استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

زنـدگـــی را عـاشـقــــم

جدیدترین و آخرین مطالب وبلاگ زنـدگـــی را عـاشـقــــم از بلاگ زنـدگـــی را عـاشـقــــم دریافت گردیده و به همراه لینک سایت اصلی نمایش داده شده است. در شرایطی که اطلاعات و مطالب پست های نمایش داده شده نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.



تا آسمان خویش مرا با خودت ببر

درخواست حذف اطلاعات

1:غذایش را می دهم ؛ تر و خشکش میکنم و میگذارم بخوابد ظرفها رو میشورم ؛ گاز رو دستمال میکشم ؛ لباسها رو میذارم تو لباسشویی بالکن رو میشورم ؛ و آشپزخانه را برق می اندازم. سالن رو جارو میکشم ؛ تی میکشم دستشویی رو میشورم و اتاق ها را مرتب میکنم. حالا دلم میهمان میخواهد از آن میهمان های سرزده
2: ناهار میخورم و دراز میکشم توی سالن و به تو فکر میکنم به خودم و به تو فکر میکنم تو کجایی؟ چرا بهت نمیرسم ؟ و یادم می افتد : سبکبار شوید تا برسید .



منبع : http://mylife11.blog.ir/1397/07/27/تا-آسمان-خویش-مرا-با-خودت-ببر




ستاره های شهر ما ...

درخواست حذف اطلاعات

این زندگی و بالا و پایینش اگر هوای شماها را از سرم به در کند. چه بیچاره ام.
با شماهایم، آآی شما پنج نفری که آرام گرفته اید توی خاک شهرمان و زیرچشمی می بینید بازی های هر روز ما را؛ ضحی و هم یلعبون. خسته ام از این بازی ها



منبع : http://mylife11.blog.ir/1397/07/28/ستاره-های-شهر-ما




آ ش بهت میرسم

درخواست حذف اطلاعات


مُهاجِرا" اِلی الله عزم بیام به سمتت
پ.ن همین صبحی خودت هم داشتی میدیدی ؛ میخواستم ناصبوری کنم ، بزنم زیر کاسه و کوزه هی داشتم از کوره در میرفتم ولی یک دفعه ای فکرم کشیده میشد سمت تو و میشدم مادر مهربان



منبع : http://mylife11.blog.ir/1397/07/25/آخرش-بهت-میرسم




میخواهم روی ماهت را ببوسم

درخواست حذف اطلاعات


دلم برایت تنگ شده می جویمت و گم می شوی نه اینکه گم شوی نه گُمت میکنم بین روزها، کارها ، شلوغی ها و بدتر از همه بین این همه گناه و فراموشی گُمت میکنم. تو را میخواهم ، فقط تو را یا اَنیسَ مَن لا اَنیسَ لَه



منبع : http://mylife11.blog.ir/1397/07/26/میخواهم-روی-ماهت-را-ببوسم




اینم روز ای

درخواست حذف اطلاعات
1: طبق برنامه روزانه امروز روز نظافت و مرتبی خانه بود. آشپزخونه رو شستم ؛ گازو برق انداختم ؛ بالکن و مرتب و شستم ؛ سالن رو جارو و تی کشیدم ؛ اتاق ها و دستشویی رو هم تمیز . والان کل خونه برق میزنه. وسطای کار به ده فرمایشات ریحانه کوچولو هم رسیدگی . به مامان و داداشا هم زنگ زدم . لباس ها رو شستم. و الان دلم میهمون میخواد ؛ از اون میهمونای سرزده.



