استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

درباره ی فلسفه و فلاسفه

جدیدترین و آخرین مطالب وبلاگ درباره ی فلسفه و فلاسفه از بلاگ درباره ی فلسفه و فلاسفه دریافت گردیده و به همراه لینک سایت اصلی نمایش داده شده است. در شرایطی که اطلاعات و مطالب پست های نمایش داده شده نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.



اصل علیت و اصل تسلسل علل

درخواست حذف اطلاعات
اصل علیت که حاکی از این امر است که بین هرچیزی رابطه ی علی و معلولی برقرار است و هیچ چیز بدون علت بوجود نمی آید . بنابراین علیت "خلق الساعه بدون " و قائم به ذات و بی نیاز از علت بودن" را رد میکند.مفاهیمی مثل خدا ، علت العلل، بیگ بنگ و متحرک نامتحرک و هزاران مفهوم از این قبیل آراسته به همین اشکال هستند. اما تسلسل میخواهد تسلسل قطع شود و به نقطه ای برسد که علت العلل نه بعنوان بینهایت قائم به ذات بلکه علتی مثل سایر علل دیگر و لازم نیست زنجیره ی علل خطی باشد اما مهم در این جاست این است که. |اصل علیت ،اصل تسلسل را نقض می کند .از طریق رسیدن به علت تعلل قائم به ذات برای خواندن ادامه ی مطالب اینجا را کلیک کنید.



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/اصل-علیت-و-اصل-تسلسل-علل




مسولین محترم لطفا بیت المال را چپاول کنید تا دلتان میخواهد ولی در کنارش دوسه تا کار هم انجام دهد چون......

درخواست حذف اطلاعات
پارساباد

جنابان مسئولین آژیرها برای کدامتان به صدا در می آید.......


روزی روزگاری شهری پدید آمد به نام پارس آباد که این شهر در برهه هایی شاهد اتفاقاتی شده است که آدمی انگشت به دهان می ماند و عقل آدمی هنگ میکند که چرا؟ چرا این گونه شد؟ چرا اینگونه می کنند؟ مگر میشود که شکم ها اینقدر جا داشته باشد؟ به برخی از این اتفاقات و بی توجهی ها سعی میکنم در این مقال اشاره کنم.
ی اول: از زمانی تا همین اوا همه ی نان آن شهر در شرکتی کار می د . شرکت مذکور شرکتی بود چند منظوره و هم تولید میکرد و هم صادر میکرد و وضع اقتصادی شرکت و منطقه ی مغان عالی بود این شرکت از لبنیات تا میوه جات و .... تولید و صادر میکرد و کارکنانش هم چندین هزارنفر بودند و حقوق مکفی نیز میگرفتند و راضی نیز بودند و بقولی تنها شرکتی بود که مردمان این شهر را حمایت میکرد و همه در آن به نوبت کار می د.
اما مسئولین محترم و رییس شرکت مذکور و نیز ی ترک زبان که در مجلس نمی تواند فارسی صحبت کند کفایت لازم برای نگه داشتن شرکت رانداشتند. چرا شرکت را به نصف قیمت یکی از زمین های ان شرکت به عزیزانشان دادند. وسوسه ی بدی در ذهن می اندازد که خ نکرده همه ی این مسئولین و دست به یکی کرده اند تا این شرکت را بفروشند و سهم هارا درجیب مبارک بگذارتد. البته این یک وسوسه ی فکر هست.
مردم مغان خواستار توضیح از مسولین مربوط و هستند که به چه دلیل موجهی این شرکت را به باد فنا داده اند؟ جالا که این شرکت را داده اند در عوض چه چیزی رناتیو آن شرکت خواهد شد ؟ البته اگر رناتیوی وجود داشته باشد .
مسولین گرامی مردم از این اقدام ناراضی هستند و خواستار توضیح و جایگزین. برای مثال توضیح در مورد کشت و صنعت و بلاتکلیفی 10 ساله کارخانه ریسندگی پارس آباد.

ی دوم : بی بگویم که شکم و جیب مسولین انتها ندارد دلیل این ادعا شهردار وشوراهای سابق هستند. بقول محمد تقی بهار شاعر پر آوازه که می گفت " من نمی گویم که مرا از قفس ازاد کنید/ فقسم برده به باغی و ذلم شاد کنید" حال بی میگوییم مسئولان محترم " ما نگوییم که شکمتان را پرنکنید/ بل پر بد اما کارهم ید" مگر ا و عاقبت خورو خوراک بیشتر از توان را نمیدانید والله هم میگویید خوراک اگر زیاد بخورید انهم ضرر دارد حداقل به فکر خودتان باشید تا با وثیقه بیرون نباشید .چون فردا روز چگونه سرتان را بلند خواهید کرد. و مردم را آنقدر فریب داده اید که نمی دانند به چه ی اعتماد کنند . خلاصه بخورید جهنم وضرر ولی کار بدرد بخور هم انجام دهید لطفا. ممنون می شویم واقعا.
سوم : نمیدانم که آیا کل شهرستان پارس آباد فقط خیابان جلوی شهرداری است که انقدر تمیز است و سطل و زیبا هست؟ جاهای دیگر جزء شهر حساب نمی شوند؟ ایا شهردار محترم از وضع معابر و خیابان ها و کوچه های نقاط مختلف شهر خبر دارند؟ مگر بودجه ندارید ؟ این بودجه را چه کار میکنید و ج چه چیزی میکنید که ما خبر نداریم؟ چرا هر شهرداری که میاید فقط بلوارهارا رنگ میزند و تمام میشود کارش؟ شهر سطل آشغتل میخواهد ، شهر یک مجتمع ورزشی ، مکانی برای مطالعه ، مکانی برای کارهای فرهنگی و هنری ، مکانی برای آزاد انرژهایشان میخواهند و شهر ما در حسرت یک شهر بازی چه برای ک ن و چه برای نوجوانان و جوانان مانده است متاسفانه ! هز گاهی چند مقدار خاک و کاشی میریزند کنار پارک ها و الله و اعلم که چقدر و چند برابر فاکتور میکنند. اگر قصد کار د داشتند در مدت حداقل یک سال یک شهربازی خوب تحویل مردمی که این مسولان را انتخاب کرده اند میدادند ولی حیف که نمک را نمی شناسند ....
اگر یک کارشناس درست و حس بیاوریم و گارشناسی کنند خواهند گفت که " آقا لطفا در این شهر رو ببندید بروید پی کارتان و مسئولان رو به کار چوپانی که شغل انبیا بوده است خواهند برد". مسئولان محترم این ها آژیرهیی هست که برای شما به صدا در می آید . این ها آژیر خطر برای شماست.
چهارم: قرآن کریم میگوید قتل یک انان بیگناه و بدون دلیل قتل همه بشریت است و نیز بالع ، نجات یک نفر از مرگ نجات بشریت است.

ی محترم که موقع انتخابات غذا و پولها ج میکردید تا برای مردم کار کنید ی اول تا سوم که مردود شده اید. بیاییم ی چهارم را واکاوی کنیم.
قرار بود در منطقه بیمارستان مجهزی ساخته شود ؟ محترم چرا پیگیر نیستید؟ شهردار محترم چرا در اتاق ات نشستی؟ بیست و سال است شهر پارس آباد با همین خیابان ها دارد زیست میکند. قبلا این خیابان ها جواب میدهد اما الان نه! شهردار فرماندار شوراهای محترم نهادهای مربوطه اقایان محترم محترم شهر مغان نیاز اساسی و مبرمی به یک نقشه ی شهری جدید دارد تا عرض خیابان ها بیشتر شود. تعالبته خودمانیم مردم هم بی تقصیر نیتند همه ماشین دارند و هرکدام با ماشین خود به داخل شهر می ایند که باید استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی را در بین مردم گسترش بدهیم.
اینکه می گویم منطقه نیاز اساسی به یک نقشه راه سازی و جاده کشی جدید دارد و تغییرات اساسی یابد ایجاد کرد این سخن خیلی مهم و حیاتی است چون در این طرح میتوانید حداقل کناره های خیابان را که برای پارک ماشین ها در نظر گرفته اید بصورت یک مسیر ویژه برای آمبولانس ها ،آتش نشانی ها و ماشین های انتظامی در نظر بگیرید . اگر فردی در وضعیت وخیم در آمبولانس هست و در پشت ماشین ها در خیابان با خیابان کوچک که در دوطرفش ماشین ها پارک شده استو اگر شانس بیاورد که شخصی دوبله پارک نکند با هزار مکافات راه سی ثانیه را در عرض پنج دقیقه می رود که این زمان برای بیمار خیلی مهم اشت شاید اگر پنج دقیق زودتر به بیمارستان منتقل شود نجات یابد! حال این عدم طراحی شهری و خط ویژه ی سریع السیر که منجر به فوت شخصی بخاطر بی توجهی مسولان است به گردن کیست ایا نمیتوان علت درکذشت آن شخص را به گردن مسولین و مردمی که بصورت تک سرنشین بیرون میایند بیاندازیم؟؟!!


