استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

راهی به سوی نور

جدیدترین و آخرین مطالب وبلاگ راهی به سوی نور از بلاگ راهی به سوی نور دریافت گردیده و به همراه لینک سایت اصلی نمایش داده شده است. در شرایطی که اطلاعات و مطالب پست های نمایش داده شده نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.



عاشورا هنوز شب نشده (۱۰)

درخواست حذف اطلاعات
جلو تر می رویم، زمان حسین ع ... خطبه ی منا یادتان هست؟
بررسی صحبت های حسین در منا(دو سال قبل عاشورا) " شما ای بزرگان که در علم و دانش پرآوازه و در نیکی و خیرخواهی معروفید، و به وسیلة خدا در دل مردم مهابتی دارید که شرافتمند از حساب می برد و ناتوان شما را گرامی می دارد و آنان که هم درجه شمایند و بر آنها حق نعمتی ندارید، شما را بر خود پیش می دارند، شما واسطة حوایجی هستید که از خواستارانشان دریغ می دارند و به هیبت پادشاهان و ارجمندی بزرگان در میان راه، گام برمی دارید. آیا همه اینها از آن رو نیست که به شما امیدوارند که به حقّ خدا قیام کنید؟ اگر چه از بیشتر حقوق خداوندی کوتاهی کرده اید از این رو حق ان را سبک شمرده، حقوق ضعیفان را تباه ساخته اید و به پندار خود حقّ خود را گرفته اید. شما در این راه نه مالی ج کردید و نه جانی را برای خدا که آن را آفریده به مخاطره انداختید و نه برای رضای خدا با عشیره ای درافتادید، آیا شما به درگاه خدا بهشت و ه نی ان و امان از عذاب او را آرزو دارید؟
ویژگی آدم های خاص جامعه و علت جانشینی یزید را ۶مورد می دانند: ۱-کوتاهی در ادای حق الهی و اهل بیت(ع) ۲-پایمال حق ضعیفان و بی نوایان ۳- ناروایی در تصرف آنچه حق خود تصور می د ۴- عدم بخشش مال در راه خدا ۵- عدم به مخاطره انداختن جان در راه خدا ۶- عدم ب از اقوام و خویشان برای رضای خدا
خلاصه ی این ۶مورد را بخواهیم بنویسیم چه می شود؟ همان ضایع عبودیت و دنیا پرستی آیه ی قبل نیست ؟ نکته مهم: ممکن است اگر این اتفاق ها مجددا افتاد، جامعه اتفاقات مشابهه را تجربه کند؟!

حوادث بعد از پیغمبر(ص) بعد از چه د تا بتوانند مسیر جامعه را منحرف کنند؟ ۱-اولین قربانی، خودِ بود. از ممنوع کتابت و نقل حدیث ایشان گرفته تا گفتن«حسبنا کتاب الله» خلیفه دوم. چرا باید حذف می شد؟ احتمالا حضور احادیث و بیانات باعث سوالانی در مردم و عوام و تازه مسلمان ها می شد که نباید بشود. مثلا شاید برایشان سوال می شد، اینکه به المومنین فرموده اند، تو برای من چون هارون برای موسی هستی، یعنی چه؟ و احتمالا از این سوالات به چیزهای دیگری می رسیدند، مثلا خلافت بدون اذن !!!
۲- آسیب بعدی دامن گیر راویان احادیث بود، انی مانند ابوذر، عمار و...کاملا تحت نظر بودند که حدیث خلافی(بخوانید خلاف مصلحت) را بیان نکنند. ۳- این دو اقدام کافی نبود، باید برای توجیه واضحاتی که خلاف سیره بود، کاری می د، چه کاری بهتر از جعل حدیث؟ در تاریخ آمده، انقدر حقوق جاعلان زیاد بود که برخی کار سابقشان را رها می د!و به این شغل شریف روی آورده اند! ۵- نتیجه احادیث جعلی کاهش دادن جایگاه و تقدس (ص) می شد. واضح است، ِ احادیث جعلی ای که در آن، فراموش می کنند، خطا می کنند، امور دنیایی مردم را هم نمی داند، دیگر عظیم الشان ابتدای نخواهد بود! (خواستید بفرمایید احادیث اینجوری رو چندتاشو مثال بز) ۶- و در کنار این کارها «بالا بردن شخصیت خُلفا، پازل را تکمیل می کرد.
پازلی که در تلاش بود حرف های زده شده توسط را از میان راه بردارد،چون احتمالا مانع انجام دسته ای از اقدامات خلفا می شد. برای این کار چه باید می د؟ ۱-گوینده را پایین بیاورند ۲- خود حرف ها را پایین بیاورند ۳- خلفا را بزرگ کنند
این اتفاقات، شما رو یاد چیزی نمی ندازه؟ مثلا بعد رحلت ؟ چقدر امروز انتصاب حرف هایی رو به می شنویم که با جور در نمیاد؟ می گویند هم با حذف شعار مرگ بر موافق بود! جان؟ ؟ اگر می خواهید درستی این حرف را بسنجید، ببینید شیب تعامل بعد از قبول قطع نامه تا وفاتشان(حدود ده ماه) به چه سمتی است؟ به سمت تنش ز و دوستی و حذف شعار، یا دقیقا برع آن؟ تندترین مواضعش را علیه در ده ماه آ دارد...
چرا باید تحریف شود؟ چرا بعضی ها خاطرات دو نفره خلاف سیاق می سازند؟ چون اگر مواضع باقی بماند، خیلی کار ها رو، خیلی ها نمی توانند انجام بدهند، نیم بند گزینشی، برای این عده مناسب تر است...
نکته و تذکر مهم: خ ش صرف انتصاب خونی به ، می تونه باعث بشه، حرف صریح تحریف بشه؟ حرف هایی که سند و اتقانش کاملا مشخصه؟ اینجور جاها شنونده باید عاقل باشه!



