استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

رو به موتم - یافته ها

رو به موتم مابین اطلاعات، اخبار و پست های وبلاگهای فارسی جستجو و مطالب جستجو شده ی پیشنهادی به صورت خلاصه و با درج لینک منبع نمایش داده شده. چنانچه نتایج جستجو شده دارای محتوای نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید.



رو به موتم

درخواست حذف اطلاعات

به شدت سرما خوردم تقریبا میشه گفت رو به موتم خیلی بده... و من همچنان با فیزیک جان مشکل دارم:| ...




منبع : http://khateratman-tarik-fateme74.blog.ir/1396/01/31/رو-به-موتم



حق با کیه؟..

درخواست حذف اطلاعات

دیوونگی هامو ببخش/من از تو هم عاشق ترم تو زندگی چیزایی هست/که حتی از تو میگذرم با اینکه شهر چشم تو/دنیای رویای منه میرم از این شهرو فقط/رویاش دنیای منه من میرم و تو با دلم/هر کاری که خواستی هرچی دلت میگه بگو/حق با توئه همیشه چون تنهات میذارم میخوام/یه تار موتم کم نشه ابروت سقف خونمه/این سقف باید خم نشه من بی خبرتر از تو و/تو بی خبرتر از منی تموم پل هام بشکنه/تو قولتو نمی شکنی تموم پل هام بشکنه/تو قولتو نمی شکنی شاید یه شب برگردم و/از یه غروب طلوع کنم دوباره مهتاب تورو/زیر ستاره رو کنم باید یه روز برگردم و/به آرزو زل بزنم از مرگ با چشمای تو/به زندگی پل بزنم من میرم و تو با دلم/هر کاری که خواستی هرچی دلت میگه بگو/حق با توئه همیشه چون تنهات میذارم  ومیخوام/یه تار موتم کم نشه ابروت سقف خونمه/این سقف باید خم نشه من بی خبرتر از تو و/تو بی خبرتر از منی تموم پل هام بشکنه/تو قولتو نمی شکنی تمو ...




منبع : http://saadatserat.blogsky.com/1395/11/03/post-292/حق-با-کیه؟-



دل تنگ

درخواست حذف اطلاعات

من دلم تنگ شده فاجعه را میفهمی عمق دلتنگی و این حال مرا میفهمی چون درختی که بریزد همه ی بار و برش شده ام مضحکه ی صاعقه ها میفهمی رو به موتم،همه اینگونه به من خیره شدند منم آن روح سراسیمه رها میفهمی قهر تو برده مرا تا درکاتی دیگر شده ام کافر و مغضوب خدا میفهمی گر خداوند بپرسد که چه می خواهی تو من بگویم که تو را باز ترا میفهمی ...




منبع : http://bahrielmira.blogfa.com/post/80



نسب شناسی زاده حاج بختیارچوار

درخواست حذف اطلاعات

زاده حاج بختیارچوار. بقعه متبرکه حاج بختیار، واقع در شهرستان ایلام، بخش چوار، روستای حاج بختیار می باشد که این روستا در ۲۷ کیلومتری شمال غربی شهر چوار قرار دارد. این بقعه از طرف شرق به شهرک شهید رجایی، از طرف غرب به روستای « بان سر »، از طرف جنوب به یک پرتگاه نسبتاً بلند و رودخانه و از طرف شمال به کوه « شیره زول » محدود می باشد، مردم این روستا به حاج بختیار «پیرژان» لقب دادن و معتقدند که اسم اصلی او چیز دیگریست. اما حاجی رو به معنی برآورده حاجت و بختیار به معنی اختیار زیاد می دانند. تا کنون اطلاعات مکتوبی در زمینه ی شجره نامه ی این شخصیت ی منتشر نشده است؛ اما بر اساس برخی منابع از علمای علم انساب، این بقعه را متعلق به حاج بختیار از نوادگان زاده علی الصالح (ع)مدفون در بخش صالح آباد می دانند. علامه سید جعفر الاعرجی در کتاب مناهل الضرب فی النساب العرب شجره ی این شخصیت ی را چنین ترسیم نموده اس ...




منبع : http://peimanseidmohammadi.blogfa.com/post/11



یه دل میگه....

