استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

عاشقانه هايي براي گفتن حرف دل

جدیدترین و آخرین مطالب وبلاگ عاشقانه هايي براي گفتن حرف دل از بلاگ عاشقانه هايي براي گفتن حرف دل دریافت گردیده و به همراه لینک سایت اصلی نمایش داده شده است. در شرایطی که اطلاعات و مطالب پست های نمایش داده شده نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.



درد دل

درخواست حذف اطلاعات
خدا
کم اوردم ...ترو جون عسل یه نگاهی بهم بنداز ،،،،قربون حکمتت برم من ؟اما هیچ میدونی من یه دخترم توان زیاد ندارم ...خداجون الهی قربونت برم یکم هوای عسل بیشتر داشته باش ...
به خدا خسته شدم از این وضع جامعه فقر گرسنگی داره بیداد میکنه ،بدتر از اون وضع جوان هاست ....خدا چیکار کنم ؟؟؟غیر از خودت مددی نیست***
شاید بگم ادما افتادن به جون هم ،،،،خسته هم نمیشن ،،،دست برنمیدارن
وضع جامعه افتضاح ،،،درسته که من کاری توی این جامعه نیستم ولی عوضعش انسان هستم که ،وقتی این همه بدی میبینم غصه ام میگیره ،دلم میشکنه
چرا جوانا باید همه پستای تلگرام ،اینستاشون یه مشت چرت پرت باشن ...چرا دختر 16ساله که الان باید به فکر درس باشن ...به فکر یه پسر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کی جواب منو میده ....؟؟؟هیچ
فقط یه کلمه بگم به لجن کشیده شد جامعه اریایی ما
لعنت برتو روشن فکری که همسرت یا هر دختر بدبخت دیگه را با وضع ارایش و لباس نیمه برای جمع چند تا فالوور بیشتر نشون مردم میدی
میخوای چی ثابت کنی ،؟؟؟این طرز فکر روشن فکری ؟؟؟اگر این روشن فکری من به غقب موندگی خودم افتخار میکنم
چرا وضع حجاب اینطور شد ،این بود رسم مردانگی
خدایا غصه ام میگیره وقتی تو جامعه هستم دخترای بی حجاب نسبت به من برتری دارن ....خیلی غصه ام میگیره که دختر جامعه ی حجابش فقط به خاطر جلب توجه رعایت نمیکنه...
اشک میریزم برای خودم و امثال خودم ....ای کاش یه معجزه میدیدم از طرفت خدا
این همه شهید ...الهی براتون پ ر بشم میدونم قرامون این نبود ولی شرمنده ام ،به خدا شرمنده ام
شرمنده ام ی م ع حرم
شرمنده ام
دلم ش ت
فردا اربعین ...امیدوارم هر ی حاجتی توی دلش داره بهش برسه ،بیاید دعا کنیم برای هم ،،،فکر کنم تنها دعا دل ادم ارام میکنه ...
هر ی این متن خوند ،امشب سر سجاده ش برای دل ش ته من هم دعا کنه ،
ماس دعا



منبع : http://mas23.ParsiBlog.com/Posts/44/درد دل/




تو کجایی سهراب

درخواست حذف اطلاعات
تو کجایی سهراب ؟آب را گل د!چشم ها را بستند و چه با دل د!وای سهراب کجایی آ !زخم ها بر دل عاشق د ،خون به چشمان شقایق د !تو کجایی سهراب ؟که همین عشق را دار زدند ....ای سهراب کجایی که ببینی حال دل خوش مثقالی چند است؟ دل خوش سیری چند ؟
صبر کن سهراب....گفته بودی قایقی خواهم ساخت ،با کدام عمر دراز ،نوح اگر کشتی ساخت ،عمر خود را گذراند ،با تبر روز شبش بر درختان افتاد ،سالیان طول کشید ،عاقبت اما ساخت ....پس که می گفتی تا شقایق هست زندگی باید کرد !این سخن یعنی چه؟تو ببخشم سهراب ...که اگر در شعرت انتقادی ...به خدا دل گیرم ...به خدا من سیرم ..نوجوانی پیرم ..زندگی رویا نیست ...زندگی پر درد است ..زندگی نامرد است ...زندگی پوچ است
صبر کن سهراب !آری ،،،،تو راست میگویی آسمان مال من است
پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است ،،،،اما سهراب تو قضاوت کن ،بر دل سنگ زمین جای من است ..من نمی دانم که چرا این مردم دانه های دلشان پیدا نیست ....
صبر کن سهراب !!!قایقت جا دارد ؟من از همهمه ی داغ زمین بیزارم ..
چشم ها را باید شست...شستم ولی
گفتی جور دیگر باید دید ...دیدم ولی
گفتی زیر باران باید رفت .....رفتم ولی
او چشم های خیس و گریه آلودم را هیچ کدام ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید گفت .....دیوانه باران زده است ......
راست گفتی سهراب ...عشق دیگر صدای تپش قلبها نیست ...عشق صدای تخت فنرهاست....
خدایا سوختم در عشقت ...مرا ندیدی ....
جان دادن در وصفت ....صدایم را نشنیدی
خدایا عاشقم باش ...عشق فقط با تو خاص میشود ...