ی پنجم و آژیر خطر پنجم: شهرار محترم ایا از ان سد معابر خودت خبر داری ؟ نمی خواهم اطاله ی کلام کنم اصل مطلب را می گویم. مسولین سد معابرتان ج زندگی شان را رایگان از مردم میگیرند و پولش رانمیدهند بعبارتی پول زور میگیرند تا اذیت شان نکنند . این حرف د و ندرک گفته میشود. اگر یادتان هست آقای بیگدلو قهوه خانه هارا پلمپ کرده بود و من به خوب و بد بودن کارش کاری ندارماما همین ین سد معبر در قهوه خانه ها یا کا فه ها بصورت علنی قلیان میکشند و قانون شکنیالبته این قانون شکنی دوطرفه ست .
چرا باید این اقایان سد معبر از مردم و کاسبان بخاطر اینکه اذیتشان نکنند تا ینر و وسایلی که در بیرون میگذارند پول بگیرندیا وسایل بگرند به بهانه نسیه ؟!!!!!! چرا شهردار خبر ندارد ؟ اگر خبردارد و کاری نمی کند که هیچ همگی شریک هم هستید و اگر خبر ندارد باز هم مقصر است و کفایت لازم راندارد .
ی ششم : حداقل سالی یک بار شهر دار و فرماندار و رییس سپا در یک سخنرانی عمومی در سطح شهر بیایند و عمکرد گذشته را شرح دهند و عملکرد آبنده را بگویند و این به قول حاج احمد متوسلیان( جاویدالاثر) " این حق مردم است که بداند یا سایر نهادها پول و بودجه هارا برای چه صرف کرده اند و برای چه صرف خواهند کرد« این سخن بصورت شنیداری و مستند از خود حاج احمد متوسلیان در یک کاست نوار در کردستان در مسجد ای کردستان ایراد فرموده بودند ذکر .» این حق مردم است که بدانند مالیات و عوارضی که میدهند صرف چه چیزایی میشود. درسال یک بار آنهم در حد دو ساعت چیزی خیلی سختی نیست و اتفاقا محبوبیت آنها را بیشتر میکند. شهردار محترم خلاصه اینکه ین سد معابرتان مثل زالو خون مغازه داران ،دست فروشان و خون انی که بر روی فرغون میوه و ... میفروشند را می مکنند.هرچه سریعتر رسیدگی کنید به این ین وظیفه نشناس راو همانگونه که گفتم سند تصویریش هم موجود است.
ی آ آژیر خطر برای مردم: مردم شریف مغان ، چند بار از فرزندان خودمغان برای پست های مهم انتخاب کرده اید؟ ایا ثمره ای هم دیده اید؟ ایا پرسیده اید که آیا فرق دوفوریت و یک فوریت را میدانند؟ مردم عزیز مغان چرا به افرادی که بی سواد هستند رای داده اید تا افرادی را منسوب کند تا مغان را به تاراج ببرند . در منطقه افرادی هست که سواد و دانش کاملی دارند .
مردم شریف مغان یک بار برای همیشه یک انتخاب درست . انتخاب درست چگونه است؟ انتخاب درست اینگونه است که اگر شخصی امد و خودنمایی کرد پیش شما برای رای گرفتن فریب نخورید. لطفا با آگاهی کامل بگردیم تا فرد واجد صلحیت را پیدا کنیم و ما بخواهیم که بیاید و شود نه اینکه مثل بعضی ها ری را به زور پول و شام و هزاران کلک دیگر بگیرد ولی در طول چهار سال یک بار پشت تریبون نتواند فارسی صحبت د. افراد معدودی هستند که شایسته این مقام هستند ولی باز میهواهم تاکید کتن که برای این افراد این مقام ها خیای کوچک است اما چون سواد و دانش روز بین المللی دارند و نیز مطالبه گر و دقیق هستند میتوانند این مغان را که به زور ا یژن نفس میکشد را جانی دوباره ببخشد.
حانم به قدای آنکه او اهل بود
خلاصه ی مطالب این است که مسولین محترم یا از این اوضاع خبر دارید و کاری نمیکنید که مقصر هستید و گنا ار و یا اینکه بی خبر هستید که در ابن صورت دوبرابر مقصرید و کفایت لازم رانداردچونکه از اوضاع جامعه عافل هستید و وقتی غافل هستید چگونه میخواهید کارکنید و بودجه را صرف کنیدو
سخن زیاد است ئ لیکن مجال دیگر می طلبد ......
همه ی این اتفاقات در منطقه ی مغان واقع در اردبیل اتفاق می افتد و مسولانش چپاتولگر هستند و سیر نمی شوند

دخو



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/مسولین-محترم-لطفا-بیت-المال-را-چپاول-کنید-تا-دلتان-میخواهد-ولی-در-کنارش-دوسه-تا-کار-هم-انجام-دهد-چون




مسولین محترم لطفا بیت المال را چپاول کنید تا دلتان میخواهد ولی در کنارش دوسه تا کار هم انجام دهد چون......

درخواست حذف اطلاعات
پارساباد

جنابان مسئولین آژیرها برای کدامتان به صدا در می آید.......


روزی روزگاری شهری پدید آمد به نام پارس آباد که این شهر در برهه هایی شاهد اتفاقاتی شده است که آدمی انگشت به دهان می ماند و عقل آدمی هنگ میکند که چرا؟ چرا این گونه شد؟ چرا اینگونه می کنند؟ مگر میشود که شکم ها اینقدر جا داشته باشد؟ به برخی از این اتفاقات و بی توجهی ها سعی میکنم در این مقال اشاره کنم.
ی اول: از زمانی تا همین اوا همه ی نان آن شهر در شرکتی کار می د . شرکت مذکور شرکتی بود چند منظوره و هم تولید میکرد و هم صادر میکرد و وضع اقتصادی شرکت و منطقه ی مغان عالی بود این شرکت از لبنیات تا میوه جات و .... تولید و صادر میکرد و کارکنانش هم چندین هزارنفر بودند و حقوق مکفی نیز میگرفتند و راضی نیز بودند و بقولی تنها شرکتی بود که مردمان این شهر را حمایت میکرد و همه در آن به نوبت کار می د.
اما مسئولین محترم و رییس شرکت مذکور و نیز ی ترک زبان که در مجلس نمی تواند فارسی صحبت کند کفایت لازم برای نگه داشتن شرکت رانداشتند. چرا شرکت را به نصف قیمت یکی از زمین های ان شرکت به عزیزانشان دادند. وسوسه ی بدی در ذهن می اندازد که خ نکرده همه ی این مسئولین و دست به یکی کرده اند تا این شرکت را بفروشند و سهم هارا درجیب مبارک بگذارتد. البته این یک وسوسه ی فکر هست.
مردم مغان خواستار توضیح از مسولین مربوط و هستند که به چه دلیل موجهی این شرکت را به باد فنا داده اند؟ جالا که این شرکت را داده اند در عوض چه چیزی رناتیو آن شرکت خواهد شد ؟ البته اگر رناتیوی وجود داشته باشد .
مسولین گرامی مردم از این اقدام ناراضی هستند و خواستار توضیح و جایگزین. برای مثال توضیح در مورد کشت و صنعت و بلاتکلیفی 10 ساله کارخانه ریسندگی پارس آباد.

ی دوم : بی بگویم که شکم و جیب مسولین انتها ندارد دلیل این ادعا شهردار وشوراهای سابق هستند. بقول محمد تقی بهار شاعر پر آوازه که می گفت " من نمی گویم که مرا از قفس ازاد کنید/ فقسم برده به باغی و ذلم شاد کنید" حال بی میگوییم مسئولان محترم " ما نگوییم که شکمتان را پرنکنید/ بل پر بد اما کارهم ید" مگر ا و عاقبت خورو خوراک بیشتر از توان را نمیدانید والله هم میگویید خوراک اگر زیاد بخورید انهم ضرر دارد حداقل به فکر خودتان باشید تا با وثیقه بیرون نباشید .چون فردا روز چگونه سرتان را بلند خواهید کرد. و مردم را آنقدر فریب داده اید که نمی دانند به چه ی اعتماد کنند . خلاصه بخورید جهنم وضرر ولی کار بدرد بخور هم انجام دهید لطفا. ممنون می شویم واقعا.
سوم : نمیدانم که آیا کل شهرستان پارس آباد فقط خیابان جلوی شهرداری است که انقدر تمیز است و سطل و زیبا هست؟ جاهای دیگر جزء شهر حساب نمی شوند؟ ایا شهردار محترم از وضع معابر و خیابان ها و کوچه های نقاط مختلف شهر خبر دارند؟ مگر بودجه ندارید ؟ این بودجه را چه کار میکنید و ج چه چیزی میکنید که ما خبر نداریم؟ چرا هر شهرداری که میاید فقط بلوارهارا رنگ میزند و تمام میشود کارش؟ شهر سطل آشغتل میخواهد ، شهر یک مجتمع ورزشی ، مکانی برای مطالعه ، مکانی برای کارهای فرهنگی و هنری ، مکانی برای آزاد انرژهایشان میخواهند و شهر ما در حسرت یک شهر بازی چه برای ک ن و چه برای نوجوانان و جوانان مانده است متاسفانه ! هز گاهی چند مقدار خاک و کاشی میریزند کنار پارک ها و الله و اعلم که چقدر و چند برابر فاکتور میکنند. اگر قصد کار د داشتند در مدت حداقل یک سال یک شهربازی خوب تحویل مردمی که این مسولان را انتخاب کرده اند میدادند ولی حیف که نمک را نمی شناسند ....
اگر یک کارشناس درست و حس بیاوریم و گارشناسی کنند خواهند گفت که " آقا لطفا در این شهر رو ببندید بروید پی کارتان و مسئولان رو به کار چوپانی که شغل انبیا بوده است خواهند برد". مسئولان محترم این ها آژیرهیی هست که برای شما به صدا در می آید . این ها آژیر خطر برای شماست.
چهارم: قرآن کریم میگوید قتل یک انان بیگناه و بدون دلیل قتل همه بشریت است و نیز بالع ، نجات یک نفر از مرگ نجات بشریت است.

ی محترم که موقع انتخابات غذا و پولها ج میکردید تا برای مردم کار کنید ی اول تا سوم که مردود شده اید. بیاییم ی چهارم را واکاوی کنیم.
قرار بود در منطقه بیمارستان مجهزی ساخته شود ؟ محترم چرا پیگیر نیستید؟ شهردار محترم چرا در اتاق ات نشستی؟ بیست و سال است شهر پارس آباد با همین خیابان ها دارد زیست میکند. قبلا این خیابان ها جواب میدهد اما الان نه! شهردار فرماندار شوراهای محترم نهادهای مربوطه اقایان محترم محترم شهر مغان نیاز اساسی و مبرمی به یک نقشه ی شهری جدید دارد تا عرض خیابان ها بیشتر شود. تعالبته خودمانیم مردم هم بی تقصیر نیتند همه ماشین دارند و هرکدام با ماشین خود به داخل شهر می ایند که باید استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی را در بین مردم گسترش بدهیم.
اینکه می گویم منطقه نیاز اساسی به یک نقشه راه سازی و جاده کشی جدید دارد و تغییرات اساسی یابد ایجاد کرد این سخن خیلی مهم و حیاتی است چون در این طرح میتوانید حداقل کناره های خیابان را که برای پارک ماشین ها در نظر گرفته اید بصورت یک مسیر ویژه برای آمبولانس ها ،آتش نشانی ها و ماشین های انتظامی در نظر بگیرید . اگر فردی در وضعیت وخیم در آمبولانس هست و در پشت ماشین ها در خیابان با خیابان کوچک که در دوطرفش ماشین ها پارک شده استو اگر شانس بیاورد که شخصی دوبله پارک نکند با هزار مکافات راه سی ثانیه را در عرض پنج دقیقه می رود که این زمان برای بیمار خیلی مهم اشت شاید اگر پنج دقیق زودتر به بیمارستان منتقل شود نجات یابد! حال این عدم طراحی شهری و خط ویژه ی سریع السیر که منجر به فوت شخصی بخاطر بی توجهی مسولان است به گردن کیست ایا نمیتوان علت درکذشت آن شخص را به گردن مسولین و مردمی که بصورت تک سرنشین بیرون میایند بیاندازیم؟؟!!


