استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

کوچه باغ شعر

جدیدترین و آخرین مطالب وبلاگ کوچه باغ شعر از بلاگ کوچه باغ شعر دریافت گردیده و به همراه لینک سایت اصلی نمایش داده شده است. در شرایطی که اطلاعات و مطالب پست های نمایش داده شده نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.



از گندم زارها که می گذرم - آرزو نوری

درخواست حذف اطلاعات
از گندم زارها که می گذرم
دست ام به خوشه هاست
دلم با تو
از خیابان که می گذرم
یاد تو با من است
چشم ام به چراغ راهنما
راه که می روم با منی
کندتر از من قدم برمی داری
زودتر از من
به خانه می رسی ... "آرزو نوری" برگرفته از کانال "باران دل" baran_e_del@



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/07/24/post-3717/از-گندم‌-زارها-که-می‌-گذرم-آرزو-نوری




دوئل چشمهایت را دوست دارم - محدثه بلوکی

درخواست حذف اطلاعات
دوئل چشمهایت را دوست دارم . وقتی که نگاهم می کنی این شعر هم دلش برایت تنگ می شود. "چراغ ها را من خاموش می کنم" می خواهم این بار با روشنایی چشمهایت سپیدآریِ یک شب زیبا را به تمنّای این شعر دعوت کنم. ای رُخداده در من من جانم به لبخندهای تو بند است . بگذار که تصویر این شعرِ زیبا در نقاهتِ بوسه هایمان جان بگیرد ! بیا در عمقِ جانم ریشه کن در من آمیخته شو با من عاشقم باش لحظه ای با من تن به تن تنها با من... دوئل چشم هایت را دوست دارم. "محدثه بلوکی" از کتاب: ، چون ی در باد... / 1397



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/07/24/post-3716/دوئل-چشمهایت-را-دوست-دارم-محدثه-بلوکی




چشمانت راز آتش بود - محدثه بلوکی

درخواست حذف اطلاعات
چشمانت راز آتش بود. در هاب قلب ویران شده ام و لبانت چون دشنه ای سوزان که مرهم تمام زخم های قبل از تو با من بود ! و آنقدر با آتش دوست داشتن و عطر تنت زندگی کرده ام که همه چیز را از یاد برده ام جز تو و حالا دیگر هراسی ندارم از این همه سوختن از این همه زخم و خا ترِ خاطراتی که از به جای خواهد ماند. "محدثه بلوکی" از کتاب: ، چون ی در باد... / 1397
شاعر محدثه بلوکی



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/07/21/post-3714/چشمانت-راز-آتش-بود-محدثه-بلوکی




آن که برگشت و جفا کرد- سعدی

درخواست حذف اطلاعات
آن که برگشت و جفا کرد و به هیچم بفروخت به همه عالمش از من نتوانند ید. "سعدی" برگرفته از کانال "باران دل" baran_e_del@


توضیح: مصرع اول به این صورت نیز گفته شده است: آن که برگشت و جفا کرد، به هیچم بفروخت



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/07/23/post-3715/آن-که-برگشت-و-جفا-کرد-سعدی




چشمانت راز آتش بود - محدثه بلوکی

درخواست حذف اطلاعات
چشمانت راز آتش بود. در هاب قلب ویران شده ام و لبانت چون دشنه ای سوزان که مرهم تمام زخم های قبل از تو با من بود ! و آنقدر با آتش دوست داشتن و عطر تنت زندگی کرده ام که همه چیز را از یاد برده ام جز تو و حالا دیگر هراسی ندارم از این همه سوختن از این همه زخم و خا ترِ خاطراتی که از به جای خواهد ماند. "محدثه بلوکی" از کتاب: ، چون ی در باد... / 1397



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/07/21/post-3714/چشمانت-راز-آتش-بود-محدثه-بلوکی




بلور دریا

درخواست حذف اطلاعات
ما تکیه داده نرم به بازوی یکدگر
در روحمان طراوت مهتاب عشق بود
سرهایمان چو شاخهء سنگین ز بار و برگ
خامش ، بر آستانه محراب عشق بود گوئی فرشتگان خدا در کنار ما
با دستهای کوچکشان چنگ میزدند
در عطر عود و نالهء اسپند و ابر دود
محراب راز پاکی خود رنگ میزدند پیشانی بلند تو در نور شمع ها
آرام و رام بود چو دریای روشنی
با ساقهای نقره نشانش نشسته بود
در زیر پلکهای تو رویای روشنی

