استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

مقالات علمی آموزشی

جدیدترین و آخرین مطالب وبلاگ مقالات علمی آموزشی از بلاگ مقالات علمی آموزشی دریافت گردیده و به همراه لینک سایت اصلی نمایش داده شده است. در شرایطی که اطلاعات و مطالب پست های نمایش داده شده نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.



قابلیت های بنیادی آدمی

درخواست حذف اطلاعات
در نظریه شناختی – اجتماعی بندورا(1999) قابلیتهای ویژه ای برای آدمی ذکر گردیده است که عبارتند از : قصدمندی[1]، دور شی[2] ، خودواکنش گری[3] و خودانعکاس گری[4] قصدمندی : منظور ازکارگزاری ، عمل قصدمندانه است . قصد شامل بازنمایی دوره عمل است که درآینده انجام خواهیم داد. البته فقط پیش بینی وانتظاراعمال نیست بلکه شامل تعهد به انجام آن درآینده نیزمی باشد. دور شی : بواسطه تمرین دور شی افراد درخود ایجاد انگیزه می کنند واع ان را دررویارویی با رویدادهای آینده جهت می دهند، ما در طول زمان ارزشهایمان را تعریف می کنیم و با دورانیشی زندگی خود را معنی دار ومنسجم می کنیم و به آن جهت می دهیم. آدمی در جریان زندگی طرح ریزی می کند، فرصت های مختلف را در نظر می گیرد وبه زندگی خود ساختار می دهد. خود واکنش گری : آدمی نه تنها طرح ریزی می کند و دور ش است ، بلکه خودنظم جو و خودانگیخته نیز می باشد . مکانیزمهای خودنظم جویی قابلیت هایی برای آدمی فراهم می کند که منجر به تغییررفتار برای خود فرد می شود. فرایندهای خود نظم جویی تفکر را به عمل پیوند می زند. خودنظم جویی به وسیله ده واکنش های ارجاعی هدایت می شوند که شامل ؛ خودبازبینی ، و خودمهارگری از طریق معیارهای شخصی می باشد. رفتار با استفاده از خود واکنش گری و مقایسه اه شخصی و معیارها صورت می گیرد. خودانعکاس گری : افراد نه تنها دراع ان مختارند بلکه کنش وری هایشان را ارزی می کنند. ظرفیت فراشناختی یکی از خصیصه های بنیادی کارگزاری آدمی است که به انسان درباره مناسب بودن تفکرات و اع ان پس خوراند می دهد . در این فعالیت فراشناختی ، افراد در باره صحیح بودن دور شی و پیش بینی تفکرات خود و برآیندهای اع ان و اینکه دیگران چه باورهایی دارند، داوری می کنند (بندورا ، 2001؛ نقل از کروئی ، 1382) . انسان به عنوان موجودی عامل نظریه شناختی – اجتماعی ، دیدگاهی عاملی درباره شخصیت دارد، بدین معنی که انسانها قابلیت اعمال کنترل برزندگی خود را دارند ، درواقع عامل بودن ماهیت انسان است . بندورا (2002) معتقد است انسانها خودگردان، مبتکر، ژرف ش وخود سامان بخش هستند و برای بوجود آوردن پیامدهای مطلوب ، از نیروی تأثیرگذاری بر اع ان برخوردارند. عامل بودن انسان یعنی فرایند فعال کاوش ، دستکاری و تأثیر گذاشتن بر محیط برای رسیدن به نتایج مطلوب (فیست و فیست[5] ، نقل از کندری ؛1386) . نظریه شناختی- اجتماعی ریشه در یک دیدگاه عمل انسانی دارد که درآن افراد کارگزارانی هستند که به طور مبتکرانه به رشد و توسعه خود می پردازند و به وسیله اع ان می توانند اتفاقاتی را بوجود آورند ، نکته کلیدی این مفهوم این حقیقت است که در میان عوامل شخصی دیگر، افراد خودباوریهایی را دارا هستند که آنها را قادر می سازد به اعمال کنترل بر افکار ، احساسات و اعمالی که " آنچه مردم فکر می کنند ، باور دارند ، و احساس می کنند که چگونگی عملکرد آنها را تحت تأثیر قرار می دهند " بندورا دیدگاهی ازرفتار انسانی ارائه داد که درآن باورهایی که افراد درباره خودشان دارند، عناصرکلیدی هستند دراعمال کنترل بر عمل شخصی . بنابراین افرادهم به عنوان نتایج وهم به عنوان بوجود آورنده محیطهای شخصی سیستمهای اجتماعی شان در نظر گرفته می شود(بندورا،2000) .
[1]intentionallay [2]forethought [3]self- reactivness [4]self- reflectiveness [5]phist & phist



منبع : http://yazo.samenblog.com/قابلیت-های-بنیادی-آدمی.html




رویکرد شناختی به اختلال وسواس فکری - عملی

درخواست حذف اطلاعات
رویکردهای شناختی به اختلال وسواس فکری - عملیدیدگاه شناختی راچمن درباره ocd راچمن (1997، 1998، 2003)، دیدگاه شناختی خود درباره ocd را بر پایه دیدگاه شناختی – رفتاری سالکووسکیس (1985) و الگوهای شناختی کلارک (1986) درباره اختلال هراس ارائه کرده است. به عقیده راچمن (1997)، ocd حاصل سوء تعبیر فاجعه آمیز فرد از اهمیت افکار (تصاویر، تکانه ها) مزاحم خود است. در نتیجه، الف) ocd تا زمانی که سوء تعبیرها ادامه دارند، به قوت خویش باقی خواهد ماند؛ و ب) در صورت تضعیف/ حذف سوء تعبیرها، ocd نیز کاهش یافته یا از بین خواهد رفت، بنابراین افرادی که برای وسواس معنای شخصی و با اهمیت قائل می شوند و برداشتی فاجعه آمیز از آنها دارند، ناراحتی بیشتری نیز تجربه کرده و نیاز خواهند داشت تا آن را خنثی کنند. راچمن (1993) معتقد بود که همه انسان ها هر از گاهی دچار افکار مزاحم می شوند اما اهمیت و معنابخشی به این افکار آنها را بیش از پیش ناراحت کننده و عذاب آور کرده و از تغییرات جزئی، یک طوفان می سازد. وی مشاهده کرد (1997) که افراد مبتلا به ocd اغلب افکارشان را به مثابه آشکارکننده خود "واقعی" یا "مخفی" شان تعبیر می کنند (به عنوان مثال، شخصی که افکار ناخواسته درباره ک ن دارد ممکن است معتقد باشد که وی در عمق وجود خویش، یک کودک آزار است). در تلاش برای حفظ "خلوص ذهن"، فرد شرایطی می آفریند که به موجب آن افکار مزاحم، ناخواسته و ناراحت کننده بیشتری به ذهن می آیند. جالب آن است که باورها و ایده آل هایی که برای شخص مهم و عزیز هستند زمینه ساز ocd می گردند. بر اساس نظریه راچمن (1997) چهار حوزه اصلی آسیب پذیری به وسواس بالینی وجود دارد که ممکن است در غیاب یکدیگر یا به طور همزمان نمود داشته باشند: الف) معیارهای اخلاقی[1] بالا، ب) سوگیری های شناختی خاص[2]، ج) افسردگی، د) آمادگی برای اضطراب[3]. راچمن از معیارهای اخلاقی بالا تحت عنوان "کمال گرایی اخلاقی" یاد کرده است، بدان معنا که، "افرادی که چنین آموخته اند که همه افکار ارزشی آنها، مانند برخی باورها و دستورالعمل های مذهبی خاص، دارای اهمیت است آسیب پذیری بیشتری نسبت به ocd خواهند داشت (صفحه 798). سوگیری های شناختی خاص، مانند ادغام فکر و عمل (راچمن، 1993) و مسئولیت پذیری افراطی (سالکووسکیس، 1985) باعث می شود که افراد، افکار مزاحم مزاحم "عادی" خود را با اهمیت و مرتبط با خود تلقی کنند. به کار بردن برخی سوگیری های شناختی خاص فرد را در معرض برداشت فاجعه آمیز از افکار وسواس گونه قرار می دهد. این گونه برداشت ها در فرد ناراحتی/ اضطراب زیادی برمی انگیزند که موجب می گردد تا فرد برای کاهش دادن آن دست به اعمال وسواس گونه بزند. نشان داده شده است که افسردگی سبب افزایش ocd می شود (ریکاردی[4] و مک نالی[5]، 1995). امکان دارد که افراد افسرده به دلیل وجود طرحواره های افسرده گون، نسبت به تغییرات منفی و یا فاجعه وار از افکار وسواس گونه آسیب پذیری بیشتری داشته باشند (شافران، توردارسون[6] و راچمن، 1996). آمادگی برای اضطراب بدان گونه که راچمن به عنوان عامل مستعد کننده برای وسواس در نظر گرفت، بسیار به مفهومی که کلارک[7] (1986) از آمادگی برای اضطراب در اختلال هراس ارائه داد نزدیک است. درست همان گونه که فرد مبتلا به اختلال هراس حس های فیزیولوژیک خود را به عنوان نشانه هایی از فاجعه تعبیر می کند (به عنوان مثال؛ " من در قفسه ام احساس تنگی می کنم پس من خواهم مرد!")، شخص مبتلا به ocd نیز ممکن است وجود افکار وسواس گونه را به عنوان نشانه ای از ش ت و محکومیت اخلاقی تلقی کند (به عنوان مثال، "اکنون فکر تنبیه فرزندم از ذهنم گذشت پس من در عمق وجود خود شخصی خشن و غیر اخلاقی هستم!") به عقیده راچمن (1998، 2003)، تعبیرات فاجعه وار موجب تفسیر دوباره و معنادهی مجدد به محرک هایی می شود که سابقاً خنثی بوده اند (موقعیت ها، افراد، عقاید و غیره)، که این مساله خود به برانگیخته شدن افکار وسواس گونه بیشتر می انجامد. به عنوان مثال، در ابتدا فرد ممکن است تنها هنگام حضور در کلیسا افکار کفرآمیز مزاحم را تجربه کند، اما نهایتاً کار بدانجا برسد که در حین بسیاری از اعمال مذهبی چه داخل و چه خارج از کلیسا، دچار این گونه افکار گردد. با تعمیم یافتن برانگیختگی های وسواس گونه، اشخاص ممکن است از اجتناب به عنوان راهی برای جلوگیری از برانگیخته شدن ocd استفاده کرده و تلاش نمایند تا ocd خود را از دیگران پنهان کنند (نوت[8] و راچمن، 2001). متاسفانه، پنهانکاری و رفتار اجتن تنها موجب تقویت باورهای فاجعه وار می گردد که در نهایت احتمال بروز افکار وسواس گونه بیشتر خواهد شد.
[1] . elevated moral standards [2] . particular cognitive biases [3] . anxiety - proneness [4] . riccardi, a [5] . mc nally, n. j. [6] . thordarson, d . s. [7] . clark, d.a. [8] . newth, s. j.