ی پنجم و آژیر خطر پنجم: شهرار محترم ایا از ان سد معابر خودت خبر داری ؟ نمی خواهم اطاله ی کلام کنم اصل مطلب را می گویم. مسولین سد معابرتان ج زندگی شان را رایگان از مردم میگیرند و پولش رانمیدهند بعبارتی پول زور میگیرند تا اذیت شان نکنند . این حرف د و ندرک گفته میشود. اگر یادتان هست آقای بیگدلو قهوه خانه هارا پلمپ کرده بود و من به خوب و بد بودن کارش کاری ندارماما همین ین سد معبر در قهوه خانه ها یا کا فه ها بصورت علنی قلیان میکشند و قانون شکنیالبته این قانون شکنی دوطرفه ست .
چرا باید این اقایان سد معبر از مردم و کاسبان بخاطر اینکه اذیتشان نکنند تا ینر و وسایلی که در بیرون میگذارند پول بگیرندیا وسایل بگرند به بهانه نسیه ؟!!!!!! چرا شهردار خبر ندارد ؟ اگر خبردارد و کاری نمی کند که هیچ همگی شریک هم هستید و اگر خبر ندارد باز هم مقصر است و کفایت لازم راندارد .
ی ششم : حداقل سالی یک بار شهر دار و فرماندار و رییس سپا در یک سخنرانی عمومی در سطح شهر بیایند و عمکرد گذشته را شرح دهند و عملکرد آبنده را بگویند و این به قول حاج احمد متوسلیان( جاویدالاثر) " این حق مردم است که بداند یا سایر نهادها پول و بودجه هارا برای چه صرف کرده اند و برای چه صرف خواهند کرد« این سخن بصورت شنیداری و مستند از خود حاج احمد متوسلیان در یک کاست نوار در کردستان در مسجد ای کردستان ایراد فرموده بودند ذکر .» این حق مردم است که بدانند مالیات و عوارضی که میدهند صرف چه چیزایی میشود. درسال یک بار آنهم در حد دو ساعت چیزی خیلی سختی نیست و اتفاقا محبوبیت آنها را بیشتر میکند. شهردار محترم خلاصه اینکه ین سد معابرتان مثل زالو خون مغازه داران ،دست فروشان و خون انی که بر روی فرغون میوه و ... میفروشند را می مکنند.هرچه سریعتر رسیدگی کنید به این ین وظیفه نشناس راو همانگونه که گفتم سند تصویریش هم موجود است.
ی آ آژیر خطر برای مردم: مردم شریف مغان ، چند بار از فرزندان خودمغان برای پست های مهم انتخاب کرده اید؟ ایا ثمره ای هم دیده اید؟ ایا پرسیده اید که آیا فرق دوفوریت و یک فوریت را میدانند؟ مردم عزیز مغان چرا به افرادی که بی سواد هستند رای داده اید تا افرادی را منسوب کند تا مغان را به تاراج ببرند . در منطقه افرادی هست که سواد و دانش کاملی دارند .
مردم شریف مغان یک بار برای همیشه یک انتخاب درست . انتخاب درست چگونه است؟ انتخاب درست اینگونه است که اگر شخصی امد و خودنمایی کرد پیش شما برای رای گرفتن فریب نخورید. لطفا با آگاهی کامل بگردیم تا فرد واجد صلحیت را پیدا کنیم و ما بخواهیم که بیاید و شود نه اینکه مثل بعضی ها ری را به زور پول و شام و هزاران کلک دیگر بگیرد ولی در طول چهار سال یک بار پشت تریبون نتواند فارسی صحبت د. افراد معدودی هستند که شایسته این مقام هستند ولی باز میهواهم تاکید کتن که برای این افراد این مقام ها خیای کوچک است اما چون سواد و دانش روز بین المللی دارند و نیز مطالبه گر و دقیق هستند میتوانند این مغان را که به زور ا یژن نفس میکشد را جانی دوباره ببخشد.
حانم به قدای آنکه او اهل بود
خلاصه ی مطالب این است که مسولین محترم یا از این اوضاع خبر دارید و کاری نمیکنید که مقصر هستید و گنا ار و یا اینکه بی خبر هستید که در ابن صورت دوبرابر مقصرید و کفایت لازم رانداردچونکه از اوضاع جامعه عافل هستید و وقتی غافل هستید چگونه میخواهید کارکنید و بودجه را صرف کنیدو
سخن زیاد است ئ لیکن مجال دیگر می طلبد ......
همه ی این اتفاقات در منطقه ی مغان واقع در اردبیل اتفاق می افتد و مسولانش چپاتولگر هستند و سیر نمی شوند

دخو



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/مسولین-محترم-لطفا-بیت-المال-را-چپاول-کنید-تا-دلتان-میخواهد-ولی-در-کنارش-دوسه-تا-کار-هم-انجام-دهد-چون




اقلیت های دینی در ایران

درخواست حذف اطلاعات
این تابلو در میدان # _پاسداران شهرستان. #پارساباد نصب شده است.
ی میداند که #فرزند_رمضان بودن یعنی چه؟
درضمن اگر بر فرض ایران را محاصره کنند آنها با حکومت ایران کاردارد نه مردم علی الخصوص #اقلیت_مذهبی گه در ایران زندگی میکنند. به اقلیت های دینی ضرری برسانند آیا این کار اخلاقی است؟ آیا کار صحیح است ؟
تکلیف اقلیت های دینی در ایران چیست وقتی که ایران و سیاست های قلدرمابانه بکار می برند؟



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/اقليت هاي ديني در ايران




اقلیت های دینی در ایران

درخواست حذف اطلاعات
این تابلو در میدان # _پاسداران شهرستان. #پارساباد نصب شده است.
ی میداند که #فرزند_رمضان بودن یعنی چه؟
درضمن اگر بر فرض ایران را محاصره کنند آنها با حکومت ایران کاردارد نه مردم علی الخصوص #اقلیت_مذهبی گه در ایران زندگی میکنند. به اقلیت های دینی ضرری برسانند آیا این کار اخلاقی است؟ آیا کار صحیح است ؟
تکلیف اقلیت های دینی در ایران چیست وقتی که ایران و سیاست های قلدرمابانه بکار می برند؟



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/اقليت هاي ديني در ايران




انتقاد سهروردی از قاعده ی حد و را ار وی

درخواست حذف اطلاعات
انتقاد سهروردی از قاعده «حد» و را ار وی رامین قلی زاده1، 1 دانشجوی ارشد فلسفه دین تبریز چکیده سهروردی در باب تعریف با مبنای ن مخالف بوده و راهی غیر از راه آنان بر می¬گزیند. در این نوشتار ابتدا شرح کوتاهی از نظر ابن سینا به عنوان حکمت مشاء داده می شود و پس از آن نقد سهروردی بر آن و سپس نظر سهروردی در باره تعریفات بیان میشود. سهروردی معتقد است که آوردن فصل در معرِّف محال بوده و ما قادر نیستیم تمام ذاتیات اشیاء را در حد آن ها بیاوریم بنابر این آوردن حد برای اشیاء آنگونه که ن به دان معتقد اند محال است. و تنها راهی که برای ما می ماند تعریف بوسیله امور ظاهر است که اجتماع آنها به معرَّف اختصاص دارد. واژه های کلیدی: تعریف، حد تام، جنس و فصل، معرِّف، سهرودی، ابن سینا. مقدمه در حکمت ی علم حصولی به تصور و تصدیق تقسیم میشود. علم تصوری علم به صورت شیئ است و تصدیق تصور به همراه تصدیق و حکم است. بر همین مبنا منطق به دو قسم قول شارح و حجت تقسیم می شود. در قسمت قول شارح یا تعریف نحوه حصولا عم تصوری و در قسمت حجت نحوه حصول علم تصدیقی نشان داده میشود. نظر شیخ اشراق درباره تعریف با نظر ن و ابن سینا متفاوت بوده و ضمن نقد ایشان نظر خود را درباره تعریف بیان میکند. اهمیت این بحث از آن جهت است که شیخ اشراق با نقد مبنای ن در تعریف و ارائه را ار اشراقی خود میخواهد منطق و معرفت شناسی اشراقی را بنا نهد. در این مقاله ضمن توضیح اجمالی تعریف در منطق ن، نقد سهروردی از آن بیان شده و سپس نظر وی درباره تعریف نشان داده میشود. مبنای این پژوهش در حکمت مشاء کتاب الاشارات و نبیهات بوده و در حکمت اشراق به کتاب حکمت الشراق و شرح قطب الدین به همراه تعلیقات ملاصدرا بر آن رجوع شده. 1.تعریف از نظر ابن سینا در نظر ابن سینا تعریف یا بوسیله حد است یا بوسیله رسم. حد قولی است که شامل تمام ذاتیات و مقومات شیء میشود و بنابراین حتما باید ترکیبی از جنس و فصل باشد[1] ابن سینا حد را اینگونه تعریف میکند: «الحد قول دال علی ماهیت الشیء» .[2] و سپس توضیح میدهد که حد شامل تمام مقومات شیء است و به همین دلیل باید از جنس و فصل ترکیب شود. جنس عبارت است از آن دسته از مقومات و ذاتیات شیء که با اشیاء دیگر مشترک بوده و مخصوص آن شیء نیستند و فصل عبارت است از ذاتیاتی که مخصوص آن شیء بوده و در اشیاء دیگر نباشند. حد باید از جنس و فصل ترکیب شود زیرا جنس مقومات مشترک شیء با اشیاء دیگر و فصل مقومات مخصوص به شیء را نشان میدهد. و تا زمانی که ذاتیات مشترک و مخصوص یک شیء جمع نشوند حقیقت مرکب شیء تمام نمی شود. و اگر یک شیء ترکیبی در حقیقت خود نداشته باشد، هیچ قولی نمی تواند بر آن دل کند[3] نکته مهمی که در اینجا است این است که ابن سینا همانطور که در تعریف حد ذکر می کند حد را قول می داند و قول مرکب است. بنابر این هر محدودی ( که برای آن حد آورده میشود) دارای معنای مرکب است.[4] پس حد فقط برای اشیاءی است که معنای مرکب دارند و اشیائی که دارای حقیقت بسیط اند را نمی توان با حد تعریف کرد

ادامه را از اینجا فرمایید



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/انتقاد-سهروردی-از-قاعده-ی-حد-مشایی-و-راهکار-وی