من تشنهء صدای تو بودم که می سرود
در گوشم آن کلام خوش دلنواز را
چون ک ن که رفته ز خود گوش می کنند
افسانه های کهنهء لبریز راز را آنگه در آسمان نگاهت گشوده شد
بال بلور قوس و قزح های رنگ رنگ
در قلب روشن محراب می تپید
من شعله ور در آتش آن لحظهء درنگ گفتم خموش «آری» و همچون نسیم صبح
لرزان و بی قرار وزیدم به سوی تو
اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم
در هیچ نیست به جز آرزوی تو. "فروغ فرخزاد" از دفتر: عصیان




منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/07/18/post-3710/بلور-دریا




تنت می تواند زندگی ام را پر کند - خوزه آنخل بالنته

درخواست حذف اطلاعات
تنت می تواند زندگی ام را پر کند
عین خنده ات
که دیوار تاریک حزنم را به پرواز در می آورد.
تنها یک واژه ات حتی
به هزار تکه می شکند تنهایی کورم را. اگر نزدیک بیاوری دهان بی کران ات را
تا دهان من
بی وقفه می نوشم
ریشه ی هستی خود را. تو اما نمی بینی
که چقدر قرابت تنت
به من زندگی می بخشد و
چقدر فاصله اش
از خودم دورم می کند و
به سایه فرو می کاهدم. تو هستی: سبک بار و مشتعل
مثل مشعلی سوزان
در میانه ی جهان. هرگز دور نشو:
حرکات ژرف طبیعت ات
تنها قوانین من اند.
زندانی ام کن
حدود من باش.
و من آن تصویرِ شاد خویش خواهم بود
که تو-اش به من بخشیدی. "خوزه آنخل بالنته" مترجم: محسن عمادی منبع: وبسایت خانه شاعران جهان



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/07/18/post-3711/تنت-می‌تواند-زندگی‌ام-را-پر-کند-خوزه-آنخل-بالنته




اگر مرا ببوسی - آلدا مرینی

درخواست حذف اطلاعات
اگر مرا ببوسی
و اگر من چشم در چشم تو شوم
می ترسم از ویرانی ام
نگاه تو چون شراره ای است
که ناگهان
شعله ور می شوند
و من
به زندگانی بلند گل سرخی فکر می کنم
که بی هیچ تشویشی
در انتظار جاودانگی ست "آلدا مرینی" مترجم: اعظم کمالی منبع: وبسایت اکولالیا http://echolalia.ir آلدا مرینی - alda merini
+ آلدا مرینی (ایتالیایی: alda merini؛ ۱۹۳۱ – ۲۰۰۹) شاعر و نویسنده اهل ایتالیا بود.



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/07/18/post-3712/اگر-مرا-ببوسی-آلدا-مرینی




دیگر رویایی ندارم - روشنک آرامش

درخواست حذف اطلاعات
دیگر رویایی ندارم
و خیابان های ذهنم
همه از تردد تنهایی دلگیرند

زنی
که دست هایش را برای روز مبادا کنار گذاشته
و قلبش را به حراج می گذارد
موهایش را به خیریه می بخشد و
تنهایی اش را زیر پلک هایش چال می کند
دردش واگیر دارد

و تو که روحش را جویده ای
و دست از سر استخوانش بر نمی داری
هرگز نخواهی فهمید
زن هایی که در آشپزخانه می میرند
و در آتش دفن می شوند
و ققنوس وار از خا تر زاده می شوند
جمعیتی رو به ازدیادند

در ایستگاه قطار منتظر نیامدنم بمان
قطار ها دیگر به ایستگاه ها وفادار نمی مانند!

"روشنک آرامش"



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/07/19/post-3713/دیگر-رویایی-ندارم-روشنک-آرامش