منبع : http://yazo.samenblog.com/رويكرد-شناختي-به-اختلال-وسواس-فكري-عملی.html




مهارت های مورد نیاز مدیران:

درخواست حذف اطلاعات


«رابرت کتز» به طور کلی سه نوع مهارت را برای اجرای فرآیند مدیریت لازم و ضروری می داند. این سه نوع مهارت عبارتند از: مهارت فنی، مهارت انسانی و مهارت ادراکی.مهارت فنی: یعنی توانایی بکار بردن دانش، روش، تکنیک ها و تجهیزات لازم برای انجام وظایف خاص که از طریق تجزیه، تحصیل و آموزش ب میشود. مهارت انسانی: به معنی توانایی کار با مردم و به وسیله مردم است که شامل شناخت و درک انگیزش و بکار گرفتن ی است. مهارت ادراکی: به معنی توانایی درک پیچیدگی کل سازمان و جایگاه عملیات خود فرد در سازمان است. این دانش به فرد اجازه میدهد که مطابق اه کل سازمان عمل کند نه بر پایه اه و نیازهای گروهی خویش. ترکیبی از سه نوع مهارت، برای مدیران در رده های مختلف سازمان لازم است. با پیشرفت فرد از سطح عملیاتی به رده های بالاتر مدیریت، ترکیب این سه نوع مهارت فرق خواهد نمود. برای اثر بخشی بیشتر، هر چقدر فرد از سطوح پایین مدیریت به سطوح بالاتر برود نیاز به مهارت فنی کمتری داشته و در مقابل به مهارت ادراکی بیشتری نیاز خواهد داشت. در سطوح پایین، نیاز به مهارت فنی بیشتر است، زیرا از آنها خواسته میشود زیر دستان خود را آموزش دهند و س رستی کارکنان صفی را به عهده بگیرند. اما در عوض مدیران رده های بالاتر نیاز کمتری به نحوه انجام کارها در سطوح عملیاتی دارند. ولی باید بتوانند چگونگی ارتباط این وظایف را در ب اه کلی سازمان بشناسند. با اینکه مهارت های لازم فنی و ادراکی در رده های مختلف مدیریت متفاوت است، ولی مهارت انسانی تنها شاخص مشترکی است که در تمام رده ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است و نقش به سزایی دارد. مهارت انسانی از سه جز اصلی درک رفتارگذشته، پیش بینی رفتار آینده و همچنین هدایت، کنترل و تغییر رفتار آینده تشکیل شده است. صاحب نظران دیگری، مهارت دیگری را برای مدیران لازم و ضروری می داند و آن مهارت طراحی و حل مسئله است. مدیران باید توانایی حل مشکلات به شیوه ای که به سود سازمان باشد را داشته باشند و بتوانند علاوه بر اینکه مشکلات و مسائل را بشناسند و تجزیه و تحلیل کنند، همچون یک طراح خوب، راه عملی مناسبی را برای حل آنها طراحی نمایند. مدیران همچنین باید قادر باشند عوامل محیطی را به دقت شناسایی کنندو اثرات آنها را بر روی سازمان شان بسنجند و از فرصت های بدست آمده به نحو مطلوب استفاده نموده و عواملی را که بر سر راه فرصت ها ایستادگی میکنند، شناخته و آنها را از میان بردارند.[1] «کیمبل وای » از صاحب نظران معروف مدیریت آموزشی با توجه به ویژگی های منحصر به فرد مدیریت آموزشی بالاخص مدیریت مدارس مهارت های مورد نیاز مدیران آموزشی را در پنج دسته به شرح زیر تقسیم بندی میکند:1- مهارت در ی: مدیر آموزشی باید بتواند موجبات تشویق و دلگرمی کارکنان و در نتیجه زمینه بروز استعدادهای نهفته کارکنان را فراهم آورد. ایجاد اه و مقاصد مشترک گروهی و ایجاد فرصت همکاری و مشاوره کارکنان از گام های اساسی در این زمینه است. در این راستا، مدیران باید مسئولیت تقویت روحی کارکنان و هدایت آنها در جهت ب اه آموزشی را به عهده بگیرند. 2- مهارت در استفاده از روابط انسانی: یکی از وظایف مدیران آموزشی به وجود آوردن محیطی سالم، شادی بخش و روح افزا است. در این راستا مدیران باید بتوانند در ارتباط با افراد، شخصیت آنها را محترم شمرده و نسبت به حل مشکلات آنها دلسوزی کافی به ج دهند و همچنین بتوانند به آرا و نظرات افراد توجه کافی بنمایند و از این طریق موجبات روابط انسانی مطلوب را فراهم آورد. 3- مهارت در برقراری روابط گروهی: مدیر آموزشی باید قادر باشد شرایطی ایجاد نماید که افراد با همکاری یکدیگر امور محول را انجام دهند. هر گاه فرصت های فراوانی برای هر یک از معلمان در شیدن و طرح ریزی برای کار و کوشش گروهی وجود داشته باشد، وسایل رشد و اعتلای هیئت مدرسان مدرسه هم فراهم می شود. یک قسمت اساسی در ایجاد روابط گروهی، کار سازمان دادن گروه های کاری و تبیین وظایف و نحوه ارتباط آن گروه ها است. 4- مهارت در امور استخدامی: بی توجهی در بکارگیری مناسب افراد با توجه به توانایی و استعدادهای افراد، موجب محروم ساختن آموزشگاه از حداکثر استفاده از وجود افراد می گردد. مدیر آموزشی باید پیوسته مراقب باشد که افراد در مشاغل و کارهایی که متناسب با استعداد و توانایی های افراد نیست بکار گرفته نشوند و این امر مست م شناخت دقیق مدیران از استعدادهای زیر دستانشان از یک سو و شناخت کامل از مشاغل موجود و صلاحیت های مورد نیاز برای تصدی آنها از سوی دیگر است. 5- مهارت در ارزشی : مهارت در استفاده از روش های صحیح ارزشی ، مدیر مدرسه را قادر خواهد ساخت که به معلمان در گرفتن تصمیمات لازم یاری کنند. درا ین راستا، مدیران بایستی اه و مقاصد آموزشی را برای افراد بیان نموده و موازین و ضابطه های تعیین میزان پیشرفت را مشخص نمایند. مدیر باید قادر باشد از ارزشی به عنوان یک وسیله بهبود و پیشرفت کار استفاده نماید، نه بعنوان وسیله مچ گیری و اعمال فشار، مدیر همچنین باید بتواند تا حد ممکن از تاثیر پیش داوری ها، اغراض شخصی و ظاهر افراد در امر ارزشی بکاهد و در نهایت صداقت و بی نظری ارزشی نموده و از نتایج ارزشی نیز به عنوان وسیله ای برای تصحیح خطا ها، سنجش میزان پیشرفت افراد و همچنین به عنوان یک وسیله انگیزشی مثبت استفاده نماید. [2]
[1] - هارولد تز و دیگران. اصول مدیریت. همان منبع پیشین. جلد دوم. ص 57 [2] - کیمبل وای . مدیریت و ی آموزشی. ترجمه محمد علی طوسی. مرکز آموزش مدیریت تی. 1372. ص 23-15



منبع : http://yazo.samenblog.com/مهارت-هاي-مورد-نياز-مديران.html




وسواس مذهبی ـ اخلاقی و سبک های شناختی مرتبط با وسواس فکری - عملی

درخواست حذف اطلاعات

همان گونه که پیش از این نیز اشاره شد، بررسی ها نشان داده اند که مذهب با برخی سوگیری های شناختی مرتبط با ocd همچون اهمیت افکار، کنترل افکار، مسئولیت پذیری و کمال گرایی (سیکا و همکاران، 2002) ادغام فکر و عمل (راسین و کاستر، 2003) و به خصوص ادغام فکر و عمل اخلاقی (یورولماز و همکاران، 2009؛ کوهن و رازین، 2007، سیو و همکاران، 2010) رابطه دارند. با این وجود، بررسی های انجام گرفته در خصوص رابطه وسواس مذهبی – اخلاقی و سوگیری های شناختی مرتبط با ocd نسبتاً اندکند. پرسشنامه وسواس مذهبی – اخلاقی پن[1] توسط آبراموویتز و همکاران (2002) تهیه شد که دارای دو زیرمقیاس ترس از گناه[2] و ترس از خداست[3]. این پرسشنامه بر روی دانشجویان ی پیاده شد. نتایج، تفاوت معناداری در وسواس مذهبی – اخلاقی بین دو گروه نشان نداد، امّا در شرکت کنندگان مذهبی، یهودیان نسبت به یان در هر دو زیرمقیاس ترس از خدا و ترس از گناه نمرات پایین تری ب د.تالین و همکاران (2001) نشان دادند که وسواس مذهبی با ثبات باورها[4]، تحریفات ادراکی[5] و تفکر جادویی[6] رابطه دارد. جوزف[7] و دیدوکا[8] (2001) نیز گزارشی مبنی بر همبستگی تفکر جادویی با وسواس مذهبی ارائه د. ورشووسکی (2006) دریافت که میان وسواس مذهبی – اخلاقی، ocd و تفکر جادویی رابطه وجود دارد. در این پژوهش رابطه مثبت و معناداری میان وسواس مذهبی – اخلاقی، با باورهای وسواس گونه، ادغام فکر و عمل اخلاقی و ادغام فکر و عمل احتمال مشاهده شد و همبستگی میان وسواس مذهبی – اخلاقی و ادغام فکر و عمل اخلاقی (001b/p، تحریفات ادراکی و تفکر جادویی با ادغام فکر و عمل احتمال مرتبط بودند و نه با ادغام فکر و عمل اخلاقی، ورشووسکی (2006) نتیجه گرفت که وسواس مذهبی – اخلاقی بیشتر به باورهای اخلاقی و دینی مربوط است تا به تفکر جادویی.ویتزیگ (2005) در بررسی ارتباط میان باورهای وسواسی، مذهبی بودن، و وسواس مذهبی – اخلاقی نشان داد که وسواس مذهبی – اخلاقی با وسواس فکری و هر سه زیرمقیاس پرسشنامه باورهای وسواسی[10] (مسئولیت پذیری/ ارزی تهدید، کمال گرایی/ اطمینان، اهمیت افکار/ کنترل افکار) همبستگی مثبت و متوسط دارد. با این حال نتایج رگرسیون حاکی از آن بود که تنها اضطراب صفتی[11] و اهمیت افکار/ کنترل افکار قادرند کم یا زیاد بودن وسواس مذهبی – اخلاقی را در یک فرد پیش بینی کنند.نلسون و همکاران (2006) مشاهده د که وسواس مذهبی – اخلاقی با وسواس فکری، ادغام فکر و عمل اخلاقی و هر سه زیرمقیاس پرسشنامه ارزی افکار مزاحم (اهمیت افکار، کنترل افکار، و مسئولیت پذیری) همبستگی مثبت و متوسط دارد. نتایج رگرسیون نشان داد که وسواس فکری، ادغام فکر و عمل اخلاقی و زیرمقیاس کنترل افکار قادرند 45 درصد تغیی ذیری در نمرات وسواس مذهبی – اخلاقی را تبیین کنند.اینزو[12]، کلارک، و کارانجی[13] (زیر چاپ) وسواس مذهبی – اخلاقی را در دو گروه مسلمان (ترک) و ی (کانا ) خیلی مذهبی و کم مذهبی مقایسه د. نتایج نشان داد که در شرکت کنندگان خیلی مذهبی، نمرات مسلمانان در زیر مقیاس ترس از خدا، اما نه ترس از گناه، نسبت به یان به طور معناداری بالاتر بود. تحلیل رگرسیون نشان داد که زیرمقیاس وسواس فکری پرسشنامه وسواس فکری- عملی کلارک- بک[14]، زیرمقیاس اهمیت افکار/ کنترل افکار پرسشنامه باورهای وسواسی، و احساس گناه نقش منحصر به فردی در پیش بینی تغیی ذیری نمرات وسواس مذهبی – اخلاقی دارند. 5-2 نتیجه گیریفصل حاضر به بررسی متون پژوهشی مرتبط با وسواس مذهبی- اخلاقی اختصاص داشت. در بخش نخست ابتدا توصیفی از اختلال وسواس فکری- عملی و پدیدار شناسی آن ارائه گردید و الگوی نشانه های وسواس فکری- عملی مورد بررسی قرار گرفت. سپس رویکردهای شناختی به اختلال وسواس فکری- عملی توضیح داده شدند که به طور خلاصه متضمن این نکته اند که وسواس فکری- عملی حاصل سوء تعبیر فاجعه آمیز فرد از اهمیت افکار (تصاویر، تکانه ها) مزاحم خود است. همچنین مفهوم ادغام فکر و عمل، ارتباط آن با مفهوم مذهبی "گناه از طریق تفکر" و نقش آن به عنوان یکی از سبک های شناختی مرتبط با وسواس در پدیدآیی و نگهداری وسواس فکری- عملی مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه شش سبک شناختی اصلی مرتبط با وسواس فکری- عملی معرفی و به تفضیل توضیح داده شدند. در بخش دوم رابطه میان مذهب و اختلال وسواس فکری- عملی مورد بحث قرار گرفت و دلایل احتمالی ناهماهنگی های موجود در ادبیات پژوهشی در خصوص ارتباط میان مذهب و اختلال وسواس فکری- عملی ارائه شد. در بخش سوم وسواس مذهبی- اخلاقی به تفضیل مورد توصیف و توضیح قرار گرفت و پدیدآوری و حفظ آن از دیدگاه های شناختی رایج تبیین گردید. در ادامه با بررسی متون پژوهشی مرتبط نشان داده شد که از میان نشانه های وسواس فکری- عملی، وسواس فکری و از میان سبک های شناختی مرتبط با وسواس فکری- عملی، ادغام فکر و عمل اخلاقی و اهمیت افکار/ کنترل افکار دارای بیشترین همبستگی با وسواس مذهبی- اخلاقی بوده اند.
[1] . penn inventory of dcrupulosity )pios( [2] . fear of sin [3] . fear of god [4] . fixity of belief [5] . perceptoal aberration [6] . magical ideation [7] . joseph, s. [8] . diduca, d. [9] . superstitiousness [10] . obsessive belife questionnaire )obq) [11] . trait anxiety [12] . inzu, m. [13] . karanci, n. a. [14] . clark-beck obsessive compulsive inventory (cboci)