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/07/29/عاشورا-هنوز-شب-نشده-10




احضاریه

درخواست حذف اطلاعات
#احضاریه #علی_موذنی
این هم جزء عجایب است که علی خود زنده و حیّ و حاضر باشد، اما برای یاران رسول خدا که از تشخیص حق از باطل عاجز مانده اند، عمار یاسر معیار شود. وقتی روایت های مربوط به عمار را می خواندم، برایم این سوال پیش آمد که چطور می شود بعضی اصحاب روایت حضرت را در خصوص عمار به یاد داشته اند، اما آنچه را که او بارها به صورت های گوناگون درباره علی فرموده، فراموش کرده اند؟ به یاد دارند که فرمود، عمار را ستمگرانی می کشند که بر باطلند، اما به یاد ندارند که فرموده علی و اصحاب او حق اند. حق با علی است. هرجا علی باشد، حق نیز آنجاست. نکته ی شگفت و تاثیر بار این که برای تشخیص حق از باطل به آنچه عمار می گفته و بر آن تاکید می ورزیده، توجه نداشته اند یا به این که در جبهه ی چه ی و علیه چه ی می جنگیده، دقت نمی د. فقط منتظر بوده اند ببینند عمار توسط چه ی و کدام جبهه کشته می شود! پ.ن: قلم علی موذنی رو بعد خوندن کتاب«نه آبی، نه خاکی» شناختم و بسیار دوست داشتم. این کتاب هم خوب بود، ولی نه به اندازه نه آبی! پ.ن۱: هر چه معرفت بالاتر، محبت بیشتر، کتاب ترغیبم می کرد برم تو خط مطالعات جدی این طوری... پ.ن۲: یکی دوتا ان قلتم به داستان هست...مثلا قضیه حضور نیافتن عبدالله ابن جعفر رو من تا الان یه شکل دیگه خونده بودم! و فکر می کنم اون شکل متقن تر باشه



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/07/27/احضاریه




عاشورا هنوز شب نشده(۹)

درخواست حذف اطلاعات

جامعه ی بعد چه شد؟ به کدام سمت حرکت کرد، آیا ۴مولفه آن زمان به کلی از بین رفت؟ ۱-ظاهرا عبودیت هست ۲-ظاهرا عد هست ۳-تا حدودی معرفت هست ۴- محبت هم هست پس اگر این ۴عنصر همچنان در جامعه هست، باید به روند قبلی اش ادامه می داد، پس چرا تغییر کرد؟؟؟؟؟؟ مشکل از اینجا شروع می شود. این ۴عنصر، باید همراه «روح حاکم» همراه باشد، آن روح حاکم چیست؟ «ولایت»
خلفای بعد ، به ظاهر ۴خط را ادامه دادند ولی، این رفتارها همراه روح ولایت نبود. نکته اینجاست، ایمان آوردن های زمان همراه با سیر تربیتی بود، اما شرایط بعد ایشان طوری است که ایمان می اورند اما خبری از تربیت نیست، ( یاد تشکلات دانشجویی می افتم، جذب می کنیم ولی خبری از تربیت نیست!) شرایط آن روز جامعه این چنین است: ۱- گروهی اجبارا و به ظاهر ایمان می اورند(جریان فتح مکه) ۲- گروهی بادیه نشین ایمان می آورند ولی از چیزی نمی دانند، ۳- هم از بینشان رفته و سیر تربیتی منظم و سازمان یافته وجود ندارد نتیجه: جامعه ای که از نظر کمیت بر تعدادش افزوده می شود اما از کیفیت در آن خبری نیست
این دردی است که نقاط مثبت موجود هم تحت تاثیر قرار می دهد. چگونه؟.... به آیه ی زیر دقت کنیم: مریم آیه ۵۹ فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا ﺳﺲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺴﻠﻰ ﺟﺎﻳﺰﻳﻦ [ ﺁﻧﺎﻥ ] ﺷﺪ ﻛﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺿﺎﻳﻊ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺷﻬﻮﺍﺕ ﻴﺮﻭﻯ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ؛ ﺲ [ ﻛﻴﻔﺮ ] ﻤﺮﺍﻫﻰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ [ ﻛﻪ ﻋﺬﺍﺑﻰ ﺩﺭﺩﻧﺎﻙ ﺍﺳﺖ ]ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﻳﺪ.
ویژگی جوامع دینی انحراف یافته دو چیز گفته می شود ۱-ضایع (ضایع عبودیت) ۲- پیروی از شهوات (دنیا طلبی)
ویژگی جامعه زمان حسین ع چطور بوده است؟...



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/07/23/عاشورا-هنوز-شب-نشده-9




عاشورا هنوز شب نشده (۸)

درخواست حذف اطلاعات
فضا شناسی آن زمان قبل از پرداختن به زمان حسین(ع) و فضای آن موقع، بیایید قبل ترش ببینیم آیا ریشه چنین انحرافی می توانسته در زمان (ع) بوده باشد؟ یعنی بدون جهت گیری قبلی ببینیم کم کاری منجر به انحراف مربوط به (ع) بوده و یا دلایل دیگر منجر به این انحراف شده اند. برای این کار سیره (ع) را بررسی می کنیم.( برای مطالعه بیشتر در مورد مفهوم کلمه سیره، و سیره به کتاب سیره نبوی، از شهید مطهری مراجعه کنید) خطوط اصلی زندگی ایشان بر مبنای ۴ چیز بنا شده بود ۱- معرفت: معرفت شفاف و بدون ابهام، در چه چیزهایی؟ در همه چیز، شناخت و معرفت در دین، احکام، توحید، تکلیف و حتی طبیعت. جریان مرگ پسر ، ابراهیم و خورشید گرفتگی همزمان با آن را که احتمالا شنیده اید،؟ نمی توانست بگوید، این اتفاق به خاطر مرگ فرزند من بود؟ چرا می توانست. اما این کار را نکرد، نکرد تا مردم معرفت بدون ابهام به دست بیاورند، به دور از افه. چرا قرن ۴و ۵هجری اوج اقتدار علمی مسلمانان است؟ تا به حال به این فکر کرده اید از چه جماعتی، این چنین جامعه ای را ایجاد کرد؟ همان جامعه ای که اوج استدلالشان به چرایی کارهایشان این بود که چون پدرانمان د، ما هم ادامه می دهیم! ۲- عد عد مطلق و بدون اغماض حتی قبل از رس ،این همان ی است که قبل از رس ش پیمان «حلف الفضول» را برای جلوگیری از ظلم به مردم ایجاد کرده است، همان که گفت اقوام قبل هلاک شدند، چون مجازات ها را برای ضعفا اجرا د و برای اغنیا ن د... ۳- عبودیت عبودیت کامل و بدون شرک. و ما حصل آن تربیت افرادی بود که زبان زده عبودیت در جامعه شدند. باز هم به یاد بیاورید در چه جامعه ای؟ در جامعه ای که برای خدا شریک قائل بودن که هیچ، شرکشان در حدی بود که اگر برای بت ها سهم کم می آمد از سهم خدا به او می دادند!( سوره انعام آیه۱۳۶). در این جامعه جوانی از اصحاب صفه صبح می کند در حالی که خود را موقن می داند(از اینجا بیشتر بخوانید) ۳-محبت عشق و عاطفه ی جوشان به خود، خانواده، مردم و... در چه زمانی؟ آن زمان که دختر زنده به گور می د. چه ساخت از این آدم ها؟ کافی است داستان آب بردن جابر برای مجروحین جنگ احد و امتناع آن ها از آب خوردن و سفارش به بردن آب برای دیگری را تجسم کرد، کافی است داستان مرد انصاری را یادآوری کرد، همان که مهمانی به خانه دعوت کرده بود و چون غذا کافی نبود، چراغ را خاموش کرد و تظاهر به برداشتن لقمه و غذا خوردن کرده بود....
پس در تربیت این امت کوتاهی نکرده بود... پس برای جامعه چه اتفاقی افتاده؟...