تو را دوست دارم - گوستاو فلوبر

درخواست حذف اطلاعات
هرگز ی مانند من از قلب تو -که تا کوچکترین کنج هایش عاشق بود- لذت نخواهد برد... تو را دوست دارم آن سان که هرگز ی را دوست نداشته ام و دوست نخواهم داشت. تو یگانه هستی و خواهی ماند، بی هیچ قیاسی با دیگری... تو را با تمام هر آنچه که از قلبم باقی مانده، دوست می دارم. با تکه هایی که از آن نگه داشته ام. فقط می خواهم بیشتر دوستت بدارم تا تو را خوشبخت تر کنم. چون رنج ات داده ام! دور از تو، من زندگی ات هستم. اغلب در گوشم صدای گام هایت را می شنوم. از اینجا نگاهت می کنم... چهره ی زیبا و صادق ات را دوست می دارم، آری دوستت دارم. می خواهم زندگی ات به هر صورت دلپذیر باشد و آکنده از گل ها و شادی ها... "گوستاو فلوبر" (قسمت هایی از نامه ی گوستاو فلوبر به معشوقه اش لوئیز)
گوستاو فلوبر - gustave flaubert
+ گوستاو فلوبر (به فرانسوی: gustave flaubert) (۱۸۲۱ - ۱۸۸۰) از نویسندگان تأثیرگذار قرن نوزدهم فرانسه بود که جزو بزرگترین رمان نویسان ادبیات غرب شمرده می شود.



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/07/16/post-3709/تو-را-دوست-دارم-گوستاو-فلوبر




بلور دریا

درخواست حذف اطلاعات
ما تکیه داده نرم به بازوی یکدگر
در روحمان طراوت مهتاب عشق بود
سرهایمان چو شاخهء سنگین ز بار و برگ
خامش ، بر آستانه محراب عشق بود گوئی فرشتگان خدا در کنار ما
با دستهای کوچکشان چنگ میزدند
در عطر عود و نالهء اسپند و ابر دود
محراب راز پاکی خود رنگ میزدند پیشانی بلند تو در نور شمع ها
آرام و رام بود چو دریای روشنی
با ساقهای نقره نشانش نشسته بود
در زیر پلکهای تو رویای روشنی

من تشنهء صدای تو بودم که می سرود
در گوشم آن کلام خوش دلنواز را
چون ک ن که رفته ز خود گوش می کنند
افسانه های کهنهء لبریز راز را آنگه در آسمان نگاهت گشوده شد
بال بلور قوس و قزح های رنگ رنگ
در قلب روشن محراب می تپید
من شعله ور در آتش آن لحظهء درنگ گفتم خموش «آری» و همچون نسیم صبح
لرزان و بی قرار وزیدم به سوی تو
اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم
در هیچ نیست به جز آرزوی تو. "فروغ فرخزاد" از دفتر: عصیان



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/07/18/post-3710/بلور-دریا




ای سنگ دل تو جان را دریای پرگهر کن - مولانا

درخواست حذف اطلاعات
ای سنگ دل تو جان را دریای پرگهر کن ای زلف شب مثالش در نیم شب سحر کن چنگی که زد دل و جان در عشق بانوا کن نی های بی زبان را زان شهد پرشکر کن. "مولانا"



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/07/16/post-3705/ای-سنگ-دل-تو-جان-را-دریای-پرگهر-کن-مولوی




اگر بودی - زاگرو نوراللهی

درخواست حذف اطلاعات
اگر بودی محکم به می چسباندمت و برگ و شاخه هایمان در هم تنیده می شد کبوتران شادی از لبهایم به لانه های تو پناه می گرفت و از لانه های تو به فصل من و از فصل من به أبدیت تو مهاجرت می د کاش بودی تا ابرهایم را به هوای تو بلند می تا بال به سمت من می گشودی و من باد ترانه ی دستهایت می شدم کاش جاده ای که می رفت دوباره برگردد من هنوز هم تمام غذاهای دونفره و لباسهامان تمام اسناد هویتمان پرسه و بوسه و آغوش و لبخندمان را در این چمدان با خود به همه جا کشانده ام. "زاگرو نوراللهی"



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/07/16/post-3706/اگر-بودی-زاگرو-نوراللهی




اگر بودی - زاگرو نورالهی

درخواست حذف اطلاعات
اگر بودی محکم به می چسباندمت و برگ و شاخه هایمان در هم تنیده می شد کبوتران شادی از لبهایم به لانه های تو پناه می گرفت و از لانه های تو به فصل من و از فصل من به أبدیت تو مهاجرت می د کاش بودی تا ابرهایم را به هوای تو بلند می تا بال به سمت من می گشودی و من باد ترانه ی دستهایت می شدم کاش جاده ای که می رفت دوباره برگردد من هنوز هم تمام غذاهای دونفره و لباسهامان تمام اسناد هویتمان پرسه و بوسه و آغوش و لبخندمان را در این چمدان با خود به همه جا کشانده ام. "زاگرو نورالهی"



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/07/16/post-3707/اگر-بودی-زاگرو-نورالهی