منبع : http://yazo.samenblog.com/وسواس-مذهبی-ـ-اخلاقی-و-سبک-های-شناختی-مرتبط-با-وسواس-فکری-عملی.html




فرآیند ایجاد تغییر

درخواست حذف اطلاعات



فرآیند ایجاد تغییر فرآیند تغییر شامل سه مرحله اساسی است که عبارتند از: 1- وج از انجماد- هدف از این مرحله ایجاد انگیزش همچنین آماده فرد یا گروه برای تغییر است. در این مرحله بایستی افراد از وضع نیاز به تغییر آگاهی یافته و نیاز به تغییر را احساس کنند. در این مرحله باید هنجار ها، عادات و روش های انجام امور مربوط به گذشته که قرار است تغییر کنند، ش ته شوند به طوریکه فرد آماده پذیرش جایگزین های جدید برای آنها باشند. در حقیقت مقاومت ها در برابر تغییر در این مرحله از بین می روند. در این مرحله مدیریت بایستی مقاومت های موجود را بشناسد و به طریق مختلف اعم از آگاهی دادن به افراد، رفع ابهامات، دادن اطمینان در مورد وضعیت کارکنان و مواردی از این قبیل مقاومت های موجود را خنثی نماید و زمینه را برای ایجاد تغییر فراهم نماید. 2- ایجاد تغییر- وقتی افراد برانگیخته شدند آماده خواهند شد که با الگوهای جدید رفتاری تجهیز شوند. در این مرحله تغییرات لازم انجام می پذیرد. این مرحله احتمالاً از طریق همانند سازی یا درونی ساز انجام گیرد. 3- تثبیت مجدد- بعد از آنکه رفتار جدید ایجاد شد این رفتار جدید نیاز دارد که به عنوان یک الگو یا عادت درآید. دراین مرحله رفتار جدید در اثر تمرین و تکرار و در صورت وم از طریق تقویت به طور کامل تثبیت می گردد این مرحله تا آنجا ادامه می یابد که اطمینان حاصل شود که رفتار جدید به مرور زمان از بین نخواهد رفت.



منبع : http://yazo.samenblog.com/فرآيند-ايجاد-تغيير.html




اقدامات اصلاحی انجام شده در رابطه با معلولین و آسیب دیدگان جنگ

درخواست حذف اطلاعات

تاریخچه توجه و رسیدگی به مسائل معلولین وجانبازان شامل دو مرحله می شود ، مرحله اول مربوط به اقدامات عملی اصلاحی و تصویب قوانین در جهت ارائه خدمات مناسب به آنها بوده است (که به ذکرآن خواهیم پرداخت). مرحله دوم ، زمانی است که با مسائل معلولین برخوردهای علمی شده است یعنی ، در این مرحله کوشش شده با انجام تحقیقات ومطالعات مناسب و با تکیه بر نتایج حاصله ، راههای سازگاری روانی و حضور دراجتماع ، افزایش کارآیی و ایجاد مهارتهای مقابله با مشکلات را در این افراد ایجاد و افزایش دهندجنگ جهانی اول و دوم سبب معلولیت دهها هزارنفراز افراد در اروپای شرقی و غربی گردید و توجه به مسئله معلولیت درکشورهای درگیر جنگ اهمیت ویژه ای یافت و بطورکلی چند عامل باعث افزایش توجه روان شناسان به موضوع معلولیت گردید : 1- ابتکارات پزشکی موجب افزایش طول عمرافراد معلول گردیده است و این امر اهمیت تداوم مراقبت های روان پزشکی را درسراسر مراحل مختلف تحول زندگی این افراد واضح ترنموده است (در حالیکه قبلاً بدلیل پایین بودن طول عمراین افراد مسائل روان شناختی مربوط به آنان دارای اهمیت چندانی نبود) .2- با توجه به تأملهایی که نسبت به هزینه های مالی مربوط به نگهداری ، مراقبت ، توانبخشی و درمان معلولین ایجاد شده است، بدقت عمومی در مورد این مشکل افزوده است . همچنین از لحاظ شیوع در تمام جوامع درصدی از کل جمعیت دارای معلولیت بدنی مادرزادی و یا در اثر بیماریهای دوران طفولیت می باشد و این باستثنای معلولیتهای گوناگون ناشی از حوادث مختلف مثل جنگ ، ز له ، تصادف و ...می باشد (غضنفری،1371). اولین باری که مردم ایالات متحده نسبت به مسأله معلولین آگاهی واقعی به دست آوردند، درسالهای اولیه قرن گذشته بود ونتایج اسفبار بیماری و جنگ باعث آن گردید . هنگامی که مجروحین جنگ به وطن بازگشته ، نگرش جدیدی نسبت به یاری رساندن به این افراد به وجود آید و سبب شد مجامع قانون گذاری به یاری آنان بشتابند . ازسال 1940 تا بحال در نتیجه کمکهای بخش خصوصی ، کمکهای ای ی و نیز کمکهای ت مرکزی خدماتی که به آنان ارائه شد از رشدی مداوم برخوردار بوده است ، در این ایام همچنین بیمارستانها و مدارس ویژه تأسیس شده و نیز طبق قوانین قوه مقننه تغییر شکل ساختمانها می بایست به نوعی باشند که مجروحین جنگی بتوانند همانند افراد عادی از اماکن عمومی استفاده کنند . نتیجه مهمی که تصمیمها و قانونهای مجامع قانون گذاری در برداشته ، تحرک برنامه های آموزشی و فراهم شدن امکاناتی برای قربانیان جنگ است ، تا آنان بتوانند ار نظر اقتصادی بصورت افرادی فعال برای جامعه در آیند . که این برای خود آنان و نیز برای جامعه اهمیت بسیاری دارد ، زیرا زمانی که آنان خودکفا شوند ، دیگر جامعه مخارجی را صرف مراقبت از آنان متحمل نخواهد شد ، تغییراتی که طی سالها در نگرش افراد نسبت به استخدام این افراد بوجود آمده است ، به بهبود وضع مالی آنان کمک شایانی کرده است ( کشوری ، 1375).تاریخچه توجه به مسائل معلولین در جهان بدرستی بعد از جنگ جهانی دوم (1918-1914) شروع می شود. در قاره امریکا در ایالات متحده در سال 1920 قانون توان بخشی حرفه ای به تصویب رسید . در سال 1926 هنری لر[1] اولین مرکز توان بخشی تی آن قاره را در نیو ی بنیاد نهاد. درقاره اروپا بعد از جنگ اسکار هلن هایم[2] به س رستس بیالسکی[3] در شهر برلن و درکشور آلمان تأسیس گردید س رست برنامه های آموزشی و پرورشی و حرفه ای جانبازان دراین مرکز شخصی به نام هانزورتز[4] بوده است که اولین کتاب درزمینه توانبخشی را تحت عنوان " عصاهای خود را بشکن[5] " به رشته تحریر درآورده است (نامداری ، 1368). اولین کوششهای سازنده را می توان در اثناء جنگ جهانی دوم و بعد از آن مشاهده کرد که طی آن آسیب دیدگان جنگ را به تحرک وبازگشت به زندگی طبیعی وامی داشت . پس از پایان جنگ دوم به علت کثرت موارد معلولین ، شه ایجاد مراکزمخصوص توانبخشی برای معلولین درانگلستان مطرح گردید. و امروزه به دنبال رشد و توسعه همان تفکر ، این عقیده مقبولیت جهانی یافته است . از جمله پژوهشگران نامی که از زمان جنگ به تحقیق و بررسی مسایل و نیازهای آسیب دیدگان با تلاش پی گیر و درخور تحسین پرداخته است ، پروفسور گاتمن [6] انگلیسی است . وی یکی ازچهار نفربانیان اولین کنفرانس مربوط به معلولین است که در سال 1941 تشکیل گردید . گاتمن در مقدمه کتاب خود به نام (( تحقیق جامع در اطراف ضایعات نخاعی )) می نویسد : این کتاب حاصل سی سال تجربه شخصی من برروی بیش از چهارهزارمعلول ضایعات نخاعی است که تا کنون درمراکز توانبخشی استوک ماندویل [7] تحت درمان قرار گرفته اند. وی در کتاب یاد شده جنبه های درمانی و خصوصیات نیازهای اجتماعی و روانی معلولین را مورد بحث قرار داده است ( توانگر، 1373). سال 1962را می توان برای خدمات توانبخشی معلولین سال نمونه ذکرکرد. زیرا در این سال ، صدها هزار نفر معلول در توانایی های از دست رفته شان را درضمن برنامه توان بخشی مجدداً ب د. در اروپای غربی نیز ، روانپزشکی و روان شناسی معلولین جنگ، یکی از بغرنج ترین مسائل آن زمان را بوجود آورده بود. اینگونه بیماران با عوارض تحجر( قالبی بودن) و عدم آمادگی و انگیزه برای کار مجدد ومیل وافربه بازنشستگی قبل ازموعدد مقرر و دریافت حقوق و مزایای قانونی ، دربخشهای توان بخشی اشکالاتی ایجاد نموده اند ، از پزشکی به پزشک دیگر و از بیمارستانی به بیمارستان دیگر در راه بودند (شیخ الحسنی، 1376) . برای اولین بار در سال 1965 میلادی انجمن یی تندرستی ، تربیت بدنی و تفریحات سالم ، از محل کمک مالی بنیاد ژوزف – بی – کندی[8] اقدام به اجرای پروژه ای کرد که به زمینه های تفریحی و آماده سازی معلولین مربوط می شد و هدف آن افزایش مهارتهای تفریحی و آماده سازی بدنی آنان بود، بعدها پروژه گسترش یافت و بصورت یکی از واحدهای انجمن درآمد و واحد برنامه های معلولین قرار گرفت ( طوسی ، 1366)در ، از سال 1863 فعالیتهای رفاهی برای معلولین آغاز شد و ازآن پس کارشناسان شروع به تحقیق و بررسی و شناخت انواع مشکلات معلولین نمودند. و در سال 1892 مدرسه صنعتی بوستون [9]در ای ماساچوست برای معلولین با اه اصلی آموزش حرفه ای به آنها تشکیل شد. در سال 1908 یک کمیته اجتماعی شروع به بررسی و تحقیق در زمینه شناخت مسائل ناشی از معلولیت کرد. از جمله اینکه گزارش نمود اشتغال به تنهایی کافی نیست و معلولین باید در زمینه های مختلف آموزش تخصصی ببینند امور توان بخشی و کارآموزی حرفه ای در کشورهایی مانند اتریش و ما ی با همکاری مؤسسات بیمه اجتماعی ، بنگاههای کاری و نیز هیأتهای داوطلب از میان خود آسیب دیدگان انجام می شد. کارگاههای حمایتی متناسب با نیازهای آسیب دیدگان و پرداخت کمک مالی برای بازگشت آنان به کار، ورود آنان را به دنیای کار تسهیل می نماید و تأسیساتی شامل کارآموزی در منازل ، مراکز آموزشی روزانه یا آموزش در حین کار ، بنوعی طراحی شده اند تا نیازهای متفاوت گروههای مختلف آسیب دیدگان را پاسخ گویند. در ا نیزخدمات اجتماعی زیر به آسیب دیدگان جنگ عرضه می گردید : خدمات عیادتی ، تأمین مواد غذایی، کمک در منزل ، خدمات تعمیراتی، کاردرمانی در منزل ، خدمات حمل و نقل و ... ( مرکز مطالعات فرهنگی ، 1373؛ نقل از شیخ الحسنی ، 1376) .
[1] h. kessler [2] oskar helan haim [3]bialtscy [4] hanzvertaz. [5]break your crutcher [6] guttman [7] stak mandwide [8] joseph b. kennedy [9]boston




منبع : http://yazo.samenblog.com/اقدامات-اصلاحی-انجام-شده-در-رابطه-با-معلولین-و-آسیب-دیدگان-جنگ.html




