استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

کارگروه ادبی وکیل الشعرای شیرین سخن

جدیدترین و آخرین مطالب وبلاگ کارگروه ادبی وکیل الشعرای شیرین سخن از بلاگ کارگروه ادبی وکیل الشعرای شیرین سخن دریافت گردیده و به همراه لینک سایت اصلی نمایش داده شده است. در شرایطی که اطلاعات و مطالب پست های نمایش داده شده نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.



زکوی بلاکشان آمدم - بیژن ترقی

درخواست حذف اطلاعات

متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

زکوی بلاکشان آمدم، بگو رفته ای کجا ساقی در میخانه چرا بسته ای، که غم می کُشد مرا ساقی برفتم که تا به جانان رسَم، رسیدم بجان ز تنهایی کنون در پناه تو آمدم، کجا رفته ای بیا ساقی رسیدم به جایی که بسته ره گریزم ز دست تو خواهم که خون سبو بریزم مکن با حبیبان تو بیگانگی، ز شوق می و ذوق دیوانگی چنان از دل آید وشم، که آید صدایش به گوشم خود آرا مهی یار سنگین دلی، ز خود غافل و از خدا غافلی به این روزگارم نشانده، به راه فنایم کشانده بسوزان وجودم که دیگر، مرا آرزویی نمانده نیاید ز جانم نوایی، کجایی، کجایی، کجایی



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/19/زکوی بلاکشان آمدم - بیژن ترقی




سکوت و موسیقی - آلدوس ها لی (نویسنده بریتانیایی)

درخواست حذف اطلاعات
بعد از سکوت موسیقی بهترین وسیله برای بیان ناگفته هاست



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/19/سکوت و موسیقی - آلدوس هاکسلی (نویسنده بریتانیایی)




شاد بودن - چه گوآرا (شخصیت اصلی انقلاب کوبا)

درخواست حذف اطلاعات
شاد بودن تنها انتقامی است که می توان از زندگی گرفت



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/20/شاد بودن - چه گوآرا (شخصیت‌ اصلی انقلاب کوبا)




زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد - سهراب سپهری

درخواست حذف اطلاعات
زندگی رسم خوشایندی است زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ پرشی دارد اندازه عشق زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/20/زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد - سهراب سپهری




زندگی کن ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ - مشفق کاشانی

درخواست حذف اطلاعات
زندگی کن ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺳﺨﺖ ﻧﺮ رونق عمر جهان چند صباحی گذر است قصه بودن ما برگی از دفتر افسانه ای از راز بقاست دل اگر می شکند گل اگر می میرد و اگر باغ بخود رنگ خزان می گیرد همه هشدار به توست



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/20/زندگی كن ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ - مشفق کاشانی




زعشق آغاز کن - فریدون مشیری

درخواست حذف اطلاعات
زعشق آغاز کن تا نقش گردون را بگردانی که تنها عشق سازد نقش گردون را دگرگونش



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/21/زعشق آغاز کن - فریدون مشیری




دیگران را اگر از ما خبری نیست چه غم - شهریار

درخواست حذف اطلاعات
دیگران را اگر از ما خبری نیست چه غم نازنینا تو چرا بی خبر از ما شده ای



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/21/دیگران را اگر از ما خبری نیست چه غم - شهریار




سخنان پائولو کوئیلو

درخواست حذف اطلاعات
دم ها دنیا را به همان صورتی می بینند که دوست دارند باشد، و نه به آن صورتی که هست. پائولو کوئلیو آن چه بوده است همان است که خواهد بود و آن چه شده است همان است که خواهد شد و زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست. پائولو کوئلیو آموختن یک چیز، به معنای برقرار ارتباط با جهانی است که هیچ تصوری از آن نداریم. برای یاد گرفتن، فروتنی لازم است. پائولو کوئلیو آن که خود را سرشار از تقوا بداند ، فلج می شود . آن که خود را سرشار از گناه بداند نیز فلج می شود. پائولو کوئلیو آموزش، نشان دادن امکان است. آموختن، برای خویش ممکن ساختن است. پائولو کوئلیو آدم ها خیلی زود دلیل زندگی خودشان را می آموزند. شاید به خاطر همین باشد که خیلی زود هم از آن دست می کشند. پائولو کوئلیو احساسات بخشی از دنیایی است که در آن هیچ زمان، مکان و مرزی نیست. پائولو کوئلیو انسان ها حاکم بر سرنوشت خودند. همیشه می توانند مرتکب همان اشتباه ها بشوند. همیشه می توانند از تمامی چیزهایی که می خواهند و زندگی سخاوتمندانه پیش روی شان می گذارد، بگریزند. پائولو کوئلیو انسان تنها موجود طبیعت است که از مرگ خود آگاه است. با این که می دانیم همه چیز به پایان می رسد، زندگی خود را به نبردی تبدیل کنیم که سزاوار موجودی با زندگی ابدی است. پائولو کوئلیو ایمان جلوی هر ضربه ای را می گیرد. ایمان، زهر را به آب زلال مبدل می کند. پائولو کوئلیو اگر می خواهی چیزی را بیاموزی، در آن غوطه ور شو. پائولو کوئلیو احساسات باید همواره آزاد باشد. نباید با رنج گذشته درباره عشق آینده قضاوت کرد. پائولو کوئلیو انسان باید انتخاب کند. نیروی او در همین نهفته است: قدرت انتخاب. پائولو کوئلیو از آغاز زمان، آدمیان کوشیده اند از راه عشق، جهان را درک کنند. پائولو کوئلیو اجازه داریم در زندگی اشتباه های زیادی انجام بدهیم، به جز اشتباهی که ما را نابود می کند. پائولو کوئلیو اگر تنها با شی، هیچ حاصلی ندارد که سراسر جهان را درک کنی. پائولو کوئلیو اشخاص خاصی، در اشتیاق ساختن جهانی که هیچ خطر خارجی امکان نفوذ به آن را ندارد، دیوارهای دفاعی بسیار بلندی در برابر جهان خارج، در برابر اشخاص جدید، مکان های جدید و تجربه های جدید می سازند و جهان درونی خود را بر جای می گذارند. پائولو کوئلیو اشتباه، جهان را به حرکت در می آورد. هرگز از اشتباه نترس. پائولو کوئلیو انسان هرگز نمی تواند از رویا دست بکشد. رویا خوراک روح است، همان طور که غذا خوراک تن است. پائولو کوئلیو انسانها همواره در لحظه مناسب به مکانی می رسند که انتظارشان را می کشند. پائولو کوئلیو paulo.jpg