درخواست حذف اطلاعات

خیلی خیلی دلم میخواد که بنویسم. مامن فیروزه ای منو ببخش. فراموشت ن و در حسرت دیدار و درددلم اما واقعن نمیرسم. الانم هلاک و مرده و روبه موتم اما گفتم نمیشههه و نبایییید از امروز نانوشته بگذرم. صداشو شنیدم و یه عاااالمه باهم حرف زدم. اونم از نوع خویش. هردومون خوب بودیم. هم من دلتنگگگگ ولی آپ بودم و هم اون توپ و سرحال. و این یعنی لحظه های بی انتهای غیرقابلوصف. آ شم یه پیشنهاد داشت که دلم ضعف میره براش. اما... هزارتا اما. چیکار باید م؟ چیکااار. ...




منبع : http://hellomzfp.blogfa.com/post/337



بیس و دوم شه :/

درخواست حذف اطلاعات

انفولانزای عزیز ممنون میشم از بدن بنده خارج شده و ما را ب حال خود رها کرده تا به درسا و امتحانا برسیم دوتا امپول تو ی روز همزمان خوردم اخه یکی نی بگه بدبخ مثلا میخوای بگی شجاعی بیچاره داشتی خوب میشیدی امپول زدی ریدی ب هیکلت بهتر ک نیستم هیچ رو موتم حالا موندم فردا برم مدرسه عربی هنو مونده حالم ک اینجوری رو موت نمیدونم واقعا کاش یکی بود دعا میکرد زودتر خوب شم خداروچ دیدی شاید خوب شدم با دعات راسی باید بگم ک ا تو وبتون اهنگ بذارین خب ادم ب چه امیدی بیاد تو وبتون اهنگ بذارین عوض کنین خو خدایا مارا هر چ سریع تر خوب بفرما سلامتی و هر چیه دیگه رو ادم تا ب خطر میقته و از دس میده میفهمه حالیمون نیس دیه ...




منبع : http://poochpich.blogfa.com/post/24



روزگاری ست که سودازده روی توام

درخواست حذف اطلاعات

روزگاری ست که سودازده روی توام خوابگه نیست مگر خاک سر کوی توام   به دو چشم تو که شوریده تر از بخت منست که به روی تو من آشفته تر از موی توام   نقد هر عقل که در کیسه پندارم بود کمتر از هیچ برآمد به ترازوی توام   همدمی نیست که گوید سخنی پیش منت محرمی نیست که آرد خبری سوی توام   چشم بر هم نزنم گر تو به تیرم بزنی لیک ترسم که بدوزد نظر از روی توام   زین سبب خلق جهانند مرید سخنم که ریاضت کش محراب دو ابروی توام   دست موتم نکند میخ سرا عمر گر سعادت بزند خیمه به پهلوی توام   تو مپندار کز این در به ملامت بروم که گرم تیغ زنی بنده بازوی توام   سعدی از عشاق چه خوش می گوید تُرک من برانداز که هندوی توام. ...




منبع : http://dashtemoshavvash.blogsky.com/1396/01/30/post-2167/



خیلی راحت برو ب خوشبختیت برس ادم آویزونی نیستم

درخواست حذف اطلاعات

گاهی فکر میکنم آدما چه راحت عوض میشن حتی عشقت... کارایی ک واسش انجام میدیو نمیبینه و براحتی کنارت میذاره.. دیگه نمیدونم ب کی اعتماد کنم !! یکی ک چند ساله توگوشم میخونه ک دوسم داره اما وقتی شرایط بحرانی میشه هیچ کاری نمیکنه!!!! شاید من توقعم زیاده یا شایدم جنس دوس داشتن الان فرق داره یا شایدم واقعا دوسم نداشت.. فقط اینو میگم من حتی رو ب موتم باشم آویزون ی نمیشم حتی تو عزیزم بدون خوشبختیت آرزومه حتی با من نباشی بدون دنیا وفاش همینه ازت ناراحت نیستم خی راحت ...




منبع : http://sunshiv.persianblog.ir/post/79



حق با کیه؟..

درخواست حذف اطلاعات

دیوونگی هامو ببخش من از تو هم عاشقترم تو زندگی چیزایی هست که حتی از تو میگذرم با اینکه شهر چشم تو دنیای رویای منه میرم از این شهرو فقط رویاش دنیای منه من میرمو تو با دلم هر کاری که خواستی هر چی دلت میگه بگو حق با توئه همیشه چون شاید یه شب برگردمو از یه غروب طلوع کنم دوباره مهتاب تو رو زیر ستاره رو کنم باید یه روز برگردمو به آرزو زل بزنم از مرگ با چشمای تو به زندگی پل بزنم من میرمو تو با دلم هر کاری که خو ا ستی هر چی دلت میگه بگو حق با توئه همیشه چون تنهات میذارم میخوام یه تار موتم کم نشه ابروت سقف خونمه این سقف باید خم نشه من بی خبر تر از تو و تو بی خبر تر از منی تموم پل هام بشکنه تو قولتو نمیشکنی تموم پل هام بشکنه تو قولتو نمیشکنی ...