گامهایی که در واکنشهای استرسی وجود دارد

درخواست حذف اطلاعات

مغزانسان تمایل دارد که د ردازش استرس کامپیوتر بسیار مؤثری باشد. ولی مغزهم اشتباه می کند،وچنین اشتباهاتی ممکن است به رفتار ناسازگارانه جدّی منجر شود.اگر به گامهای معمولی که درسازش باموقعیتهای استرس زا برداشته می شودتوجه کنیم،ماهیت وتوالی حوادث بیشتر نظرمارا به خودجلب می کنند تا جزئیات مخصوص مربوط به آنها. این گامها عبارتنداز: الف- ارزی وضعیت استرس. ب- بررسی وتصمیم گیری برای برطرف ساختن استرس. ج- اقدام به عمل.الف- ارزی وضعیت و چگونگی استرسکارشناسان ارتباطات جمعی برآورد کرده اند که یک فرد در هر ثا نیه چندین ده هزار اثر حسی دریافت می کند (کلمن،1972ص121). بدین ترتیب، یک جریان غربال و از صافی گذراندن کارآمد لازم است تا مغز از انباشته شدن اطلاعات بی ربط در امان باشد و اطمینان حاصل شود که ضرورتهای سازشی ذی ربط ادراک شده اند. این جریان شامل طبقه بندی حالات استرسی و ارزی میزان تهدید آن است .1- طبقه بندی ح استرس وقتی که ضرورت سازگاری جدیدی ادراک شد، شخص سریعا در جهت تعیین طبقه ی خاص آن مسئله بر اساس شباهتها و تفاوتهای آن با مسائل قبلی اقدام می کند. این طبقه بندی بسیار مفید بوده عمل و وظیفه ی ارزی را بسیار آسان می سازد. هر چند ممکن است منبعی برای خطا نیز محسوب شود، زیرا این احتمال وجود دارد که شخص مسئله ای را به جای آنکه بر اساس ویژگی های خاص خود تجزیه و تحلیل نماید به دلیل شباهت با موقعیتها ی خویش در طبقه ای قرار دهد و این ساده شی منتهی به سهل انگاری بیش ازاندازه درباره ی آن مسئله شود.2-ارزی میزان تهدید استرس چنان که می دانیم تهدید عبارت است از: پیش بینی خطر در آینده و شدت آن متناسب است با میزان آسیب و زیانی که در ذهن شخص تصور می شود. به طور کلی ارزی تهدید بستگی به ادراک موازنه ی نیروی استرس، میزان خطر آن، و آنچه فرد دربرابر این خطر می تواند انجام دهد یا منابع سازشی و قابل دسترسی وی، دارد. ارزی صحیح و یا غیر صحیح تهدید، نکته ی بی اندازه مهمی است،زیرا ارزی غلط وادراک نادرست آن آشکارا میتواند به عمیق تر حالات استرس منتهی گردد. ب- بررسی و تصمیم گیری برای رفع استرسپس از تعریف مسئله و تعیین میزان تهدید آن فرد باید در باره ی عملی که می تواند نسبت به آن انجام دهد،تصمیم بگیرد. این موضوع شامل تنظیم راههای حل مسئله و انتخاب یکی از آنهاست که به نظر مؤثرتر می رسد. به عبارت دیگر برای اخذ تصمیم باید راههای انجام عمل مؤثردر برابر استرس ارزی شده موازنه احتمالات،تمایلات وبهایی که شخص باید براتی آن بـپردازد،سنجیده شود. 1- تنظیم راههای انجام دادن عمل اغلب بامشخص شدن مسئله،شخص راه درازی را به سوی راههای مختلف انجام دادن عمل پیموده است،زیرا این عمل مست م استدلال ،تعمیم دادن، تصور نمودن، و سایر جریانهای خودآگاه شخص است که ممکن است برای حل مسئله ضروری باشد.2-موازنه ی احتمالاتف تمایلات، و بهای آنها پس از آنکه شخص راه های مختلف را برای پاسخ دادن به یک استرس تنظیم نمود با ید شایستگیهای نسبی آنها را برآورد نموده یکی را انتخاب کند. این عمل تحت تاثیر میزانی از موفقیت و درجه ای از رضایت خاطراست که شخص به دست خواهد آورد،و نیز بهائی که حاضر است برای آن بپردازد. پترسون و بیچ در بررسیهای خود راجع به حل مسئله و اخذ تصمیم به این نتیجه رسیدند که انسان یک آمارگر شهودی است که در صورت تساوی تمام شرایط، تمایل دارد عملی را انتخاب نماید که بیشترین احتمال موفقیت در جهت سازگاری با استرس را داشته باشد. الگوهای سازشیوقتی که شخص احساس می کند شایستگی اداره و برطرف ساختن یک موقعیت استرس زا را دارد، رفتار وی متوجه انجام دادن یک عمل جهت دار است. یعنی اساسا" در جهت بررسی ضرورات مربوط به واکنش سازی است. ولی زمانی که احساس کند شایستگی وی به طور جدی در اثر موقعیت استرس زا مورد تهدید است، واکنشهایش متوجه دفاع جهت دار خواهد بود که به طور نمایانی معطوف به محافظت "خود" از بی ارزش شدن و رهایی از تنش و اضطراب دردناک است. واکنشهای عملی جهت دارچون واکنشهای عملی جهت دار معطوف به برطرف ساختن ح استرس زا هستند، بنابراین، شامل یک ارزی عینی از آن موقعیت استرس زا بوده، منطقی، سازنده، خودآگاه، و هدف دارند. این عمل ممکن استشامل تغییر یافتن خود شخص باشد، یا تغییر دادن محیط اطراف شخص، و یا هم دگرگونی محیط و هم دگرگونی شخص، واکنشهای عملی جهت دار را می توان به حمله، عقب نشینی، و رفتار مصالحه گرانه تقسیم نمود. توانشهای ذهنی: منظور از توانشهای ذهنی آن دسته از عوامل ذهنی است که فرد را در حل مسائل و سازگاری او با شرایط گوناگون یاری می بخشند. مجموع این تواناییها هوش نامیده می شود؛ گرچه بسیاری از روان شناسان با کاربرد این اصطلاح موافق نیستند. در هر صورت هوش آشکارترین نشانه توان کارکرد ذهن و از جمله ویژگی های شخصی آدمی استکه به گونه ای پایدار در رفتار او نمایان می گردد. از این روست که این پدیده با رفتار کار رابطه پیدا می کند،به نحوی که دربعضی از مشاغل میزان بالای آن ،پشتوانه ضروری ومهمی برای موفقیت عملکرد فرد به حساب می آید. ازآنجا که پدیده هوش یابه عبارتی ،توانشهای ذهنی،یکی ازجنبه های تفاوتهای فردی می باشند، بدین لحاظ بخشی ازآزمونهای استخدامی کارکنان درهر سازمان کار به سنجش این توانشها اختصاص دارد. دراین فصل مانکاتی را درباره ماهیت هوش،عناصرتشکیل دهنده آن،انواع آزمونهای سنجش هوش ورابطه آن با عملکرد شغلی مورد بحث قرارخواهیم داد.



منبع : http://yazo.samenblog.com/گامهايي-كه-در-واكنشهاي-استرسي-وجود-دارد.html




نظریه فروید در مورد مکانیسم های دفاعی:

درخواست حذف اطلاعات
هرچند اصطلاح دفاع ریشه در تاریخ دنیای باستان دارد اما دانش امروزی ما در مورد مکانیسم های دفاعی به آثار زیگموند فروید[1] باز می گردد (وایلانت، 2001؛ فروید، 1966/1995؛ کلارک[2]، 1998). نخستین بار فروید (1894) اصطلاح دفاع را در اثری تحت عنوان «روان پویشی های دفاع[3]» بکار برد. او در این اثر هیستری دفاعی را در تمایز با هیستری هیپنوئید[4] و نگهداشت[5] مطرح کرد. فروید در مقاله ای تحت عنوان «درآمدی بر تاریخ روانکاوی» نظریه سرکوبی[6] را اساس روانکاوی معرفی کرد (صنعتی، 1380). اما، تا سالها مفهوم دفاع و سرکوبی را بصورت متداخل بکار می برد (کلارک، 1998؛ صنعتی، 1380؛ مور وفاین، 1990). سرانجام در ضمیمة مقاله بازداری ها، نشانه ها و اضطراب (1926) میان سرکوبی و اصطلاح دفاع تمایز قایل شد و سرکوبی را روش خاصی از دفاع دانست. فروید در یک دورة زمانی چهل ساله اکثر مکانیسم های دفاعی که امروزه از آنها سخن گفته می شود را بیان کرده است او پنج خصیصه مهم در مورد مکانیسم های دفاعی را در آثار خود برشمرد (وایلانت، 2001): 1- کاربرد اصلی دفاع ها مهار و سر و سامان دادن به تکانه ها و عواطف است. 2- دفاع ها ناهشیارند. 3- دفاع ها متمایز از یکدیگرند. 4- اگرچه نشانگان های[7] روان پزشکی با دفاع های خاصش مشخص می شوند اما دفاع پویا و قابل بازگشت و جایگشتند بنابراین ح هستند تا خصیصه. 5- دفاع ها می توانند به شکل مرضی درآیند یا خاستگاه آسیب شناسی روانی باشند. فروید در آثار مختلف خود 9 دفاع را مطرح کرد: درون فکنی، همانند سازی، فرافکنی، بازگشت علیه خود[8]، وارونه سازی[9]، واپس روی، واکنش سازی، جداسازی و ابطال (فروید، 1966/1995). آنا فروید مکانیسم دفاعی دهمی را به این فهرست افزود. او می نویسد:« به این نه مکانیسم دفاعی ما روش دهمی را اضافه می کنیم که به جای اینکه با مطالعه روان آزردگی درارتباط باشد با مطالعه بهنجاری سر و کار دارد که به آن والاش گری[10] یا جابجایی هدف های غریزی[11] می گوییم» (همان جا، ص: 44). بدین ترتیب آنا فروید برای اولین بار در سال 1936 در اثر کلاسیک خود «من و مکانیسم های دفاعی» اصطلاح مکانیسم های دفاعی را بکار برد (موروفاین، 1990). اولین مکانیسم ها را اینگونه تعریف کرد:«راهها و شیوه هایی که «من» با کمک آنها اضطراب و رنجش را پس زده و کنترل را روی رفتار تکانشی و غریزی اعمال
می کند.» طبقه بندی مکانیسم های دفاعی مکانیسم های دفاعی سازه های پیچیده و دشواری برای مفهوم پردازی و ارزی هستند و به همین دلیل فهرست و طبقه بندی استانداردی از دفاع ها وجود ندارد با این وجود، لازم است که به چند نوع طبقه بندی اشاره شود. 1- طبقه بندی ویلنت ویلنت (1976، 2000) دفاع ها را به چهار مقوله نارسیستیک[12]، رشد نایافته، نوروتیک و رشد یافته تقسیم می کند. به نظر وی دفاع های نارسیستیک از فرافکنی، همانند سازی فرافکن[13]، انکار[14]، آرمانی سازی اولیه[15]، دوباره سازی[16] و تحریف تشکیل شده است. دفاع های رشد نایافته از پرخاشگری فعل پذیر[17]، عملی سازی[18]، وقفه[19]، درون فکنی[20]، فرافکنی (در سطحی بالاتر از فرافکنی نارسیستیک)، خود بیمار انگاری[21]، واپس روی[22]، خیالبافی[23] و بدنی سازی[24] تشکیل شده اند. دفاع های نوروتیک از دلیل تراشی[25]، عقلانی سازی[26]، تفرق[27]، مجزا سازی[28]، فرونشانی[29]، جابجایی[30]، واکنش متضاد، برونی سازی[31]، باز داری[32]، کمیته سازی[33]، سازی[34] و مهار سازی[35] تشکیل شده اند. دفاع های رشد یافته از والایش[36]، نوعدوستی[37]، فرونشانی، شوخ طبعی[38]، پیش بینی[39] و ریاضت طلبی[40] تشکیل شده اند. 2- طبقه بندی اندروز، سینگ وبوند اندروز، سینگ و بوند (1993) براساس طبقه بندی سلسله مراتبی ویلنت (1971 و 1976) مکانیسم های دفاعی را بر حسب کنش انطباقی آنها به سه دسته رشد یافته، نوروتیک و رشد نایافته تقسیم د. سبک دفاعی رشد یافته شامل مکانیسم های والایش، شوخ طبعی، پیش بینی و فرونشانی می باشد. مکانیسم های مربوط به سبک دفاعی نوروتیک عباتنداز: ابطال[41]، نوعدوستی کاذب[42]، آرمانی سازی[43] و واکنش متضاد. سبک دفاعی رشد نایافته شامل دوازده مکانیسم دفاعی می باشد. فرافکنی، پرخاشگری، فعل پذیر، عملی سازی، مجزا سازی، ناارزنده سازی[44]، خیال پردازی اوتیستیک[45]، انکار جابجایی، تفرق، دو سازی، دلیل تراشی و بدنی سازی، در بخش بعدی به توضیح این مکانیسم ها می پردازیم. 3- طبقه بندی راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی چهارمین ویرایش راهنمای تشخیص و آماری اختلالات روانی (apa ، 2000، به نقل از آلدوین و یا نکورا، 2004) اخیراً هفت نوع اصلی از مکانیسم های دفاعی را معرفی کرده و آنها را به طور سلسله مراتبی، از شدت بیشتر به کمتر مرتب کرده است. برای مطالعه راحت تر، در شکل این طبقه بندی به تصویر کشیده شده است.
خفیف ـــــــــــ نوع دوستی ، والایش ، فرونشانی و شوخ طبعی
شکل طبقه بندی راهنمای تشخیصی وآماری اختلالات روانی (2000,apa) مکانیسم های دفاعی
یکی از شا ارهای فروید که ما را در شناخت رفتار انسان و بالنتیجه شخصیت او راهنمایی می کند مکانیسم های روانی یا دفاعی است. این مکانیسم ها که
مکانیسم های سازشی نیز گفته می شوند باعث سازگاری و تطبیق شخص با مشکلات محیطی و اجتماعی می شوند. همان طور که می دانید همیشه برای تمایلات، امیال و غرایز بین «نهاد» و «فرامن» درگیری و کشمکش وجود دارد و برای اینکه تعادل روانی و شخصیتی در اثر این درگیری محفوظ بماند من نقش میانجی داشته و از وسایلی استفاده می کند که از اضطراب که کیفیت نامطلوبی است و تقریباً سرمنشأ تمام بیماریهای روانی و واکنشهای عصبی را تشکیل می دهد نجات یابد. این وسایل همان مکانیسم های دفاعی هستند و روی این اصل آنها را به نام
مکانیسم های دفاعی «من»[46] نیز می گویند. مکانیسم های دفاعی چند خاصیت مخصوص دارند: 1- غیر ارادی و ناخودآگاهند و شخص در حین استفاده از آنها آگاهی ندارد. 2- باعث کاهش یا رفع اضطراب شده و تعادل روانی را حفظ می کند و در نتیجه در شخص قدرت سازگاری و تطابق با عواملی که پیش آمده ایجاد می کند. 3- اگر چه از نظر سلامت فکر منطقی نیستند و جنبه فریب و گول زدن را دارند ولی چون به بیمار فرصت می دهند که بتواند به طور منطقی با مشکلاتش مواجه شود لذا مفیدند. 4- همة ما از این مکانیسم ها بنحوی و تقریباً همیشه استفاده می کنیم ولی موقعی استفاده از مکانیسم های فوق جنبه مرضی به خود می گیرند که مکرراً و دائماً مورد استفاده قرار گیرند و سبب ج دائمی از واقعیت بشوند. در این حال ما با یک بیمار روانی سرو کار خواهیم داشت. 5- نقش یادگیری در استفاده از مکانیسم های دفاعی غیر قابل تردید است و شخص پس از استفاده از مکانیسم روانی و احساس آرامش ممکن است در مواجه شدن با وضع نامطلوب و هیجان انگیز مجدداً از آنها استفاده کند. تعداد این مکانیسم ها زیاد و طبقه بندی متعددی برای شرح آنها بیان شده که هیچ کدام و رضایتبخش نیست بخصوص اینکه شخص ممکن است از مکانیسم های دفاعی مختلف در یک آن استفاده نماید لذا ما بدون اینکه به تقسیم بندی مخصوص اتکا کنیم به شرح بعضی از آنها می پردازیم.
[1] . freud, s. [2] . clark, a.j. [3] . neoro- psychosis of defense [4] . hipnoid [5] . retention [6] . syndromes [7] . syndromes [8] . tyrning against the self [9] . reversal [10] . sublimation [11] . instinctual aims [12] . narcisstic [13] . projectie identification [14] . denial [15] . elementary identification [16]. solitting [17] . p ive aggression [18] . acting out [19] . blocking [20] . introjection [21] . hypochcndriasis [22] . reg ression [23] . fantasy [24] . somatization [25] . rationalization [26] . intellecfulization [27] . dissociation [28] . isolation [29] . suppression [30] . displacement [31] . externalization [32] . inhibition [33] . minimization [34] . yalization [35] .controling [36] . sublimation [37] . altruism [38] . humor [39] . anticipation [40] . asceticipation [41] . unsoning [42] . pseudoaltruism [43] . idealization [44] . devaluation [45] . autistic fantasy [46] . ego defence mechanisms