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/21/سخنان-پایولو-کوییلو




انسانهای مثبت ش - محمد مهدی گلشنی

درخواست حذف اطلاعات
همه اتفاقات خوب برای انسانهای مثبت ش می افتد انسانهایی که زیبا فکر می کنند با دیگران با محبت رفتار می کنند شکرگزار هستند خودشان را دوست دارند و به زندگی لبخند می زنند



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/22/انسانهای مثبت اندیش - محمد مهدی گلشنی




از داغ غمت هر که دلش سوختنی نیست - میرزا حبیب اسانی

درخواست حذف اطلاعات
سوختنی نیست از شمع رخت محفـلش افروختنی نیست گرد آمده از نیستی این مزرعه را برگ ای برق مزن من ما سوختنی نیست



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/22/از داغ غمت هر که دلش سوختنی نیست - میرزا حبیب خراسانی




عشق را عاشق شناسد - مهدی اخوان ثالث

درخواست حذف اطلاعات
عشق را عاشق شناسد زندگی را من من که عمری دیده ام پایین و بالایش



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/22/عشق را عاشق شناسد - مهدی اخوان ثالث




انسان بودن - یاسمن گلچین

درخواست حذف اطلاعات
به بچه های خود بیاموزیم از انسان بودن خود لذت ببرند نه از آنچه برای دیگران لذت بخش است



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/23/انسان بودن - یاسمن گلچین




خوش باد روزگارت - مولانا

درخواست حذف اطلاعات
گفتی مرا که چونی در روی ما نظر کن گفتی خوشی تو بی ما زین طعنه ها گذر کن گفتی مرا به خنده خوش باد روزگارت بی تو خوش نباشد رو قصه دگر کن گفتی ملول گشتم ازعشق چند گویی آن که نیست عاشق گو قصه مختصر کن گفتی شدم پریشان از مفلسی یاران بگشا دو لب جهان را پر دُر و پر گُهر کن گفتی کمر به خدمت بربند تو به حرمت بگشا دو دست رحمت بر گرد من کمر کن



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/23/خوش باد روزگارت - مولانا




من تماشاگر تصویر توام ماه منیر - مجید احمدی

درخواست حذف اطلاعات
من تماشاگر تصویر توام ماه منیر این چنین هیچ نبودم به تماشای ی تو تمنای من و یار من و جان منی پس بمان تا که نمانم به تمنای ی



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/23/من تماشاگر تصویر توام ماه منیر - مجید احمدی




حرفهای دیگران - اُشو (فیلسوف هندی)

درخواست حذف اطلاعات
به حرفهای دیگران درباره خودت بها نده خودت ببین که هستی کجا هستی و لغزش هایت کدامند



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/24/حرفهای دیگران - اشو (فیلسوف هندی)




پر عشق - مولانا

درخواست حذف اطلاعات
ره آسمان درونست پرعشق را بجنبان پرعشق چون قوی شد غم نردبان نماند تو مبین جهان ز بیرون که جهان درون دیده ست چو دو دیده را ببستی ز جهان، جهان نماند



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/24/پر عشق - مولانا




کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ - سهراب سپهری

درخواست حذف اطلاعات
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/24/کار ما نيست شناسايی راز گل سرخ - سهراب سپهری




سخنان حسین محی الدین الهی قمشه ای

درخواست حذف اطلاعات
شما ار تر سمفونیک افکار و احساسات خویشید. نباید گامهای خود را با صدای طبل و شیپور دیگران هماهنگ کنید. گوش به نوای درون خود بسپارید. نواهایی که از درونتان بر میخیزد را هدایت کنید. الهی قمشه ای ما موجودات خاکی نیستیم که به بهشت می رویم. ما موجودات بهشتی هستیم که از خاک سر بر آورده ایم. الهی قمشه ای تنها مانع موجود بر سر شادمانی و نشاط، اعتقاد شما به وجود مانع بر این راه است. به همین دلیل راه را اشتباه می روید و گرفتار مشکل می شوید. الهی قمشه ای وقتی یک دانه ی گیاه میکاری، هزاران هزار دانه میشود، همه اش برای تو.وقتی یک گل به ی میدهی، هزاران هزار گل از دیگران میگیری؟ می دانی عزیز ، تو روی گنج داری زندگی میکنی و امیدوارم این را بدانی. الهی قمشه ای سلیمان باش و دستور بده. به خشمت بگو : برو اونطرف وایسا. برو و بر سر تکبرم خالی شو. به قهرت بگو: شما بفرمایید و بین من و جناب دروغ قهر برقرار کنید. به دیو درونت قاطعانه بگو: نـــــــــه ، من غلام ِ تو نیستم. تو غلام منی. مانند سلیمان مُـلک وجودت را فرمانروایی کن. الهی قمشه ای خیلی خوب است که انسان زیباییهاوخوبیهاراستایش کندوخوبیهای مردم ر ان کند آنوقت اگراین ستایش برای خودحق باشد برمی گردد به حق ولی اگراین ستایش رابرای این کردکه به یک چیز دنی وحقیری برسد آنوقت این ستایش مانع میشود بین انسان وحق ونشانه دلبستگی به این دنیا است. الهی قمشه ای مشکل فرصتیست تا چیزی مسی در وجودت را به طلای ناب تبدیل کنی . الهی قمشه ای ی که بینایی را خلق کرده است، یقینا بیناست . یک کور نمی تواند بینایی را خلق کند. پس او تو را می بیند. از او کمک بخواه الهی قمشه ای انسانها معمولا ما را تشویق می کنند که به بهای از دست دادن کنجکاوی، احتیاط را بر گزینیم و به قیمت از دست دادن ماجراجویی ، به امنیت متوسل شویم، از مجهولات بپر م و پا به وادی ناشناخته ها نگذاریم. ولی به این حقیقت توجه کنیم که زندگی که در آن لذت کشف نباشد، حتما طعمی امتحان شده دارد و تکراریست...بروید و عالمهای ناشناخته را در وادی علم، هنر و موسیقی کشف کنید و لذت ببرید . الهی قمشه ای هیچ دعائی بالاترازاین نیست که خدا ما را از خودش دور نکندوهیچ دردی هم بالاترازدردهجران نیست .الهی قمشه ای اگر می گویند ذکر کنید ، منظور این نیست که یک تسبیح دستمون بگیریم و بگوییم: یا الله ، یا رحمان ، یا رحیم و ... ،اسم ببریم! اینها ذکر نیست. ذکر اینست که او در کل زندگی ما حضور داشته باشه. اگر یک اسم خدا جمیل است، پس باید در معماریمان باشد، توی رفتارهایمان باشد، تو لباسمون باشد تو ظاهر و باطنمون باید باشد، تو صحبت مون باید باشد. کو جمیل!؟ که تو می گویی من ذاکرم! هر ذاکر نباشد به اسماء الله زندگیش سخت می شود، معیشتش تنگ می شود . الهی قمشه ای در زندگی مهم این نیست که به ایده آل زندگی تان برسید بلکه مهم این است که در مسیر رسیدن به ایده آل زندگی تان حرکت کنید . الهی قمشه ای احوال پرسی های ما بصورت تعارف درآمده و سریع تمام می شود ولی وقتی می گوییم حال تو چطوره؟ یعنی واقعاً دلم می خواهد بدانم و می خواهم بیایم در زندگی تو و بدانم چه نیازی داری؟ ما اگر واقعا حال هم را بپرسیم خیلی ازمشکلات حل می شود.الهی قمشه ای آدم فقط وقتی گول می خورد که صاف نیست وگرنه نمی شودکه انسان فرق دروغ با راست رانفهمد چون دروغ خیلی طعم و بو و مزه اش با راست فرق می کند بوی کبر و بوی حرص و بوی آز درسخن گفتن بیاید چون پیاز ،آنچان که اگر شامه ظاهری ماسالم باشد بوی پیاز را می توانیم تشخیص دهیم اگرشامه باطنی ما هم سالم باشدمی توانیم تشخیص دهیم و می توانیم اطلاعات رابگیریم . الهی قمشه ای ghomshei_mo.jpg