فلسفه ی اخلاق و نوشتاری پیرامون اخلاق و خودگرایی اخلاقی

درخواست حذف اطلاعات
بسمه تعالی خودگرایی اخلاقی یکی از دیدگاه های برجسته در بحث هنجاری فلسفه اخلاق،خودگرایی است که بر منفعت شخصی تأکید فراوانی دارد. واژه ی خودگرایی از ego به معنای خود گرفته شده است و در اصطلاح فلسفه اخلاق به یکی از نظریه های غایت گرا و پیامدگرایانه اطلاق می شود که معتقد است تنها وظیفه ی هر انسانی ایجاد بالاترین میزان سود و لذت برای خود اوست. این اصطلاح برای اشاره به نوعی از نظریه اخلاقی وارد مباحث فلسفه اخلاق جدید شده است و معتقد است که هر شخص باید در صدد حداکثر خیر خاص خودش باشد. در مقابل آن نظریه های دگرمحور (سودگرایی و دیگرگرایی) قرار می گیرند. که خیر و سعادت دیگران را در نظر می گیرند و از آن نظر که از افراد می خواهند برای دیگران دل مشغولی داشته باشند، دگرگرا هستند. سه گرایش عمده در خودگرایی وجود دارد که البته این شیوه از طبقه بندی ازآن سیجویک است. وی در کتاب شیوه های فلسفه اخلاق، به طرح ریزی این مسئله براساس این فرض پرداخته است که خیر با لذت برابر است. (آموزه موسوم به لذت گرایی) و معتقد است که تنها نوعی از خودگرایی که ارزش بحث و بررسی دارد، خودگرایی لذت گرایانه می باشد. سه گرایش عمده در خودگرایی: 1-خودگرایی روانشناختی:خودگرایی روانشناختی اساسا بر آن است که انسان به لحاظ روانی نمی تواند کاری انجام دهد که به نفع شخصی خودش نباشد این سخن به این معناست که حب ذات تنها اصل اساسی در سرشت آدمی است،این نظریه ادعایی توصیفی است نه توصیه ای،و هدف آن این است که روشن سازد که چه چیزی انسانها را به انجام کارهایشان برمی انگیزاند و هرگز در مقام بیان خوب یا بد بودن این انگیزه ها نیست. ادامه مطلب



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/فلسفه-ی-اخلاق-و-نوشتاری-پیرامون-اخلاق-و-خودگرایی-اخلاقی




درد چیت ؟ درمان چیست؟ حالات انسان مدرن در عصر مدرن

درخواست حذف اطلاعات
درد چیست ­و درمان چیست؟ در دنیای جدید ما ، انسانها به حالاتی رسیده اند که اضطراب و تشویش و درون نگری حاکی از آن است .گویا در این دنیا چیزی گم کرده اند. اما نمی دانند که چیست . می­گویند که گمشده ی ما خداست ، یا معناست و یا اینکه می گویند خودمان را گم کرده ایم­و در آ می­گویند که نمی دانیم چه گم کرده ایم ولی می­دانیم که چیزی گم کرده ایم و بدون آن به آرامش نمی رسیم. انسان وقتی در این دنیا چشم خود را باز می کند خودش را مشغول می بیندبی آنکه خود خواسته باشد.اما چیزی در درونشان هست که اگر یک بار آنرا روشن کنند دیگر خاموش نمی شود و تا پایان عمر فرد را رها نمی کند . این همان شه است اما نه به معنای متعارف آن.عواملی باعث رشد و روشن و روشن شدن شه می شود مثل:حس تنهایی (اما نه تنهایی ظاهری .مراد تنهایی باطنی است)، حس خود گم کنی در دنیا ،حس گم چیزی در دنیا و نیز برخی ح ها و موقعیت های خاص. فردی که چشم خودش را باز میکند به پس و پیش خودش نگاهی عمیق می اندازد که از عمق درونش حاکی است و حس نادانی به گدشته و آینده را می بینددر گذشته ،زمان و تاریخ را می بیند و نیز اتفاقات و جریانات موجود را .در این گذشته ی چر حادثه می خواهد ببیند که چه چیز ی بوده که امروزه نیست. به بررسی می پردازد به بررسی چیزهایی که حس میکند ارامش با آن به دست می آید .خدا نمونه ای از آن است .به بررسی خدا می پردازد .میبیند که خدا یا تاریخ طبیعی داشته یا تاریخ اخلاقی.. ادامه مطلب



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/درد-چیت-درمان-چیست-حالات-انسان-مدرن-در-عصر-مدرن




فلسفه چیست؟ / چرا فلسفه؟ نوشتاری پیرامون فلسفه ی فلسفه

درخواست حذف اطلاعات
فلسفه چیست؟ / چرا فلسفه؟ تعاریف زیاد و متفاوتی از فلسفه شده است: طیفی گسترده از لفظ پردازی و پریشان گویی تا گفتار حکیمانه درباره ی زندگی و طبیعت و انسان و… شاید کهن ترین و اصلی ترین تعریف از فلسفه از آن دمندانی است که درباره چیستی هستی دچار حیرت شده اند، آنان که فلسفه را حیرت آدمی دانستند که این موجب پرسشگری از ذات آفریده او آفریدگار و پدیده های طبیعت شد: – آیا کائنات آفریده شده یا همیشه وجود داشته است و همیشه وجود خواهد داشت؟ – آیا کائنات بی پایان است؟ – آیا کائنات دیگری وجود دارد؟ – آیا همیشه در این کائنات انسان وجود داشته است؟ – آیا وحدتی، انسجامی، اراده ای، عقل برتری وجود دارد، از جمله آیا ذاتی الهی اینها همه را اداره می کند؟ – اگر طبیعت قابل تبیین است، با اصل فراگیری، چنین تبیین می شود یا اگر چنین اصلی وجود ندارد، با اندک شماری از اصول؟ – هیچ چیست،آیا خلاء وجود دارد، آیا می توانیم درباره ی هیچ یا خلاء بی شیم؟ – احساس های ما چه اعتباری دارند؟ – چه می دانیم، به چه چیزهایی دسترسی داریم، آیا عقل ما محدود است؟ – واقعیت چیست؟۸ و در پاسخ به این پرسش ها و بسیاری دیگر، در درا ی تاریخ، دمندان و شه وران به تلاش برخاستند و هریک به گونه ای، در حد توان خود و دانش و ابزارهای مادی مورد استفاده در پژوهشش، به پاسخی رسید و فلسفه ای پرداخت.گوناگونی و تفاوت شه های فلسفی چنان است که اگر خواسته باشیم به همه ی آنها نظر افکنیم و درباره شان سخن گوئیم، عمری دراز می طلبد و تازه معلوم نیست به سرانجامی رسد! از اینرو تنها به دو جریان اصلی در شه ی بشری اشاره میکنیم که بنیان و شالوده ی همه تعاریف و توصیفاتی است که از ماهیت زندگی و وجود شده است. نخست، واقعیت مادی جهان که بیرون و مستقل از ماست که نه آفریده شده و نه آغاز و انجامی دارد؛ دوم، ایده یا دنیای فکر وتصور (مثل افلاتونی) که ذات یا جوهر هستی بخشی است که در ورای جهان مادی قرار دارد و سکاندار و تبیین کننده و توضیح دهنده ی کائنات و هر آنچه در اوست! رادا کریشنان شمند و فیلسوف مشهور هندی در اثر بزرگ خود تاریخ فلسفه ی شرق و غرب در پاسخ به پرسش “فلسفه چیست؟” می گوید: “فلسفه تحقیقی است در ماهیت زندگی و وجود.” و می افزاید: (( برای بحث و بررسی واقعیت دو راه در پیش داریم: یکی که با وحی و سنت آغاز و انجام می یابد و آن را دین می نامیم؛دیگری که به کاربرد آزادانه د و شه وابسته است و فلسفه خوانده می شود.)) او در بررسی فرآیند شه و تحقیق در ماهیت زندگی به پژوهش پیرامون آموزش و جایگاه بودا این آموزگار بزرگ هندیان می پردازد و می گوید: (( گوتمه بودا جایگاه خاصی در میان بزرگترین نامداران جهان دارد. این نکته قابل بحثی است که او را در زمره ان قرار دهیم یا فلاسفه. تعالیم او چیست؟ آیا یک وحی جدید بود یا یک کشف فلسفی تازه؟ ….. او پژوهش خود را برای حل مسئله زندگی آغاز کرد، نه برای جست و جوی وجود خدا. به همین گونه، جست و جوی او با یافتن راه حل مسئله زندگی پایان یافت و به ماهیت وجود خدا ربطی نداشت. او خود را از زندگی دینی هند که به خدایان و ایزد بانویان بیشماری معتقد بود، ی ره جدا کرد و مطلوب خویش را بدون وساطت مفهوم خدا یافت. اصلی که او تحقیقات نظری خود را بر آن استوار کرد، یک اصل فلسفی بود. در نظر او، هدف تلاش های انسان یافتن پاسخی برای مسئله زندگی است و این می تواند بدون توسل به “دست غیبی” انجام گیرد. البته این درست است که پس از مرگ او، پیروانش به زودی تعلیماتش را به آئینی کاملا دینی مبدل د. آنان چون دیدند بودا محلی را که در دین معمولا از آن خداوند است خالی گذاشته است، خود او را بر اریکه خالی خداوندی نشاندند.)) و چرا چنین د؟ این پرسش سوزنده ای است که پاسخی منطقی و در خور می طلبد؛ و تا آن هنگام که به این پرسش پاسخ داده نشده همچنان سرگردان و سرگشته در وادی وهم ره خواهیم سپرد و به امید رسیدن به چشمه آبی که روح عطشناکمان را سیراب کنیم، به سوی سراب می دویم. اگرنخستین مرحله ی شه ی قوام نایافته و تخیل گونه انسان سرگشته ی در جست و جوی حقیقت رااسطوره بدانیم؛ بی آنکه با بررسی تطور و تحولات تاریخی و تفاوت های صورت بندی های جوامع مختلف ناشی از بنیان های اقتصادی، به تطویل کلام بپردازم، به کوتاهی به این امر اشاره ای گذرا می کنم تا به پاسخ پرسشمان برسیم. گفته می شود در غرب (یونانی ها) از اسطوره به علم رسیدند و از علم به فلسفه؛ در حالی که در شرق این حرکت از اسطوره بود به دین و از دین به علم کلام(الهیات). بنابراین رادا کریشنان با بیان اینکه: “دریونان عناصر دین خصوصیات فلسفی پیدا د و در هند(شرق) فلسفه خود مبدل به دین شد.”اشاره به همین نکته است. و اهمیت نکته در این است که دری م فلسفه چیزی کاملا متفاوت از علم کلام، الهیات یا حکمت شرق است. زیرا همان طور که نشان دادیم پرسش های فلسفی برای راز گشایی ناشناخته ها و رموز هستی است، در حالیکه حکمت یا الهیات در پی اثبات و تایید آن چیزی است که به آن باور داریم و نتیجه آنکه آن چه به دست می آید، نه “اثبات پذیر” است و به قول کارل پوپر، “ابطال پذیر” چراکه به گفته هولباخ : اگر مفاهیم و ایده ها نتوانند به لحاظ تجربی اثبات شوند، بایستی چون توهماتی نامفهوم و بی معنی نادیده گرفته شوند. چراکه محصول تخیلات و تصورات بشرند. و در رد دعاوی اصحاب کلیسا که با استعانت از فلسفه ومفاهیم “علم الهی” در پی اثبات باور های خود هستند، ......