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/07/16/عاشورا-هنوز-شب-نشده-8




حتی به ذهنتم خطور نکنه!

درخواست حذف اطلاعات
دریافت
حجم: 9 مگابایت
توضیحات: به ذهنتم خطور نکنه به خاطر مشکلات مالی امسال اربعین نری!



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/07/18/حتی-به-ذهنتم-خطور-نکنه




باز اینا پیداشون شد!

درخواست حذف اطلاعات
خُب نزدیک اربعین شد و بهونه گیری های نق نقو ها شروع شد! چرا می رید زیارت؟ پولتونو ج نیازمندای خودمون کنید! پولتونو می ریزید تو جیب یه مشت عرب! می رید مریضی میارید ایران و...

عزیزم اولا شما جشن دندونی بچه ات چقدر جش شده بود؟ بهتر نبود اون تالار و کیک و ج رو می دادی به همین نیازمندا! یا دلبندم، بهتر نیست یه سال ج مسافرت عید خارج ک و بدی همینا!؟
عارضم به خدمتتون که از قضا اونایی که زیارت های این مدلی می رن، غالبا به وضعیت مظلوم و نیازمند حساس ترن و بیشتر کمک می کنن، نمونه اش اینکه بزرگ ترین خیّر های مدرسه ساز ایران، بزرگ ترین نذری های ماه محرم رو هم تقبل می کنن!( مصاحبه باهاشون هست!) خودشون می گن اگه این دومی نباشه، روحیه ی انجام دادن اون اولی هم نیست!

و ... فکر نکنید اونا که می رن اربعین یه عده شکم سیرن که نمی دونن پولاشونو چی کار کنن ها! هستن زائرهایی که شده طلا بفروشن، می فروشن، ولی زیارت میان!
زیارت حسین(ع) کلی درس داره توش، که یکیش همونیه که می گی! کمک به نیازمند...وقتی معرفتت زیاد بشه، عمل بع دستور هم برات راحت تره، زیارت یکی از روش های افزایش شناخت و گرایشه! پس احتمالا نتیجه های بزرگ تر از کمک به نیازمند، ثمره اش خواهد شد ان شاءالله...
بعد یه چیزی! شما که انقدر انسانیت برات مهمه! اونوقت نژاد عرب و عجم گفتنت تناقض توش نیست؟!
اگه نمی دونی بدون! اونجا عرب هایی هستند که تمام سرمایه ی سال رو جمع می کنن که همچین زمان هایی، بی منت، با افتخار و خواست قلبی، در راه حسین (ع) و زائراش ج کنن، پس چششون دنبال پول نیست که هیچ! تازه پول غذا و جا خوابمونم از جیب می ذارن!
اگر حرفاتون از سر جه ه، که ان شاءالله علم پیدا کنید اما اگر مغرضانه است... مخلص کلام اینکه، جمع کنید بساطتون رو!...
مشکل شما زیارت رفتن و نرفتن نیست! فقیر و نیازمند هم اتفاقا براتون اولویت نیست... مشکل پیوند و تحکیم ارتباط معنوی مردم با اهل بیت(ع) هست و بزرگداشت حادثه ی عاشورا!
خوشحالیم که انقدر خار چشم شدیم!



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/07/20/باز-اینا-پیداشون-شد




ادامه ی عاشورا هنوز شب نشده

درخواست حذف اطلاعات
دو سال پیش محرم، به یه نیتی، یه سیر مطالعاتی رو راجع به قیام حسین(ع) و دونستن بیشتر از این حادثه شروع . خلاصه ای از اون مباحث هم در سلسله مطلب هایی با عنوان «عاشورا هنوز شب نشده»* در وبلاگ منتشر . دو سال گذشت و من به هزار و یک بهونه(دلیل نبودن ) وقت پرداختن به ادامه اون کار رو نداشتم.
امسال به نیت دیگه ای، دوباره این سلسله مطالب رو ادامه می دم... برای خودم که خیلی مفید بود ان شاءالله که برای بقیه هم مفید باشه...

برای مطالعه مطالب قبلی از موضوعات کنار وبلاگ «عاشورا هنوز شب نشده» رو انتخاب کنید... -------------- شهید سید مرتضی آوینی اولین بار از این عنوان استفاده کرده بودند.



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/07/16/ادامه-ی-عاشورا-هنوز-شب-نشده




عاشورا هنوز شب نشده (۸)