منبع : http://yazo.samenblog.com/نظریه-فروید-در-مورد-مکانیسم-های-دفاعی.html




تحقیق انجام شده در زمینه جانبازان

درخواست حذف اطلاعات

پژوهش تحت عنوان «بررسی تفاوت در قبولی (خود) بین معلولین پاسدار و و معلولین عادی» توسط یزدان دوست در سال 1361 انجام شده است. در این پژوهش افراد مورد مطالعه دو گروه بودند که شامل 30 نفر معلول عادی، سی نفر معلول پاسدار و از نظر میزان «قدر و شأن خود» مورد بررسی قرار گرفته اند. این دو گروه از نظر کلیه خصوصیات سنی و برابر انتخاب شده اند. آزمودنی ها مرد و مجرد بودند و سن آنها حداقل 20 و حداکثر 30 در نظر گرفته شده بود و سعی شده بود معلولینی که از دو پا معلول هستند به طور تصادفی انتخاب شوند. ابزار تحقیق، پرسشنامه «آیزنگ» که حاوی 30 سؤال مربوط به «سنجش قبولی خود» بوده پژوهشگر 10 سؤال به آن اضافه کرده بود. نتیجه پژوهش نشان داد که معلولینی که پاسدار و بودند دارای قبولی خود بیشتری نسبت به معلولین عادی می باشند. فرضی دیگری که سنجش شد عامل سن بود و نشان داده شد که سن پایین تر، قبولی خود بالاتری را نسبت به معلولینی که گروه سنی آنها بالاتر بود دارا بودند ( ی نسب، علی، 1373). آزمون عز ت نفس[1] آیزنگ آیزنگ برای بررسی شخصیت با همه دشواری هایی که گستره مذکور در ارزی دارد کوشش های فراوانی به عمل آورده است. حاصل کوششهای وی پرسشنامه های گوناگونی درباره ابعاد مختلف شخصیت است آیزنگ 1976 کوشیده است یکی از گروه های عمده از عوامل تشکیل دهنده را که مربوط به زمینه کلی سنخ[2]، استواری سازگاری[3] در برابر نااستواری هیجانی[4] است بررسی نماید ( ی نسب، علی، 1373). پژوهش ها نشان داده اند که تعدادی از صفات، مربوط به سنخ یاد شده می باشد و با یکدیگر همبستگی دارند. هر چند باید توجه داشت که همبستگی بین صفات کامل نیست اما وقتی فردی در یکی از این صفات نمره بالایی می آورد تمایل غیرقابل انکاری برای امتیاز بالا در سایر صفات نیز وجود دارد ( ی نسب، علی، 1373). استواری سازگاری از صفاتی چون عزت نفس، خوشی، آرامش، … و نااستواری هیجانی از صفاتی چون احساس حقارت، افسردگی، نگرانی، … تشکیل شده است. 30 سؤال از پرسشهای سنخ استواری سازگاری و نااستوار هیجانی مربوط به عزت نفس است که در مقابل احساس حقارت قرار گرفته است ( ی نسب، علی، 1373).
[1] - self- steam test [2] - type [3] - adjust ment stability [4] - emotioal



منبع : http://yazo.samenblog.com/تحقيق-انجام-شده-در-زمينه-جانبازان.html




نشانه های استرس در نوجوانی

درخواست حذف اطلاعات

نشانه های استرس در نوجوانی بحث های دامنه داری در مورد سهم نسبی یا خاص استرس درآغاز و حفظ طیف گسترده ای از اختلالات مرتبط با سلامتی وجود دارد . با این وجود ، تظاهرات استرس معمولاً در عرصه های شخصی و میان فردی به چشم می خورد . از آنجایی که برخی از پذیرفته شده ترین نشانه های فیزیولوژیکی استرس از طریق مطالعات همبستگی شناسایی شده و نشان از وجود همزمان یک استرسور با مشکل خاص مرتبط با سلامتی دارد اما علیت چنین آسیبی به دشواری تعیین می شود . هر چند نسبت دادن علت بیماری به یک استرس خاص دشوار است ، اما ادبیات مربوط به بیماریهای پوستی ، اختلالات تنفسی و گوارشی این بیماریها را به عنوان نشانگرهای استرس در عرصه های شخصی ، مدرسه و میان فردی می دانند و حمایت محکمی از این بخش که استرس در بروز بیماری نقش دارد ، ارائه می دهند . مشابه با این، مشکلات رفتاری اغلب با استرس های گریبانگیر فرد در ارتباط است . ج 2-1 به معرفی برخی نشانه های استرسی که روانشناسان مدرسه مشاهده کرده اند، می پردازد . این علائم ممکن است در مدرسه ، خانواده و در مکانهای معمول نمایان شود . تلاشهایی برای شناسایی انواع گوناگونی از استرس زاهایی که جوانان با آنها دست به گریبانند و دسته بندی رویدادهای زندگی و گرفتاریهای روزانه مطابق با آن درجه از شدت تاثیر احتمالی صورت گرفته است . ( الکایند ، 1988 ، کودینگتن[1] ، 1972 ، کومپاس و همکاران ، 1985 ، یانگز[2]، 1985 به نقل از فراید نبرگ ، 1997 ) . این فهرست ها طیفی از عظیم ترین استرس زاها چون مرگ یک والد ، رویدادهای بدنبال طلاق ، به زندان افتادن ، کنار آمدن با حاملگی ، بیکاری ، مشاجره با خواهر برادرها و غیره را در خود جای داده است . درحالیکه برخی استرس زاها شیوع نسبتاً کمی دارند ( مانند مرگ یک والد ) دیگر استرس زاها ( همچون شروع به کاری جدید ) رواج گسترده ای دارند . علاوه بر آن سطح استرس ایجاد شده در اثر آن رویداد زندگی بستگی به موقعیت و شخص دارد . هر چند این فهرست بندی ها در شناسایی رویدادهای گوناگون زندگی و وقایع گذاری متنوعی که ممکن است در اثر استرس در نوجوانان بوجود آید، مفیدند . اما حتی آنها نیز از بشمار آوردن طیف کاملی از نگرانیها در جامعه ای خاص ناتوانند ( فرایدنبرگ ، 1997 ) حقیقت اینست که درهر صورت ، زمانیکه نگرانیها به حد توانکاهی می رسند ، می توانند منجر به ناامیدی ، رفتار مشکل دار/ یا انفعال شوند . مضاف بر این نگرانیهای شناخته شده مواقعی وجود دارند که نوجوان ناتوان از درگیر شدن با رویدادهایی است که در اطراف او رخ می دهند. آنها از ب لذت از کارهایی که انجام می دهند ، ناتوانند که این خود بازت از تجربه مکرر خستگی است ( فرایدنبرگ ، 1997 ) .ج صفحه بعد نشانه های استرس نوجوانی را در 3 محیط خانه ، مدرسه و اجتماع نشان می دهد
ج 2-1: نشانه های استرس نوجوانی به نقل از فرایدنبرگ 1997 اجتماع مدرسه منزل اعتیاد به الکل بی تفاوتی ی قساوت ( بیرحمی ) اعتیاد به موادمخدر ولگردی همیشگی رفتار بز ارانه بی خانمانی بی تفاوتی عدم شرکت در اموراجتماعی بی بند وباری اعتیاد به تنباکو ابکاری خشونت(دعواهای بز ارانه) خشم رفتارضد اجتماعی بحث و مشاجره رفتار توجه جویی غرور وتکبر قلدری سردرگمی درحل مشکل دشواری درانجام تکالیف موردنیاز فرسودگی و خستگی جنگ و دعوا ولگردی بیماری چون تب منونوکلئوس ناتوانی در شروع تکالیف جدید انزوا / دوری گزینی عدم شرکت در فعالیتها تمرکز ضعیف خود نمایی مس ه / توهین فرار از مدرسه خشونت در حیاط مدرسه پرخاشگری بحث و مشاجره خستگی و بی حوصلگی خستگی مزمن دعوابا خواهر برادرها به سادگی گریستن / سرازیر شدن اشکها تماشای بیش از حد تلویزیون افزایش / کاهش بین از حد وزن ناتوانی در ادارة امورعادی روزانه تحریک پذیری بی علاقگی اشتیاق بیش از حد به راضی نگهداشتن دیگران منفعل بودن سهل انگاری درگیری با بزرگترها فریاد زدن غمگینی دمدمی مزاجی اختلالات پوستی اختلالات خواب قهر بددهنی ضعف و خستگی زخمها ( گوارشی ) نگرانی و اضطراب
[1] . coddington [2] . youngs