منبع : http://saadatserat.blogsky.com/1395/11/03/post-292/حق-با-کیه؟-



زندگی - رو - زندگی - کنیم

درخواست حذف اطلاعات

اگر بتوانم یک بار دیگر زندگی کنم می کوشم بیشتر اشتباه کنم نمی کوشم بی نقص باشم. راحت تر خواهم بود سرشارتر خواهم بود از آن چه حالا هستم در واقع، چیزهای کوچک را جدی تر می گیرم کمتر بهداشتی خواهم زیست بیشتر ریسک می کنم بیشتر به سفر می روم غروب های بیشتری را تماشا می کنم از کوه های بیشتری صعود خواهم کرد در رودخانه های بیشتری شنا خواهم کرد جاهایی را خواهم دید که هرگز در آن ها نبوده ام بیشتر بستنی خواهم خورد، کمتر لوبیا مشکلات واقعی بیشتری خواهم داشت و دشواری های تخیلی کمتری من از انی بودم که در هر دقیقه ی عمرشان زندگی محتاط و حاصلخیزی داشتند بی شک لحظات خوشی بود اما اگر می توانستم برگردم می کوشیدم فقط لحظات خوش داشته باشم اگر نمی دانی که زندگی را چه می سازد این دم را از دست مده! از انی بودم که هرگز به جایی نمی روند بدون دماسنج بدون بطری آب گرم بدون چتر و چتر نجات اگر بتوانم دوباره زندگی کنم ، س ...




منبع : http://r-a-d.blogsky.com/1395/10/25/post-321/زندگی-رو-زندگی-کنیم



اگر بتوانم یک بار دیگر زندگی کنم

درخواست حذف اطلاعات

اگر بتوانم یک بار دیگر زندگی کنم می کوشم بیشتر اشتباه کنم نمی کوشم بی نقص باشم . راحت تر خواهم بود سرشارتر خواهم بود از آن چه حالا هستم در واقع، چیزهای کوچک را جدی تر می گیرم کمتر بهداشتی خواهم زیست بیشتر ریسک می کنم بیشتر به سفر می روم غروب های بیشتری را تماشا می کنم از کوه های بیشتری صعود خواهم کرد در رودخانه های بیشتری شنا خواهم کرد جاهایی را خواهم دید که هرگز در آن ها نبوده ام بیشتر بستنی خواهم خورد، کمتر لوبیا مشکلات واقعی بیشتری خواهم داشت و دشواری های تخیلی کمتری من از انی بودم که در هر دقیقه ی عمرشان زندگی محتاط و حاصلخیزی داشتند بی شک لحظات خوشی بود اما اگر می توانستم برگردم می کوشیدم فقط لحظات خوش داشته باشم اگر نمی دانی که زندگی را چه می سازد این دم را از دست مده ! از انی بودم که هرگز به جایی نمی روند بدون دماسنج بدون بطری آب گرم بدون چتر و چتر نجات اگر بتوانم دوباره زندگی کنم- ...




منبع : http://abtaban2.blogfa.com/post/2695



شاید

درخواست حذف اطلاعات

چشماتو وا کن، من رو به روتم هنوزم کل دنیا رو نمی دم با تار موتم حالا که چشمتو بستی به اشکای من عادت کن یا چشم وا کن دلم خوش شه خودت حالا قضاوت کن شاید چشماتو وا کردی و دیدی دروغ بود هرچی که از من شنیدی کجایی که با این چشمای خیسم ببینی پشت ع ات می نویسم شاید از بودن من خسته بودی که تو این ع چشاتو بسته بودی تو این ع م چه بد افتاده بودم از اونرور از چشات افتاده بودم چشماتو واکن حالا که هستم نیستی تو بارون، ع ت تو دستم پاتوق همیشگیمون تا دلم می گیره می رم قاب ع ت توی دستم ع تنهایی می گیرم شاید چشماتو وا کردی و دیدی دروغ بود هرچی که از من شنیدی کجایی که با این چشمای خیسم ببینی پشت ع ات می نویسم همون جای قدیمم با چه حالی من و بارون و ع ت جات خالی میام پیشت گلم حتما به زودی هوا بارونیه ای کاش بودی شاید از بودن من خسته بودی که تو این ع چشاتو بسته بودی متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تص ...




