استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

صبووووور باشم - یافته ها

صبووووور باشم مابین اطلاعات، اخبار و پست های وبلاگهای فارسی جستجو و مطالب جستجو شده ی پیشنهادی به صورت خلاصه و با درج لینک منبع نمایش داده شده. چنانچه نتایج جستجو شده دارای محتوای نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید.



صبووووور باشم

درخواست حذف اطلاعات

انتقام میگیرم و همشونو میسورونم انقدر قدرتمند میشم که زیر پاهام لهشون کنم در همه ح باید به چیزی که میخوام برسم از جمله سوزوندن تک تکشون تو آتیش دلم میخوام قیر داغشون کنم و بعدش بدناشونو تو پر بغلتونم فقط باید صبور باشم و ادامه بدم صبوووووور باشم ...




منبع : http://fairytale.blog.ir/1397/08/16/صبووووور-باشم



لاقل دعا کن

درخواست حذف اطلاعات

روزی اگر سهم ی بودی دعا کن من کور باشم، کور باشم، کور باشم... طاقت ندارم از نگاهت دور باشم یا پیش هم باشیم و من مجبور باشم... با من بمان، هر لحظه می افتم به پایت هر چند در ظاهر، زنی مغرور باشم وقتی دلت صیاد این دریاست ای کاش من ماهیِ افتاده ای در تور باشم بگذار با رؤیای وصلت خو بگیرم حتا اگر یک وصله ی ناجور باشم آغوش وا کن حرف هایم گفتنی نیست تا کی فقط در شاعری مشهور باشم؟! پیراهنم ارزانی چشمان مستت لطفی ندارد عشق اگر محصور باشم روزی اگر سهم ی بودی دعا کن من کور باشم،کور باشم،کور باشم... ...




منبع : http://manooeshgamasla.blogfa.com/post/388



(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات

نو عروس شب مهتاب تو باشم چه شود ماه من باشى و مرداب تو باشم چه شود اى که شاعر شوى و شهد بریزد ز لبت مطلع هر غزل ناب تو باشم چه شود تو همه صبر و قرار دل آشفته ى من من قرار دل بى تاب تو باشم چه شود دائم الخمرترین مرد جهانم بشوى و من آن باده ى سرداب تو باشم چه شود همه شب تا به سحر مست هم آغوشى تو یا که رویاى شب و خواب تو باشم چه شود تو به سوز دل من ساز دلت کوک کنى من اگر ناله ى مضراب تو باشم چه شود باب میل منى و محو تماشاى توام من اگر میل تو و باب تو باشم چه شود #طاهره_داورى ...




منبع : http://yashil5259.persianblog.ir/post/1621



لطف ازل

درخواست حذف اطلاعات

چرا نه در پی عزم دیار خود باشم ... چرا نه خاک سر کوی یار خود باشم ... غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم ... به شهر خود روم و شهریار خود باشم ... ز محرمان سرا وصال شوم ... ز بندگان خداوندگار خود باشم ... چو کار عمر نه پیداست باری آن اولی ... که روز واقعه پیش نگار خود باشم ... ز دست بخت گران خواب و کار بی سامان ... گرم بود گله ای رازدار خود باشم ... همیشه پیشه من عاشقی و رندی بود ... دگر بکوشم و مشغول کار خود باشم ... بود که لطف ازل رهنمون شود حافظ ... وگرنه تا به ابد شرمسار خود باشم ... پی نوشت: فال حافظِ شب یلدای من !! ... ...




منبع : http://soozhenegar.blogfa.com/post/937/-لطف-ازل



نو عروس شب مهتاب

درخواست حذف اطلاعات

نو عروس شب مهتاب تو باشم چه شود ماه من باشى و مرداب تو باشم چه شود اى که شاعر شوى و شهد بریزد ز لبت مطلع هر غزل ناب تو باشم چه شود تو همه صبر و قرار دل آشفته ى من من قرار دل بى تاب تو باشم چه شود دائم الخمرترین مرد جهانم بشوى و من آن باده ى سرداب تو باشم چه شود همه شب تا به سحر مست هم آغوشى تو یا که رویاى شب و خواب تو باشم چه شود تو به سوز دل من ساز دلت کوک کنى من اگر ناله ى مضراب تو باشم چه شود باب میل منى و محو تماشاى توام من اگر میل تو و باب تو باشم چه شود #طاهره_داورى ...




منبع : http://yashil5259.persianblog.ir/post/1621



آغوش وا کن حرف هایم گفتنی نیست.......

درخواست حذف اطلاعات

طاقت ندارم از نگاهت دور باشم یا پیش هم باشیم و من مجبور باشم.... با من بمان، هر لحظه می افتم به پایت هر چند در ظاهر زنی مغرور باشم وقتی دلت صیاد این دریاست ای کاش من ماهیِ افتاده ای در تور باشم بگذار با رؤیای وصلت خو بگیرم حتی اگر یک وصله ی ناجور باشم آغوش وا کن حرف هایم گفتنی نیست....... تا کی فقط در شاعری مشهور باشم پیراهنم ارزانی چشمان مستت لطفی ندارد عشق اگر محصور باشم روزی اگر سهم ی بودی دعا کن من کور باشم، کور باشم، کور باشم....... ...