منبع : http://mas23.ParsiBlog.com/Posts/43/تو کجايي سهراب/




یه نوشته

درخواست حذف اطلاعات
آدما توی زندگیشون خیلی اشتباه میکنم ،بعضیا قابل جبران هستش بعضیا نه
یادتون باشه ابرو مهم ترین ملاک یه انسانه،به قول مادرم آبی که ریخته میشه دیگه قابل جمع شدن نیست ...
چند روز پیش از خدا خواسته ام خودش بهم عیدی بده،خودش خوشحالم کنه،خودش دستام بگیره ...ازش یه خواسته داشتم ..خیلی دلم تنگ شده بود بلا ه دختره هزارتا سودا...
رفته ام شروع به خوندن ...توی هر رکعتی که می خوندم فقط یه چیز میومد تو ذهنم چه اتفاقی برای من قرار بیوفته در آینده
ولی بعدش که م تموم شد فقط به این فکر می که آیا میشه یه روزی بعد آنقدر عاشق خدا بشم که یه خوندن سه ساعت طول بکشه ...
چه لذتی داره عاشق خدا بشی ،به جون خودم که بنده هاش همه شون نامردن فقط همون خدا به درد ما میخوره ......
م تموم شد سجاده ام جمع فردای روز عید ،من یه عیدی از خدا گرفته ام،درست آون چیزی نبود که من می خواستم و یه چیزی داد بیشتر از اون ازش ممنونم وسپاس گذار با این که بعضی موقع ها حرفشو گوش نمیدم ولی گاهی اوقات آنقدر هوام داره که خودم تعجب میکنم ...ازش سپاس گذارم ...و ممنون
ما آدما بعضی اوقات خیلی بدیم ...خیلی ولی این ما هستیم که به خودمون بد میکنیم نه خدا ،خدا بد هیچ نمیخواد...



منبع : http://mas23.ParsiBlog.com/Posts/43/يه نوشته/




اطلاعیه

درخواست حذف اطلاعات
سلام به کاربران وبلاگ نویس امیدوارم حال همه تون خوب باشه باتوجه به نوشته ها وشعر ها که شخصا خودم نوشتم ودر حال حاضر نظرات
شما کابران گرامی برای من خیلی مهم ?لطفا نظرات خودتان را بنویسید تا بتوانم نوشته های زیباتر وقشنگ تر وبا ذهن بازتر وروحیه شادتر اراعه دهم .
باسپاس عسل محمودی



منبع : http://mas23.ParsiBlog.com/Posts/35/اطلاعيه/




ناگفته ها

درخواست حذف اطلاعات
سلام وبلاگ قشنگم .....
چقد دلم برات تنگ شده
حس گرفتار کارام شده ام از تو غافل شدم ...اخه چرا من ...؟میدونی چی گاهی روزا خیلی خوب گاهی روزا خیلی بد
خسته ام ......
باور کن خسته ام
خدایا کمکم کن این ترم بتونم مثل ترم های بعد با نمرات بالا پاس کنم ؟؟؟؟
خدایاکمک کن ایمانم به تو مثل همیشه قرص مستحکم بشه؟؟
خدایا کمکم کن تا بتونم م سر وقت بخونم الان چند شبی قضا میشه ؟؟؟؟
بچه ها دعام کنید یه عالمه تو زندگیم کار دارم .هدف دارم دعا کنید به همش برسم .....
خدایا کمکم کن هیچ وقت از هیچی نترسم وای یعنی من میترسم ؟؟؟؟؟
خداجونم احساس میکنم خود واقعی ام نیستم ..اره درست من خودم نیستم یه ادم دیگه ام تو جلد خودم
چجوری ...چجوری من که خودم نیستم میتونم به کارام برسم
احساس میکنم خیلی بیش اندازه به دیگران رو دادم بسه به خدا خسته شدم
وقتی ی احترامت نگه نمیداره چه ومی داره دوسش داشته باشی ?عاشقش باشی
ادما خیلی نامردن ......خیلی
وای خدا چقد کار دارم
چقد این روزا فکر میکنم اما چرا هیچ نتیجه نداره خدایا به خدا قسم ب بسم دیگه
طاقت ندارم خودت منو افریدی خودت ....خودت کمک کن
خدایا مگه من بنده ات نیستم
پس چرا من این روزا این جوری شدم
شدم مثل یه پرستار برای بهتر حال دیگران
پس من چی
خدایا کمکم کن از شنبه باید به کارام برسم
چرا انقدر کم حافظه شدم
نکنه مریض شدم
وای خدانکنه .........
خدایا اگر به دادم نرسی میمیرم..