تو را نادیدن ما غم نباشد - سعدی

درخواست حذف اطلاعات
تو را نادیدن ما غم نباشد که در خیلت به از ما کم نباشد من از دست تو در عالم نهم روی ولیکن چون تو در عالم نباشد من اول روز دانستم که این عهد که با من می کنی محکم نباشد "سعدی" برگرفته از کانال "باران دل" baran_e_del@ متن کامل شعر:

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/07/03/post-3704/تو-را-نادیدن-ما-غم-نباشد-سعدی




بانوی قشنگم - عباس معروفی

درخواست حذف اطلاعات
بانوی قشنگم
من همیشه مستم
لب های تو
مخفف های دنیاست
چکیده ی کامروای انگور
که قطره می شود
نقطه ی هستی مرا می چکاند
داغی که بر دلم مانده است
من این نخورده با خنده های تو مست
بیهوده نیست
که در کلمات می چرخم
نارنجی
نقطه ها همه
ردی از بوسه های توست ...

"عباس معروفی" برگرفته از کانال "باران دل" baran_e_del@



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/06/29/post-3697/بانوی-قشنگم-عباس-معروفی




من نه آنم که به تیغ - صائب تبریزی

درخواست حذف اطلاعات
من نه آنم که به تیغ از تو بگردانم روی امتحان کن به دو صد زخم مرا بسم الله. "صائب تبریزی"
من نه آنم که به تیغ - صائب تبریزی



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/06/29/post-3702/من-نه-آنم-که-به-تیغ-صائب-تبریزی




منم آن عاشق دیوانه - فروغی بسطامی

درخواست حذف اطلاعات
منم آن عاشق دیوانه که از غایت شوق خم زنجیر تو را بر دل شیدا زده ام. "فروغی بسطامی"




منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/06/29/post-3703/منم-آن-عاشق-دیوانه-فروغی-بسطامی




من نه آنم که ز دامان تو - فروغی بسطامی

درخواست حذف اطلاعات
من نه آنم که ز دامان تو بردارم دست تیغ بردار که منت کش بازوی توام. "فروغی بسطامی" متن کامل شعر:

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/06/29/post-3701/من-نه-آنم-که-ز-دامان-تو-فروغی-بسطامی




بانوی قشنگم - عباس معروفی

درخواست حذف اطلاعات
بانوی قشنگم
من همیشه مستم
لب های تو
مخفف های دنیاست
چکیده ی کامروای انگور
که قطره می شود
نقطه ی هستی مرا می چکاند
داغی که بر دلم مانده است
من این نخورده با خنده های تو مست
بیهوده نیست
که در کلمات می چرخم
نارنجی
نقطه ها همه
ردی از بوسه های توست ...

"عباس معروفی" برگرفته از کانال "باران دل" baran_e_del@



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/06/29/post-3697/بانوی-قشنگم-عباس-معروفی




سوی بزمت نگذرم - وحشی بافقی

درخواست حذف اطلاعات
سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کرده ای تا نداند که چون بی اعتبارم کرده ای چون بسوی توانم دید باز از انفعال اینچنین کز روی مردم شرمسارم کرده ای ناامیدم بیش از این مگذار خون من بریز چون به لطف خویشتن امیدوارم کرده ای تو همان یاری که با من داشتی صد فات کاین زمان با صد غم و اندوه یارم کرده ای ای که می پرسی بدینسان کیستی زار و نزار وحشی ام من کاینچنین زار و نزارم کرده ای. "وحشی بافقی"



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/06/29/post-3698/سوی-بزمت-نگذرم-وحشی-بافقی




ای دوست بیازار مرا - رهی معیری

درخواست حذف اطلاعات
ای دوست بیازار مرا هر چه توانی دل نیست اسیری که ز آزار گریزد. "رهی معیری" متن کامل شعر:

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/06/29/post-3699/ای-دوست-بیازار-مرا-رهی-معیری




من اب نگه نرگس شهلای توام - فروغی بسطامی

درخواست حذف اطلاعات
من اب نگه نرگس شهلای توام بی خود از بادهٔ جام و می مینای توام تو به تحریک فلک فتنهٔ دوران منی من به تصدیق نظر محو تماشای توام "فروغی بسطامی" متن کامل شعر:

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/06/29/post-3700/من-خراب-نگه-نرگس-شهلای-توام-فروغی-بسطامی




گفتم مگر ز رفتن - سعدی

درخواست حذف اطلاعات
گفتم مگر ز رفتن غایب شوی ز چشمم آن نیستی که رفتی آنی که در ضمیری. "سعدی" برگرفته از کانال "باران دل" baran_e_del@
گفتم مگر ز رفتن - سعدی