منبع : http://onvaredivar.blogfa.com/post/758



قید همه ی قافیه ها را زده ام من

درخواست حذف اطلاعات

تو ز له ای خواستم آوار تو باشم ارگ بم چشمان غزلبار تو باشم هر چند سرت گرم به کار است عزیزم بگذار گره خورده ترین کار تو باشم داروغه ی شهری و فراموشگر من منصور شدم تا به سر دار تو باشم پا روی دلم می زنی و می روی امّا - من خواسته ام جاده ی هموار تو باشم هر روز پر از فکر توأم نیستی امّا ای کاش کمی گوشه ی افکار تو باشم قید همه ی قافیه ها را زده ام من می خواهم از امروز فقط "مال" تو باشم... ...




منبع : http://dr-iman.blog.ir/1395/11/25/قید-همه-ی-قافیه-ها-را-زده-ام-من



در ارزوی تو باشم

درخواست حذف اطلاعات

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم هزار بادیه سهلست با وجود تو رفتن و گر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم ...




منبع : http://bahmansavari.blogfa.com/post-63.aspx



چاه جدائی

درخواست حذف اطلاعات

پندار که معتاد نگاهی شده باشم دلباخته چشم نگاری شده باشم جرم است دلم در طلب اسب سواری من پاپتی بی سر و سامان شده باشم؟ در پیچ و خم کوچه دل در پی دلدار راهی به ته چاه جدائی شده باشم؟ دردیست که در جمع بخندی و به خلوت هم صحبت یک چاه سیاهی شده باشم یک عمر به جرم هوس و کودکی و عشق محکوم به شبهای جدائی شده باشم سخت است بخوانند مرا دوری فرهاد وقتی که اسیر لب شیرین شده باشم ...




منبع : http://zahidel.blogfa.com/post/9



اشعار حسین(ع) – غزل مرثیه عاشورا - علوی

درخواست حذف اطلاعات

میخواستم برای تو باشم ولی نشد کنج حرم گدای تو باشم ولی نشد میخواستم که یک شب به سر ن مهمان کربلای تو باشم ولی نشد میخواستم به نیت مرهم گذاشتن گریه کن عزای تو باشم ولی نشد میخواستم کبوتر جلد حرم شوم بر گنبد طلای تو باشم ولی نشد میخواستم که دل ببرم از دل همه تا این که آشنای تو باشم ولی نشد میخواستم که رو نزنم بر ی-فقط ریزه خور سرای تو باشم ولی نشد میخواستم مقابل لطف و کرامتت شرمنده ی عطای تو باشم ولی نشد میخواستم برای حسینیه های شهر بانی روضه های تو باشم ولی نشد میخواستم برای رسیدن به آسمان دنبال رد پای تو باشم ولی نشد میخواستم که اشک بریزم که مورد بخشایش خدای تو باشم ولی نشد میخواستم که با دل سنگی ام عاقبت کاشی زیر پای تو باشم ولی نشد میخواستم که در ته گودال قتلگاه آقای من به جای تو باشم ولی نشد میخواستم که لحظه ی تقطیع پیکرت در دومین هجای تو باشم ولی نشد محمد حسن بیات لو ...




منبع : http://sebteyn.blogfa.com/post-3280.aspx



ماهی افتاده در تور

درخواست حذف اطلاعات

طاقت ندارم از نگاهت دور باشمیا پیش هم باشیم و من مجبور باشم...با من بمان هر لحظه می افتم به پایتهر چند در ظاهر زنی مغرور باشموقتی دلت صیاد این دریاست ای کاشمن ماهی ِ افتاده ای در تور باشمبگذار با رویای وصلت خو بگیرمحتی اگر یک وصله ی ناجور باشمآغوش وا کن! حرف هایم گفتنی نیستتا کی فقط در شاعری مشهور باشم؟!پیراهنم ارزانی چشمان مست اتلطفی ندارد عشق اگر محصور باشم!روزی اگر سهم ی بودی دعا کنـ من کور باشم ، کور باشم ، کور باشم!زهرا شعبانی ...