منبع : http://mylife11.blog.ir/1397/07/20/اینم-روز-جمعه-ای




زندگی را دوست دارم

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله
چی بنویسم؟ چی ننویسم؟ از کجا شروع کنم؟ :)))) :((( از امروز امروز سینا با همکاراشون یه تفریح دو روزه رفتن. از ب مدام هی بهم میگفت : دوست ندارم برم کاش میشد کنسل کنم یا من نرم. ولی از آنجایی که میخواستن برن طرفای شهر سینا اینا و باید راهنماشون میشد تا به سرچشمه ی آبشار بزرگ برسن باید میرفت. به منم گفته: میایی بریم تو برو خونه پیش مامان اینا و من میرم با بچه ها میگم: چه کاریه؟ تو که نیستی من تنهایی چیکار کنم. ولی در کل دوس داشت باهاش بریم ولی من و ریحانه کوچولو نرفتیم. حالا یه جای دنجی گیر آورده زنگ زده میگه : دلم برات تنگ شده. تو دلم میگم: اوه حالا بزار یه روز بگذره اون وقت بگو هیچی دیگه؛ فکر میکنم من دلم تنگ نشده؛ و از اینکه دو روز تنها هستم و برا خودم زندگی میکنم خیلی حس خوبیه. گاهی وقتا این تنهایی را دوست دارم. دوست دارم خودم باشم واسه خودم غذا درست کنم هر چی دوس داشته باشم با خیال راحت بشینم پای کامپیوتر فکر کنم و در کل زندگی را تنهایی نفس بکشم.



منبع : http://mylife11.blog.ir/1397/07/19/زندگی-را-دوست-دارم




بافتنی

درخواست حذف اطلاعات
1: یکی از هنرهای مورد علاقه ام بافتنی هستش. اینکه بتونم واسه سینا لباس ببافم و جدیدا هم واسه ریحانه دوست دارم براش لباس های قشنگ ببافم از بس این کانالهای بافتنی رو زیر رو خسته شدم ، به گمانم فکر با زیر و رو کانال ها بافتنی یاد میگیرم. با سرچ های زیاد یه ده فهمیدم چطور باید کلاه بافت الان یه کاموا سفید برداشتم و به خودم قول دادم اینقدر ببافم و بشکافم تا یه کلاه ازش درست کنم.
2: امروز ساعت ها نشسته ام پای اینترنت خودم دارم از خودم خج میکشم. به همین راحتی کلی ساعت رو از دست دادم.):



منبع : http://mylife11.blog.ir/1397/07/19/بافتنی




تغییر

درخواست حذف اطلاعات

یه سالها و روزایی محل زندگی من به بزرگی این شهر نبود یه نیمچه شهر بود. را تو یکی از ای بزرگ گذر م و به خیال خودمان خیلی کارها کردیم. وقتی ازدواج محل زندگیم دوباره یه نیمچه شهر شد. و من تغییر زندگی و خودم را بسط دادم به محیط تا اینکه رفتیم تو شهری که من م رو گذروندم و روزها گذشت و ستاره همان ستاره قبلی بود. و این خیال باطلی بود که محیط رو تغییر بده تا تغییر کنی. تغییر باید از درون شروع بشه. و حالا چندی ست که من تغییر را از درون و افکار و رفتارم شروع و میبینم نتیجه میده. «انّ الله لا یُغیِّرُ ما بقوم حتّی یغیّرو ما بانفسهم» تاخودمان تغییر نکنیم چیزی تغییر نمیکنه.



منبع : http://mylife11.blog.ir/1397/07/20/تغییر




بافتنی

درخواست حذف اطلاعات
1: یکی از هنرهای مورد علاقه ام بافتنی هستش. اینکه بتونم واسه سینا لباس ببافم و جدیدا هم واسه عسل دوست دارم براش لباس های قشنگ ببافم از بس این کانالهای بافتنی رو زیر رو خسته شدم ، به گمانم فکر با زیر و رو کانال ها بافتنی یاد میگیرم. با سرچ های زیاد یه ده فهمیدم چطور باید کلاه بافت الان یه کاموا سفید برداشتم و به خودم قول دادم اینقدر ببافم و بشکافم تا یه کلاه ازش درست کنم.
2: امروز ساعت ها نشسته ام پای اینترنت خودم دارم از خودم خج میکشم. به همین راحتی کلی ساعت رو از دست دادم.):