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/25/سخنان-حسین-محی-الدین-الهی-قمشه-ای




اگر پاییز بودم - فروغ فرخزاد

درخواست حذف اطلاعات
وه چه زیبا بود اگر پاییز بودم وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/16/اگر پاییز بودم - فروغ فرخزاد




مشک - دنیا غلامی (رز سیاه)

درخواست حذف اطلاعات
وقتی صحبت ازمشک می شود

زمین بغض می کند

آسمان اشک می شود...



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/16/مشک-دنیا-غلامی-رز-سیاه




احادیث رضا

درخواست حذف اطلاعات

1. مؤمن ، مؤمن واقعى نیست ، مگر آن که سه خصلت در او باشد : سنتى از پروردگارش و سنتى از ش و سنتى از ش . اما سنت پروردگارش ، پوشاندن راز خود است ، اما سنت پیغمبرش ، مدارا و نرم رفتارى با مردم است ، اما سنت ش صبر در زمان تنگدستى و پریشان حالى است (اصول کافى ، ج 3 ، ص 339)
2. پنهان کننده کار نیک ( پاداشش ) برابر هفتاد حسنه است و آشکار کننده کار بد سرافکنده است ، و پنهان کننده کار بد آمرزیده است (اصول کافى ، ج 4 ، ص 160)
3. از اخلاق ان ، نظافت و پاکیزگى است (تحف العقول ، ص 466)
4. امین به تو خیانت نکرده ( و نمى کند ) و لیکن ( تو ) خائن را امین تصورنمودى (تحف العقول ، ص 466)
5. برادر بزرگتر به منزله پدر است (تحف العقول ، ص 466)
6. دوست هر عقل او ، و دشمنش جهل اوست (تحف العقول ، ص 467)
7. دوستى با مردم ، نیمى از عقل است (تحف العقول ، ص 467)
8. به درستى که خداوند ، سر و صدا و تلف مال و پر خواهشى را دوست ندارد (تحف العقول ، ص 467)
9. عقل شخص مسلمان تمام نیست ، مگر این که ده خصلت را دارا باشد : از اوامید خیر باشد ، از بدى او در امان باشند ، خیر اندک دیگرى را بسیار شمارد ، خیر بسیار خود را اندک شمارد ، هرچه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود ، در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود ، فقر در راه خدایش از توانگرى محبوبتر باشد ، خوارى در راه خدایش از عزت با دشمنش محبوبتر باشد ، گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد . سپس فرمود : دهمى چیست و چیست دهمى ! به او گفته شد : چیست ؟ فرمود : احدى را ننگرد جز این که بگوید او از من بهتر و پرهیزگارتر است (تحف العقول ، ص 467)
10. از رضا ( ع ) سؤال شد : سفله کیست ؟ فرمود : آن که چیزى دارد که از ( یاد ) خدا بازش دارد (تحف العقول ، ص 466)
11. ایمان یک درجه بالاتر از است ، و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان است ، و به فرزند آدم چیزى بالاتر از یقین داده نشده است (تحف العقول ، ص 469)
12. اطعام و میهمانى براى ازدواج از سنت است (تحف العقول ، ص 469)
13. پیوند خویشاوندى را برقرار کنید گرچه با جرعه آبى باشد ، و بهترین پیوندخویشاوندى ، خوددارى از آزار خویشاوندان است (تحف العقول ، ص 469)
14. حضرت رضا ( ع ) همیشه به اصحاب خود مى فرمود : بر شما باد به اسلحه ان ، گفته شد : اسلحه ان چیست ؟ فرمود : دعا (اصول کافى ، ج 4 ، ص 214)
15. از نشانه هاى دین فهمى ، حلم و علم است ، و خاموشى درى از درهاى حکمت است . خاموشى و سکوت ، دوستى آور و راهنماى هر کار خیرى است (تحف العقول ، ص 469)
16. زمانى بر مردم خواهد آمد که در آن عافیت ده جزء است ، که نه جزء آن درکناره گیرى از مردم ، و یک جزء آن در خاموشى است (تحف العقول ، ص 470)
17. از رضا ( ع ) از حقیقت توکل سؤال شد . فرمود : این که جز خدا از ى نترسى (تحف العقول ، ص 469)
18. به راستى که بدترین مردم ى است که یارى اش را ( از مردم ) باز دارد وتنها بخورد و زیر دستش را بزند (تحف العقول ، ص 472)
19. بخیل را آسایشى نیست ، و حسود را خوشى و لذتى نیست ، و زمامدار را وفایى نیست ، و دروغگو را مروت و مردانگى نیست (تحف العقول ، ص 473)
20. ى دست ى را نمى بوسد ، زیرا بوسیدن دست او مانند خواندن براى اوست (تحف العقول ، ص 473)
21. به خداوند خوشبین باش ، زیرا هرکه به خدا خوشبین باشد ، خدا با گمان خوش او همراه است ، و هرکه به رزق و روزى اندک خشنود باشد ، خداوند به کردار اندک او خشنود باشد ، و هرکه به اندک از روزى حلال خشنود باشد ، بارش سبک و خانواده اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنیا و دوایش بینا سازد و او را از دنیا به سلامت به دار السلام بهشت رساند (تحف العقول ، ص 472)
22. ایمان چهار رکن است : توکل بر خدا ، رضا به قضاى خدا ، تسلیم به امرخدا ، واگذاشتن کار به خدا (تحف العقول ، ص 469)
23. از رضا درباره بهترین بندگان سؤال شد . فرمود : آنان هرگاه نیکى کنند خوشحال شوند ، و هرگاه بدى کنند آمرزش خواهند ، و هرگاه عطا شوند شکر گزارند ، و هرگاه بلا بینند صبر کنند ، و هرگاه خشم کنند . درگذرند (تحف العقول ، ص 469)
24. ى که فقیر مسلمانى را ملاقات نماید و بر خلاف سلام ش بر اغنیا براو سلام کند ، در روز قیامت در حالى خدا را ملاقات نماید که بر او خشمگین باشد (عیون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 52)
25. از حضرت رضا ( ع ) درباره خوشى دنیا سؤال شد . فرمود : وسعت منزل و زیادى دوستان (بحار الانوار ، ج 76 ، ص 152)