منبع : http://khiyaanat.blogsky.com/1396/05/11/post-83/ماهی-افتاده-در-تور



می خواستم که مال خودم باشم و نشد

درخواست حذف اطلاعات

می خواستم که مال خودم باشم و نشددنبال ایده آل خودم باشم و نشد می خواستم که ماهی آزاد آبهادر برکه ی زلال خودم باشم و نشد می خواستم که گوشه ی تنهایی خودمدرگیر ماه و سال خودم باشم و نشد می خواستم که با قلم و دفتری سیاهبا شعرهای لال خودم باشم و نشد پیروز و سربلند و شجاعِ نبردِ عشقافراسیاب و زال خودم باشم و نشد بعد از تو مُرده بودم و می خواستم دریغدر سوک ارتحال خودم باشم و نشد بوی تو داشت شال من و هرچه خواستمبی اعنتا به شال خودم باشم و نشد می خواستم که بی تو و بی خاطراتِ تودر لاک و در خیال خودم باشم و نشد seghani@ ...




منبع : http://jameolmozakhrafat.blogsky.com/1397/03/06/post-424/



ماه مهمانیِ خدا :)

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله مهربون :) باز آمده ام دست به دامان تو باشم کافر شوم از غیر و مسلمان تو باشم سی روز جدا باشم از آشفتگی خلق تا معتکف موی پریشان تو باشم از صبح ازل حلقه به گوش تو بمانم تا شام ابد گوش به فرمان تو باشم سی روز قبولم کن و مهمان دلم باش تا سی شب پر خاطره مهمان تو باشم قران به سرم بود که امشب شب قدر است جانم به کفم بود که قربان تو باشم آیات تورا بر طبق گذارم رحلی شوم و حافظ قران تو باشم + خیلی ماس دعا :) خیلی خیلی :) + :) ...




منبع : http://here-under-rain.blog.ir/1396/03/05/ماه-مهمانی-خدا



در ارزوی تو باشم

درخواست حذف اطلاعات

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم هزار بادیه سهلست با وجود تو رفتن و گر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم منبع: http://bahmansavari. / ...




منبع : http://bahmansavari.blogfa.com/post-63.aspx



شعر الهی

درخواست حذف اطلاعات

الهی من که باشم که طلبکار تو باشم گر چه نیستم و چیزی نی گر چه ناچیز ندارد هنری سیدا رحم کن و کن نظری من چه باشم که یدار تو باشم دوست دارم که گرفتار تو باشم دوست دارم همه در کار تو باشم تاکه من تابه ابدطالب دیدارتو باشم شعری زیبا از آیت الله سیدحسین یعقوبی ...




منبع : http://dastanhayeshegeft.blog.ir/1396/09/14/شعر-الهی



مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم

درخواست حذف اطلاعات

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشمبدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرمبه گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالمنظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبمز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویمجمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوانمرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم هزار بادیه سهل است با وجود تو رفتنو گر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم ...




منبع : http://haghighatenahan.persianblog.ir/post/180



من که باشم؟؟!! تو که باشی؟؟!!

درخواست حذف اطلاعات

من بی مایه که باشم که یدار تو باشم حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم تو مگر سایه لطفی به سر وقت من آری که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم + عشق سعدی ...




منبع : http://autmnlady.blogfa.com/post/11



داشته باشم

درخواست حذف اطلاعات

به نام خدا شعر شماره 205 : داشته باشم بداهه ای به تاریخ: 17 آبان 95 در یک گروه ادبی *بیت مطلع از غلامعباس سعیدی « تا بر سر این شانه سری داشته باشم خون جگر و چشم تری داشته باشم »* ای کاش که در رهگذر عالم هستی مانند تو یک همسفری داشته باشم در حسرت چشمان تو ای ماه قشنگم باید که غم شعله وری داشته باشم وفتی که نباشی تو بگو با چه امیدی بعد از شب تیره سحری داشته باشم هر شعر نوشتم تو شبیخون زدی ای عشق باید که به دستم سپری داشته باشم تا این همه باران به حریمم بفرستی دیوان غزلهای تری داشته باشم یک روز بیایی که نه من هستم و نه شعر کی بی تو دگر بال و پری داشته باشم اینقدر که بر ریشه ی من تیشه زدی تو سخت است پس از این ثمری داشته باشم بداهه 17 آبان 95 ...




منبع : http://asemaneabieman1.blogfa.com/post/297



تا کی بنویسم؟

درخواست حذف اطلاعات

تا کی بدهم سر به ره کوی تو ای کاشطالب شوم و صاحب افکار تو باشمتا کی بنویسم به برت جمله به جملهای کاش که من محرم اسرار تو باشمتا کی به نظر منتظر وصل تو باشمکی می شود آن صاحب افسار تو باشمتا کی بشوم زائر این مسلک عشاقسردسته این عشق و سرِ دارِ تو باشمتا کی بشوم منتظر آمدن توتا کارگر منزل و دیوار تو باشمتا کی بشوم صابر لیل و شب و بیدارتا شبرو بیچاره و طرار تو باشمقلبم به رُخت آینه ی صاف و زلال استای کاش که من باشم و زنگار تو باشمدر لشکر خواهان و اسیران صبویتای کاش خود بینم و تو باشمجنگی به دلم ره چو بیندازم از این پسهم دشمن و هم داور و هم یار تو باشممن و عاشق قصد و نظر و لطف شمایمای کاش مطیع باشم و سربار نباشممن عاشق این حرف عمیق از ته قلبمتا دل بسپارم به سَرِ کارِ تو باشم ...