منبع : http://raminpazoki1.blog.ir/1395/12/01/شاید



ماه ابت سال نود و شش

درخواست حذف اطلاعات

سخنوری و منبر رفتنش عالی ادای درست حروف و وج آنها عالی صدای رسا عالی کم رو یا خج ی ابدا  اعتماد به نفس بالا  در حالی که در پایین ترین وضعیت طبقه اجتماعی می توان قرارش داد نه تحصیلاتی آنچنانی و نه ... یعنیا اگه من یه ده از مزیت های اونو داشتم الان چه پیشرفت ها که نکرده بودم یا به چه جایگاه اجتماعی که نرسیده بودم . خخخخخخب نوروز و سیزده به درو ، همه چی تمام شد و هفته های آ فروردینو داریم سپری می کنیم چکار کردیم تا این حد گذشته از سال جدید؟ آیا مفید بودیم یا به بط گذشت؟ در هر صورت هر کی روزهاش مفید گذشته خوش به حالش  هر کی هم غیر مفید باید بگم به فکر بقیه روزهای پیش رو باشیم اونا رو درست استفاده کنیم روزهای قبل سیزده ، عروسی بی احساس ترین دختر بود که گذشت عید نوروز امسالمون نه دید و بازدیدی داشتیم نه مهمان  تا هفته قبل که یهو سر و کله مهمان و دید و بازدیدا پیدا شد فعلا دو ...




منبع : http://myactworkbook.persianblog.ir/post/1140



اگر بتوانم یک بار دیگر زندگی کنم...

درخواست حذف اطلاعات

اگر بتوانم یک بار دیگر زندگی کنم می کوشم بیشتر اشتباه کنم نمی کوشم بی نقص باشم. راحت تر خواهم بود سرشارتر خواهم بود از آن چه حالا هستم در واقع، چیزهای کوچک را جدی تر می گیرم کمتر بهداشتی خواهم زیست بیشتر ریسک می کنم بیشتر به سفر می روم غروب های بیشتری را تماشا می کنم از کوه های بیشتری صعود خواهم کرد در رودخانه های بیشتری شنا خواهم کرد جاهایی را خواهم دید که هرگز در آن ها نبوده ام بیشتر بستنی خواهم خورد، کمتر لوبیا مشکلات واقعی بیشتری خواهم داشت و دشواری های تخیلی کمتری من از انی بودم که در هر دقیقه ی عمرشان زندگی محتاط و حاصلخیزی داشتند بی شک لحظات خوشی بود اما اگر می توانستم برگردم می کوشیدم فقط لحظات خوش داشته باشم اگر نمی دانی که زندگی را چه می سازد این دم را از دست مده! از انی بودم که هرگز به جایی نمی روند بدون دماسنج بدون بطری آب گرم بدون چتر و چتر نجات اگر بتوانم دوباره زندگی کنم- سب ...




منبع : http://tanhaei57.blogsky.com/1396/02/26/post-104/اگر-بتوانم-یک‌بار-دیگر-زندگی-کنم-



عاغا ما ای نخواستیم!

درخواست حذف اطلاعات

با سلام خدمت خوانندگان عزیز!!!! این پست را اینجانب درحالی که انگشتانم یخ زده و توان تایپ ندارد در آ ین لحظات عمرش برای شما میتایپد! .... عاغا ما امروز ساعت آ ای داشتیم ینی آزاد بودیم و میتونستیم بیایم خونه من و سه تا دیگه ازدوستام رفتیم ازمدرسه و سوار تا ی شدیم و اینا حالا بزار ازموقعیتمون بگم...تو راه که کلا بارون شدید بود و هیچکدوم هیچ لباس گرمی نپوشیده بودیم و تنها با فرم مدرسه و تو تا ی هم مجبور شدیم 5 تایی بشینیم حالا ما 4 تاعقب یکی هم جلو نشسته بود! وقتی تا ی به مقصد رسید بعد حدودا نیم ساعت دوتا ازبچه ها خونشون نزدیک بود و رفتن موندیم من و یکی دیگه ازدوستام که خونه هامون تقریبا نزدیک هم و در یک مسافت 20 دقیقه ای ازاونجایی که یپاده شدیم قرار داشت! ازاون جایی که دوستم پول نیاورده بود باخودش منم اومدم هم کرایه خودمو هم اونو حساب بنابراین دیگه اصن هیچ پولی نموند که تو اون بارون مسافتی که ...