منبع : http://yazo.samenblog.com/نشانه-هاي-استرس-در-نوجواني.html




تعریف هیجان

درخواست حذف اطلاعات


2-1- تعریف هیجان:دانیل گلمن می گوید «واژه ای که تحت عنوان هیجان به آن اشاره می کنم، اصطلاحی است که روان شناسان وفلاسفه بیش از یک قرن درباره ی معنای دقیق آن به بحث و جدل پرداخته اند. در فرهنگ لغات انگیسی آ فورد، معنای لغوی هیجان چنین ذکر شده است: «هر تحریک یا اغت در ذهن، احساس، عاطفه ،هر ح ذهنی قدرتمند یا تهییج شده». من لغت هیجان را برای اشاره به یک احساس، افکار، ح های روانی و بیولوژیکی مختص آن و دامنه ای از تمایلات شخص برای عمل بر اساس آن به کار می برم. تعداد هیجان های شناخته شده با در نظر گرفتن ترکیبات، گوناگونی ها،تحولات و اختلالات جزیی میان آن ها به صدها نوع می رسد. در واقع، هیجان های ظریف بی شماری وجود دارند که برای بیان آن ها واژه ای نداریم. در میان پژوهشگران، بحث بر سر این که آیا اصولا می توان بعضی از هیجان ها را اصلی تلقی کرد- هیجان هایی که به مثابه ی رنگ های اصلی؛ آبی، زرد، قرمز باشند که سایر ترکیبات از آن ها سرچشمه بگیرند- واین که این هیجان ها کدامند، بحثی دنباله دار است. تعدادی از نظریه پردازان، چندین هیجان مشابه را در مجموعه ای واحد جای می دهند، اما جملگی آنان بر این مطلب اتفاق نظر ندارند. عنوان برخی از این خانواده های اصلی و برخی از اعضای آن ها از این قرار است:خشم: تهاجم، هتک حرمت، تنفر، غضب، اوقات تلخی، غیظ، آزردگی، پرخاش، خصومت، اذیت، تند مزاجی، دشمنی وشاید د ربدترین ح تنفر و خشونت آسیب شناختی.اندوه: غصه، تاثر، دلتنگی، عبوسی، مالیخولیا، دلسوزی به حال خود، احساس تنهایی، دل ش تگی، نا امیدی و در سطح آسیب شناختی، افسردگی شدید.ترس: اضطراب، بیم، ناآرامی، دلواپسی، بهت، نگرانی، توهم، ملاحظه کاری، تردید، زود رنجی، ترسیدن، ترس ناگهانی (شوک)، وحشت، و از نظر آسیب شناسی روانی هراس ( فوبی ) و وحشت زدگی.شادمانی: شادی، لذت، آسودگی، سندی، سعادت، شوق، تفریح، احساس غرور، لذت جسمانی، به هیجان آمدن، وجد خشنودی، رضایت، شنگولی، بوالهوسی، از خود بی خود شدن، و در نهایت شی (مانی).عشق: پذیرش، رفاقت، اعتماد، مهربانی، هم ریشگی، صمیمیت، پرستش، شیفتگی، مبهوت شدن.شگفتی: جا خوردن، حیرت، بهت، تعجب.نفرت: تحقیر، اهانت، خوار شمردن، اکراه، بیزاری، بی رغبتی.شرم: احساس گناه، دست پاچگی، حسرت، احساس پشیمانی، احساس پستی، افسوس، دل ش تگی و توبه. فهرست مذکور، یقینا نمی تواند کلیه سوال های مربوط به نحوه ی طبقه بندی هیجان را پاسخ دهد. برای مثال، حسادت را، که گونه ای از خشم آمیخته با اندوه و ترس است، چگونه می توان طبقه بندی کرد؟ جایگاه محاسنی هم چون امید و ایمان، شهامت و بخشندگی، یقین و متانت یا معایب ناپسندی هم چون شک، خود پسندی، تنبلی و بی حالی – یا ملال کدام است؟ پاسخ روشنی موجود نیست، مجادله ی علمی بر سر نحوه ی طبقه بندی هیجان ها هم چنان ادامه دارد. این استدلال که چند هیجان محوری وجود دارد تا حدودی وامدار کشفیات پل اکمن[1] کالیفرنیا در سانفرانسیسکو است. وی معتقد است افراد متعلق به فرهنگ های مختلف در سراسر دنیا، از جمله افرادی که به فرهنگ های نانویسا[2] تعلق دارند و به احتمال زیاد از سینما یا تلویزیون تاثیر نپذیرفته اند، می توانند ح های چهره حاکی از چهار هیجان (ترس، خشم، اندوه و لذت) را تشخیص دهند- و همین امر جهان شمول بودن این هیجان ها را نشان می دهد. اکمن تصاویری از چهره ی افراد را که با دقت تکنیکی زیاد، نشانگر ح های روحی آنان بود، به افرادی نشان داد که به فرهنگ های بسیار دور افتاده ای هم چون قبیله ی فور[3] در گینه ی نو تعلق داشتند- قبیله ای منزوی که در ارتفاعات دوردست در وضعیت عصر حجر زندگی می کنند- و دریافت نان تمام دنیا همان چند هیجان پایه را تشخیص می دهند. شاید بتوان گفت اولین بار، داروین به موضوع جهان شمول بودن ح های بیانگر چهره در ابراز هیجان ها توجه کرد و وی این امر را گواهی بر این امر می دانست که نیروهای تکامل، این نشانه ها را در سیستم عصبی مرکزی انسان ثبت کرده ا ند. من در جست وجو برای یافتن هیجان های پایه ای از اکمن و دیگران پیروی می کنم که هیجان را به صورت چند خانواده یا بعد مطرح می کنند، و خانواده های اصلی – خشم، اندوه، ترس، لذت، عشق، شرم و امثال آن – را مواردی در نظر می گیرم که برای اشاره به جزییات بی شمار زندگی هیجانی بشر لازمند. هر کدام از این خانواده ها، دارای یک هسته ی هیجانی پایه اند که نقشی محوری دارند و دیگر وابستگان آن ها با گونه گونی های بی شمار خود، ازآن مرکز نشات می گیرند. ح های روحی در حلقه های بیرونی جای دارند و به زبان فنی، خموش ترند و نسبت به یک هیجان خاص، دوام بسیار بیشتری دارند (برای مثال اگر چه بسیار نادر است فرد یک روز تمام در اوج خشم قرار داشته باشد، اما داشتن ح روحی گرفته و تحریک پذیر در تمام مدت روز، چندان نادر نیست، که در این میان، وهله های کوتاه مدتی از خشم هم به آسانی پیش می آیند). در مرتبه ی بعد از ح روحی، باید از خلق و خو صحبت کنیم که آمادگی ابراز یک هیجان یا ح روحی مشخص است که افراد را مالیخولیایی، ترسو یا شادمان می سازد و ورای این ح های هیجانی باید از اختلالات هیجانی آشکار مانند افسردگی بالینی یا اضطراب مداوم نام برد که بر اثر آن فرد احساس می کند به صورتی مستمر، در یک ح روحی مسموم کننده گرفتار شده است» (گلمن،1383: 387و 388و389 ).2-2- ظهور و پیدایش هوش هیجانی: «هوش عاطفی(هیجانی) آ ین تحول و ابداع مهم، در درک رابطه بین تفکر و عاطفه است. بر خلاف عقاید قبلی، بهترین و منحصر به فردترین کمکی که این سازه کرده، این است که عواطف و افکار را با هم سازگار می داند و هوشمندانه آن ها را با هم ترکیب می نماید. همان گونه که بلایس پاسکال[4] در جمله ای مشهور می گوید:"قلب، استدلال خاص خودش را دارد که چرا اسـتدلال ها را نمی پذیرد". در سازه ی هوش عاطفی، ادعا می شود که تفکر وعاطفه،آن گونه که قبلا فرض می شد، جدای از هم نیستند. امروزه هوش عاطفی دارای دو حوزه و طیف گسترده است. یکی از طیف ها، روان شناسی است که هوش عاطفی را به عنوان یک ویژگی یا خصیصه ی شخصیتی به حساب آورده و طیف دیگر، پژوهش های تجربی هستند که به صورت دقیق و جامع آن را مورد مطالعه قرار داده و روش های ارزی معتبری برای سنجش آن ارایه نموده اند» (سیاروچی و همکاران،1384 :10و11).2-3-- تعریف و سرشت هوش هیجانی:در روان شناسی، هوش هیجانی (عاطفی) به گروه هوش های به هم مرتبط تعلق دارد و به توانایی درک و کاربرد اطلاعات عاطفی و هیجانی اشاره دارد. به علاوه هوش هیجانی (عاطفی) منع کننده ی نظام عاطفی برای بهبود و افزایش هوش می باشد (سیاروچی و همکاران،1384: 28). تعریف اولیه ی هوش هیجانی(عاطفی) برای اولین بار در سال 1990 با همکاری پیتر سالووی مطرح شد «توانایی نظارت بر احساسات و هیجان های خود و دیگران، توانایی تمیز دادن هیجان های متفاوت و متنوع، توانایی استفاده از این اطلاعات برای راهنمایی و هدایت فکر و عمل» (فاطمی، 1385: 42و43 ). در سال های بعد، تعریف هوش هیجانی دردو رویکرد "توانایی"و "ترکیبی" ارایه شد. «نظریه توانایی (تجدید نظر شده در سال 1997) هوش عاطفی را به چهار حوزه تقسیم می نماید: اولین حوزه، شامل ادراک و ابرازعواطف (هیجان ها) می باشد که در برگیرنده ی صحیح عواطف (هیجان ها) در خود و دیگران است. حوزه ی دوم شامل توانایی کاربرد عواطف (هیجان ها) جهت تسهیل تفکر است که در برگیرنده ی پیوند و ارتباط صحیح عواطف (هیجان ها) با سایر احساسات و نیز توانایی کاربرد عواطف برای بهبود و افزایش تفکر می باشد. سومین حوزه یعنی درک و فهم عواطف (هیجان ها)، شامل تجزیه عواطف به اجزای مختلف، فهمیدن و درک تغییر احتمالی از یک ح احساسی به ح احساسی دیگر و فهم احساسات پیچیده در موقعیت های اجتماعی می باشد و حوزه ی چهارم، مدیریت عواطف است که شامل اداره ی احساسات خود و دیگران می باشد. حوزه های تقسیم بندی (تجدید نظر شده در سال 1998) تعریف ترکیبی که هوش عاطفی (هیجانی) را به عنوان توانش های غیر شناختی تعریف می کند عبارتند از:1- حوزه ی خودآگاهی: شامل ویژگی هایی چون خودآگاهی عاطفی (هیجانی) و اعتماد به نفس.2- خود نظم دهی: شامل خود کنترلی، قابل اعتماد بودن و نوآوری.3- انگیزش: شامل انگیزه ی پیشرفت، ابتکار و خوش بینی.4- هم دلی: شامل ویژگی هایی چون درک دیگران و آگاهی .5- مهارت های اجتماعی: شامل کیفیت هایی از قبیل نفوذ، مدیریت تعارض، ظرفیت ها و قابلیت های اجتماعی. بر اساس آنچه گفته شد می توان از دو رویکرد در تعریف هوش هیجانی نام برد: الف) رویکردهای اصیل وغیر ترکیبی که هوش عاطفی (هیجانی) را به عنوان هوشی که شامل عاطفه (هیجان) است، تعریف می کند.ب) رویکردهای ترکیبی که هوش هیجانی را با مهارت های دیگری چون بهزیستی روانی، انگیزش و توانایی برقراری رابطه با دیگران در هم می آمیزد که در نهایت از آن یک شاخص عددی تحت عنوان " ضریب هوش عاطفی (هیجانی)" به دست می آید» (سیاروچی و همکاران، 1384: 29 و30 و31 و32).در توصیف هوش هیجانی با رویکرد ترکیبی، نام دو نظریه پرداز مشهور به چشم می خورد، "دانیل گلمن " و "بار – آن".« بار- آن، هوش غیر شناختی (هیجانی) را عامل مهمی در تبیین توانمندی های افراد برای ب موفقیت در زندگی تلقی می کند و آن رابا سلامت عاطفی یعنی وضعیت روانی فعلی و در مجموع سلامت هیجانی در ارتباط مستقیم می داند. او برای اولین بار، بهر هیجانی (eq) را در برابر هوش بهر (iq) که اصطلاح شناخته شده و مقیاسی برای سنجش هوش منطقی (شناختی) است، مطرح کرد و از سال 1980به تدوین پرسش نامه ی بهر هیجانی (eqi) و توصیف کمی هوش هیجانی پرداخت. بار-آن، در فاصله ی سال های 1977-1980 ابتدا به پرورش مفهوم بهر هیجانی و سپس به اندازه گیری آن از طریق پرسش نامه هوش هیجانی پرداخت. فرآیند مختصر پرسش نامه وهنجاری آن بدین شرح است: برای تدوین پرسش نامه ابتدا، 1000ماده تهیه و پس از بررسی های لازم 133 ماده از بین آن ها بر اساس اظهار نظر متخصصان، پاسخ دهندگان و ملاحظات آماری انتخاب شد.2500 آزمودنی از کشورهای مختلف (آرژانتین، آلمان، هند، اسراییل، نیجریه، آفریقای جنوبی، سوید و ایالات متحده) به این پرسش نامه پاسخ گفتند. پاسخ ها از طریق تحلیل مواد و تحلیل عاملی بررسی شد و در نهایت، مقیاسی کلی برای بهر هیجانی و پنج مقیاس ترکیبی و پانزده ده مقیاس تدوین گردید. مطالعات انجام شده در مورد اعتبار آزمون بر اساس فرم های همتا و محاسبه ی ضریب ی درونی نشان می دهدکه متوسط ضریب آلفای کرانباخ در مورد جمعیت مورد نظر در مجموع 76 درصد است. بالا بودن ضرایب اعتبار آزمون نشانگر این است که مواد آزمون در راستای سنجش عامل مورد نظر از هم بستگی بالایی برخوردار است. ضریب اعتبار پس ازیک ماه بازآزمایی 85 درصد و پس از 4 ماه 75 درصد گزارش شده است. معنای این ضرایب این است که بین ماده های آزمون ی قابل قبولی وجود دارد. در عین حال، میزان ضریب هم بستگی آن قدر بالا نیست که نشان دهد هوش هیجانی و اجتماعی تغییر ناپذیرند. به عبارت دیگر، پرسش نامه ی هوش هیجانی نسبت به تغییر عملکردهای اجتماعی و هیجانی حساس است. مطالعه ی انواع روایی های مرتبط با پرسش نامه (مانند روایی محتوا، روایی صوری، روایی سازه، روایی هم گرا، روایی واگرا) در مجموع نشان می دهد که پنج عامل ترکیبی" eqi"، ساختار کلی هوش غیر شناختی (هیجانی) را می سنجد. بار-آن، در پایان تحقیق مفصل و طولانی خود نتیجه می گیرد که این آزمون از روایی کافی برای سنجش هوش هیجانی برخوردار است (بار-آن1997). شایان ذکر است که هوش غیر شناختی (آن گونه که با eq سنجیده می شود) شکل دیگری از هوش شناختی (که با iq سنجیده می شود) نیست (جلالی، 1381: 100و101). «این هوش (هوش هیجانی) بنابر نظر بار- آن، پنج مؤلفه به شرح زیر دارد که پانزده عامل در آن مؤثر هستند:مهارت های درون فردی شامل: - خودآگاهی هیجانی (بازشناسی و فهم احساسات خود)- جرأت (ابراز احساسات، عقاید، تفکرات و دفاع از حقوق شخصی به شیوه ای سازنده)- خود تنظیمی (آگاهی، فهم، پذیرش و احترام به خویش) - خود شکوفایی (تحقق بخشیدن به استعدادهای بالقوه خویشتن)- استقلال (خود فرمانی و خودکنترلی در تفکر و عمل شخص و رهایی از وابستگی هیجانی) 2- مهارت های میان فردی شامل: - روابط میان فردی (آگاهی، فهم و درک احساسات دیگران، ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش دو جانبه که به صورت هیجانی و وابستگی مشخص می شود)- تعهد اجتماعی (عضو مؤثر و سازنده گروه اجتماعی خود بودن، نشان دادن خود به عنوان یک شریک خوب)- هم دلی (توان آگاهی از احساسات دیگران، درک احساسات و تحسین آن ها).3- سازگاری شامل:- مسأله گشایی (تشخیص و تعریف مسائل، هم چنین ایجاد راه کارهای مؤثر)- آزمون واقعیت (ارزی مطابقت میان آن چه به طور ذهنی و آنچه به طور عینی، تجربه می شود)- انعطاف پذیری (تنظیم هیجان، تفکر ورفتار به هنگام تغییر موقعیت وشرایط)4- کنترل استرس شامل:- توانایی تحمل استرس (مقاومت در برابر وقایع نامطلوب و موقعیت های استرس زا)- کنترل تکانه (ایستادگی در مقابل تکانه یا انکار تکانه)5- خلق عمومی شامل:- شادی (احساس رضایت از خویشتن، شاد خود و دیگران)- خوش بینی (نگاه به جنبه های روشن زندگی و حفظ نگرش مثبت حتی در مواجهه با ناملایمات)» (به نقل از فاطمه حسینی حسین آبادی، -رو مه همشهری 29 مهر 1383).دانیل گلمن نیز معتقد است که هوش هیجانی هم شامل عناصر درونی است وهم بیرونی. درونی شامل میزان خودآگاهی، خود انگاره، استقلال، خود شکوفایی و جرات مندی می باشد. عناصر بیرونی شامل روابط بین فردی، هم دلی و مسولیت اجتماعی است. گلمن، هوش هیجانی را نوع دیگری از هوش می داند که این نوع هوش به ما نمی گوید که در دوران تحصیل چه نمره ایی بگیریم، بلکه بیش تر به این نکته می پردازد که ما چگونه می توانیم شرایط را سنجیده و به نمرات خوب دست ی م. "سلووی و میر" با رویکرد "توانایی"، هوش هیجانی را در قالب یک مدل (1997) ارایه می دهند « مدل سلودی و میر (1997) محوری کاملاً شناختی دارد. در این مدل، هوش هیجانی از چهار شاکله از توانایی ها تشکیل می شود که هم فرایندهای ابت و هم فرایندهای پیچیده روان شناختی هیجان و شناخت را همراه دارد. قسمت نخست این مدل «توانایی ذهنی» شامل مجموعه ای از مهارت هاست که امکان درک، ارزی ، و بیان هیجان ها را به شخص می دهند. توانایی های این بخش شامل شناسایی هیجان های خود و دیگران، بیان هیجان های خود، و تمیز دادن هیجان ها در دیگران هستند. قسمت دوم این توانایی ها شامل موارد زیر است: استفاده از هیجان ها به منظور تسهیل تفکر، به کارگیری هیجان ها در جهت رسیدن به تشخیص و قضاوت، فهم این معنا که تغییر ح می تواند منجر به توجه به دیدگاه های مختلف شود، و فهم این معنا که تغییر در ح هیجانی و هوش هیجانی می تواند شقوق انواع مختلفی از حل مسأله باشد. بخش سوم این توانایی ها شامل مهارت هایی از قبیل تمرکز، تشخیص هیجان ها از یک دیگر (مثلاً تمیز دادن میان دوست داشتن و عشق ورزیدن)، فهم ترکیب پیچیده ای از احساسات (مانند عشق و قدرت)، قانون مند احساسات است. نمونه ای از این مهارت ها، فهم این مطلب است که خشم اغلب منجر به خج می شود و از دست دادن همراه با غم است. چهارمین بخش توانایی های در این مدل، توانایی عمومی گسیل و هدایت هیجان ها در جهت حمایت از یک هدف اجتماعی است. در این مدل پیچیده تر هوش هیجانی، مهارت هایی مطرح می شوند که امکان برخورد گزینش با هیجانات را به افراد می دهند. به عبارت دیگر، به آن ها امکان می دهند تا هیجان ها را در خود و در دیگران نظارت و مدیریت کنند» (فاطمی، 1385: 43،44،45 ).
[1] paul ekman [2] preliterate [3] fore [4] blaise pascal