منبع : http://aminnotes.blog.ir/1396/04/24/تا-کی-بنویسم



مجنون عاقل..!!؟؟

درخواست حذف اطلاعات

تقدیر من این بود که نفرین شده باشم تبدیل به این سایه ی غمگین شده باشم تقدیر من این بود در این غار مجازی تنهاتر از انسان نخستین شده باشم صد بار به نزدیک لب آورد و فرو ریخت نگذاشت که مست از می نوشین شده باشم ترس من از این است، اگر دیر بیایی حتی به تو و عشق تو بدبین شده باشم روزی که بیایی و دل و دین بربایی شاید من کافر شده بی دین شده باشم! تقصیر جنون بود که با عقل درآمیخت نگذاشت که دیوانه تر از این شده باشم ... ...




منبع : http://wordheart.blogfa.com/post/82



معراج من یعنی که غمخوار تو باشم

درخواست حذف اطلاعات

معراج من یعنی که غمخوار تو باشم آواره ی کوی علمدار تو باشم گفتم سگ کوی تو هستم تا کمی هم در زندگانی ام وفادار تو باشم در این دو ماهه زیر و رو کردی دلم را آوردی ام در روضه تا یار تو باشم آقا اگر سربار تو بودم ببخشید می خواستم من هم عزادار تو باشم من را چه کار اصلا به مزدِ این دو ماهه کاری ن که طلبکار تو باشم یک خواهشی دارم فقط، جان رقیه بگذار تا آ گرفتار تو باشم محمد جواد ...




منبع : http://sabuo.blog.ir/1396/08/28/معراج-من-یعنی-که-غمخوار-تو-باشم



دلگیرم ..

درخواست حذف اطلاعات

بسمه تعالی حق دارم ازسیمای خوبان سیر باشم از شعر های کهنه ام دلگیر باشم با من بیا تا انتهای جاده ی عشق کاری نکن از دست تو دلگیر باشم پا را فراتر از گلیم خود کشیدم بهتر همین باشد که در زنجیر باشم من خسته ام از عادت دیرینه ی خود باید به فکر اندکی تغییر باشم هرشب مرا مهمان رویاهای خود کن تا من برای خواب تو تعبیر باشم در دادگاه عشق ، فردا حکم جاریست از دل دعایم کن که بی تقصیر باشم ترسم فراموشم کنی وقت جوانی وقتی بیایی پیش من که پیر باشم عمری دویدم تا سراب آرزو ها با خود نگفتم بنده ی تقدیر باشم تا چشم جادوی تو دام ابتلا است من در کمند چشم تو نخجیر باشم ...




منبع : http://aslevelayat110.persianblog.ir/post/585



منتظرم آقا

درخواست حذف اطلاعات

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم هزار بادیه سهلست با وجود تو رفتن و گر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم ...




منبع : http://bahreh1363.blog.ir/1396/01/28/منتظرم-آقا



قسمت آ

درخواست حذف اطلاعات

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم تا در این قصه پر حادثه حاضر باشم حکم پیشانی ام این بود که تو گم شوی و من به دنبال تو یک عمر مسافر باشم تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم قسمت این بود، چرا از تو شکایت م؟ یا در این قصه به دنبال مقصر باشم؟ شاید این گونه خدا خواست مرا زجر دهد تا برازنده اسم خوش شاعر باشم شاید ابلیس تو را شیطنت آموخت که من در پس ایمان به تو کافر باشم دردم این است که باید پس از این قسمت ها سال ها منتظـر قسمت آ باشم #غلامرضا_طریقی ...




منبع : http://justpoem.blog.ir/1397/02/10/قسمت-آخر



اصفهان...

درخواست حذف اطلاعات

یک لحظه دلم خواست که پهلوی تو باشم بی محکمه زندانی بازوی تو باشم پیچیده به پای دل من پیچش مویت تا باز زمین خورده ی گیسوی تو باشم کم بودن اسپند در این شهر سبب شد دلواپس رؤیت شدن روی تو باشم طعم عسل عالی لب هات دلیلی ست تا مشتری دائم کندوی تو باشم تو نصف جهانی و همین عامل شُکر است من رفتگری در پل خواجوی تو باشم سهر ...




منبع : http://toppoembox.blog.ir/1396/08/28/M1817



من و خیال تو

درخواست حذف اطلاعات

به خدا دست خودم نیست , دلم می خواهد که چو زنجیر به پاهای تو باشم و نشد که تو را حبس کنم در ته دل و نگهبان نفسهای تو باشم , و نشد همچو بادی به سرا دالان دلت ذکر امید دعاهای تو باشم ونشد قطره ای اشک ز خوشحالی دیدار و دمی هوس بوسه به لبهای تو باشم , و نشد نای پایت به بیابان پر از خار به ره خسته از چرخ به سودای تو باشم و نشد گرمی دست به دستت برسانم , گل من و در این قافیه همپای تو باشم و نشد چه کنم دست خودم نیست , دلم میخواهد فارغ از فاصله ها , جای تو باشم , و نشد ...




