هم هزاران پشته خار آورده ام دست پر برگشته ام ، آماده ی جنگیدنم ! هان ، ببین پشت سرم را ! صد سوار آورده ام محسن نظری ...




منبع : http://mnf2010.blogfa.com/post/177



اربعین حسینی

درخواست حذف اطلاعات

کاروان غمگین آنچه از من خواستی با کاروان آورده ام یک گلستان گل به رسم ارمغان آورده ام از در و دیوار عالم فتنه می بارید و من بی پناهان را بدین دارالامان آورده ام اندرین ره از هم بانگ یاری برنخاست کاروان را تا بدین جا با فغان آورده ام تا نگویی زین سفر با دست خالی آمدم یک جهان درد و غم و سوز نهان آورده ام قصه ویرانه شام ار نپرسی خوش تر است چون از آن گ ار، پیغام خزان آورده ام دیده بودم تشنگی از دل قرارت برده بود ازبرایت دامنی اشک روان آورده ام تا به دشت نینوا بهرت عزاداری کنم یک نیستان ناله و آه و فغان آورده ام تا نثارت سازم و گردم بلا گردان تو در کف خود از برایت نقد جان آورده ام تا دل مهرآفرینت را نرنجانم ز درد گوشه ای از درد دل را بر زبان آورده ام محمدعلی مجاهدی (پروانه) ...




منبع : http://gorohanalreza2.blogfa.com/post/15



دختر ِ فردوسی! از مشرق انار آورده ام

درخواست حذف اطلاعات

دختر ِ فردوسی! از مشرق انار آورده ام یک سبد شاتوت ِ سرخ ِ آبدار آورده ام نازدخت ِ پیرهن طوسی ِ طوس ِ باستان! مخمل ِ رنگین کمان ِ زرنگار آورده ام دست ِ باد است این که دارد میزند بر در کلون همزمان با ساز ِ باران، من سه تار آورده ام سرد ِ سرد است آتشی روشن کن از خندیدنت هیمه هیمه بوسه های ِ بیشمار آورده ام دم کن از چای ِ بخارا استکانی، خسته ام قند ِ ایران ِ کهن از قندهار آورده ام نیستم از گزمه های ِ غزنوی، آسوده باش شاعری تنهایم و جان را آورده ام سی پر ِ سیمرغ از سی سال رنج ِ پارسی چند برگ ِ شاهنامه، شا ار آورده ام زابلستانی، تهمتن زاده ای، بهمن رخی چشمه ای رویین تن از اسفندیار آورده ام جای ِ هر بیتی که دینار ِ طلایش نقره شد سهم ِ بابا زر از انگور ِ خمار آورده ام تا پس از این ها بگردم دور ِ قد و قامتت ک شانی عشق بر روی مدار آورده ام از هزار و چند سال ِ بعد برگشتم قدیم یک دل ِ جا مانده در گرد ...




منبع : http://norzadehaccroom.blogfa.com/post/392



غزل شماره صد و پنجاه وچهار

درخواست حذف اطلاعات

جنگِ زمان سخت ست که بدجورکم آورده ام انگار در جنگِ زمان زور کم آورده ام انگار من شاعرِ بی حوصله ی شهر غزل هام پیداست که از دور کم آورده ام انگار آن شاعرِ با ساده ترین شعر غروبم سالی ست که منظور کم آورده ام انگار گفتم به خدااین چه حیاتیست که هم گفت فعلا دو سه مٲمور کم آورده ام انگار پیری:تو برو حرف خودت را بزن آنجا رفتیم، در این گور کم آورده ام انگار آن لحظه ی آ که یکی گفت شنیدم بیچاره، که کافور کم آورده ام انگار من : گریه، خدا : عفو ، برو روبه بهشتم مٲمور:ولی حور کم آورده ام انگار. #چنگیز_رحمتی changizrahmati@ ...




منبع : http://rahmati202020.blogfa.com/post/165



طرح درس تدریس نشانه گ فارسی اول دبستان

درخواست حذف اطلاعات

با کمک طرح درسی که در این قسمت آورده ایم ، می خواهیم نشانه گ را به دانش آموزان پایه اول آموزش دهیم .این طرح درس شامل 5 صفحه بوده و در دو قالب ورد و پی دی اف آورده شده و امکان ویرایش آن وجود دارد .طرح درس مذکور در ج ی زیبا و به شیوه ای ساده طراحی شده و در آن عناوین زیر با توضیح کامل آورده شده است . ادامه مطلب... ...