منبع : http://girl-miss.blogfa.com/post/364



230 : پنجشنبه

درخواست حذف اطلاعات

صبح چشمامو که باز نفس نمیتونستم بکشم.یعنی میدونی تمام دیروزسرفه می اما فقط سرفه بود اما از صبح همه چی بدتر شده دوباره گوش درد بدن درد گلودرد و بدتر نفس کم میارم .میبینی شانسو. چون بابا پنجره اتاقمو باز گذاشته بود دیروز صبح منم لباسم گرم نبود هواهم صبحا سرد .این که سرماخوردم.امروزم مهمون داشتیم هیچکاری نتونستم م الانم که رو به موتم حال ندارم پاشم برم اما میرم .میرم که بهتر شم اما از الان بگم آمپول نمیزنم. گند نزنم فقط خدا کنه .کنفرانس ، عکاسی چه هفته ایه ها . اونروز مامان رفته بود واسم باتری ب ه .خانمه گفته بهش که امکان داره این که هنوز گوش درد میگیره گاهی و کیپ میشه ویروس روی عصب های گوشش نشسته باشهو مونده باشه در نتیجه اون ه فکر کنم اسمش خسروی یا همچین چیزی قراره وقت بگیرم اونم برم اما عمرا الان وقت بده. بالاغیرتا امشب آوار خوابو درست درمون دست میگیرمو میخونم نوشتم اولشو و میدونم چکار میخ ...




منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/230/230-پنجشنبه



چشم بر هم نزنم گر تو به تیرم بزنی

درخواست حذف اطلاعات

چشم بر هم نزنم گر تو به تیرم بزنی لیک ترسم که بدوزد نظر از روی توام   زین سبب خلق جهانند مرید سخنم که ریاضت کش محراب دو ابروی توام   "سعدی" -----------------------------------------   متن کامل شعر:   روزگاری ست که سودازده روی توام خوابگه نیست مگر خاک سر کوی توام   به دو چشم تو که شوریده تر از بخت منست که به روی تو من آشفته تر از موی توام   نقد هر عقل که در کیسه پندارم بود کمتر از هیچ برآمد به ترازوی توام   همدمی نیست که گوید سخنی پیش منت محرمی نیست که آرد خبری سوی توام   چشم بر هم نزنم گر تو به تیرم بزنی لیک ترسم که بدوزد نظر از روی توام   زین سبب خلق جهانند مرید سخنم که ریاضت کش محراب دو ابروی توام   دست موتم نکند میخ سرا عمر گر سعادت بزند خیمه به پهلوی توام   تو مپندار کز این در به ملامت بروم که گرم تیغ زنی بنده بازوی توام ...




منبع : http://n-poems.blogsky.com/1395/12/23/post-3144/چشم-بر-هم-نزنم-گر-تو-به-تیرم-بزنی



قسمت پنجاه و پنجم(رمان رازم رو نگه دار)

درخواست حذف اطلاعات

خیلی آروم و شمرده شمرده حرف میزد...هر لحظه که میگذشت حسم به این قرار بدتر میشد...شروع کرد همون قضیه ای که توی درباره ی ساخت بنیاد شه گفته شده بود رو برای سهیل گفت...میتونم بگم سهیل رسما کپ کرده بود...چراش رو نمیدونم ولی خیلی وحشت زده به مرد نگاه میکرد...این بار رو کرد به ما و گفت -         و اما موضوع آتش سوزی. موضوع آتش سوزی مربوط به همان پرورشگاهیه که قبلا به جای بنیاد شه بود. من دوتا دوست داشتم یه خانم و یه آقا که چند سالی میشد باهم ازدواج کرده بودن و یه بچه هم داشتن. یه بچه ی دوسال و نیمه. این دوتا دوست من از کارمند های اون پرورشگاه بودن و متاسفانه هردوشون توی اون آتش سوزی فوت . ولی به طور اتفاق اون بچه برع همه ی روز ها که پیش پدر و مادرش بود، اون روز پش مادربزرگش بوده. بعد از اون اتفاق من با خانواده ی بچه حرف میزنم و چون اون ها هم هیچکدوم توان ن ...




منبع : http://romankadeyekoochak.persianblog.ir/post/65