منبع : http://yazo.samenblog.com/تعریف-هیجان.html




روشهای پیش گیری از ایجاد استرس:

درخواست حذف اطلاعات

هانس سلیه پدر تحقیقات در زمینه استرس، در انتهای کتاب معروف خود به نام «فشار زندگی» پرسشی را مطرح می کند. او می گوید که آیا بشر قادر است با مطالعات علمی پدیده استرس، برنامه دقیقی برای تنظیم رفتار خود طرح ریزی کند، تا در حدی که بتوان، توسط آن از فشارهای زندگی جلوگیری کرد ؟ و یا حداقل از شدت آن بکاهد آیا با طرح این برنامه می توانیم بدون اینکه استرس حاصل از کشمکش ها و تلاشهای بیخود را به خود هموار نماییم دارای یک زندگی رضایت بخش و معنی دار شویم. سلیه به این مسئله مهم چنین پاسخ می دهد که هر فردی باید مشکلات خود را بر حسب خصوصیات خاص شخصیتی و محیطی خود حل کند، ولی اصولا" دستی به قوانین کلی که روشن کننده نحوه تاثیر استرس بر روان و تن است، هر فرد را برای جلوگیری از استرس و یا رفع آن مجهزتر می کند. بنابراین، سلیه اه قواعد و معیارهایی را که برای رفتار سالم و پیشگیری از ایجاد استرس لازم است، بشدت تقسیم می کند. هدفهای کوتاه مدت :هدفهای کوتاه مدت، برای ی آنی خواسته ها می باشد. بسیاری از این اه به آسانی قابل وصول هستند و احتیاج به طرح ریزیهای پیچیده و یادگیریهای دراز مدت ندارند. اینها فعالیتهایی هستند که مست م کوشش و تلاش شدید نمی باشند، مانند لذت بردن از طبیعت به وسیله حواس،تفریح، گردش، راه رفتن، بازیهای مختلف سرگرم کننده، فعالیتهای خلاقه مانند نقاشی ، استنشاق هوای آزاد، لذت بردن از دیدن دیگران یا از مشاهده خوشحالی آنها و غیره... . در این نوع فعالیتها کار وپاداش تقریبا" در یک زمان انجام می شود.اینکه این نوع لذتهای ساده، طبیعی و سهل الوصول می توانند منجر به احساس خوشحالی و خوشبختی بشوند امری است بدیهی. لیکن روان بیشتر قادر است که به رضایت خاطر پایدارتر و عمیق تر برسد، بعلاوه همه قادر نیستند که از لذات طبیعی و ساده مانند لذت بردن از طبیعت، یا موسیقی و یا نقاشی بهره مند شوند. بنابراین هر فردی باید در جستجوی آن چیزی باشد که مقبول طبع اوست و با ساخت شخصیت او تطبیق می کند. این لذت را می توان در نگاه کودکی که چشم به پرواز پروانه ای دوخته و یا در رفتار زیست شناس معروفی که در حال مطالعه و بررسی ساختمان میکروسکوپی سلولهاست، مشاهده کرد. مهمترین موضوع در این نوع لذلت، خالص بودن آنهاست و اینکه هدف خاصی جز ایجاد شادی و خوشحالی در فرد ندارند. آنها برای ب منفعت و یا سود و یا هدف خاص مادی انجام نمی شوند. تمام افراد که سخت درگیر تلاش زندگی هستند و در تب تاب و کشمکش آن گرفتارند، باید توجه کنند که برای حفظ زندگی و لذت بردن از آن، احتیاج به چنین لذات خالص و طبیعی و ساده ای دارند. منبع این لذات سرشار، عبارتست از برقرار تماس نزدیک و عاطفی با طبیعت. هر می تواند با نگاه به ستاره ها، گلها، درختان و حیوانات، از طبیعت لذت ببرد، البته عمق این لذت، در یک گیاه شناس و یا زیست شناس بیشتر است. هانس سلیه درباره رابطه بین اه کوتاه مدت و استرس می گوید که در تشریح پاسخ کلی استرس نشان داده است که هر کاری که ما می کنیم و هر اتفاقی که برایمان رخ می دهد و بالا ه این سه مرحله انرژی سازگاری در بدن محدود است و باید آن را با صرفه جویی حساب شده ای مصرف می کنیم. این پایه بیولوژیک احتیاج بشر برای ابراز وجود ورسیدن به اه خود است. این سه مرحله اساسی عبارتند از: تعجب (واکنش اخطاری)، تسلط (مرحله متفاوت)، خستگی و بتدریج حرکت به سوی مرحله آرامش و تکرار همان مراحل و یا رسیدن به مرحله آ که مرگ است. بشر برای گذشتن از این مراحل ساخته شده است، بنابراین لازم است که او خود را برای گذر از آنها آماده سازد و هیچیک از این مراحل را از نظر دور ندارد، از هر مرحله استفاده کند و لذت کامل را ببرد و در عین حال انرژی خود را نیز تا حد ممکن ذخیره نماید.