26. زمانى که حاکمان دروغ بگویند ، باران نبارد و چون زمامدار ستم ورزد ، ت ، خوار گردد ، و اگر زکات اموال داده نشود چهار پاپان از بین روند (بحار الانوار ، ج 73 ، ص 373)
27. هر اندوه و مشکلى را از مؤمنى برطرف نماید ، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف سازد (اصول کافى ، ج 3 ، ص 268)
28. بعد از انجام واجبات ، کارى بهتر از ایجاد خوشحالى براى مؤمن ، نزدخداوند بزرگ نیست (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 347)
29. بر شما باد به میانه روى در فقر و ثروت ، و نیکى چه کم و چه زیاد ،زیرا خداوند متعال در روز قیامت یک نصفه ما را چنان بزرگ نماید که مانند کوه احد باشد (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 346)
30. به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر رابفشارید و به هم خشم نگیرید (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 347)
31. بر شما باد راز پوشى در کارهاتان در امور دین و دنیا . روایت شده که " افشاگرى کفر است " و روایت شده " ى که افشاى اسرار مى کند با قاتل شریک است " و روایت شده که " هرچه از دشمن پنهان مى دارى ، دوست تو هم بر آن آگاهى نیابد " (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 347)
32. آدمى نمى تواند از گردابهاى گرفتارى با پیمان شکنى رهایى یابد ، و ازچنگال عقوبت رهایى ندارد ى که با حیله به ستمگرى مى پردازد (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 349)
33. با سلطان و زمامدار با ترس و احتیاط همراهى کن ، و با دوست با تواضع ،و با دشمن با احتیاط ، و با مردم با روى خوش (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 356)
34. هر به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد ، خداوند از عمل کم او راضى باشد (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 356)
35. عقل ، عطیه و بخششى است از جانب خدا ، و ادب داشتن ، تحمل یک مشقت است ، و هر با زحمت ادب را نگهدارد ، قادر بر آن مى شود ، اما هر که به زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بر جهل او افزوده نمى شود (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 342)
36. به راستى ى که در پى افزایش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره کند ، پاداشش از مجاهد در راه خدا بیشتر است (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 339)
37. پنج چیز است که در هر نباشد امید چیزى از دنیا و آ ت به او نداشته باش : ى که در نهادش اعتماد نبینى ، و ى که در سرشتش کرم نیابى ، و ى که در خلق و خوى اش استوارى نبینى ، و ى که در نفسش نجابت نیابى ، و) ى که از خدایش ترسناک نباشد (تحف العقول ، ص 470)
38. هرگز دو گروه با هم روبه رو نمى شوند ، مگر این که نصرت و پیروزى با گروهى است که عفو و بخشش بیشترى داشته باشد (تحف العقول ، ص 470)
39. مبادا اعمال نیک و تلاش در عبادت را به اتکاى دوستى آل محمد ( ع ) رهاکنید ، و مبادا دوستى آل محمد ( ع ) و تسلیم براى آنان را به اتکاى عبادت از دست بدهید ، زیرا هیچ کدام از این دو به تنهایى پذیرفته نمى شود (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 347)
40. عبادت پر روزه داشتن و خواندن نیست ، و همانا عبادت پر شه در امر خداست (تحف العقول ، ص 466)
41. ى که نعمت دارد باید که بر عیالش در هزینه وسعت بخشد (تحف العقول ، ص 466)
42. هرچه زیادى است نیاز به سخن زیادى هم دارد (تحف العقول ، ص 466)
43. کمک تو به ناتوان بهتر از صدقه دادن است (تحف العقول ، ص 470)
44. به آن حضرت گفته شد : چگونه صبح کردى ؟ فرمود : با عمر کاسته ، و کردارثبت شده ، و مرگ بر گردن ما و دوزخ دنبال ما است ، و ندانیم با ما چه شود (تحف العقول ، ص 470)
45. سخاوتمند از طعام مردم بخورد تا از طعامش بخورند ، و بخیل از طعام مردم نخورد تا از طعامش نخورند (تحف العقول ، ص 470)
46. ما خاندانى باشیم که وعده خود را وام دانیم چنانچه رسول خدا ( ص )کرد (تحف العقول ، ص 470)
47. هیچ بنده به حقیقت کمال ایمان نرسد تا سه خصلتش باشد : بینایى در دین ، و اندازه دارى در معیشت ، و صبر بر بلاها (تحف العقول ، ص 471)
48. به ابى هاشم داود بن قاسم جعفرى فرمود : اى داود ما را بر شما به خاطر رسول خدا ( ص ) حقى است ، و شما را هم بر ما حقى است ، هر که حق ما را شناخت رعایت او باید ، و هر که حق ما را نشناخت حقى ندارد (تحف العقول ، ص 471)
49. با نعمتها خوش همسایه باشید ، که گریز پایند ، و از مردمى دور نشوند که باز آیند (تحف العقول ، ص 472)
50. ابن سکیت به آن حضرت گفت : امروزه حجت بر مردم چیست ؟ در پاسخ فرمود : همان عقل است که به وسیله آن شناخته مى شود آن که راستگو است از طرف خدا و از او باور مى کند ، و آن که دروغگو است و او را دروغ مى شمارد ، ابن سکیت گفت : به خدا این است پاسخ (تحف العقول ، ص 473)
51. هر آفریدگار را به آفریده هایش تشبیه کند ، مشرک است و هر به خداوند چیزى نسبت دهد که خدا خود از آن نهى کرده است کافر است (وسائل الشیعة ، ج 18 ، ص 557)