منبع : http://gorooh.ParsiBlog.com/Posts/3720/طرح درس تدريس نشانه گ فارسي اول دبستان/



کاروان اربعین

درخواست حذف اطلاعات

آنچه از من خواستی با کاروان آورده ام یک گلستان گل به رسم ارمغان آورده ام از در و دیوار عالم فتنه می بارید و من بی پناهان را بدین دارالامان آورده ام اندرین ره از هم بانگ یاری برنخاست کاروان را تا بدین جا با فغان آورده ام تا نگویی زین سفر با دست خالی آمدم یک جهان درد و غم و سوز نهان آورده ام قصه ویرانه شام ار نپرسی خوش تر است چون از آن گ ار، پیغام خزان آورده ام دیده بودم تشنگی از دل قرارت برده بود ازبرایت دامنی اشک روان آورده ام تا به دشت نینوا بهرت عزاداری کنم یک نیستان ناله و آه و فغان آورده ام تا نثارت سازم و گردم بلا گردان تو در کف خود از برایت نقد جان آورده ام تا دل مهرآفرینت را نرنجانم ز درد گوشه ای از درد دل را بر زبان آورده ام فرا رسیدن اربعین شهادت اباعبدالله الحسین و یاران مظلومش تسلیت باد. ...




منبع : http://shahidavini-library.blogfa.com/post/111



سلام بر قریب مدینه

درخواست حذف اطلاعات

سلام بر قریب مدینه کَرَم کنار ِ کریمیِّ تو کم آورده به پیشگاه تو دریای غم نم آورده نبوده داغ تو کمتر ز داغ عاشورا خدا میانِ صَفَر یک مُحَرَم آورده گذاشت نان و نمک، آب و زهر، همسر ِ تو چه سفره ی افطاریِ فراهم آورده یک عمر خونِ جگر خورده ای و حالا او برای زخم تو مرهم که نَه سَم آورده برای تیر زدن بر تو و به تابوتت چقدر آن زنِ ملعونه آدم آورده جدا مکن به بد و خوب، مادرت مارا میان مجلس سوگ تو درهَم آورده دوباره بین غزل نام مادرت بردم مرا ببخش اگر خاطر ِ تو آزردم --------------------------------------- ...




منبع : http://meysam-ketab.blog.ir/post/7/سلام-بر-قریب-مدینه



عطر ناب

درخواست حذف اطلاعات

با نگاهت باز شعر بی حساب آورده ای نم نمک با گیسوانت عطرِ ناب آورده ای آسمان را دیدم و امشب ندیدم ماه را با سر مویت به روی مه نقاب آورده ای؟ خنده ی مستانه ات پر کرده امشب خانه را سخت مستم کرده ای با خود آورده ای؟ آسمان ام مهتاب را گم کرده است در دل شب با حضورت آفتاب آورده ای با تو من حالی به حالی میشوم دیوانه جان! با خودت یک شور،و انقلاب، آورده ای! اعظم فردوس ...




منبع : http://radepayeshaar.blogsky.com/1396/04/26/post-396/عطر-ناب



اشعار درباره اربعین حسینی (ع)

درخواست حذف اطلاعات

برگشت کاروان کربلا اگر چه اشک گرمی ارمغان آورده ام مادر نسیم سردم و بوی خزان آورده ام مادر نیاید به استقبال من زیرا که می سوزد ز هرُم شعله ای کز سوز جان آورده ام مادر به این بی دست و پایی بی پر و بالی نمی دانم چه باعث شد که رو در آشیان آورده ام مادر اگر من زنده برگشتم ز صحرای شهادت ها ز صدها مرگ تدریجی نشان آورده ام مادر رهانیدم ز طوفان ستم ها کاروانی را که اینک بی برادر کاروان آورده ام مادر حسینت را نیاوردم من و از داغ جانسوزش دل خونین و چشم خون فشان آورده ام مادر به جا از یوسفت ماندست یک پیراهن خونین که با خون دل آن را ارمغان آورده ام مادر کمک کن زینبت را تا کنار قبر پیغمبر که مانند تو جسمی ناتوان آورده ام مادر ...




