استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

چل تیکه - پونزدهم و شونزدهم آبان سیزده نود و هفت: یه بوس کوچولو

پست چل تیکه - پونزدهم و شونزدهم آبان سیزده نود و هفت: یه بوس کوچولو از بلاگ اصلی آن دریافت شده و به همراه درج لینک منبع نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.



چل تیکه - پونزدهم و شونزدهم آبان سیزده نود و هفت: یه بوس کوچولو

درخواست حذف اطلاعات

۱. از بلندگوهای مساجد صدا می کنند که مردم تسلیم شوند تا کشته نشوند...
دونفر از اقوام دوست افغانستانی من در جنگ با کشته شدن، این غم و فقدان رو بهشون تسلیت می گم. خدا صبر بده بهشون...
۲. عزرائیل اومد جلو و دست داد، حال و احوالم رو پرسید. لباش رو آورد جلو که لپام رو ماچ کنه... سریع عقب کشیدم.
فرمون ماشین رو چرخوند و پیچید - برگشتیم تو لاین خودمون. کامیون لب به لب زوزه کشان رد شد و رفت.
تن گاد - به خیر گذشت.
طی همین ۲۴ ساعت، سه بار با مرگ مواجه شدم. کشته شدن توسط - کشته شدن در تصادف ( تو راه سفر اربعین ) - و یه دونه بوس کوچولو از جانب عزرائیل که به ثمر ننشست... به نظرم وقتش رسیده که وابسته یک دم رو بخونم!

۳. بعد پیاده شدن از ماشین، از راننده به کرات تشکر می کنین و پول رو با احترام تقدیمش می کنین؟ به این می گن احترام برانگیخته شده از ترس، مثلا یه چیزی تو مایه های این که مرسی ما رو به فاک ندادی داداش، می دونم که موقعیت های خوبی بین کامیون های جاده قدیم براش داشتی -
دمت گرم، bro.
۴. راپید f. اسکارف.
۵. حتی روی ماسک های سرماخوردگی مون هم ایموجی لبخند بکشیم مثلا. مهم نیست که ضخامتش کمه و ی نمی بینتش.

۶. آخه مگه من اژدهام که آتیش داشته باشم، لامشّب؟ به ژاش برات کبریت می کشم، خودت شیگارت رو روشن کن... بژن روشن شی...
خی راحت باشه که بوی دود نمی دی.
دونخ وینستون و یه جعبه کبریت - که من برات یدم. به لبه لاستیک های ماشین که توشون گل کاشتن تکیه بده و با خیال راحت سیگارت رو بکش - دود رو از بین لبای قرمزت بیرون بده و بخند. من هم نگات می کنم، منتظر می شینیم کنار هم. تا تا ی cng بزنه...

۷. چه قدر سرده. کاش به جای دونخ یه پاکت گرفته بودیم و با هم می کشیدیم. بی خیال بوی سیگار و این صحبتا. وقتی قراره از سرما یخ بزنی، اهمیتی داره که جنازه ات بوی سیگار بده یا نده؟
به جاش کبریت می کشیم و بین دستامون نگه می داریم تا گرم بشیم - انگاری که فندکه مثلا.



منبع : http://mimnevis.blog.ir/1397/08/17/چل-تیکه-پونزدهم-و-شونزدهم-آبان-سیزده-نود-و-هفت