52. ایمان انجام واجبات و دورى از محرمات است ، ایمان عقیده به دل واقرار به زبان و کردار با اعضاء تن است (تحف العقول ، ص 444)
53. ریان از رضا علیه السلام پرسید : نظرتان راجع به قرآن چیست ؟ فرمود : قرآن سخن خداست ، فقط از قرآن هدایت بجویید و سراغ چیز دیگر نروید که گمراه مى شوید (بحار الانوار ، ج 92 ، ص 117)
54. رضا ( ع ) در ضمن تجلیل از قرآن و اعجاز آن فرمودند : قرآن ریسمان محکم و بهترین راه به بهشت است ، قرآن انسان را از دوزخ نجات مى دهد ، قرآن به مرور زمان کهنه نمى شود ، سخنى همیشه تازه است زیرا براى زمان خاصى تنظیم نشده است ، قرآن راهنماى همه انسانها و حجت بر آنهاست ، هیچ اشکال و ایرادى به قرآن راه پیدا نمى کند ، قرآن از جانب خداوند حکیم فرود آمده است (بحار الانوار ، ج 92 ، ص 14)
55. سلیمان جعفرى از رضا ( ع ) پرسید : نظرتان درباره کار براى ت چیست ؟ فرمود : اى سلیمان هرگونه همکارى با حکومت ( ظ الم و غاصب )به منزله کفر به خداست . نگاه به چنین تمردانى گناه کبیره است و آدمى را مستحق دوزخ مى نماید (بحار الانوار ، ج 75 ، ص 374)
56. عبدالسلام هروى مى گوید : از رضا ( ع ) شنیدم مى فرمود : خدا رحمت کند ى را که آرمان ما را زنده کند . گفتم : چگونه این کار را د ؟ فرمود : آموزشهاى ما را یاد بگیرد و به مردم بیاموزد (وسائل الشیعة ، ج 18 ، ص 102) 57. هر از خود حساب بکشد سود مى برد و هر از خود غافل شود زیان مى بیند ، و هر ( از آینده اش ) بیم داشته باشد به ایمنى دست مى یابد ، و هر از حوادث دنیا عبرت بگیرد بینش پیدا مى کند ، و هر بینش پیدا کند مسائل را مى فهمد و هر مسائل را بفهمد عالم است (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 352)
58. عجب درجاتى دارد : یکى این که کردار بد بنده در نظرش خوش جلوه کند وآن را خوب بداند و پندارد کار خوبى کرده . یکى این که بنده اى به خدا ایمان آورد و منت بر خدا نهد با این که خدا را به او منت است در این باره (تحف العقول ، ص 468)
59. اگر بهشت و جهنمى هم در کار نبود باز لازم بود به خاطر لطف و احسان خداوند مردم مظ یع او باشند و نافرمانى نکنند (بحار الانوار ، ج 71 ، ص 174)
60. خداوند سه چیز را به سه چیز دیگر مربوط کرده است و به طور جداگانه نمى پذیرد . را با زکات ذکر کرده است ، هر بخواند و زکات ندهد ش پذیرفته نیست . نیز شکر خود و شکر از والدین را با هم ذکر کرده است .
از این رو هر از والدین خود قدردانى نکند از خدا قدردانى نکرده است . نیز در قرآن سفارش به تقوا و سفارش به ارحام در کنار هم آمده است . بنابراین اگر ى به خویشاوندانش رسیدگى و احسان ننماید ، با تقوا محسوب نمى شود (عیون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 258)
61. از حرص و حسادت بپرهیز که این دو ، امتهاى گذشته را نابود کرد ، وبخیل نباش که هیچ مؤمن و آزاده اى به آفت بخل مبتلا نمى شود . بخل مغایر با ایمان است (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 346)
62. احسان و اطعام به مردم ، و دادرسى از ستمدیده ، و رسیدگى به حاجتمندان از بالاترین صفات پسندیده است (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 357)
63. با مشروب خوار ه نى و سلام و علیک نکن (بحار الانوار ، ج 66 ، ص 491)
64. صدقه بده هرچند کم باشد ، زیرا هر کار کوچکى که صادقانه براى خدا انجام شود بزرگ است (وسائل الشیعة ، ج 1 ، ص 87)
65. توبه کار به منزله ى است که گناهى نکرده است (بحار الانوار ، ج 6 ، ص 21)
66. بهترین مال آن است که صرف حفظ آبرو شود (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 352)
67. بهترین تعقل خودشناسى است (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 352)
68. راستى ت زمام دین و نظام مسلمین و صلاح دنیا و عزت مؤمنان است ، بنیاد نامى ( افزون شو ) و فرع برازنده آن است ، بوسیله و زکات و روزه و حج و جهاد درست مى شوند و اج و صدقات فراوان مى گردند و حدود و احکام اجراء مى شوند و مرز و نواحى محفوظ مى ماند (تحف العقول ، ص 462)
69. به خدا خوش گمان باشید ، زیرا خداى عزوجل مى فرماید : من نزد گمان بنده مؤمن خویشم ، اگر گمان او خوب است ، رفتار من خوب و اگر بد است ، رفتار من هم بد باشد (اصول کافى ، ج 3 ، ص 116)
70. مرد عابد نباشد ، جز آن که خویشتن دار باشد ، و چون مردى که در بنى خود را به عبادت وامى داشت ، تا پیش از آن ده سال خاموشى نمى گزید ، عابد محسوب نمى شد (اصول کافى ، ج 3 ، ص 172)
71. تواضع این است که به مردم دهى آنچه را مى خواهى به تو دهند (اصول کافى ، ج 3 ، ص 189)
72. عیسى بن مریم صلوات الله علیه به حواریین گفت : اى بنى ! برآنچه از دنیا از دست شما رفت افسوس مخورید ، چنانکه اهل دنیا چون به دنیاى خود رسند ، بر دین از دست داده خود افسوس نخورند (اصول کافى ، ج 3 ، ص 205)
73. ى که جز به روزى زیاد قناعت نکند ، جز عمل بسیار بسش نباشد ، و هرکه روزى اندک کفایتش کند ، عمل کند هم کافیش باشد (اصول کافى ، ج 3 ، ص 207)
74. گاهى ، مردى که سه سال از عمرش باقى مانده صله رحم مى کند و خدا عمرش را 30 سال قرار مى دهد و خدا هرچه خواهد مى کند (اصول کافى ، ج 3 ، ص 221)