برای دریافت متن کامل به مدیریت اطلاع دهید و یا ایمیل بدهید ممنونم
ramingholizade@yahoo.com



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/فلسفه-چیست-چرا-فلسفه-نوشتاری-پیرامون-فلسفه-ی-فلسفه




متن ایمیل اینجانب به پرفسور ریموند واناراگون پیرامون شناخت شناسی و شناخت خود و علت خطادر احکام صادره

درخواست حذف اطلاعات
متن ایمیل اینجانب به پرفسور ریموند واناراگون پیرامون بجث شناخت شناسی و شناخت خود و قضاوت
dear dr vanarragon` that day that i can`t answer your mail, i was thinking hard about that subject. i reached the conclusion that: i know that the sense of the divine is in me, but i can’t know that this sense is authentic or no. and i knew that the “myself “is only thing that i can know that and i can judge that and i can decision about that. everything that is outside me except ‘myself ‘.i can’t know those well. because usually my judgment (or the judgment of man, about the things outside himself) is not compatible with the reality outside myself. so: i can have perfect knowing about myself and i can’t and have that knowing about outside of myself and knowing that way always is with mistake. some things are beyond our scope of understanding (god …). i don’t know i wrote well or not .but i hope transferred my ideas to you well. and i want you to help me to know my problems. thank you for the time spent reading it. all the best .ramin gholizade



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/متن-ایمیل-اینجانب-به-پرفسور-ریموند-واناراگون-پیرامون-شناخت-شناسی-و-شناخت-خود-و-علت-خطادر-احکام-صادره




خلاصه باب 5 کتاب احیاء علوم دین محمد بن محمد غزالی و بررسی آن از منظر اخلاق

درخواست حذف اطلاعات
خلاصه باب 5 کتاب احیاء علوم الدین محمد بن محمد غزالی و بررسی آن از منظر اخلاق پیشگفتار و روش بحث آنچه که پیش روی شماست خلاصه باب پنجم کتاب احیاء علوم دین اثر ارزشمند محمد غزالی است که به تعریف آداب معلم و متعلم می پردازد. روش بحث در این نگاشته مراجعه به متن اصلی کتاب می باشد و نویسنده در تلاش بوده تا برای فهم بیشتر این باب تحلیلی نیز از خود در پایان ارائه دهد. همچنین برای مرور سریع تر، قبل از تحلیل نگارنده، ج ی نیز آورده شده است که بیان کننده ی مطالب پیشین می باشد. زبان خلاصه ی باب به دلیل بر هم نخوردن سیاق متن و استفاده ی نگارنده ی کتاب از واژگان خاص به همان شکل آورده شده است اما این زبان لطمه ای بر فهم مطالب نویسنده نمی زند. در آداب متعلم و معلم اما آداب متعلم: وظیفه ی اول: تقدیم طهارت نفس است از خوی های بد وصفت های نکوهیده، چه علم آبادانی دل و ِ سر و قربت باطن است به حق تعالی و چنانکه که وظیفت جوارح ظاهر است درست نباشد مگر به پاکی ظاهر از حدثها و نجاست ها، پس همچنان عبادت باطن و عمارت دل به علم درست نباشد مگر به پاکی از بدی های اخلاقی و بدیهای اوصاف. وظیفت دوم: آنکه علایق خود از دنیا کم کند و از اهل وطن دور شود، چه علایق شاغل و صارف است. و ما جَعَلَ اللهُ لِرَجُلِ من قَلبینِ فی جوفِهِ. جدای عزوجل هیچ مردی را دودل نداده است. و هرگاه که فکر منقسم شود، از دریافت حقایق قاصر گردد .........


جهت دریافت متن کامل خلاصه ی کتاب به مدیریت پیام دهید. ممنونم.



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/خلاصه-باب-5-کتاب-احیاء-علوم-دین-محمد-بن-محمد-غزالی-و-بررسی-آن-از-منظر-اخلاق




لطفا نظر بدهید

درخواست حذف اطلاعات
دوستان عزیز لطفا بعد از خواندن مطالب نارا از نظاتتان محروم نسازید. باسپاس



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/لطفا-نظر-بدهید




بزر/واران چرا به حرف این حقیر گوش نمیدهید در مورد کپی

درخواست حذف اطلاعات
سلام دوستان عزیز هر کپی که انجام میشود با شماره ای پی در وبلاگ ذخیره میشود . بنظرتون شما اربابات معرفت و علم، یک پیام بفرستید و مشحصلت خودتوت رو هن بفرستید بغد کپی کنید ممنونم



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/بزر-واران-چرا-به-حرف-این-حقیر-گوش-نمیدهید-در-مورد-کپی




سایت اینترنشنال آکادمیا و ادامه ی مطالب اینجانب

درخواست حذف اطلاعات
دوستان عزیز اگز مایل هستی که مطالعات فلسفی تان را ادامه بدهید و از محتوای وبلاگ خوشتان آمده است میتوانید مابقی نوشته های بنده را در سایت اینترنشنال #آکادمیا کنید و بخوانید . درضمن مارا از نظرات ارزشمند خئدتان محروم نسازید



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/سایت-اینترنشنال-آکادمیا-و-ادامه-ی-مطالب-اینجانب




گفتگوی چند جانبه با ها آرش نراقی ، سروش دباغ ، حسین دباغ و یاسر میردامادی

درخواست حذف اطلاعات
غزالی بزرگ درآراء و شه یک دانشجو و بزرگان بنده در با آرش نراقی - یاسر میردامادی- سروش دباغو حسین دباغ درمورد غزالی و سایر مسایل مربوط به فلسفه و سایر مسایل مرتبط به فلسف گفتگو میکنم که میخواهم متن گفتگوی و جواب آنها را در اینجا بیاورم البته سروش دباغ و آرش نراقی جئاب سوال را داده اند . ولی هنوز یاسر میردامادی و حسین دباغ جواب نداده اند چون سوال را تازه فرستاده ام. متن سوال واحد است و از همه ی این چهار بزرگوار یک سوال را پرسیده ام و میتوانید سوال و جواب ها را در ادامه ی مطالب دنبال کنید. ادامه مطلب



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/گفتگوی-چند-جانبه-با-دکترها-آرش-نراقی-،-سروش-دباغ-،-حسین-دباغ-و-یاسر-میردامادی




قصاص -دادگاه و مکافات عمل و عادلانه بودن آنها

درخواست حذف اطلاعات
چند روزیست که به دادگاه و قضاوت و قصاص فکر میکنم. قاضی باید بی طرف و به دور از احساس باشد و درست و عقلانی حکم دهد. قصاص هم مربوط به طرف خاطی باید باشد.مثلا من که ی را ضرری رسانده ام ،،فاعل منم و قصاص باید در مورد من صورت گیرد. به نظرم عادلانه ترین صورت همین هست. اما دادگاه و قصاص و جریان دیگری نیز هست که ن میدانم اسمش را چه بگذارم؟! قاضی #نامتشخص و دور از دسترس و جریان تعطیل و در عین حال من حبل الورید هست. ظاهرا بی طرف و سریع الحساب . همان ماجرای بالا را که در مورد دادگاه و قصاص در عالم بشری را گفتم را به یاد آورید . فاعل من ،به ی ضرر می رسانم اما در عین حال به جای اینکه از فاعل قصاص مستقیم گرفته شود ،،،بجایش پسر،دختر ،مادر یا یکی از بستگان را مجازات میکند تا فاعل سر عقل بیاید ... من که قصاص عالم بشری را عادلانه نه میبینم. ولی بین این دو قصاص و تنبیه به نظرتان کدام عادلانه تر است؟؟؟ قصاص مستقیم فاعل یا قصاص غیر مستقیم فاعل؟؟؟ و نیز کدام دادگاه بهتر است و عادلانه تر است ؟ اگر دادگاه بشری نا عادلانه هست آیا میشود آنرا دادگاه نامید؟ یا قصاص و دادگاه الهی نا عالانه است چگونه میشود آنرا توجیه کرد و بدان معتقد بود؟؟؟



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/قصاص-دادگاه-و-مکافات-عمل-و-عادلانه-بودن-آنها




فلسفی تخم مرغ- گفتگو با خدا- آیا خدا زن است؟

درخواست حذف اطلاعات
دوستان یک فلسفی براتون میگذارم که از ادیان و فلسفه های شرقی هم تغذیه شده است امیدوارم لذت ببرید. به نام تخم مرغthe egge برای اینجا راکلیک کنید.