منبع : http://shorabehshshr.blogfa.com/post/317



از سنندج

درخواست حذف اطلاعات

دختر تهران برایت ارمغان آورده ام!پسته های سبزوار و دامغان آورده ام!رنگ های شیمیایی روی لب هایت نریزرفته ام مشهد برایت زعفران آورده ام!آب مینوشی عزیزم کاسه چینی چرا؟!ظرف خاتم کار اصل اصفهان آورده ام!سرفه کردی من بمیرم! بازسرما خورده ایبو علی سینا طبیب هگمتان آورده ام!روزمیلادت مبارک، هدیه ی ناقابلی ستطاق بستان یادگارِ باستان آورده ام!شور شیرین تو دیدم بیستون ها کنده امتا که عشقت را به دست ازخسروان آورده ام!اسم بیگانه نیاور جنگ وخون ب ا نکنکاوه را با گرز و آرش با کمان آورده ام!بر نمی گردم بدون ِ بردنت همراه خوداز لرستان صد جوانِ پهلوان آورده ام!ای لبت مای بم وخنده ات سوهان قمحلقه ی موی خودت رابه نشان آورده ام!از سنندج آمده ام با امید یک "بله"من دلی لبریز عشق و مهربان آورده ام!- کـــاوه احمــــــــدزاده ...




منبع : http://poems-ap.blogsky.com/1396/04/03/post-718/از-سنندج



فنون عکاسی

درخواست حذف اطلاعات

هنر یا حرفه عکاسی مثل هنرهای دیگر عاشقان واقعی کار را می طلبد. وقتی ی به کارش عشق بورزد و استعداد واقعی خود را دریافته و جریان تحول رادر خود به وجود آورده باشد، این احساس به خودی خود در فرد به وجود می آید که از داخل لنز نگاه کند و انگشت را روی دکمه شاتر فشار دهد و هنر را خلق کند و از آن لذت ببرد. هیچ وقت یک هنرمند خسته نمی شود بلکه عاشق کاری می شود که خلق کرده و به وجود آورده و با آن زندگی می کند، مثل یک نقاش، مجسمه ساز، شاعر و یا یک نویسنده که اثری از یک زندگی را خلق می کنند. ...




منبع : http://farzanehpourfar.blogfa.com/post/1



فنون عکاسی

درخواست حذف اطلاعات

هنر یا حرفه عکاسی مثل هنرهای دیگر عاشقان واقعی کار را می طلبد. وقتی ی به کارش عشق بورزد و استعداد واقعی خود را دریافته و جریان تحول رادر خود به وجود آورده باشد، این احساس به خودی خود در فرد به وجود می آید که از داخل لنز نگاه کند و انگشت را روی دکمه شاتر فشار دهد و هنر را خلق کند و از آن لذت ببرد. هیچ وقت یک هنرمند خسته نمی شود بلکه عاشق کاری می شود که خلق کرده و به وجود آورده و با آن زندگی می کند، مثل یک نقاش، مجسمه ساز، شاعر و یا یک نویسنده که اثری از یک زندگی را خلق می کنند.. ...




منبع : http://farzanehpourfar.blogfa.com/post/1



رزگار؛؛؛

درخواست حذف اطلاعات

رزگار! زمان هنگ شد بد جور کم آورده است چونکه چِت هستی و مَست سنتور کم آورده است از سیما و عطر یار ما کشته ها دارد شهر ما مملکت بــــــرای مُرده ها گور کم آورده است شیرین کلام شیرین نگاه شیرین صدا شیرین عسل قند لبم بس که شیرین زاده ای زنبور کم آورده است شبهای بندر لب ساحل من و بویت ، فاز رویت ماه پیش چشمان زیبایت نور کم آورده است از بس که زیبایی گلم دل از شیخ سنعان برده ای ما برای حفظ تو کم آورده است نگاهم خمار نگاه تو هنگام مَستی هستِ تو چِت و مَستی ، الکل و بافور کم آورده است چِت مَست، هَست چشمان تو سَرمَست گشته یار تو در رقابت با ابروهای تو ساطور کم آورده است در پیش چشمم یار من چیزی بگو حرفی بزن کز سکوت یار خود رزگار بدجور کم آورده است ...