75. معمر بن خلاد گوید : به رضا ( ع ) عرض : هرگاه پدر و مادرم مذهب حق را نشناسند دعایشان کنم ؟ فرمود : براى آنها دعا کن و از جانب آنها صدقه بده ، و اگر زنده باشند و مذهب حق را نشناسند با آنها مدارا کن ، زیرا رسول خدا ( ص ) فرمود : خدا مرا به رحمت فرستاده نه به بى مهرى و نافرمانى (اصول کافى ، ج 3 ، ص 232)
76. هر به مؤمنى گشایشى دهد ، خدا روز قیامت دلش را گشایش دهد . . (اصول کافى ، ج 3 ، ص 286)
77. خداى عزوجل به یکى از پیغمبران وحى فرمود که : هرگاه اطاعت شوم راضى گردم و چون راضى شوم برکت دهم و برکت من بى پایان است ، هرگاه نافرمانى شوم خشم گیرم و چون خشم گیرم لعنت کنم و لعنت من تا هفت پشت برسد (اصول کافى ، ج 3 ، ص 377)
78. هرگاه مردم به گناهان بى سابقه روى آورند به بلاهاى بى سابقه گرفتارمى شوند (اصول کافى ، ج 3 ، ص 377)
79. مردم از ى که با صراحت و صادقانه با آنها رفتار کند خوششان نمى آید (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 357)
80. عده اى به دنبال ثروت هستند ولى به آن نمى رسند و عده اى به آن رسیده اند ولى قرار نمى گیرند و بیشتر مى طلبند (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 349)
81. وقتى آشکارا حرف حق مى شنوید خشمگین نشوید (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 347)
82. حریصانه به دنبال قضاى حاجت حاجتمندان باشید ، هیچ عملى بعد از واجبات بالاتر از شاد مسلمان نیست (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 347)
83. نادان ، دوستانش را به زحمت مى اندازد (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 352)
84. مسلمان اگر شاد یا خشمگین شود از مسیر حق منحرف نمى شود ، و اگر بر دشمن مسلط شود بیشتر از حقش مطالبه نمى کند (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 352)
85. فقط دو گروه راه قناعت پیش مى گیرند : عبادت کنندگانى که در پى پاداش آ تند یا بزرگ منشانى که تحمل درخواست از مردمان پست را ندارند (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 357)
86. مرگ ، آفت آمال و آرزوهاست ، و لطف و احسان به مردم تا ابد براى انسان باقى مى ماند (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 357)
87. عاقل ، احسان به مردم را غنیمت مى شمارد ، و شخص توانا باید فرصت راغنیمت شمارد و الا موقعیت از دست مى رود (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 357)
88. خسیس بودن آبروى انسان را از بین مى برد (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 357)
89. قلب انسان ح خستگى و نشاط دارد ، وقتى در حال نشاط است مسائل راخوب مى فهمد و وقتى خسته است کند ذهن مى شود ، بنابراین وقتى نشاط دارد آنرا به کار بگیرید و وقتى خسته است آن را به حال خود بگذارید (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 357)
90. هر هدفى را از راه آن تعقیب کنید . هر اه ش را از راه طبیعى تعقیب کند به لغزش دچار نمى شود و بر فرض که بلغزد چاره جویى برایش ممکن است (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 356)
91. بهترین مال آن است که ج آبرو و حیثیت انسان شود (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 355)
92. خود را با کار مداوم خسته نکنید و براى خود تفریح و تنوع قرار دهید ولى از کارى که در آن اسراف باشد یا شما را در اجتماع سبک کند پرهیز کنید (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 346)
93. تواضع و فروتنى مراتبى دارد ، مرتبه اى از آن این است که انسان موقعیت خود را بشناسد و بیش از آنچه شایستگى آن را دارد از ى متوقع نباشد و با مردم به گونه اى معا و رفتار نماید که دوست دارد با او آنگونه رفتار شود و اگر ى به او بدى نمود در مقابل خوبى کند ، خشم خود را فرو خورد و گذشت پیشه کند و اهل احسان و نیکى باشد (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 355)
94. باید لطف و احسان قابل اعتنا باشد . نباید چیز کم ارزشى را صدقه دهیم . ( در زمانى که عموم مردم تمکن نسبى دارند نباید به ما دادن بسنده کرد . ) (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 354)
95. ى که محاسن و امتیازات زیادى داشته باشد مردم از او تعریف مى کنند ،و به تعریف خود نیاز پیدا نمى کند (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 353)
96. هر به راهنمایى تو اعتنایى نکرد نگران مباش حوادث روزگار او را ادب خواهد کرد (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 353)
97. ى که در پوشش نصیحت به تو از دیگرى بدگویى مى کند ، به عاقبت بدى گرفتار خواهد شد (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 353)
98. هیچ چیزى زیانبارتر از خودپسندى نیست (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 348)
99. برنامه آموزش دین داشته باشید در غیر این صورت بادیه نشین و نادان محسوب مى شوید (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 346)
100. از فقر شه مکن که خسیس خواهى شد ، و در فکر عمر دراز مباش که باعث حرص به مادیات است . emamreza.jpg