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/فیلم-فلسفی-تخم-مرغ-گفتگو-با-خدا-آیا-خدا-زن-است




انسانیت مرده است-تحلیل سخن علی - چرا تفکر؟

درخواست حذف اطلاعات
ایمیل نویسنده ramingholizade@yahoo.com : + رامین قلی زاده، دانش آموخنه فلسفه غرب ، دانسجوی فلسفه دین در دنشگاه تبریز( چاپ شده در جریده ی مغان) مردن یا مرگ چیست ؟ چیزی جز قطع علایم حیاتی و عدم گردش خون نیست .من مرگ را امر هولناک ورشن مندانه می نامم. مرگ شی چیزی جز تفکر به مرگ نیست .تفکر و تعقل چه در خلوت و چه در جمع واجتماع به مرگمی باشد . فکر به این که روزی من خواهم مرد و دیگر چیزی نخواهم دید .توجه به مرگ که نتها حقیقت گریز ناپذیر است که همه با آن مواجه خواهیم شد البته تا حال خاظر .من این اصل را تفکر ویرانگر مینامم. بی معنایی یعنی رنگ باختن تمام امور بارزش دنیا در برابر مرگ . این اصل را اصل بیگانگی با همه امر متعلق به دنیا به جز مرگ می نامم. : / فراورده ی سه مولفه ی اصل امر هولناک و روشنمندانه و اصل تفکر ویرانگر و اصل بیگانگی اصلی با نام تنهایی است. عده ای به فکر رهایی از این موقعیت برخواهند خواست و به جستجوی معنا بر میخیزند یعنی در برابر موقعیت در _ مرگ _ احاطه شدن بر میخیزند و در این جاست که مولفه های پیشین گوهری را به وی اعطا میکند . این اصل نهایی را اصل انسانیت می نامم با لوازم . ابزارهای مختص به خودش . بابراین مرگ و توجه به مرگ و شیدن بدان ، معنای زندگی را روشن خواهد کرد . v توضیح و تفصیل اصول مذکور : سخن را از تفکر و تعقل از منظر علی و کتاب مقدس شروع نمودیم و اصولی چند اشاره نمودیم حال ربط و نسبت انها با همدیگر تفکر در مورد تاکید است اما ماهیت تفکر و متعلق تفکر مورد تاکید چیست ؟ اصل سوم میطلبد که ماهتی فراتر از امور جاری برای تفکر و تعقل در نظر بگیریم . آن ماهیت چیست؟ آیا تا بحال به خودمان فکر کرده ایم ( فکر به معنایی واقعی کلمه ) که چند لحظه یا ساعنت یا هفته یا ..... چند بیل خاک بر روی جسدمان خواهند ریخت ؟ و دیگر تمام میشویم و به چرخه طیعت خواهیم گشت ؟ آیا تابحال به مرگ به این گونه فکر کرده ایم آیا تابحال خودمان را ؛ واقعا به جای یک ی که دو سه قدم با طناب دار فاصله دارد یا اسیری که سلاحی برروی شقیقه اش قرار دارد و هر لحظه برایش با ترس و لرز میگذرد قرار داه ایم ، این امر یک موقعیت مرزی برای شخص است یا یک موقعیت جهش گونه این یه قول کی یر که گور فیلسوف دانمارکی .(این همان توجه به اصل اول است . ) همه انسانها طبق فرموده قران "کل نفس ذایقه الموت " مواجهه با مرگ تنها چیزی است که انسان ، خود درونش و شخصیت اصلی اش را در موقغیت در –احاطه – شدن نشان میدهد . چون فعلا انسان محکوم به مرگ است و چاره جز تفکر به مرگ ندارد. در گیر شدن با تفکر ویرانگر خیلی گران است . وحشتناک است . بموازات اصل تفکر ویرانگر اصل بیگانگی رخ میدهد. بیگانگی نسبت به همه چیز . تبدیل به شخصی میشود که نمی خواهد در قواعد این دنیا و انتظارات و قواعد و ارزش ها ی که قراردادی هستند شرکت کند چون همیشه در فکر این میباشد که من میمیرم و اینها به چه کارم می آید؟ این انسان دچار تشویش ، اضطراب، دلهره عصبانیت و ، تلخکامی ، ملال . علاقه نهان به زندگی در کنار بیهوده دانستن آن در بربر مرگ میداند . v تا به اینجا سعی نمودم از توجه مرگ و رسیدن به مرگ شی را توضیح دهم . v بالا ه تنها راهی که فرد بدان میگریزدو پناه میبرد همان است که آرتور شوپنهاور فیلسوف آلمانی میگوید و آن : بازی ( ورق ) است . انسان که خودش را سرگرم بازی میکند در واقع خواه نا خواه میخواهد خودش را از درد و رنج برهاند چون وی می گویید و قایل به این است که " دنیا پر از درد و رنج است " و قران نیز تاکید دارد که " انا خلقنا الانسان فی الکبد " . ی که به تفکر ویرانگر دچار میشود و شب و روز دست به گریبان با آن است خودش را تنهای مطلق می یابد چون تنها اوست که میمیرد و دیگر تمام میشود . با اینکه همه میمیرند ولی مواجهه واقعی که به قول صادق هدایت " مثل خوره روح ادمی را آهسته در انزاوا بخورد" با امر مذکور ویرانگر و روشنایی بخش است. و همیشه در این مدت انچه ذهنش را مشغول میدارد این مسله حیاتی و اساسی انسانیت است که به کجا آمده ام ؟! آمدنم بهر چه بود ؟! و هدف این زندگی چند ساله در جیست ؟.... v و از طرفی در این ح میبیند که همه ی علوم و معارف و ادیان نیز برایش کارساز نیست چون تعارضی و اختلاف و فرق ه و شعب های مختلفی که که در بین آنها وجود دارد ؛ ادمی را به شک و تردید وا میدارد و همین تعارض در علوم و ادیان است که از غزالی فقید و فقیه یک عزلت نشن نظافت کار مدارس ساخت . v لحظات و موقعیت هایی در زنگی انسان بوجود می آید که فرد را بر سر دو راهی می گذارد و این موقیت ها خواستار گرفتن تصمیم است ، بقول ژان پل سارتر فیلسوف فرانسوی : تصمیم گرفتن شخصیت و وجود و ماهیت مارا میسازد .که به این موقعیت هایی که خواستار تصمیم هستند را موقعیت مرزی می نامند موقعیت های مرزی خواستار جهش است و آنهم جهشی از روی تفکر و تعقل. در اینجا انسان بدنبال معنا میگردد و جستجوگر می شود. 7.. در جستجوی معنا : در این حال که وی دچار اموری هولناک و ویرانگر میشود و خود را ببیگانه میبیند نسبت به امور و ارزش های دنیوی که قراردادی هستند به تکاپو می افتد . تکاپو برای چه ؟ جهت یافنن معنای حقیقی . در این جستجو که راهی برای رهایی است می فهمد که این زندگی چند روزی مادی و فانی ارزش جنگ ، جدال ، خون و خون ریزی ، ، فساد دزذی و دروغ ریا و در نهایت کودتا و .... را ندارد. * در این جا باز میگردیم به دو اصل نخستین که تاکید بر تفکر و تعقل داشتند ، همه این فرایندها و فرایند و فرداورده ی این فرایند در پرتو تفکر و تعقل است و رس انبیاء چیزی جز این نمی باشد .یعنی دعوت به تفکر که روز انسان خواهد مرد . و به مرگ فکر کن تا معنای زندگی را در ی . ¨ نتیجه اصول 4/5/6/7 رسیدن به معنای زندگی است . ¨ در نهایت فرد در ابتدا خودش مسلح به سلاح تفکر مرگ شانه که روشنایی بخش زندگی می باشد می شود که از طریق این طرز تفکر میتوان دنیا را گلستان کرد چون گفته شده است که : آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت ، با دشمنان مدارا آسایش چه زمانی به دست می اید ؟ زمانی که شخص به مطلوب مورد نظرش برسد و وقتی فرد به مطلوب خودش در سایه تفکر مرگ شانه میرسد فقط یک چیز را در همه ی امور مدنظر قرار می دهد و آنهم مرگ است. v یکی دیگر از نتایج این نوع تفکر رسیدن به این دیدگاه است که باید با همه انسانها که در روی کرده ی زمین قرار دارند خودش را یکی ببینئد " چو عضوی به درد اورد رورگار / دگر عضو هارا نماند قرار " فردی که به این معنا از زندکی می رسید همدل ، همدرد ، غمخوار ، صادق ، امین و با مردم میشود و در یک کلام آنچیزی که همه ی ادیان در پی آن هستند یعنی اخلاقی زندگی در این زندگی و دنیای چن روزه را در سایه تفکر و تعقل در مورد مرگ را میتوان ب کرد . ی که به این درجه از شعور و آگاهی می رسد همدل با مردم میشود ، کمک میکند ، همه مثل خودش میبیند ، همه را انسان میبیند و نه ابزاار و یا پله برای ترقی ، میداند که روزی همه خواهند مرد . به آگاهی مردم میپردازد و با فاسدان و ظالمان به مقابله احسن برمیخیزد . چون دریافنته است که انسان تنهاست و غریب است در این کاءنات و ی جز خودشان را ندارند.چنین طرز تفکری سرور ستیز میشود و و جود انجمن ها را بجای وجود قراردادهای اجتماعی برا ی اداره ی امور مناسب میبند و این که گفته شده است " انسان گرگ انسان است " را در سایه تفکر مرگ شانه به صفر یا نزدیک به صفر می توان رسانید . آیا ان چیزی غیر از این را انجام میدادند ؟ هر کدام به طرق مختلف با توجه به شرایط موجود مردم را به ارامش و همدلی و اخوت دعوت می نمودندبا اینکه بحث بر سر نحوه ی بر انگیختن آنها نیست و لی وجود انها نعمتی بزرگ را نشان میدهد . که انسانهارا به مرگ متوجه سازد و به تفکر وادارد. سخن آ : منظور از تفکر و تعقل ، و تدبر در زنگی و و اینکه روزی با مرگ مواجهه خواهیم شد می باشدو تاکید ایمه و کتاب مقدس بر این امور نشان میدهد که انسانیت انسان به مرگ ش بودنش است روزی دکارت می گفت که " من می شم پس هستم " به نظرم تفسیری که میتوان از ان این جمله داد این است که تا زمانی که انسان تفکر و تعقل به امور مهم و حیاتی میکند انسان است و وقتی از این گونه تفکر فارغ می شود تفاوتی با چا ایان نخواهند داشت .و از طرفی نیز انسان را "حیوانی ناطق " می گویند . اگر شخصی از این نوع تفکر استفاده ای نکنتد دیگر نمیتوان آنرا انسان نامید و به اصلاح به غیر از انسان هر چیزی میتوان نامیدش. انسانی که مرگ ش نیست انسان نیست و نمونه کامل شخصی به نام دونژوان میباشد ، چون به خودش توجه ندارد و مثل یک چا ا در لحظه زندگی میکند و ی که این طرز تفکر را ندارد بقول شوپنهاور خودش را سرگرم میکند. بنابر این انسانیت انسان بنا به اگفته دو اصل اول به تفکر و تعقل و تدبر مبیاشد و با توجه به مثلث زیر مطلب به خوبی آشکار خواهد شد : 5 معنا 4 جستجوگری 1 توجه به مرگ 2 تنهایی (مرگ شی –بی معنایی) در آ باید گفت که ی که از مردن و مرگ مثل نخود و لوبیا حرف می زند وهیچ تاثیر و جرقه ای در ذهنش ایجاد نمیشود و تعقل نمی پردازد انسان نمی باشد و از آگاهی بهره ای نبرده است . چون حیات ذهنی ما بسیار وسیع است و آگاهی بخش کوچکی از حیات ذهنی ما را تشکیل میدهد و انسانی که به این اصول ذره ای توجه مبذول نمی کند کنش و واکنش هایش از سر آگاهی نیست بلکه از روی غریزه است . از روی غریزه ای که هم در انسان هست و هم د ر حیوان . توجه دایم به ان مثلث معنا ، سبب می شود که فرد در هر شغل و منصب و جایگاه اجتماعی که دارد بر اساس ان عمل کند و آن را سرلوحه ی کار خود قرار دهد و چون ثمره مرگ شی جز اخوت ومهربانی نیست چونکه که تفکر هرفرد در اع ریزش میکند . ی که به این مثلث توجه نمی کند ادمی شرور و جنگ افروز و گر و و کودتا گر و در یک کلمه نا – انسان می شود. با اینکه در پشت هر استدلالی استدالای نهفته است با این حال این نوشته ادامه دارد و در قسمت بعد به رابطه ی سیاست و تفکر مرگ شانه وارد خواهیم شد ..... . منابع : 1. نهج البلاغه 2 - منشاء آگاهی در فرو پاشی ذهن دو ساحتی از جولین جینز 3- رندگی نامه شوپنهاور 4- پدیدار شناسی و فلسفه های هست بودن ، ترجمه یحی مهدوی 5.مسولیت ، اراده . از ژان پل سارتر6- این ..یا... آن - و ترس و لرز از کی یه ر که گارد این نوشته الهامی از این منابع است و نقل و قول مستقیم از کتب مذکور نمیباشد .