منبع : http://razgarsarmast.blogfa.com/post/45



فرارسیدن اربعین حسینی(ع) تسلیت باد...

درخواست حذف اطلاعات

اگر چه اشک گرمی ارمغان آورده ام مادر  نسیم سردم و بوی خزان آورده ام مادر  نیاید به استقبال من زیرا که می سوزد  ز هرُم شعله ای کز سوز جان آورده ام مادر  به این بی دست و پایی بی پر و بالی نمی دانم  چه باعث شد که رو در آشیان آورده ام مادر  اگر من زنده برگشتم ز صحرای شهادت ها  ز صدها مرگ تدریجی نشان آورده ام مادر  رهانیدم ز طوفان ستم ها کاروانی را  که اینک بی برادر کاروان آورده ام مادر  حسینت را نیاوردم من و از داغ جانسوزش  دل خونین و چشم خون فشان آورده ام مادر  به جا از یوسفت ماندست یک پیراهن خونین  که با خون دل آن را ارمغان آورده ام مادر  کمک کن زینبت را تا کنار قبر پیغمبر  که مانند تو جسمی ناتوان آورده ام مادر ...




منبع : http://alizadehreza.blogsky.com/1395/08/30/post-463/فرارسیدن-اربعین-حسینی-ع-تسلیت-باد-



به مناسبت دهه فجر

درخواست حذف اطلاعات

برخیز که فجر انقلاب است امروز بیگانه صفت، خانه اب است امروز هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد از لطف خدا نقش بر آب است امروز ××××××××× یاد آن روزی که بهمن گل به بار آورده بود و آن زمستانی که با خود نوبهار آورده بود یاد باد آن دل تپیدن های مشتاقان یار و آن عجب نقشی که آن زیبا نگار آورده بود منکران گفتند با یک گل نمی گردد بهار لیک ما دیدیم، یک گل صد بهار آورده بود در نگاهش جلوه گل بود و با غوغای عشق در چن هر گوشه ای را صد هزار آورده بود دهه شکوهمند فجر مبارک باد ...




منبع : http://lovelytogether.blog.ir/1395/11/18/به-مناسبت-دهه-فجر



می فروش

درخواست حذف اطلاعات

مسعود رضایی بیاره می فروش دسته ای گل های وحشی روی دوش آورده ای خـــون گـُــل های بهـــاری را به جـــوش آورده ای شال تــــرمه دور گـــردن ، نــرمه نــرمه روی آن گیسوان را حــلقه حـلقه پشت گـوش آورده ای عقـــــل را دیـــوانه و هــــوش از سر او برده ای عشق را در حـــ مستی به هوش آورده ای در صــدایت حــــ ی خـــوشتر ز روح آدمیست حنجـــــره وا کــن کــــه آوای سروش آورده ای یارب از مینو نــــگاری لالـــــــه روی و دلــفریب یا پـــــری از شهر قصه تــــرمه پـوش آورده ای مستـــی چشمــان او را از سحـــرگــــــاه ازل یا ز تـــا تان مینو مــــی فـــــروش آورده ای گیسوان را تــــاب داده ، بــــــر لبانت نوشخند سهره ی دیــــــوانه ات را در خـــروش آورده ای ...




منبع : http://chashmesar-e-dena.blogfa.com/post/160/می-فروش-



میلاد حضرت حسن (ع) مبارک

درخواست حذف اطلاعات

شمس عفت زگریبان، قمر آورده بروننخله ی فاطمه، اول ثمر آورده برونبوالحسن را حسنی داده خداوند و حسناز افق، رخ پی اهل نظر آورده برونآمد آن ماه که ماه رمضان کرد دو نیمچون نبی معجز شق القمر آورده برون ...




منبع : http://farhangisamanour.blogsky.com/1396/03/20/post-44/میلاد-حضرت-امام-حسن-ع-مبارک



میلاد حسن مجتبی(ع)

درخواست حذف اطلاعات

شمس عفت زگریبان، قمر آورده برون نخله ی فاطمه، اول ثمر آورده برون بوالحسن را حسنی داده خداوند و حسن از افق، رخ پی اهل نظر آورده برون آمد آن ماه که ماه رمضان کرد دو نیم چون نبی معجز شق القمر آورده برون شفیعی ...




منبع : http://hakimnasrollah.blogfa.com/post/140