منبع : http://asiiiir.blogfa.com/post-130.aspx



در مکتب سعدی

درخواست حذف اطلاعات

تو باده ی ن و ز مستی تو جان فزاید مدام در این خیالم ای جان که سبوی تو باشم بیا که در کشاکش غصه چنان به تغابن ش ته تر از آنم که جاری جوی تو باشم به سبک و مکتب سعدی سخنوری نه که سهل است به شوقم و به تلاشم که راه پوی تو باشم چه می شود آنکه سحر به سر چشمه برآیی که هم دعای سحر هم آب وضوی تو باشم ترانه ترانه ترا سروده ام به زبانم بدان امید که روزی آینه ی روی تو باشم ز من مدار چشمی که فی المثل "ببو"ی تو باشم تو چوگان به عیش بتازی و من چو گوی تو باشم!! به هر زبان که بگفتم ز هر سخن که شنیدم نه من صدای خودم نه، که های و هوی تو باشم مرا ازین به نباشد به همه عمر آرزوئی که بانگ نای تو یا که چشم نکوی تو باشم قدم قدم به پای تو ریزم این خاک وجودم نسیم عشق تو آید پریش موی تو باشم ...




منبع : http://shabani-baghani.blogfa.com/post-689.aspx



تقدیر

درخواست حذف اطلاعات

(( تقدیر )) تقدیر من ای رفیــــــق این بود کآشفتــــــه و بیقـــــرار باشم زان لحظه که جان من سرشتند با غمکــــــــده همجوار باشم در کشور غم نموده مسکــــــن از مـــــــــردم این دیار باشم غم گشتــــه و من غلامش فرمانبر شهـــــــــــریار باشم در جاده ی زندگی همــــــــاره بر مــــــرکب غم سوار باشم از بهر رهــــــایی از چنین دام بیهــــــــــوده در انتظار باشم مردم پی مرغ صید مرغ شادی من غـــافل از این شکار باشم ایشان ره عقــــــــــل را گرفته من عــــــــاشق زلف یار باشم محــــــروم ز روی مهوش یار مهجـــــــور از آن نگــار باشم یعقوب صفت تمـــــــــام عمرم در غصّــــــه ی هجر یار باشم بی بهره ز عمـــــر و زندگانی در حسرت گلعـــــــــــذار باشم از بس که ز دیده خـــون فشانم چـــــون لاله ی لاله زار باشم تقـــدیر من آری ای دل این بود (سامان) غمیـــــن و زار باشم محتشم مومنی (سامان) - اراک - ...




منبع : http://parniyanadab.blogfa.com/post/113



دلخوشی

درخواست حذف اطلاعات

همه ی دلخوشی ام بود کنارت باشم توی تقویم خودم فصل بهارت باشم تو که دریایی و من ماهی تنگی کوچک این چنین بود که یک عمر دچارت باشم ماه بودی که شبی ع تو در آب افتاد و خدا خواست که دائم در مدارت باشم مثل اهوازی و خون گرم ولی درد آلود کاش میشد که خودم گرد و غبارت باشم یا در آغوش بگیرم تن رنجور و پریشانت را یا که تا آ این قصه حصارت باشم همه ی دلخوشی ام دیدن لبخندت بود این دلیلیست که راهی دیارت باشم #سجاد_صادقی ...




منبع : http://man-e-ordibeheshti.persianblog.ir/post/65



کور باشم

درخواست حذف اطلاعات

روزی اگر سهم ی بودی دعا کن من کور باشم،کور باشم،کور باشم... #ناشناس ...




منبع : http://bonbaste-ordibehesht.blog.ir/1396/04/13/کور-باشم



رنج گنج

درخواست حذف اطلاعات

مرا چون کم فرستی غم حزین و تنگ دل باشم چو غم بر من فروریزی ز لطف غم خجل باشم غمان تو مرا نگذاشت تا غمگین شوم یک دم هوای تو مرا نگذاشت تا من آب و گل باشم همه اجزای عالم را غم تو زنده می دارد منم کز تو غمی خواهم که در وی مستقل باشم عجب دردی برانگیزی که دردم را دوا گردد عجب گردی برانگیزی که از وی مکتحل باشم ف را کفیلی کو که ارزد جان فدا ایی را ایی کو که آن را مشتمل باشم مرا رنج تو نگذارد که رنجوری به من آید مرا گنج تو نگذارد که درویش و مقل باشم صباح تو مرا نگذاشت تا شمعی برافروزم عیان تو مرا نگذاشت تا من مستدل باشم خیالی کان به پیش آید خی را بپوشاند اگر خونش بریزم من ز خون او بحل باشم بسوزانم ز عشق تو خیال هر دو عالم را بسوزند این دو پروانه چو من شمع چگل باشم خمش کن نقل کمتر کن ز حال خود به قال خود چنان نقلی که من دارم چرا من منتقل باشم ...