درخواست حذف اطلاعات
فضا شناسی آن زمان قبل از پرداختن به زمان حسین(ع) و فضای آن موقع، بیایید قبل ترش ببینیم آیا ریشه چنین انحرافی می توانسته در زمان (ع) بوده باشد؟ یعنی بدون جهت گیری قبلی ببینیم کم کاری منجر به انحراف مربوط به (ع) بوده و یا دلایل دیگر منجر به این انحراف شده اند. برای این کار سیره (ع) را بررسی می کنیم.( برای مطالعه بیشتر در مورد مفهوم کلمه سیره، و سیره به کتاب سیره نبوی، از شهید مطهری مراجعه کنید) خطوط اصلی زندگی ایشان بر مبنای ۴ چیز بنا شده بود ۱- معرفت: معرفت شفاف و بدون ابهام، در چه چیزهایی؟ در همه چیز، شناخت و معرفت در دین، احکام، توحید، تکلیف و حتی طبیعت. جریان مرگ پسر ، ابراهیم و خورشید گرفتگی همزمان با آن را که احتمالا شنیده اید،؟ نمی توانست بگوید، این اتفاق به خاطر مرگ فرزند من بود؟ چرا می توانست. اما این کار را نکرد، نکرد تا مردم معرفت بدون ابهام به دست بیاورند، به دور از افه. چرا قرن ۴و ۵هجری اوج اقتدار علمی مسلمانان است؟ تا به حال به این فکر کرده اید از چه جماعتی، این چنین جامعه ای را ایجاد کرد؟ همان جامعه ای که اوج استدلالشان به چرایی کارهایشان این بود که چون پدرانمان د، ما هم ادامه می دهیم! ۲- عد عد مطلق و بدون اغماض حتی قبل از رس ،این همان ی است که قبل از رس ش پیمان «حلف الفضول» را برای جلوگیری از ظلم به مردم ایجاد کرده است، همان که گفت اقوام قبل هلاک شدند، چون مجازات ها را برای ضعفا اجرا د و برای اغنیا ن د... ۳- عبودیت عبودیت کامل و بدون شرک. و ما حصل آن تربیت افرادی بود که زبان زده عبودیت در جامعه شدند. باز هم به یاد بیاورید در چه جامعه ای؟ در جامعه ای که برای خدا شریک قائل بودن که هیچ، شرکشان در حدی بود که اگر برای بت ها سهم کم می آمد از سهم خدا به او می دادند!( سوره انعام آیه۱۳۶). در این جامعه جوانی از اصحاب صفه صبح می کند در حالی که خود را موقن می داند(از اینجا بیشتر بخوانید) ۳-محبت عشق و عاطفه ی جوشان به خود، خانواده، مردم و... در چه زمانی؟ آن زمان که دختر زنده به گور می د. چه ساخت از این آدم ها؟ کافی است داستان آب بردن جابر برای مجروحین جنگ احد و امتناع آن ها از آب خوردن و سفارش به بردن آب برای دیگری را تجسم کرد، کافی است داستان مرد انصاری را یادآوری کرد، همان که مهمانی به خانه دعوت کرده بود و چون غذا کافی نبود، چراغ را خاموش کرد و تظاهر به برداشتن لقمه و غذا خوردن کرده بود....
پس در تربیت این امت کوتاهی نکرده بود... پس برای جامعه چه اتفاقی افتاده؟...



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/07/16/عاشورا-هنوز-شب-نشده-8




عاشق شوید....

درخواست حذف اطلاعات

متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.


مدت زمان: 1 دقیقه 22 ثانیه

ملت ایران،عاشق است...



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/07/16/عاشق-شوید




شفاعت

درخواست حذف اطلاعات
#شفاعت #شهید_عبدالحمید_دیالمه
«ولا یشفعون الا لمن ارتضی» شفاعت نمی کنند، مگر انی را که خدا از آن ها راضی باشد. خدا از چه انی راضی است، با توجه به اینکه دینی که خدا آن را پسندیده و بدان راضی است، است؟« و رضیت لکم ال دینا». بنابر این انی که مورد رضای الهی خواهند بود انی هستند که این دین را در قدم اول بپذیرند. این ها گروه اصلی هستند. پ.ن: کتاب شبهات مربوط به «شفاعت» را مطرح کرده و به آن پاسخ می دهد. پ.ن۲: تفسیر المیزان علامه طباطبایی، ذیل آیه ۴۸ سوره بقره ، مفصل تر به این موضوع پرداخته پ.ن۳: یه وقتایی، فکر می کنی داری تو زندگی پازل بازی می کنی، آدم های مهم و بزرگ و تاثیرگذار تو زندگیت، که ظاهرا هیچ ربطی به هم ندارند، دقیقا می شن دونه های یه تسبیح... آ ِآ ِ حرفاشونم که بگردی، نخ تسبیحشون میشه یه چیز....قرآن (حرفای شهید دیالمه ،شبیه حرفای غلامیه، شبیه حرف های اخوت، دژبخش، فروتن، شبیه حرفای شهید مطهریه، شبیه صفایی، شبیه حرفای علامه مصباحه، شبیه علامه طباطبایی!... و همشون شبیه حرف قران!)



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/07/14/شفاعت




4168913 بدون عنوان ...

درخواست حذف اطلاعات
# ضابطه ی حرکت بر صراط مستقیم #شهید_ _عبدالحمید_دیالمه
معنای امین این است که فقها تمامی اموری را که مقرر کرده، به طور امانت اجرا کنند، نه اینکه تنها، مسئله بگویند، مگر مسئله گو بود و تنها بیان قانون می کرد که امروز همان افرادی که می گفتند ان باید قیام کنند و بیرون بیایند، حالا می گویند «بله...، این هاله ی قدس باید باشد و باید مسئله بگوید.» یا شبهه می کنند که « در این صورت استبداد ایجاد می شود.» در حالی که همه ی این شبهه ها را قبلا جواب داده بود. اگر فقیهی بر خلاف موازین کاری انجام داد، یعنی نعوذ بالله فسقی مرتکب شد، خود به خود از حکومت عزل شده است... پ.ن: شهید دیالمه عمار زمان انقلاب بود. نیازهای روز را متوجه می شد و برای آن ها پاسخ داشت. فضای ازاد شی را برای ارتقاء فهم عمومی جامعه ایجاد می کرد و... درست همان چیزهایی که جایش هنوز که هنوز است به شدت در ها خالی است. پ.ن۲:کتاب درباره ی وم وجود ، تبیین آن و بیان ویژگی های آن است. پ.ن۳: در قسمتی از کتاب، شهید نقدی به افرادی وارد می کند که تا قبل از پیروزی انقلاب کتاب « » (ره) را توزیع و تبلیغ می د، اما الان که آن مطالب بر خلاف مصالح و پُست و مقامشان است، منکر می شوند و ایراد می گیرند، چقدر این ها شبیه این روزهای بعضی ها هستند، آن ها که حزب بادند، همان «همج رعاع» های دیروز و امروز... پ .ن۴: چقدر شهید دیالمه شبیه غلامیه ماست! خدا به هر دو علوّ درجات عنایت بفرماید ان شاءالله... و غلامی رو برامون حفظ کنه و طول عمر با عزت بده