منبع : http://mylife11.blog.ir/1397/07/19/بافتنی




زندگی را دوست دارم

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله
چی بنویسم؟ چی ننویسم؟ از کجا شروع کنم؟ :)))) :((( از امروز امروز سینا با همکاراشون یه تفریح دو روزه رفتن. از ب مدام هی بهم میگفت : دوست ندارم برم کاش میشد کنسل کنم یا من نرم. ولی از آنجایی که میخواستن برن طرفای شهر سینا اینا و باید راهنماشون میشد تا به سرچشمه ی آبشار بزرگ برسن باید میرفت. به منم گفته: میایی بریم تو برو خونه پیش مامان اینا و من میرم با بچه ها میگم: چه کاریه؟ تو که نیستی من تنهایی چیکار کنم. ولی در کل دوس داشت باهاش بریم ولی من و عسل کوچولو نرفتیم. حالا یه جای دنجی گیر آورده زنگ زده میگه : دلم برات تنگ شده. تو دلم میگم: اوه حالا بزار یه روز بگذره اون وقت بگو هیچی دیگه؛ فکر میکنم من دلم تنگ نشده؛ و از اینکه دو روز تنها هستم و برا خودم زندگی میکنم خیلی حس خوبیه. گاهی وقتا این تنهایی را دوست دارم. دوست دارم خودم باشم واسه خودم غذا درست کنم هر چی دوس داشته باشم با خیال راحت بشینم پای کامپیوتر فکر کنم و در کل زندگی را تنهایی نفس بکشم.



منبع : http://mylife11.blog.ir/1397/07/19/زندگی-را-دوست-دارم




ع پروفایل

درخواست حذف اطلاعات
دارم مخاطبای تلگرامم رو نگاه میکنم؛ گه گاهی از سر بیکاری یه نگاه فضولانه میکنم ببینم چه خبره. همینطور که نگاه میکنم چشمم میفته به ع ایی که بعضی از دخترای جوون میذارن. و بعدش میمونم چی بگم , چی فکر کنم. اینکه ع خودتو بزاری و صورت گربه رو بر روی صورتت باسازی کنی و برا خودت سبیل و گوش گربه ای بزاری. اصلا نمیتونم معنی این کار رو بفهمم. به نظر من یه دختر اون قدر باید شخصیت و جذ ت برا خودش قائل باشه که حتی فکر این گونه کارها به سرش نزنه. همیشه از این دخترایی که کارهای سبک سری نمی اینقدر خوشم میومد و میاد. کاش یه ده فکر کنیم در مورد کارهامون. بعدش فکر میکنم عسل من چطور دختری میشه؟




منبع : http://mylife11.blog.ir/1397/07/19/عکس-پروفایل




زندگی را دوست دارم

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله
چی بنویسم؟ چی ننویسم؟ از کجا شروع کنم؟ :)))) :((( از امروز امروز سینا با همکاراشون یه تفریح دو روزه رفتن. از ب مدام هی بهم میگفت : دوست ندارم برم کاش میشد کنسل کنم یا من نرم. ولی از آنجایی که میخواستن برن طرفای شهر سینا اینا و باید راهنماشون میشد تا به سرچشمه ی آبشار بزرگ برسن باید میرفت. به منم گفته: میایی بریم تو برو خونه پیش مامان اینا و من میرم با بچه ها میگم: چه کاریه؟ تو که نیستی من تنهایی چیکار کنم. ولی در کل دوس داشت باهاش بریم ولی من و عسل کوچولو نرفتیم. حالا یه جای دنجی گیر آورده زنگ زده سلام سلااااام سینا_ چطوری عشقم من_ مررررسی خوووبم هیچی دیگه اینقدر یه احوالپرسی رو کش و قوس دادیم که نگو. میگم: خب حالا کار داشتی؟ میگه : دلم برات تنگ شده. تو دلم میگم: اوه حالا بزار یه روز بگذره اون وقت بگو هیچی دیگه؛ فکر میکنم من دلم تنگ نشده؛ و از اینکه دو روز تنها هستم و برا خودم زندگی میکنم خیلی حس خوبیه. گاهی وقتا این تنهایی را دوست دارم. دوست دارم خودم باشم واسه خودم غذا درست کنم هر چی دوس داشته باشم با خیال راحت بشینم پای کامپیوتر فکر کنم و در کل زندگی را تنهایی نفس بکشم.



منبع : http://mylife11.blog.ir/1397/07/19/زندگی-را-دوست-دارم