منبع : http://kolbegeli.blog.ir/1397/02/11/رنج-گنج



تصویرگاه دویست و چهارده

درخواست حذف اطلاعات

( و... ) خدا نخواست که من اهلِ ناکجا باشم اجازه داد فقط اهلی شما باشم وَ - ماجرای - به عشق فرجامید وَ - عشق خواست که من مردِ ماجرا باشم وَ - من - تورا - بدلیل آرمان خود که بی دلیل - مباد - آرمانگرا باشم چرا ؟ - مپرس ! که سرمشقِ عاشقی ست - سکوت مخواه - پاسخِ گنگی - براین « چرا » باشم سرودمت، بهمان باوری که در من بود وَ - شعر - حنجره ام شد که خوش صدا باشم وَ - خواندمت که قشنگ است - روز و شب ازتو بخوانم و نگران- نخوانده ها باشم خدا نخواست ! چه بهتر ! تو خواستی از من که خوش قریحه ترین - بنده ی خدا باشم . ...




منبع : http://hezartoyezehn.blogfa.com/post-369.aspx



اصلا متولد شده ام مال تو باشم

درخواست حذف اطلاعات

من آمده ام بینِ دو تا بال تو باشم ! در قلب تو در فکر تو در فال تو باشم تا کی شبحی گم شده در چله ی گیسوت یک سایه ی مواج به دنبال تو باشم ! ایکاش تو را لمس کنم آتشِ طناز ! ایکاش که سنجاق سر و شال تو باشم ! ... ... #مهدی_حسینی از مجموعه غزل دومم ...




منبع : http://mosafer-poem.blogfa.com/post/399



و تو نمیدانی...

درخواست حذف اطلاعات

من میتوانستم آن خوابِ شیرینی باشم که در چشمانت لانه میکنم و تو را با خود میبرم به دنیای شیرینِ خواب و خیال، من میتوانستم آن عطرِ خوش بویی باشم که هر روز به تو میچسبد، من میتوانستم آن شانه ای باشم که هر روز لا به لای زلف های تو میچرخد، من میتوانستم آن آیینه کوچکِ کنارِ اتاقت باشم که هر روز شانسِ دیدنِ تو را دارد یا حتی میتوانستم تن پوش_ات باشم گرم کنم وجودت را و حل شوم در تو؛ اما سهمِ من هیچ کدام از این ها نبود نشد که خواب باشم عطر باشم شانه باشم آیینه باشم تن پوش باشم و مالِ تو باشم سهمِ من از تو تنها و تنها تماشا _ات است آن هم از دور و تو نمیدانی که چه آشفته حالی است تماشای دلبر از دورترین نقطه ممکن! . . #مهشید_ ی ...




منبع : http://heseashena.blog.ir/1397/02/08/و-تو-نمیدانی



من باشم و من باشم و من...

درخواست حذف اطلاعات

نه نغمه نی خواهم و نه طرف چمن نه یار جوان ، نه باده ی صافِ کهن خواهم که به خلوتکده ای از همه دور "من باشم و من باشم و من باشم و من"--------------------م . امید ( مهدی اخوان ثالث) ...




منبع : http://floatingopera.blogsky.com/1397/06/05/post-1138/من-باشم-و-من-باشم-و-من-



بدون شرح

درخواست حذف اطلاعات

یک لحظه دلم خواست که پهلوی تو باشم بی محکمه ؛زندانی بازوی تو باشم پیچیده به پای دل من پیچش مویت تا باز زمین خورده ی گیسوی تو باشم کم بودن اسپند در این شهر؛سبب شد دلواپس رویت شدن روی تو باشم طعم عسل عالی لبهات دلیلی ست تا مشتری دائم کندوی تو باشم .... ...




منبع : http://entezar-sf.blogfa.com/post/21



گوشه چشم

درخواست حذف اطلاعات

بی روی تو سخت است که جان داشته باشم بر صبر فراق تو توان داشته باشم از کوی تو چون باد صبا بوی خوش آورد می خواست که من فصل خزان داشته باشم از هجر رخت خانه ی دل خانه ی حزن است یکدم نظری یا که فغان داشته باشم یک عمر همه صبح و مساء مدح تو گفتم با گوشه چشمت دو جهان داشته باشم هر دم هوس دیدن رویت به سر ماست تا لحظه به لحظه هیجان داشته باشم حالا تو بیا رخ بنما ای گل نرگس تا بهر تماشات زمان داشته باشم از بار فراقت کمرم گشته خمیده مپسند که من قد کمان داشته باشم بگذار قدم را به روی دیده ام آقا تا روی جبین از تو نشان داشته باشم ...