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/07/13/امام




لم یزرع

درخواست حذف اطلاعات
#لم_یزرع #محمدرضا_بایرامی
خیلی وقت ها حرف زدن و بحث هیچ فایده ای ندارد. نه تنها مشکل را حل نمی کند که بدتر هم می کند اوضاع را، به خصوص که آدم معمولا چیزی در دل دارد و چیز دیگری به زبان می آورد. پس عمل بهتر است از حرف زدن، آن هم در زمانه ای که گویی کلام همه ارزش خودش را از دست داده و تبدیل شده به لقلقه زبان بعضی ها. در چنین وقت هایی بهترین کار این است که چیزی نگویی و همه را واگذار کنی به زمان. اینجوری شاید به عمل هم نیازی نباشد. زمان فرصت تأمل می دهد و فرصت تحمل. آدم ها نه تنها به خود و حرف خود که به دیگری هم فکر می کنند، و خیلی چیزها حل می شود.
پ.ن: داستان مربوط به یک خانواده عراقی، در زمان صدام است، فراز و فرودهای داستان کشش زیادی برای مطالعه ایجاد می کنه. پ.ن۲: کتاب به توصیه ی موکدِ مکرر خواهر جان انتخاب شد. ولی انصافا خوب بود! پ.ن۳:راستی کتاب، جایزه جلال هم برده...



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/07/12/لم-یزرع




دیدم که جانم می رود

درخواست حذف اطلاعات
#دیدم_که_جانم_میرود #حمید_ ت_آبادی
حمید: مصطفی تو شهادت را چگونه می بینی؟ مصطفی در حالی که دستهایش را به دور خود پیچیده بود و فشار می آورد، ناگهان آنها را باز کرد و نفس عمیقی کشید و گفت: شهادت رهایی انسان از حیات مادی و یک تولد نو است.شهادت مانند رهایی پرنده از قفس است. پ.ن: کتاب درباره ی رفاقتی مردانه بین نویسنده و دوست شهیدش است. رفاقتی که گاها غیر ملموس می شود! اما واقعی است پ.ن۲: یه دوستی، کتابو برای امانت دادن به یه نفر دیگه اورده بود مسافرت، منم مجبور شدم یه روزه خوندمش! پ.ن۳: دوست، باید به خدا نزدیک ترت کنه! درست مثلِ حمید یا مصطفی؟...فکر کنم هردوشون.



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/07/10/دیدم-که-جانم-می-رود




دیدم که جانم می رود

درخواست حذف اطلاعات
#دیدم_که_جانم_میرود #حمید_ ت_آبادی
حمید: مصطفی تو شهادت را چگونه می بینی؟ مصطفی در حالی که دستهایش را به دور خود پیچیده بود و فشار می آورد، ناگهان آنها را باز کرد و نفس عمیقی کشید و گفت: شهادت رهایی انسان از حیات مادی و یک تولد نو است.شهادت مانند رهایی پرنده از قفس است. پ.ن: کتاب درباره ی رفاقتی مردانه بین نویسنده و دوست شهیدش است. رفاقتی که گاها غیر ملموس می شود! اما واقعی است پ.ن۲: یه دوستی، کتابو برای امانت دادن به یه نفر دیگه اورده بود مسافرت، منم مجبور شدم یه روزه خوندمش! پ.ن۳: دوست، باید به خدا نزدیک ترت کنه! درست مثلِ حمید یا مصطفی؟...فکر کنم هردوشون.



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/07/10/دیدم-که-جانم-می-رود




غدیر

درخواست حذف اطلاعات
#غدیر #علی_صفایی_حائری
ولایت ، بالاتر از محبت و دوستی و عشق است؛ که عشق علی در دل دشمنان او هم خانه داشت. ولایت علی، نه علی را دوست داشتن که فقط علی را دوست داشتن است. ولایت علی، علی را س رست گرفتن و از هواها و حرف ها و جلوه ها ب است. و این ولایت، ادامه ولایت حق است و دنباله ی توحید، آن هم توحیدی در سه بعد؛ در درون و در هستی و در جامعه؛ که توحید در درون انسان ها، هواها و حرف ها و جلوه ها را می شکند؛ هواهای دل و حرف های خلق و جلوه های دنیا را. و در جامعه طاغوت ها را کنار می ریزد و در هستی خدایان و بت ها را. پ.ن: چقدر آدم باید بی سعادت باشه که لیاقت ولایت پذیری از المومنین رو نداشته باشه؟ و ما چقدر ولایت پذیر واقعی هستیم؟



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/07/11/غدیر




غدیر

درخواست حذف اطلاعات
#غدیر #علی_صفایی_حائری
ولایت ، بالاتر از محبت و دوستی و عشق است؛ که عشق علی در دل دشمنان او هم خانه داشت. ولایت علی، نه علی را دوست داشتن که فقط علی را دوست داشتن است. ولایت علی، علی را س رست گرفتن و از هواها و حرف ها و جلوه ها ب است. و این ولایت، ادامه ولایت حق است و دنباله ی توحید، آن هم توحیدی در سه بعد؛ در درون و در هستی و در جامعه؛ که توحید در درون انسان ها، هواها و حرف ها و جلوه ها را می شکند؛ هواهای دل و حرف های خلق و جلوه های دنیا را. و در جامعه طاغوت ها را کنار می ریزد و در هستی خدایان و بت ها را. پ.ن: چقدر آدم باید بی سعادت باشه که لیاقت ولایت پذیری از المومنین رو نداشته باشه؟ و ما چقدر ولایت پذیر واقعی هستیم؟



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/07/11/غدیر




دفاعیه!