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/06/29/post-3695/گفتم-مگر-ز-رفتن-سعدی




این که تو را نمی بینم - سارا قبادی

درخواست حذف اطلاعات
این که تو را نمی بینم دلیل فراموشی نمی شود من خدا را هم نمی بینم اما ضربان قلب من است مثل تو که در گوشه ی به غم نشسته ی قلبم عجیب می کوبی !
"سارا قبادی" برگرفته از کانال "باران دل" baran_e_del@



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/06/29/post-3696/این-که-تو-را-نمی-بینم-سارا-قبادی




اگر تو امتداد بهار نیستی - شیما سبحانی

درخواست حذف اطلاعات
اگر تو امتداد بهار نیستی پس این شکوفه های قلبم را از چه دارم ببین چگونه عطر تن ت باران می شود و من با بوی تو خلوت می کنم اگر تو امتداد بهار نیستی این پرنده چه می گوید دارد دور قلبم می چرخد زمین می خورد بال می زند قلبم تند می کوبد و من می ترسم بگویم دوستت دارم می ترسم زیاد به تو فکر کنم می ترسم نامت را روی کاغذ بنویسم آه، این ها یعنی من عاشقت شده ام... "شیما سبحانی"از مجموعه در دست چاپ: مرا دیوانه صدا کن برگرفته از کانال: باران دل baran_e_del@



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/06/20/post-3694/اگر-تو-امتداد-بهار-نیستی-شیما-سبحانی




اگر تو امتداد بهار نیستی - شیما سبحانی

درخواست حذف اطلاعات
اگر تو امتداد بهار نیستی پس این شکوفه های قلبم را از چه دارم ببین چگونه عطر تن ت باران می شود و من با بوی تو خلوت می کنم اگر تو امتداد بهار نیستی این پرنده چه می گوید دارد دور قلبم می چرخد زمین می خورد بال می زند قلبم تند می کوبد و من می ترسم بگویم دوستت دارم می ترسم زیاد به تو فکر کنم می ترسم نامت را روی کاغذ بنویسم آه، این ها یعنی من عاشقت شده ام... "شیما سبحانی" برگرفته از کانال: باران دل baran_e_del@



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/06/20/post-3694/اگر-تو-امتداد-بهار-نیستی-شیما-سبحانی




با آمدن ات فریب ام دادی - واهه آرمن

درخواست حذف اطلاعات
با آمدن ات فریب ام دادی
یا با رفتن ات ؟ کاش هرگز تو را نمی دیدم
تا همیشه سراغ ات را
از فرشتگان می گرفتم
تا تلخ ترین شعرم را هرگز
در گوش خدا نمی خواندم کاش هرگز تو را نمی دیدم
آن وقت
نه بغضی در گلویم بود
نه دل شدگی
و نه مشتی شعر "واهه آرمن" منبع: http://echolalia.ir



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/06/14/post-3692/با-آمدن-ات-فریب-ام-دادی-واهه-آرمن




در برابر همه ی دست هایش - بیژن الهی

درخواست حذف اطلاعات
من آمده ام تا به جای پنجه های مرده ی پاییز پنجه های زنده ی تو را بپذیرم. من آمده ام تازه تر از هر روز تا تو را با پیشانیت بخاهم که بلندتر از رگبار است. می خواهم دوباره بیآغازم این بهاری را که خواهی نخواهی خون مرا در راه ها می دواند و به دل ها می برد. این بهاری که چه عاشقانه است. و من در برابر همه ی دست هایش که گشوده است ناگزیر به پاسخم. "بیژن الهی" منبع: http://echolalia.ir



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/06/14/post-3690/در-برابر-همه‌ی-دست‌هایش-بیژن-الهی




همیشه ی من، هرگز بود - بیژن نجدی

درخواست حذف اطلاعات
همیشه ی من، هرگز بود
غروب، پلی است از رویا به تاریکی
تاریکی
نگاه توست زیر پلک های افتاده همیشه ی من، هرگز بود
غروب، ظهر توست منظومه هاست، پنجره های اتاق
و آسمانی از شیشه می آید
بر دست های چهار درخت

شگفتا که سایه می گذرد
بی آفتاب از این رهگذر
از همیشه من. "بیژن نجدی"



منبع : http://n-poems.blogsky.com/1397/06/14/post-3691/همیشه‌ی-من،-هرگز-بود-بیژن-نجدی