منبع : http://ashkeshafagh.blog.ir/1396/03/04/گوشه-چشم



گوشه چشم

درخواست حذف اطلاعات

بی روی تو سخت است که جان داشته باشم بر صبر فراق تو توان داشته باشم از کوی تو چون باد صبا بوی خوش آورد می خواست که من فصل خزان داشته باشم از هجر رخت خانه ی دل خانه ی حزن است یکدم نظری یا که فغان داشته باشم یک عمر همه صبح و مساء مدح تو گفتم با گوشه چشمت دو جهان داشته باشم هر دم هوس دیدن رویت به سر ماست تا لحظه به لحظه هیجان داشته باشم حالا تو بیا رخ بنما ای گل نرگس تا بهر تماشات زمان داشته باشم از بار فراقت کمرم گشته خمیده مپسند که من قد کمان داشته باشم بگذار قدم را به روی دیده ام آقا تا روی جبین از تو نشان داشته باشم ...




منبع : http://ashkeshafagh.ParsiBlog.com/Posts/776/گوشه چشم/



گوشه چشم

درخواست حذف اطلاعات

بی روی تو سخت است که جان داشته باشمبر صبر فراق تو توان داشته باشم از کوی تو چون باد صبا بوی خوش آورد می خواست که من فصل خزان داشته باشم از هجر رخت خانه ی دل خانه ی حزن استیکدم نظری یا که فغان داشته باشم یک عمر همه صبح و مساء مدح تو گفتمبا گوشه چشمت دو جهان داشته باشم هر دم هوس دیدن رویت به سر ماستتا لحظه به لحظه هیجان داشته باشم حالا تو بیا رخ بنما ای گل نرگستا بهر تماشات زمان داشته باشم از بار فراقت کمرم گشته خمیدهمپسند که من قد کمان داشته باشم بگذار قدم را به روی دیده ام آقاتا روی جبین از تو نشان داشته باشم ...




منبع : http://ashkeshafagh.blog.ir/1396/03/04/گوشه-چشم



«دلم» با «خودم»

درخواست حذف اطلاعات

چقدر چون همگان، مثل دیگران باشمبه جای عشق، به دنبال آب و نان باشم؟!اگر پرنده مرا آفریده اند چراقفس بسازم و در بند آشیان باشم؟!اگر چه ریشه در این دشت بسته ام، باید به جای خاک گرفتار آسمان باشممن از نزاع «دلم» با «خودم» خبر دارمچگونه با دو ستم پیشه مهربان باشم؟!نه او به خاطر من می تواند این باشدنه من به خاطر او می توانم آن باشم!-----------------------فاضل نظری ...




منبع : http://floatingoperaa.blogsky.com/1396/12/09/post-1070/-دلم-با-خودم-



شطحِ بیست و چهارم

درخواست حذف اطلاعات

مرا ببر که نباید کنارِ خود باشم وَ هم نشین دل بی قرار خود باشم اگر به دست خودم کشته می شوم روزی  چرا رها شده از کارزار خود باشم میان مردم و در این میانه  فاصله هاست مقدّر است که من در حصار خود باشم قبای ی ما را خودت رفو کردی که پوشش جگر با وقار خود باشم کدام آینه مطلوبِ خود شناختن است من از کدام یک آموزگار خود باشم چهار فصلِ مرا جلوه ی خزان دادی که در همین غم غربت بهار خود باشم همیشه رفته ام از دست تا پس از برگشت در این مکاشفه چشم انتظار خود باشم مرا ببر به حرم... گوشه ای ز شش گوشه بذار پیشِ دل داغ دار خود باشم ...




منبع : http://cheshmeye-chashmhayash.blogsky.com/1395/05/16/post-392/شطحِ-بیست-و-چهارم



بگذار که من چون تو ی داشته باشم

درخواست حذف اطلاعات

بگذار که من چون تو ی داشته باشمغرقت که شدم هم نفسی داشته باشم .تیغم بزنی هیچ ندانم، که چه بهتر !هم باشی و هم خار و خسی داشته باشمنزدیک بیا تا که در آغوش در آغوش.عیب است که فکرِ عَبثی داشته باشم ؟!عیب است ! ولی بی شکرِ دلبرِ دیرینرسم است که من طعمِ گسی داشته باشمجز در طلبت میلِ پ که ندارم یا جان بدهم یا قفسی داشته باشم فریاد که نه ! گر به حضورت برسانندمیل است که دلداررسی داشته باشم . شعرهای بیشتر درکانال تلگرام ما tajroobe@ ...




منبع : http://smng.persianblog.ir/post/6



در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم غزل سعدی اجرا شجریان

درخواست حذف اطلاعات

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم https://www.youtube.com/watch?v=nkd7acdimlq ...