درخواست حذف اطلاعات
عدم معرفی کتابام به معنی عدم خوندنم نیستا! کتاب می خونم ولی نه وقت نوشتن یه تیکه منتخبش رو دارم نه ع انداختن!
کتابایی که خوندم ولی هنوز معرفی ن : - شفاعت /شهید دیالمه - ت/شهید دیالمه - لم یزرع/محمدرضا بایرامی - با...با...باشه و دو داستان دیگر/کلر ژوبرت(کتاب کودک) - هزار بوسه پ ری و دو داستان دیگر/کلر ژوبرت(کتاب کودک) - اژدودو و دو داستان دیگر/کلر ژوبرت (کتاب کودک) - دیدم که جانم می رود/ حمید داوود آبادی - توحید/ علی صفایی حائری تفکر در قرآن/ احمد رضا اخوت اشک باید رازدار باشد/حضرت آقا



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/07/10/دفاعیه




شیرِ کتاب خانه

درخواست حذف اطلاعات
#شیر_کتاب_خانه #میچل_نادسن #سمیرا_کمالی تصویر گر: #کوین_ها
آقای مَک بی، در طول سالن به طرف دفتر س رستِ کتاب خانه دوید. او فریاد زد: "خانم مری ودر!" خانم مری ودر بدون این که نگاهش را از روی کاغذ بلند کند، گفت: "این جا دویدن ممنوع است." آقای مک بی فریاد زد: "اما یک شیر اینجاست! در کتاب خانه!" خانم مری ودر پرسید: "آیا دارد خلاف قانون رفتار می کند؟" او درباره ی قانون شکنی، خیلی سخت گیر بود. آقای مک بی جواب داد: "خب، نه، در واقع نه." -"پس بگذارید بماند" پ.ن: کتاب مناسب گروه سنی ب و ج هست. درباره چهارچوب های ذهنی پ.ن۲: چهارچوب های ذهنی یا قالب های ذهنی که برای انجامش هیچ حجت شرعی، دینی، اخلاقی، عقلانی نداریم باید به دست خودمان و با تصمیم خودمان ش ته شود! گاهی فکر کنید این همه قوانین دست و پاگیرِ غیر ضروری چه نتیجه ای غیر از سخت زندگی و کاهش رضایت شما از زندگی داشته است!؟( چقدر از رسومات ما جزء ای از این قالب ها هستند؟) پ.ن۳: کتاب کودک خواندن هم عالمی دارد! پ.ن۴: دنبال کتاب کودک «توتوچان، دختری پشت پنجره ام» کجا پیداش کنم؟



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/06/14/شیر-کتاب-خانه




ضحی

درخواست حذف اطلاعات
یه توی صحن حرم گریه می کرد، مضطرب و بی هدف این ور و اون ور حیاط می دوید، رفتیم پیشش، فهمیدیم گم شده، بردیمش دفتر گمشدگان. اسمش رو اعلام د و الحمدالله در آ کار مامانش پیدا شد!
توی صحن های حرم، بچه ها دو دسته میشن، یه دسته بچه هایی که فارغ از نگرانی و بی دغدغه در حال دویدن های بی هدف و سرگرم خودشونن، گریه هم نمی کنن و مضطرب نیستن، دسته دوم، بچه هایی هستن که فهمیدن گم شدن، گریه می کنن، نگرانن و واسه پیدا کمک اینور و اونور می دوند. این دسته، «نشونه» ی گم شدن خودشون رو بهت منتقل می کنن، و «فلق» هایی که از رفتارهاشون هست مطمئنت می کنه، این بچه گم شده و با اون یکی بچه که داره بازی می کنه و پدر و مادرشم کنارشن فرق داره و نیازه که تو کمکش کنی.
رضای مهربونم(ع)، می دونم باید «فلق» های یتیم بودنم رو به محضرتون بیارم تا پدرم بشید، می دونم باید نیازمندیم رو ابراز کنم تا رفع نیازم کنید، من تا وقتی خودم رو تنها و بی و بی پناه و دست خالی حس نکنم، یاوری و کمک دادن شما هم به دستم نمی رسه.
اقرار می کنم من آن یتیمی هستم که باید مأوایم دهی منم آن گمراه و راه گم کرده ای که نیاز به ی و هدایتت دارم عائله مند و نیازمندی که باید از نعمت خودت بی نیازم کنی
من به نیازمندی ام اقرار می کنم الضحى أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَىٰ ﺁﻳﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻳﺘﻴﻢ ﻧﻴﺎﻓﺖ ، ﺲ ﻨﺎﻩ ﺩﺍﺩ ؟(6) وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَىٰ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﺮﻳﻌﺖ ﻧﻴﺎﻓﺖ ، ﺲ ﺑﻪ ﺷﺮﻳﻌﺖ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩ ؟(7) وَوَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَىٰ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺗﻬﻴﺪﺳﺖ ﻧﻴﺎﻓﺖ ، ﺲ ﺑﻰ ﻧﻴﺎﺯ ﺳﺎﺧﺖ ؟(8)



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/06/19/ضحی




وقت اضافه

درخواست حذف اطلاعات
ب داشتم فکر می این یه ساعت اضافه شده به روزم رو چه کارش کنم!
هیچی دیگه نشستم کتاب خوندم! به نظرم تو عمرم انقدر از ثانیه هام با این لذت استفاده نکرده بودم!



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/07/01/وقت-اضافه




یک دو سه، آزمایش می کنیم

درخواست حذف اطلاعات
این اولین باره که دارم از سرویس پیامک بلاگ استفاده می کنم! اگه کار کنه چه جذاب طوره!



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/07/01/یک-دو-سه-آزمایش-می-کنیم




خاطرات ما و سوره مبارکه مدثر

درخواست حذف اطلاعات
#خاطرات_ما_و_سوره_مبارکه_مُدّثّر #سمیه_افشار با همکاری: #احمدرضا_اخوت
آنقدر نشستیم و آیه خو م بی هیچ توجه و توکلی که فراموشمان شد این کلمات، واژه ها، این حروف و حرکات هر یک روحی دارند و کارکردی. آنقدر بی هیچ هدف و غرضی آیه خو م و روایت، که فراموشمان شد قرار بود تک تک واژه ها دستگیرمان شوند و راه چاره ای برای بی چارگی مان. آنقدر در پس و پیش و چون و چراهایمان گیر افتادیم که فراموشمان شد غرض چه بود و قرار بود به کجا برسیم. آنقدر... و برخی دیگر، آنقدر سوره های روی طاقچه را گرد گرفتند که فراموششان شد کتاب زندگی را باید خواند، نه آنکه گرد از آن زدود و گروهی از میان تمام سوره ها به الرحمان بسنده د و آن را بر سر قبرها خواندند، تا آنکه گمان د الرحمان تنها مرده هایشان را تسلی می دهد، نه قلب گرد گرفته آنان را. و در این میان، گروهی از خودِ ما، گروهی از همین آدم ها که گاه نیز با آنان همراهیم آیه ها و روایت ها را چنان خواندند و معنا د که از پسِ هر روایت، روایتی نو رویید و حکمی جدید. حلال ها حرام شد و حرام ها حلال. باید ها نباید شد و نباید ها باید، و آنان که خاموش ماندند و تنها نظاره را سهیم شدند، خود به دست خویش سند قتل وجودشان را مُهر د.
پ.ن: یا ایها المدثر... انقدر از دایره زندگی بر محوریت دورم که باید قُم...فانذر! کنی مرا! پ.ن۲: قران کتاب زندگی است! پس زندگی کنیم با قرآن. پ.ن۳: فکر کنم شونصدامین بار باشه که می گم تدبر در قران تو یه جای خوب مثل مدرسه قران تهران، خلاء زندگی همه مونه!