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/انسانیت-مرده-است-تحلیل-سخن-امام-علی-چرا-تفکر




مساله ی نفس و بدن از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا

درخواست حذف اطلاعات
مقدمه : ابن سینا حکیم نامی ایرانی درهزار سال قبل ابتدا در کتاب بزرگ خود بنام کتاب الشفاء دررابطه با مسله ی نفس و بدن پرداخته و بعد به اجمال در ای از آثار خود مانند النجاه که مختصر شفاست و نیز در دانش نامه ی علایی و در رساله ی نفس والنفس الناطقه و احوالها و النفس و العقل وکتاب الاشارات و تنبیهات که آ ین اثر آن حکیم است مباحثی را بیان داشته است. نفس از نظر ابن سینا : ابن سینا به تبعیت از ارسطو که فیلسوفی است نفس را به معنی مبدا حرکت گرفته است و همه ی کائنات را واجد این موهبت دانسته است .بنابر این ابن سینا نفس را بنگونه تعریف می کند : « نفس کمال اول است مر هر جسم طبیعی را و نه کمال هر جسمی چون جسم تخت و در ، که از صناعات بوجود آید .پس کمال جسم طبیعی باشد و نه هر جسم طبیعی که نفس بدان پیوندد چون آب و آتش و دیگر عناصر .پس کمال جسم طبیعی باشد که آن جسم نفس است در افعال .» کمال بر دو نوع است : -1-کمال اول : شیء در حد ذات با آن کامل می شود .مثل ناطقیت برای انسان . 2- کمال ثانی :شیء با آن در صفاتش کامل می شود . مثل نویسندگی برای انسان . پس نفس کمال اول است برای جسم طبیعی آلی. نحوه ی وجود نفس:از نظر ان هر جسم مرکبی حداقلی از تناسب و تعادل و هماهنگی در میان آنها ضروری است .وقتی این تعادل و تناسب به درجه ی معینی رسید نیروی حیات بخشی که عبارتست از؛ نفس نباتی ، در جسم بوجود می آید.وقتی تناسب و تعادل به درجه ی کاملی برسد نفس حیوانی ظهور می کند و در درجه ی کاملتر نفس انسانی که همه ی قوا و ویژگی های نفوس پایین تر را دارد ،پدیدار می شود .بدین صورت نفس جوهر مجردی مفارقی است که باقی می ماند و قابلیت اتصال به عقل فعال و هم زندگی در عالم معقولات را دارد . نحوه ی تجرد نفس :نفس صورت بدن است مانند صورت برای ماده .صورت دو نوع است : . برای ادامه ی مطالب اینجا را کلیک کنید.



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/مساله-ی-نفس-و-بدن-از-دیدگاه-ابن-سینا-و-ملاصدرا




اثر تربیتی رجاء و تاثیر آن بر روان و سلامت روان آدمی با توجه به دیدگاه قرآن کریم

درخواست حذف اطلاعات
related image اثر تربیتی رجاء و تاثیر آن بر روان و سلامت روان آدمی با توجه به دیدگاه قرآن کریم نویسنده ی اول رامین قلی زاده
نویسنده ی دوم مجتبی بخشی زاده
( این مقاله درهمایش بین المللی تحول درعلوم انسانی تایید و پذیرفته شده و نمایه گردیده است وهرگونه کپی بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد و شرعا مجاز نمیباشد) چکیده «امید» در «تربیت» و «سلامت روانی» انسان نقش مهمی بر عهده دارد. از نظر قرآن«رجا« (امید) انبساط سرور در دل به جهت امر محبوب است؛ در صورتی که انسان بسیاری از اسباب رسیدن به محبوب را تحصیل کرده باشد و به آرامش قلبی برسد. هدف از این مقاله بیان کارکردهای تربیتی امید و نقش آن در سلامت وبهداشت روان است. لذا به روش توصیفی ـ تحلیلی با رویکردی قرآنی ـ روایی، مبانی و عوامل ایجاد امید را بررسی و نتیجه گیری می­کند که از نظر قرآن »امید« به واسطه دو رویکرد شناختی و رفتاری حاصل می­شود. انسان از «خودشناسی» به «خداشناسی» رسیده و این باعث «خودباوری» و «خدامحوری» می­گردد. شخص تکیه به هست نمای هستی دارد و اگر آن را با رویکردهای رفتاری مثل عمل صالح همراه نماید، به امیدی پایدار دست یازیده است.. از نگاه قرآن «امید» در بُعد تربیتی عامل تحرک و باعث عمل می­باشد که بازده کار را بالا برده، باعث تقویت قدرت صبر، حس شادکامی، کارایی، کاردانی و... می­گردد که همه اینها سلامت روانی انسان را به همراه دارد واژگان کلیدی: امید، رجاء، تربیت، سلامت روان، قرآن برای مقاله به این آدرس ایمیل دهید و مقاله را دریافت کنید. با تشکر ramingholizade@yahoo.com



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/salamateravan-va-qoran.html




مسله نفس و بدن از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا

درخواست حذف اطلاعات
مساله ی نفس و بدن و چگونگی ارتباط این دو باهم و اصلا چگونگی سازگاری یک امر مادی با امر غیر مادی سالیان سال است که ذهن شمندان را به خود مشغول داشته و کرده است. در این نوشتار سعی شده است خلاصه ای از دیدگاههای ملاصدرا و ابن سنارا بیان کنیم امیدواریم مفید واقع شود. برای فایل ورد اینجا را کلیک نمایید.



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/مسله-نفس-و-بدن-از-دیدگاه-ابن-سینا-و-ملاصدرا




مسله نفس و بدن از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا

درخواست حذف اطلاعات
مساله ی نفس و بدن و چگونگی ارتباط این دو باهم و اصلا چگونگی سازگاری یک امر مادی با امر غیر مادی سالیان سال است که ذهن شمندان را به خود مشغول داشته و کرده است. در این نوشتار سعی شده است خلاصه ای از دیدگاههای ملاصدرا و ابن سنارا بیان کنیم امیدواریم مفید واقع شود. برای فایل ورد اینجا را کلیک نمایید.



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/مسله-نفس-و-بدن-از-دیدگاه-ابن-سینا-و-ملاصدرا




یک خواهش از خوانندگان سایت

درخواست حذف اطلاعات
دوستان عزیز هنگام کپی برداری از مطالب خواهشا و لطفا یک کامنت ذبل متن مورد نظر بنویسی یا یک پیام برای نویسنده بفرستید.ممنون میشوم



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/یک-خواهش-از-خوانندگان-سایت




یک خواهش از خوانندگان سایت

درخواست حذف اطلاعات
دوستان عزیز هنگام کپی برداری از مطالب خواهشا و لطفا یک کامنت ذبل متن مورد نظر بنویسی یا یک پیام برای نویسنده بفرستید.ممنون میشوم



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/یک-خواهش-از-خوانندگان-سایت




جامعه ی مدنی و حقوق افراد دارای مشکل جسمی؛ آیا آنها از حق و حقوقی برخوردارند و اگر حقوقی دارند میتوانند در زیر سایه آن ترقی کنند؟

درخواست حذف اطلاعات
میخواهم چند جمله ای درباب ناشنوایان عزیز و انی که در خانه صاخب فرزند و یا همسر و... ی ناشنوا هستند بیان کنم. چندی پیش آهنگ #ناردون از #مازیار_فلاحی عزیز رو گوش دادم که در موزیک ویدیو دیگری که ساخته بودند یک خانمی با استفاده از زبان اشاره ای مخصوص #ناشنوایان آن موزیک را برای ناشنوایان عزیز ترجمه و یا به عبارتی بیان میکرد. درحین دیدن این ترانه با این طرح و سبک عالی و نشان از تمدن در آن این فکر به ذهنم رسید که چه خوب میشو د یک تیم که دارای مهارت های ارتباط با عزیزان ناشنوا و گروهی هم هنرمند باشند، در جای جای ایران عزیزمان تشکیل شود و حداقل آهنگ ها و یا برای اشخاصی که بعدها دچار ناشنوایی شدن یعنی به صورت مادر زادی ناشنوا بدیا نیامده اند و دارای سواد ( سواد حداقلی)هستند و علاقهمند برای شنیدن سخنرانی ها هستند( چه بسا اگر به#استیففم_هاوکینگ کمک نمی د نمیتوانست نظریه های جدیدی بدهد) شاید بعضی از انها بهتر از برخی افراد روغن فکر خ رفروش بتواند رخنه های جامعه را در حد توان پوشش و پر کند. بنظرم اگر دوستانی که در #بهزیستی و نهاد و ارکان های مربوطه فعالیت میکنند اکر از این ظرفیت ها هم استفاده کننم شاهد افراد (با اینکه ناشنوا هستند)باسواد و مولد خواهیم بود و احیانا چه از طرف ت و برخی مسولان و برخی مردم و حتی گاها خخود شخص شاهد نگاهها و احساس های منفی نخواهیم بود. در #جامعه_ی_مدنی افراد دارای مشکل جسمی، حق ترقی و پیشرفت و مطالبه گری دارند و جامعه ی .مدنی خاص افراد دارای جسم سالم نیست جهت آهنگ ناردون اینجا را گلیک کنید.