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/16/احادیث-امام-رضا




چو سرو باش آزاد - گلستان سعدی

درخواست حذف اطلاعات
حکیمی را پرسیدند: چندین درخت نامور که خدای عزوجل آفریده است و برومند هیچ یک را آزاد نخوانده اند مگر سرو را که ثمره ای ندارد درین چه حکمت است؟ گفت هر درختی را ثمره معین است که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید و گاهی به عدم آن پژمرده شود و سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوشست و این است صفت آزادگان به آنچه می گذرد دل منه که دجله بسی پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد گرت ز دست بر آید چو نخل باش کریم ورت ز دست نیاید چو سرو باش آزاد



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/16/چو سرو باش آزاد - گلستان سعدی




می شود زیبا دید - ناشناس

درخواست حذف اطلاعات
می شود زیبا دید، می شود زیبا خواند می شود زیبا گفت شرط آن است که زیبایی را بنشانیم پس پنجره ی دیده ی خویش



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/17/می‌شود زیبا دید - ناشناس




زندگی نامه ی مهدی سهیلی

درخواست حذف اطلاعات
مهدی سهیلی شاعر و نویسنده ایرانی درهفتم تیر ماه سال ۱۳۰۳ در تهران متولد شد. نام خانوادگی خود را از حاجی علی اکبری سمنانی به سهیلی در سال ۱۳۲۲ تغییر داد. در ۱۹۵۷ چند اثر از وی را در مسکو به چاپ رساندند. او سال ها در رادیو ایران برنامه اجرا کرد. سهیلی در زمینه نمایش نامه نویسی نیز فعالیت داشته است. وی در ۱۸ مرداد ۱۳۶۶ در سن ۶۳ سالگی در گذشت . پس از پایان تحصیلات ابت به فراگرفتن علوم قدیمیه و صرف و نحو عربی و منطق و معانی نزد ان فن پرداخت و دوره متوسطه را در دبیرستان نظام آباد به پایان آورد. سپس وارد خدمات مطبوعاتی و رو مه نگاری شد.«اشک مهتاب» اولین مجموعه شعر اوست که در فروردین ۱۳۴۷ به چاپ رسید. آتش خشم وی زود زبانه می کشید و زود هم سرد می گشت. در برابر ناملایمات صبور و همچنان شکرگذار بود. یکی از خصوصیات بارز او صراحت در گفتار بود. وی معتقد است:«حق گفتن و دشمن تراشیدن بسی بهتر است از ناحق شنیدن و دوست یافتن». وی معتقد به خضوعِ بدون قید و شرط را نمی پذیرفت. او می گوید: مرا بسیار دوست صمیمی و دشمن قدیمی است. که دوستان در پی تهییج من اند و دشمنان در پی ترویج من اند. که خداوند بر عمر یکایکشان بیفزاید. آثار مهدی سهیلی: بیا با هم بگرییم، بوی بهار می دهد، طلوع محمد، پرواز در آسمان شعر، مشاعره، شعر و زندگی، یک آسمان ستاره،گنج غزل، چشمان تو و آیینهٔ اشک، هزار خوشهٔ عقیق، کاروانی از شعر، باغ های نور، لحظه ها و صحنه ها، گنجوارهٔ سهیلی، اولین غم و آ ین نگاه، نگاهی در سکوت، ضرب المثل های معروف ایران، مرا صدا کن، سرود قرن و عقاب، چه کنم دلم از سنگ نیست و… مهدی سهیلی … در تاریخ هفتم تیرماه سال ۱۳۰۳ در خیابان مولوی تهران در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد، پدرش غلامرضا از نوادگان حاج اکبر سمنانی از شاعران بزرگ معاصر و نیای مادرش «اصفهانی» بود. مادر مهدی سهیلی به نوباوگان قرآن درس می داد. مهدی سهیلی در کودکی به مکتب رفت: پس از پایان تحصیلات ابت به فراگرفتن علوم قدیمیه و صرف و نحو عربی و منطق و معانی نزد ان فن پرداخت و دوره متوسطه را در دبیرستان نظام آباد به پایان آورد. سپس وارد خدمات مطبوعاتی و رو مه نگاری شد. مهدی سهیلی نام خانوادگی خود را از حاجی علی اکبری سمنانی به سهیلی در سال ۱۳۲۲ تغییر داد. مهدی سهیلی مدت دو سال برای امرار معاش خانواده به عنوان حسابدار در حجره یکی از تجار بازار حسابداری کرد. مهدی سهیلی فعالیت مطبوعاتی خود را از سال ۱۳۲۳ آغاز کرد و آثار زیادی را در نظم و نثر در بسیاری از نشریات از جمله: توفیق، اطلاعات، اطلاعات هفتگی، مجله سپید و سیاه، روشنفکر، تهران مصور و زن روز به چاپ رساند. سهیلی به زبان عربی تسلط داشت و با زبان انگلیسی نیز آشنا بود. مهدی سهیلی از حدود سال ۱۳۲۵ صبح ها در رادیو، قرآن می خواند و پس از آن در سال ۱۳۳۵ به دعوت مدیر کل وقت اداره کل انتشارات و تبلیغات برای همکاری به رادیو دعوت شد. برنامه «گفتنی ها » اولین برنامه ای بود که نوشتن آن را به عهده گرفت، بعدها پس از طرح و تنظیم برنامه «شما و رادیو» برای این برنامه مطلب می نوشت. مهمترین برنامه ای که مهدی سهیلی در آن شرکت داشت برنامه «مشاعره» بود که سال ها از رادیو پخش می ش. این برنامه بنا به پیشنهاد مهدی سهیلی طراحی و راه اندازی شد زیرا او معتقد بود مشاعره می تواند نگهدارنده فرهنگ قومی و ملی ما باشد. چون اگر قبول داشته باشیم که حافظ، مولوی، نظامی، عطار، فردوسی و سعدی از افتخارات ایران و از حماسه های جاویدان ایران و ایران زمین هستند پس باید این را هم قبول داشته باشیم که هرگونه فرصتی برای تکرار و ارایه آثار، خود به خود کمکی است در جهت بزرگداشت آن افتخارات و حماسه ها. مهدی سهیلی پس از انتقال آقای اسماعیل نواب صفا (شاعر و ترانه سرا) به رشت، س رست برنامه ی کاروان شعر و موسیقی شد و مدت ده سال از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۱ تهیه و تنظیم این برنامه را به عهده داشت. مهدی سهیلی در سال ۱۳۴۷ با انتشار کتاب «اشک مهتاب» برگ زرینی را به دفتر افتخارات خود افزود؛ استقبال عجیب مردم از این مجموعه شعر در تاریخ کتاب جداً بی سابقه بود و هیچ ناشری به خاطر ندارد که دو هزار نسخه از مجموعه شعری به مدت دو ماه آنچنان نایاب شود که شیفتگان فراوانش با کوشش بسیار از به دست آوردنش بی نصیب بمانند. با استقبال اعجاب انگیز مردم از اشک مهتاب بر همگان مسلم شد که آثار مهدی سهیلی در میان مردم شعر دوست و سخن شناس ایران پایگاهی بس عظیم و ارجمند دارد. مهدی سهیلی گرایشات مذهبی داشت و شاهد آن برنامه مذهبی، عرفانی «دریچه ای به جهان روشنایی» بود که به پیشنهاد و طراحی او تصویب شد و در ماه مبارک رمضان سال ۱۳۵۵ از رادیو پخش شد. سهیلی سی سال در رادیو ایران به نمایشنامه نویسی، اجرای کارشناسانه ی برنامه های ادبی چون شعر و زندگی و بزم شاعران اشتغال داشت. چند اثر مهدی سهیلی در سال ۱۹۵۷ میلادی در شوروی (مسکو) ترجمه و منتشر شد. مهدی سهیلی علاوه بر اشعار جدی و رسمی خود، سروده های فکاهی و طنزی دارد که نشان از شوخ طبعی اوست. باید گفت که مهدی سهیلی دارای پنج فرزند به نام های سروش، سهیلا، سها، سامان، سهیل است. از خصوصیات اخلاقی مهدی سهیلی این بود که آتش خشم وی زود زبانه می کشید و زود هم سرد می گشت. در برابر ناملایمات صبور و همچنان شکرگذار بود. یکی از خصوصیات بارز او صراحت در گفتار بود. سهیلی معتقد بود: «حق گفتن و دشمن تراشیدن بسی بهتر است از ناحق شنیدن و دوست یافتن». مهدی سهیلی انسان معتقد به خضوعِ بدون قید و شرط را نمی پذیرفت. سهیلی می گفت: مرا بسیار دوست صمیمی و دشمن قدیمی است. که دوستان در پی تهییج من اند و دشمنان در پی ترویج من اند. که خداوند بر عمر یکایکشان بیفزاید. مهدی سهیلی سرانجام در ۱۶ مرداد سال ۱۳۶۶ در سن ۶۳ سالگی غروب زندگانی اش فرارسید. mahdisoheili.jpg