منبع : http://yazo.samenblog.com/روشهاي-پيش-گيري-از-ايجاد-استرس.html




2. 4 . 1 . جهل در قرآن :

درخواست حذف اطلاعات
2. 4 . 1 . جهل در قرآن : افرادی هستند که بدون علم و آگاهی از هوی و هوس های خویش پیروی می کنند و این پیروی شان بدون استدلال و برهان است به همین خاطر خداوند آن ها را گمراه کرده و هدایت شان نمی کند پس جهل و نادانی یکی از عوامل هوی پرستی می باشد . که در این زمینه خداوند در آیه 29 سوره روم می فرمایند : بَلِ اتَّبَعَ الَّذینَ ظَلَموا اَهواءَ هُم بِغیرِ عِلمٍ فَمَن یَهدی مَن اَضَلَّ اللهُ وَ ما لَهُم مِن ناصِرینَ . روم ( 30) : 29 . ولی ظالمان بدون علم و آگاهی، از هوی و هوس های خود پیروی د. پس چه ی می تواند آنان را که خدا گمراه کرده است هدایت کند ؟! و برای آن ها هیچ یاوری نخواهد بود . ظالمان از هوا و هوس های خویش بدون علم و آگاهی پیروی می کنند و تابع هیچ منطقی نیستند . این ها را خداوند به خاطر اع ان در وادی ضل افکنده است و چه ی می تواند آن ها را که خدا گمراه کرده است هدایت کند؟! اگر خداوند آن ها را از طریق حق گمراه ساخته به خاطر ظلمشان است ، همان گونه که در سوره ابراهیم آیه 27 می خوانیم : وَ یُضّلُ اللهُ الظُالمینَ : « خداوند ظالمان را گمراه می سازد » .و مسلّم است انی را که خدا رهایشان سازد و به خویش واگذار کند، برای آن ها هیچ یار و یاوری نخواهد بود. و به این ترتیب سرنوشت شوم این گروه را روشن می سازد، چرا چنین نباشد در حالی که آن ها مرتکب بزرگ ترین ظلم ها شده اند، عقل و شه خود را از کار انداخته و به آفتاب علم و دانش پشت کرده، و به تاریکی هوی و هوس روی آورده اند، طبیعی است که خداوند توفیقش را از آن ها سلب می کند و در ظلمت ها رهایشان می سازد و هیچ یار و یاوری برای آن ها باقی نمی ماند. ( مکارم ، تفسیر نمونه، ج16، صص 414 ــ 415 ) .این آیه اشاره به این دارد که ظالمان از هواهای نفسانی اطاعت می کنند لذا در مقام انکار می آیند ، پیروی از أهواء نیز روی استدلال و برهان نیست بلکه بدون علم و مدرک است . حق آن است که خداوند اضلالشان کرده است، دیگر راهنمایانی نخواهند داشت و یاران و شفاعت گرانی پیدا نخواهند کرد . و اضلال آن ها نتیجه و پیامد ظلمشان است. (قرشی، أحسن الحدیث، ج 8 ، ص 200 ) .هواپرستی، جوهر شرک است . پس آیه به ما می گوید : ستم اساس پیروی از هوی است و آن به نوبه ی خود سبب ضل است . و نیز اشاره می کند به این که هوی و علم ضدّ یکدیگرند . ی که از هوای نفس پیروی کند علم از او دور می شود و ی که با هوای نفس خود مخالفت ورزد به نور علم ، روشنی خواهد گرفت و هر ی که بدون علم از هوای نفس پیروی کند خدا به زودی او را گمراه خواهد ساخت . و علم او را که اگر به آن عمل نکند از او می ستاند زیرا چنین ی علم خود را رها کرده و به جهل گراییده است. و از هوای نفس خود پیروی کرده ، در این حال ی را جز خدا که او را هدایت کند نمی یابد. (مدرسی، تفسیر هدایت، ج 10 ، صص 44 ـ 45 ) .پس پیروی از هوی باعث گمراهی می شود و هوی و علم ضدّ یکدیگرند. هوی ما را به جه می کشاند و ما را از خدا دور می کند امّا علم، ما را با حقایق آشنا می کند . و خداوند در جای دیگر فرموده است : ثُمَّ جَعَلناک عَلی شَریعَةٍ مِن الاَمرِ فَاتَّبِعها وَ لا تَتَّبِع اَهواءَ الَّذین لا یَعلمونَ . جاثیه (45) : 18 . سپس تو را بر شریعت و آیین حقی قرار دادیم؛ از آن پیروی کن و از هوس های انی که آگاهی ندارند پیروی نکن.صاحب تفسیر المیزان ذیل آیه مورد بحث می گوید: بعد از آن که به بنی دادیم آنچه را که دادیم، تو را بر طریقه خاصی از امر دین الهی قرار دادیم، و آن عبارت است از شریعت که رسول و امّتش بدان اختصاص یافتند . و رسول خدا را مأمور می کند تنها پیرو دین و فرامینی باشد که به او وحی می شود ، و از هواهای جاهلان که مخالف دین الهی هستند پیروی نکند . از این آیه دو نکته استفاده می شود : اوّلاً این که هم مانند سایر امّت مکلّف به دستورات دینی بوده است .ثانیاً : این که هر حکم و عملی که مستند به وحی الهی نباشد، و یا بالأ ه منتهی به وحی الهی نباشد ، هوایی نفسانی از هوای جاهلان است، و نمی توان آن را علم نامید . (طباطبایی، تفسیر المیزان، ج 18، ص 253 ) .پس قرآن می فرماید : آن ی که دنبال هوی و هوس است به یک نفهمی می رسد . یک وقت انسان نمی داند و نفهمی می کند . امّا یک چیزیی را می دانم و دارم خلاف می کنم . علم و جهل بر انسان حکومت نمی کند . من می دانم و طبق دستور علمم ، عمل نمی کنم . پس علم حکم ران نیست . امّا اگر یک جهل یا یک علمی را ب کردید، نه از طریق کتاب ، با عمل ب کردید، آن ها بر انسان حکومت می کنند . با وجود این که می داند، خدا او را گمراه می کند . 2. 4 . 2 . جهل در نهج البلاغه :افراد جاهل و نادان به خاطر پیروی از هوای نفس اغلب گرفتار اوهام و پندارهای غلط هستند و به گمان این که مقدّمات کار فراهم است، خود را در گرداب حوادث می افکنند و با ناکامی و ش ت رو به رو می شوند . در این باره حضرت المؤمنین علی (علیه السّلام ) در " خطبه 105 " می فرمایند : « عِبادَاللهِ ، لا تَرکَنُوا إلی جَهالَتِکُم ، وَ لا تَنقدوا لِأهوائِکم ، فإنَّ النّازِلَ ..... جُرُفٍ هارٍ ....» (صبحی صالح، نهج البلاغه، ص 152 ) .« ای بندگان خدا ! به نادانی های خود تکیه نکنید، و تسلیم هوای نفس خویش نباشید، که چنین ی بر لبه پرتگاه قرار دارد و بار سنگین هلاکت و فساد را بر دوش می کشد ..... » ( دشتی ، محمد ، ترجمه نهج البلاغه ، ص 137 ) . این خطبه حول سه محوراست : 1 . بیان ویژگی های پسندیده 2 . هشدار از آینده ی تلخ فرزندان بنی امیّه 3 . اندرزهای جاودانه ، و توجّه دادن مردم به اهل بیت ( علیه السّلام ) . در شرح این فراز از خطبه می گوید : بعد از این که علی ( ع ) راه هدایت را بیان کرده و مردم را به سوی مصدر علوم دست اوّل راهنمایی می کند، آن ها را نهی می کند از پیروی افکار کوته بینانه ای که آن ها را به راه حق و هدایت نمی رساند، بلکه فقط آن ها را به سوی جه و پستی سوق می دهد . هم چنین ( ع) آن ها را از این که دنبال هوا و هوس های نفسانی خویش بروند برحذر می دارد، زیرا در این صورت به هلاکت کشیده می شوند . ( ، شرح نهج البلاغه، خطبه 105 ، ج 2 ، ص 193 ) . جه باعث می شود که ما تسلیم هوای نفس شویم و ما را از راه حق و هدایت دور می کند و به گمراهی و هلاکت می کشاند . ابن میثم بحرانی نیز در شرح این خطبه می گوید : (علیه السّلام ) مردم را از پیروی هوا و هوس های باطلی که انسان را از دایره حق و صلاح و فضیلت های اخلاقی بیرون می برد، و به سوی باطل و خویهای زشت و ناپسند می کشاند، برحذر می دارد. (ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، خطبه 102، ج 3، ص 48 ) . پیروی از هوی و هوس های باطل همان جه است که ما را از دایره حق و .... بیرون می کند . مغنیه می گوید: جهل و هوی بدون این که حقیقت را بفهمد و راه درست را بشناسد، پرواز می کند. جهل و هوای نفس، عقل و گوش و چشم را رها نمی کند . صاحب هوی و جهل، چشم و بصیرتش را در هر چیزی اداره می کند امّا جز خودش و هوای نفسش چیزی نمی بیند. زمانی که از نظر دیگری روی گرداند، ضررش بیشتر و بدتر خواهد بود . صاحب هوی و جهل، دور را نزدیک و نزدیک را دور می بیند، سعی می کند بین یک چیز و ضدّ آن جمع کند و بین یک شیء و لوازم و آثار آن ج بیاندازد، در حالی که آن شیء از جهت خلقت، نی ت . چنین شخصی در دوری جستن از خطاها و هواها زیاده روی می کند . (مغنیه، فی ظلال نهج البلاغه، خطبه 105، ج 2 ، ص 115 ) . ( ع ) می فرمایند: ی که بر جهل خویش تکیه می کند، برای توجیه آرای ناپخته و ضدّ و نقیض خویش، مطالب نامتناسب را به هم پیوند می دهد! ( ع ) در این عبارات، با تشبیهات زیبا و رسایی که فرموده، یک حقیقت مهم را بیان می کند که یکی از سرچشمه های گمراهی، تکیه بر پندار های بی اساس و گمان های باطل و آرای فاسد و غیر مستدل است. این ها ظاهر فریبنده ای دارند! همچون لب رودخانه ها، یا پرتگاهایی که ظاهرش محکم، امّا زیر آن خالی شده است ! افراد بی خبر، پای بر آن می نهند و ناگهان در درون رودخانه ، یا قعر درّه سقوط می کنند. این ها با اصرار بر پندارهای جاهلانه ی خود، همانند انی هستند که اسباب مرگ و سقوط خویش را بر دوش گرفته، به هر سو می برند . و یکی از ناهنجاری ها و بدبختی های آنان این است که برای توجیه افکار باطل خود به امور باطل دیگری استناد می کنند و به این ترتیب، روز به روز و لحظه به لحظه در گمراهی عمیق تری فرو می روند. و مشکل خود را نزد ی که آگاهی کافی ندارد تا گره از مشکل شما بگشاید نبرید . (مکارم ، پیام ، خطبه 105، ج 4 ، صص 458 ـ 460 ) . پس با توجّه به مطالب ذکر شده به دست آمده است که جهل و نادانی برای انسان مفید نیست زیرا او را در نزد دیگران خوار و ذلیل می کند و از احترام او می کاهد چون جهل، انسان را به راه حق هدایت نمی کند و او را به بی راهه می کشاند پس جهل و نادانی یکی از عوامل هواپرستی می باشد چون جه باعث می شود که تسلیم هوای نفس شویم و دنبال آن ما را به گمراهی می کشاند . پس قرآن و (ع) مردم را از پیروی هواهای جاهلان برحذر می دارد زیرا آن ها را به هلاکت و گمراهی می کشاند .



منبع : http://yazo.samenblog.com/fdfdfd.html