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/06/10/خاطرات-ما-و-سوره-مبارکه-مدثر




نگران کننده نیست! ناامید کننده است

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/06/11/نگران-کننده-نیست-ناامید-کننده-است




صحیفه آفتاب ۲

درخواست حذف اطلاعات
#صحیفه_آفتاب #جلد_دوم (گزیده صحیفه (ره))
...عوامل استعمار به ما که می رسند می گویند تیپ جوان و تحصیل کرده و دانشجو فاسد شده اند، عقاید مذهبی و ملی خود را از دست داده اند و سر به بیراهه نهاده اند و چشم و گوش بسته، مقلد بیگانگان اند؛ و به شما که می رسند می گویند مراجع و ون افی و مرتجعند، و واقعیات زمان را درک نمی کنند و متابعت از آن ها سیر قهقرایی و عقب گرد است و شرط تعالی و ترقی این است که از این عناصر فناتیک و امل و عقایدشان چشم بپوشیم و فاصله بگیریم! ما و شما در این بین وظیفه داریم، علیرغم خواست و کوشش تفرقه جویان و مستعمرین، روابط معنوی و فکری خود را عمیق تر نموده، در هر حال تفاهم کنیم و متفقاً با استفاده از تجارب و اطلاعات و نیروی یکدیگر، موجبات ثبات و عظمت و سعادت و ترقی و تعالی خود را فراهم نماییم ... پ.ن: چقدر این اتفاق ها برای این دوران هم آشناست! پ.ن۲: برای شناخت واقعی «روح خدا» باید روح خ داشت و باید حداقل کمی رنگ خ گرفت که« و مَن احسنُ مِن الله صِبغه؟!» باید برای خدا ایستاد. فقط همین! پ.ن۳: روح الله همان مخاطب «قل یا ایها الکافرون» سوره ی کافرون است، همان که دستور دارد با دشمن مرز بندی مشخص داشته باشد, همانکه قدم قدم و دقیق، پا جای قدم های گذاشته است...



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/05/28/صحیفه-آفتاب-2




فدای سرت...

درخواست حذف اطلاعات
بعضی چیزها را انقدر برایمان گفته اند و تکرار کرده اند، انگار دیگر عظمتش را درک نمی کنیم.
فکرش را ! حاضر است به خاطر خدایش از فرزند دردانه اش بگذرد...

چند بار تکرار کرده ای «ب انت و امی»؟ فکر کرده ای به آنچه می گویی؟تصورش هم کرده ای؟ وقتی عظمت مولایت در حدّی است که پدر و مادرت را فدایش می کنی، یعنی حاضر نیستی به خاطرش از غرورت کم کنی؟ حاضر نیستی جایگاه و پست و مقامت را به خاطرش ترک کنی؟ حاضر نیستی اشتباهات دیگران را ببخشی و قهر های چند ساله را تمام کنی؟ حاضر نیستی کارهایی که دوست نداری را انجام دهی، چون «او» دوست دارد؟ حاضر نیستی از پول و مال و ابرویت مایه بگذاری تا کاری کنی که سندش کند؟
آهای! با تو ام. حواست هست بارها گفته ای عزیزترین دارایی هایم فدای سرت؟ چه می شود که گاهی حاضر نیستی بگذری؟ ببخشی؟ تحمل کنی؟ خودت را به تغافل بزنی؟ نادیده بگیری و بگویی فدای سر حسین(ع)؟؟
ابراهیم(ع) حاضر است از عزیزترینش برای اطاعت مایه بگذارد؟ تو چه؟ حاضری برای اطاعت و ولایتش مایه بگذاری؟
پ.ن: اول از همه برسد به دست نگارنده!



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/05/30/فدای-سرت




آسمان به زمین الصاق شد

درخواست حذف اطلاعات
#آسمان_به_زمین_الصاق_شد از آغاز تا پایان قرون وسطی
حیات متمدن بشری، با وقایع و حوادث اجتماعی و شروع نمی شود، نقطه ی آغاز آن تفکر است. تفکر یک طرز تلقی بسیط و دیدکلی به عالم و آدم است که در بین همه ابناء بشر ترویج می شود. هنگامی که یک تفکر جدید یا نسبتا جدید در بین مردم تحقق پیدا می کند، فرهنگی فراگیر می شود، این فرهنگ زمانی که امکان تحقق پیدا کند، مثلا فرصتی برای قدرت ی اقتصادی و مردمان ایجاد شود، آغازگر مسیر تمدن، یعنی ساخت و سازهای مادی آن ها مثل معماری و توسعه کمی و... می شوند. بنابر این علت تمدن را باید در فرهنگ و علت فرهنگ را در تفکر جست و جو نمود.
پ.ن: تقریبا در چند سخنرانی اخیر حضرت آقا، تاکید روی کتاب خوانی و تاریخ خوانی خیلی مشهوده! دقیقا به این انگیزه دنبال کتاب تاریخ خوب گشتم. خیلی از آدم های با سواد این مجموعه پنج جلدی رو پیشنهاد دادند. پ.ن۲: اولین جلدش و خوندم، تا آ آبان تمومه ان شاءالله! پ.ن۳: یه چیز جالب فهمیدم! اینکه هر حادثه ای که اتفاق میوفت، باید ازش عبرت گرفت(با رویکرد گذشته نگر) و باید هشدارش رو متوجه شد برای آینده( با رویکرد آینده نگر). حالا با این دیدگاه به حوادث که نگاه کنی، یعنی داری تاریخ رو تحلیل می کنی و از همه ی شاخصه ها برای کنترل خودت و پیش بینی آینده جامعه ات استفاده می کنی و... در واقع این شکلی رفتارهای آدم ها و جوامع قابل پیش بینی میشه.(خیلی بحث جالب و مفصلی بود به نظر خودم، مجال نیست همه اش رو بگم...) پ.ن۴:تاریخ به ما می آموزد که...؟