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/17/زندگی-نامه-ی-مهدی-سهیلی




آشفته دلان را هوس خواب نباشد-مهدی سهیلی

درخواست حذف اطلاعات
آشفته دلان را هوس خواب نباشد
شوری که به دریاست به مرداب نباشد هرگز مژه برهم ننهد عاشق صادق
آنرا که به دل عشق بود خواب نباشد در پیش قدت کیست که از پا ننشیند
یا زلف تو را بیند و بیتاب نباشد چشمان تو در آینه ی اشک چه زیباست
نرگس شود افسرده چو در آب نباشد گفتم شب مهتاب بیا نازکنان گفت
آنجا که منم حاجت مهتاب نباشد mehdisoheili1v.jpg



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/17/آشفته-دلان-را-هوس-خواب-نباشد-مهدی-سهیلی




پیروزی - مهاتما گ ( و معنوی هند)

درخواست حذف اطلاعات
پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری پیروزی آن است که بعد از هر زمین خوردن برخیزی



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/18/پیروزی - مهاتما گاندی (رهبر سیاسی و معنوی هند)




کوچه - فریدون مشیری

درخواست حذف اطلاعات
یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ریخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/18/کوچه - فریدون مشیری




شربت فراموشی-سعدی

درخواست حذف اطلاعات
شربتی ت ر از زهر فراقت باید تا کند لذت وصل تو فراموش مرا saadi11v.jpg



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/18/شربت-فراموشی-سعدی




سخنان ژان دلابرویه

درخواست حذف اطلاعات
از ی که کتابخانه دارد و کتاب های زیادی می خواند نترس از ی بترس که تنها یک کتاب دارد و آن را مقدس می پندارد .... . . . مهم نیست چه مدرکى دارید مهم این است که چه درکى دارید . . . از درد های کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد ، لال می شوی . . . اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت و اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت! . . . به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏برد و از میانشان می‏گذرد از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی . . . . . . آرزو سر است که اگر نابود شود، همه از تشنگی خواهند مرد . . . . . . چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است . . . . . . به شهادت تاریخ میگویم هر گاه روزگاز خواسته تفکر فاسدی را رسوا کند به او قدرت مطلق داده است . . . . . . آموختن تنها سرمایه ای است که ستمکاران نمی توانند به یغما ببرند . . . . . . بزرگ ترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشد نه شعور لازم برای خاموش ماندن . . . مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد . . . . . . قصه عشقت را به بیگانگان نگو چرا که این کلاغهای غریب بر کلاه حصیری مترسک نیز آشیانه می سازند . . . . . . اگر ۴ تکه نان خوشمزه باشد و شما ۵ نفر باشید ی که اصلا از مزه آن نان خوشش نمی آید (( مادر )) است . . . . . . تولد و مرگ را درمانی نیست مهم این است که فاصله میان این دو را شاد زندگی کنیم . . . jdb.jpg



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/19/سخنان-ژان-دلابرویه




می گریزیم از هم - سیاوش رایی

درخواست حذف اطلاعات
می گریزیم از هم سبک و سوخته برگی شده ایم در کف باد هوا چرخنده از کران تا به کران



منبع : http://vlgsky.blog.ir/1397/08/10/می‌گریزیم از هم - سیاوش کسرایی