منبع : http://ozra-mojibi.blogfa.com/post-4753.aspx



در آن نفس که بمیرم

درخواست حذف اطلاعات

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم به گفتگوی تو خیزم، به جستجوی تو باشم به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم نظر به سوی تو دارم، غلام روی تو باشم به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم ز خواب عاقبت آگه، به بوی موی تو باشم حدیث روضه نگویم، گل بهشت نبویم جمال حور نجویم، دوان به سوی تو باشم می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم هزار بادیه سهلست با وجود تو رفتن وگر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم ...




منبع : http://mouslem.blog.ir/1395/09/06/در-آن-نفس-که-بمیرم



آفتاب من باشم

درخواست حذف اطلاعات

می خواهم ، هر صبح که پنجره را باز می کنی ، آن درخت روبه رو من باشم فصل تازه من باشم آفتاب من باشم ، استکان چای من باشم و هر پرنده ای که نان از انگشتان تو می گیرد .. "روزبه سوهانی " ...




منبع : http://black-eye.blog.ir/1396/08/12/آفتاب من باشم



موج خودجوش

درخواست حذف اطلاعات

آ ین حرف من این است که شیدا باشمموج خودجوش و سراسیمه ی دریا باشمشب که بر تخت غم آلوده ی خود می خوابمترسم این است که بی روی تو زیبا باشمگفته بودی که بمان تا که بماند خورشیدمن نباشم چه تفاوت د تا باشمتو به دریا زدی و من به تن خشک کویرمن نمی خواستم آواره ی صحرا باشمجرمم این بود که یک روز ب از توکیفرم اینکه پس از کوچ تو تنها باشمعاشقی سوختن است حسرت پروانه شدننه از آن زاویه که تارک دنیا باشم ((خوبیار نادری نسب))((سال 94)) ...




منبع : http://naderinasab.blog.ir/1395/05/18/موج-خودجوش



نیایش

درخواست حذف اطلاعات

خدایا از تو میخواهم وجودم را بگونه ای بسازی و پرورش دهی ... که هر جا نفرتی هست، عشق باشم من هرجا زخمی هست، مرهـم باشم من هرجا تردیدی هست، ایمان باشم من هر جا ناامیدی هست، امید باشم من هر جا تاریکی هست، روشنائی باشم من و هر جا غمی هست، شادمانی باشم من خدایا توانم ده دوست بدارم بی چشم داشت و بفهمم دیـگران را حتی اگر نفهمند مرا ... آمین ...




منبع : http://taranom2000.blogfa.com/post/118



نشد نشد

درخواست حذف اطلاعات

می خواستم انتهای این باغ قدیم سر به زیر و پربار درخت رو به راه تو باشم می خواستم نباشم و در نبودم همیشه در یاد تو و نیمه نگاه تو باشم می خواستم برای پرواز تا بر تو همچون پر مرغان سیاه تو باشم افسوس که رفتی و رفت از خی هر جور شده خواستم بین راه تو باشم مثل کفتر جلد خانه همین تنهای بغل نشد کنار پنجره چشم به راه تو باشم بساط دستفروشی حوالی دم شب جنس محبوب و دل به خواه تو باشم نشد در آسمان تو بمانم و همین ستاره ای کم سو به شامگاه تو باشم خلاصه نشد نشد که برای تو مثل پروانه ای به دستگاه تو باشم ... پاییز ...




منبع : http://in-ruzhaye-man.blogfa.com/post-75.aspx



دمت گرم و سرت خوش باد

درخواست حذف اطلاعات

دمی او را ببینم که دلبر دلم تنگه شبی با ما به سر بر تو گل بر سر زنی ای نو گل مو(من) به جای گل زنم مو(من) دست بر سر ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ   من بی مایه که باشم که یدار تو باشم حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم تو مگر سایه لطفی به سر وقت من آری که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم هرگز شه ن که کمندت به من افتد که من آن وقع ندارم که گرفتار تو باشم ...




منبع : http://motia.blogsky.com/1396/02/27/post-209/دمت-گرم-و-سرت-خوش-باد



بیاد وطن

درخواست حذف اطلاعات

دوست دارم به وطن در پی یاران باشم....ازپی خاطرها عاشق جانان باشم.... همه ی فکر من این است که روزی باز ام....دوست دارم به دل کوه گیاهان باشم... دوست دارم که دگر باره ببینم همه را....بنگرم دیده به راه منتظر آ ن باشم.... عمری از دوری تو سوختم در آ تشم....دوست دارم که بسوزم تورا درمان باشم... دوست دارم که مرا دوستان نند....زین پس من به امیدم که خندان باشم... مانده ام در حسرت دیدار روی خوبان....دوست دارم که منم قصه ی دوران باشم. دوست دارم زگدشته کمی یاد کنم....همچو شمعی بدل شب سوران باشم.... بیک دارد همه را دوست از پیروجوان....دوست دارم که از دوست داران باشم.... ...




منبع : http://naghmeyekohsaran1.blogfa.com/post/5