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/05/14/آسمان-به-زمین-الصاق-شد




ای کاش گل سرخ نبود

درخواست حذف اطلاعات
#ای_کاش_گل_سرخ_نبود #منیژه_آرمین
قاب ع پدر را روی طاقچه گذاشت و قرآنی را که در پوشش مخمل سبز بود، بیرون آورد. لای قرآن پر بود از گل های محمّدی خانه پدر. سوره ای که پدر دوست داشت، در فضا مترنّم بود:« الرّحمن...». صدای قرآن در میان پنجره های شب گرفته و در میان شاخه های تنها سپیدار حیاط پیچید. گویی نوری بود که شعاعش تا مسافتی دور را روشن می کرد. قلب گللر آرام گرفت. فهمید که قلب او راست می گفته و حس کرد همه چیز درست می شود. حتی دردش را فراموش کرده بود؛ در حالی که هنوز یک قرص هم نخورده بود. پ.ن:کتاب روایت زندگی گللر است، دختری که بعد از ازدواجش به ناچار زندگی اش تغییر زیادی می کند و این تغییرات تجربه های جدیدی را برایش رقم می زند. روایتی در میان گذشته و حال. پ.ن ۲: داستان پردازی خوبی داشت، فراز و فرودهای داستان کاملا به جا اتفاق میوفتاد. اما یه کم زیادی توضیح و تفضیل داشت. پ.ن۳: ع م که تابلوئه فتوشاپه! پ.ن۴: کتاب هدیه دوران راهنماییم بود!! یعنی اون موقع اصلا حال باز کتابم نداشتم!( پیام اخلاقی: متناسب سن به اطرافیان کتاب هدیه بدهید!)



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/05/12/ای-کاش-گل-سرخ-نبود




علق

درخواست حذف اطلاعات
#علق خاطرات ما و سوره مبارکه علق #سمیه_افشار با همکاری#احمدرضا_اخوت
می خواند، می نویسد، درس می دهد، می آموزد و می آموزاند. به سیمایش که نگاه می کنی، آرامش می بینی و اشتیاق. آنقدر بی وقفه تلاش می کند برای نجات و هدایت مردم که گاهی گمان می کنی خودش را فراموش کرده است، از خودش که می پرسی می گوید هیچ است در دستگاه کبریایی رب عالم. می خندد و می گوید دست و پایی می زنیم برای آنکه شاید بعد مرگ بگویند دوست داشت در جرگه صالحان دراید ولی بضاعت اندکش مجالش نداد، پس بر اندک او خورده مگیرید. به خود می گویی اگر سعی و تلاش او اندک است، پس زندگی تو چیست؟ اگر بضاعت او مجالی برای صالح شدنش نمی دهد، پس تو در کجای راهی؟!!! ترس تا عمق جانت نفوذ می کند. می ترسی از آن روزی که بعد مرگت بگویند هیچ دست و پایی نزد و دوست نداشت در جرگه صالحان قرار گیرد پس از خوبان جدایش کنید که جایگاهش دوزخ است... پ.ن۱:... پ.ن۲: تلنگر خیلی خوبی بود! ترس تا عمق جان رو میفهمم، خدایا، اگر همه ی کِشته های ما در آ ت بشه باغِ اصحاب جنه سوره قلم چه کنیم؟ ... پ.ن۳: با بضاعت مُزجاتم چه کنم؟ فاوف لنا الکیل می کنی در حقم؟ پ.ن۴: برای بار چندم می گویم، علیکم به مدرسه قران تهران رفتن...



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/05/09/علق




صحیفه آفتاب (۱)

درخواست حذف اطلاعات
#صحیفه_آفتاب گزیده #صحیفه_ _ (ره) جلد یک
«روح الله» روح خدا؛ نام «کوچک» بود. همان پیرمردی که نان و پیاز می خورد، همان پیرمردی که به خاطر خدا ایستاد، به خاطر خدا قیام کرد و از سختی راه و قلّت یاران نهراسید... همان پیرمردی که در نخستین پیامش به ملت ایران و تاریخی ترین سند مبارزاتی اش در سال ۱۳۲۳ این گونه آغاز می کند که: «قال الله تعالی: قل اعظکم به واحده ان تقوم لله مثنی و فرادی.»... حالا برای شنیدن روح خدا- همان پیرمردِ نان و پیاز خورِ تکان دهنده ی جهانِ آ ا مانی- نشسته ایم در انتظار شنیدن خبری، خبری از زبان روح خدا... آری؛ را باید با شناخت، را فقط و فقط باید با تفسیر کرد و لاغیر و برای فهم باید با او زندگی کرد، در فراز و نشیب های زندگی اش با او همراه بود... و اگر بخواهیم با حقیقت داستان انقلاب نیز آشنا شویم، چه راهی بهتر از آن که با قهرمان آن داستان همراه شویم و چه خوشایند است که این همراهی، نقل ماجرا و روایت گفته ها و شنیده ها از زبان غیر نباشد، بلکه خواننده خود را در بطن داستان ببیند و راوی، روح خدا باشد.. پ.ن: نیت تا رحلت (سال۹۸) کل صحیفه رو بخونم. متناسب وقتم، صحیفه ی آفتاب رو انتخاب . این از اولیش...خدا تا ۲۲امین توفیق بده الهی... پ.ن۲: خیلی خوبه! اگه بخوای نکته ی رفتاری از متن ها دربیاری، چقدر نکته ی به درد بخور گیرت میاد... پ.ن۳: اولین قدم برای اینکه نگذاریم را تحریف کنند، اینکه با واقعی آشنا بشیم!



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/05/07/صحیفه-آفتاب-1




بازی

درخواست حذف اطلاعات
پسر کوچکمان اومده تو اتاقم. -میگه من این ع رو می شناسم.(ع شهید چمران) -می گم کیه؟ -می گه دوست شهید حجتی( شهید حججی منظورشه!) -می گم از کجا می دونی؟ -می گه بازی شو دارم! پ.ن: بازی شو نشونم داد، بازی م عان ...چه خوبه که بچه ها اینطوری تحت تاثیر آموزش های بازی ها قرار می گیرن و چه بده که ما از این فرصت استفاده نمی کنیم.



منبع : http://rahibesoyenor.blog.ir/1397/05/02/بازی