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/جامعه ی مدنی و افراد دارای مشکل جسمی




درباب فرومایگان و نیچه

درخواست حذف اطلاعات
زندگی چشمه یک لذت است. اما آنجا که فرومایه نیز آب می نوشد، چاه ها همه زهر آگین اند . میوه در دستانشان لهیده و گندیده می شود. نگاه شان درخت میوه را باد زده می کند و سر شاخه هایش را می خشکاند. ادامه مطلب



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/درباب-فرومایگان-و-نیچه




معرفت شناسی...انسانها با امید بدون دلیل زنده هستند...

درخواست حذف اطلاعات
انسانها با امید بدون دلیل زنده هستند. epistemology ... man is alive with hope without a justified reasoin با مثالی بهتر توضیح داده میشود: رامین شب می خوابد تا فردا سرکار برود. صبح از خواب بیدار میشود و صبحانه میخورد قبل از صبحانه دست و صورت میشوید در این حین. دو تا سوسک از روی محتویات صبحانه رژه می روند. بعد میاید و می نشیند و غذایش را با چنان ولعی میخورد تا سر کار کم نیاورد . و می رود محل کار .... نکته ی اساسی این است که وقتی را مین شب میخوابد برنامه برای فردا می ریزد ولی نمیداند که شب را به صبح می رساند یا نه؟؟؟!!!!! ادامه مطلب



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/معرفت-شناسی-انسانها-با-امید-بدون-دلیل-زنده-هستند




نسبتهای حل ناشدگی مساله شر و تاثیرات منفی آن در معناداری زندگی

درخواست حذف اطلاعات
نسبتهای حل ناشدگی مساله شر و تاثیرات منفی آن در معناداری زندگی سعید علیزاده یار دانشکده الهیات تبریز s-alizadeh@tabrizu.ac.ir رامین قلی زاده دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه دین، تبریز ramingholizade@yahoo.com چکیده: کلماتی مانند «بخاطر» یا «برای» که معطوف به جهت داری مشخص و توجیه کننده در زندگیست سبب حرکت، معناداری و ارزشمند شدن زندگی فرد شده و حرکت و پویایی از تعلیل واژه «برای» برمی خیزد. بعضی از امور وجود دارند که آدمی در زندگی با آنها گاها دست و پنجه نرم می­کند که یکی از پرمخاطره ترین آنها مسئله شر است که سوال از چیستی و چرایی برخی از مفاهیم از جمله؛ خدا، زندگی ، مرگ، تنهایی، اخلاق و هدف می­کند. این مسئله بسا سبب اخلال و ایستایی در نظام فکری و عملی افرادی می شود که مساله شر بگونه ای برایشان بدون حل باقی مانده است لذا یافتن پاسخ برای این سوالات نیز از اهمیت مضاعفی برخوردار است. این مقاله به انداختن طرحی جدید و یافتن پاسخ برای ماله الحرکة (معنا) که بسا توسط مسئله ی شر گم شده باشد؛ برای چنین افرادی خواهد پرداخت. برتری این نوشتار نسبت به نوشتارهای مشابه در ایجاد واستفاده از رویکرد ظهوری و وجودی و با روش تحلیلی و توصیفی می­باشد. اعتقاد بر این است اگر مسئله ی شربدرستی به مسیر اصلی خود هدایت شود، آدمی می تواند با طراحی مدل سبک زندگی اخلاقی و وج از تنهایی و پوچی و یافتن و بازی معنا و ارزش زندگی به حیات و زیستن خویش بهتر و باصلابت تر از پیش ادامه دهد و این در حالیست که در حل ناشدگی آن با تاثیرات منفی بی شمار در حرکت و نشاط در زندگی مواجه خواهیم بود. کلید واژگان: معنای زندگی، مسئله شر، تنهایی، مرگ شی، هدف در زندگی، سبک زندگی، امید، نشاط.



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/مساله شر




معرفت شناسی...انسانها با امید بدون دلیل زنده هستند...

درخواست حذف اطلاعات
انسانها با امید بدون دلیل زنده هستند. epistemology ... man is alive with hope without a justified reasoin با مثالی بهتر توضیح داده میشود: رامین شب می خوابد تا فردا سرکار برود. صبح از خواب بیدار میشود و صبحانه میخورد قبل از صبحانه دست و صورت میشوید در این حین. دو تا سوسک از روی محتویات صبحانه رژه می روند. بعد میاید و می نشیند و غذایش را با چنان ولعی میخورد تا سر کار کم نیاورد . و می رود محل کار .... نکته ی اساسی این است که وقتی را مین شب میخوابد برنامه برای فردا می ریزد ولی نمیداند که شب را به صبح می رساند یا نه؟؟؟!!!!! ادامه مطلب



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/4/معرفت-شناسی-انسانها-با-امید-بدون-دلیل-زنده-هستند




ترجمه ی متن ریموند ون آراگون فلسفه دین به فارسی توسط رامین قلی زاده

درخواست حذف اطلاعات
رامین قلی زاده some points from the translator… قبل از ترجمه نکاتی چند از مترجم : 1. ریموند ون آراگون شاگرد اساتید بزرگی همچون آلوین پلانتینگا می باشند که با جیمز کلارک و مایکل پترسون کتاب هایی نوشتندو و به گفته خود چلانتینگا،ون آراگون یکی از بهترین شاگردانش بوده است. 2 در هر ترجمه خطاهایی وجود دارد و این ترجمه نیز مصون از خطا نیست اگر خطاهایش را گوش زد ید ممنون میشوم ایمیل من ramingholizade@yahoo.com زندگی یک فیلسوف در ایالات متحده ریموند جی. ون آراگون بتل در این مقاله کوتاه میگویم که چگونه در ایالات متحده بتل علاقه مند تدریس فلسفه و آموزش شدم باید گفت که من یک شخص مذهبی هستم و عقایدهای مذهبی دارم که همیشه برایم مهم بودند. بسیاری از کارهای من حیث یک دانشمند در مورد علم و فلسفه دین بود بعضی از آن سوالات مخصوص دین ی میباشد در ایالات متحده تقریبا 50 سال قبل بسیاری از دانشمندان خودرا بیشتر با سولات دینی یا مذهبی بستگی نمیدانند آنها مذهب یا دین بی معنی را مطرح د که شایسته بازتاب فلسفی نبود نشریه های مذهبی که در سنین و اوسط تاریخ فلسفه اصلی هستند بطور مثال: ما دانمشندان ی مانند فار ، وابن سینا، و فیلسوفان ی چون آنسلم، آکوییناس را در انجام وظیفه برای ذات یگانه پردرخشش می بینیم، اما 50 سال قبل در ایالات متحده بسیاری از فیلسوفان در مورد موضوعات که مهم نبودند استدلال د و بنابر این فسلفه دین که سطح چشم گیر از تحقیق با نظم نبود تغیراتش تقریبا 50 سال قبل آغاز گردید هنگام که بعضی از فیلسوفان با استعداد جوان شروع به کار فلسفه دین کرده اند و دوباره سوالات مذهبی را در مرکز بحث فلسفی امریکا ارایه د آن فیلسوفان شامل الوین پلانتیگا، ویلیام آلستون، نیکولاس ولتراستورف، اله نور استامپ و بر علاوه بسیاری دیگر برای کار آنها . وقتی که در دانشکاه رشته فلسفی در سال 1991 رفته ام قادر بتوجه و تمرکز بر فلسفه دین و رابطه آن با معرفت شناسی شدم، آیا میتوان به یگانگی خداوند اعتقاد کرد؟ آیا میتوانیم موجودیت خداوند را در محیط زیان آور و درد رنج احساس کرد؟ یک شانس خوب برایم بود که همینگونه کار مهم را در این مقاله ها توسط فیلسوفان انجام بدهم فقط مطرح و قادر به تحقیق بعضی از آنها شدم و phd را در فسلفه گرفتم و بعد از گرفتن ( ی)phd در یکی از ها کار تدریس گرفتم. نخست در ایسبوری در ایالات کنتاکی و بعدا در که در ایالات مینسوتا است. من حالا در مورد بتل برایتان خواهم گفت ممکن است از های ایران متفاوت باشد بتل یک ی است بسیاری از های ایالات متحده ی نیستند آنها وابسته به مذهب نیستند اما تعداد کمشان ی هستند. اگر شما به های ی تدریس کنید نا گزیر هستید خودرا ی بسازید این یکی از روش های بتل است، دانشجویان بتل تعداد بیشتر شان ی هستند. گرچه آنجا مجبور نیستند آنها میدانند که توسط پروفیسور های ی تدریس میشوند بنا بر این بخشی زیادی از دانشجویان که ی نیستند احتمالا به اینجا نیایند. دانشکده فلسفه بتل 6 عضو دارد ما آموزش های مختلفی را تدریس میکنیم اصول اخلاق، دانش شناسی، طبیعت شناسی، فلسفه ی علم ( ساینس) و آموزه های فلسفی تاریخ نیز تدریس مینمایم یکی از همکاران من فلسفه که وابسته به قرون وسطی است تدریس میکند. ما دانشجویان زیادی داریم که فلسفه را واقعا دوست دارند، اما نه مثل بعضی ها .مشکل اینجاست که دانشجویان بیشترین تمرکز شان روی فلسفه است. آنها بعد از فارغ حصل شدن شاید کار هم نتوانند بگیرند. شاید شما بدانید که ایالات متحده اخیرا تجربیات سخت اقتصادی داشته گر چه تعدادی زیادی از مردم کار می کنند. و بسیاری از دانشجویان بعضی اوقات در مورد اینکه آموزش یا یاد گیری فلسفه سودمند است یا اینکه چگونه یک کاری انجام دهند (کارعملی یا تجاری)و کم تر در مورد هستی یا وجود انسانها سوالهای بزرگ بپرسند و تعمق کنند علاقه نشان میدهند. به این دلیل در واقع آنها نمیخواهند فلسفه بخوانند اما بیشتر به مضامین مانند تجارت یا اقتصاد علاقه دارند. با این حال، فلسفه هرگز نمی میرد! سوالهایکه دانشمندان میپرسند سوالهای هستند که به فکر بسیاری از مردم خطور میکنند و جستجوی جوابها یکی از بخش های خوب زندگی برای آنهاست، پس ما بسیاری از شاگردان را آموزش میدهیم و ما میاموزیم بحث مینمایم و ما در بصورت دوستانه با همدیگر مخالفت مینمایم و ما امیدواریم که این کار را سالهای سال در بتل دنبال کنیم!!! رامین قلی زاده -09100560571 ارشد فلسفه دین



منبع : http://philo-problem-evil.blog.ir/post/6/ترجمه-ی-متن-دکتر-ریموند-ون-آراگون-استاد-فلسفه-دین-به-فارسی-توسط-رامین-قلی-زاده