منبع : http://mas23.ParsiBlog.com/Posts/36/ناگفته ها/




قطره ی برف

درخواست حذف اطلاعات
امد روز های سرد زمستونی .روزهای سرد ولی گرم
روزهایی که کوچه خیابون پر از برف میشد
روزهایی که عشق دوستی توی کوچه ها فریاد میزد
روزهای خوب زمستونی .....سلاااااام
وای چه روزای قشنگی به شرطی که دنیا به اسم تو باشه
دنیا برای تو باشه .....دنیا به کام تو باشه ........
نه این امکان نداره
دنیا برای همه است از جمله تو
تو فقط نقش کوچکی در این کره ای خاکی را داری
دنیای زیبای من بچرخ ......برای من بچرخ ..........به امید روزهای سرد بچرخ
گویی در دنیا زیبایی موج میزد
قطرات یخ مانند اشک های زلال الود بود
عجب صحنه ی زیبایی
برفها از میان برفهای دیگر سبقت میگرفتند تا خود رابه زمین برسانند
گویی فکر می د زمین پر از عشق شور مستی است
خبری نبود
کدام عشق ......کدام زندگی
انسان ها به اسم گرگ روی گرگ را سیاه د
من چیستم ....من چه هستم در میان گرگ صفتان در لباس انسان
فقط کینه ...حرص ....طمع
خدایا مرا به اسمان بازگردان
نمیخاهم به زمین بیایم
من زمین را نمیخواهم
.............



منبع : http://mas23.ParsiBlog.com/Posts/37/قطره ي برف/




مرد مغرور

درخواست حذف اطلاعات
روزی زنی زیبا در شهر پاریس از خیابان میگذشت که ناگهان مردی اورادید ویک دل نه صد دل عاشق زن شد امااااا
مرد بی سواد بود ?پولی نداشت ?لباس هایش ژنده و بود ولی وقتی به دخترک گریست دید او صدبرابر نه بلکه هزار برار از او هم زیباتر هم جذاب تر هم پولدارتر بود
دخترک خواستگاران زیادی داشت اما چون عاشق نبود اذدواج نمی کرد تا اینکه خبر رسید
مردی عاشق ودل شیفته تو شده است اما فقیر وبیچاره است ولی حاضر است به خاطر تو جان دهد
عاقبت دخترک با دیدن مرد با خود فکر میتواند به او کمک کند ولی گویی در دلش میگفتند تو عاشق شدیییییی
بعد پنج سال
مرد بلا ه با دختر اذدواج کرد وان دو در خانه ی اشرافی شروع به زندگی د
اما دخترک از غذا خوردن اوخوشش نمیاد وبه او اداب غذا خوردن امپخت
وشروع کرد از همه ی لحاظ اورا اصلاح نوع پوشش اش .نوع حرف زدن
کم کم تصمیم گرفت اورا وارد بازار کار وتحصیلات کند او تمام سعیش راکرد که مرد میان وابستگان کمتر نباشد
سرانجام روزی رسید که اوازه ی مرد زبان زد خاص عام شد
ولی اتفاق بدی افتاد مرد دیگر آن مرد فقیر وژنده پوش نبود او عوض شده بود
روزی به همسرش گفت :میخواهم ترکت کنم
زن نمی دانست چه بگوید !!!!!
اوگیج مبهوت بود ا چرا مگر خطایی از من سر زده بود
مرد به او گفت روزگاری بود که من در حد تو نبودام ولی تو مرا خواستی
ولی اکنون تو در حد من نیستیییییییی



منبع : http://mas23.ParsiBlog.com/Posts/38/مرد مغرور/




دل نوشته

درخواست حذف اطلاعات
به نام خداوندی که عاشق زیبایی ایست وزیبایی را دوست دارم ....
امده ام از وجودت .حست .نفسی که در من دمیدی ومن توانستم اشرف مخلوقات در زمین بشوم جان بگیرم
خدایا ..........
بنده هات نامرد شدن ....
ایا اون زمانی که ما رو خلق میکردی فکزشم میکردی یه روزی بنده هات به این شکل در بیان ..حریص..دروغگو ومنفعت طلب
خداوندا به ما سجده نکرد اما ببین ما چگونه سجده در گاه اورا میکنیم
خدایا ببخش منو که نتونستم بندگی که واقعا مستحق اون بودم نکنم
خدایا منو ببخش که خیلی وقتا افسار م دست بزرگترین دشمن ومسلمانان کل دنیا است
خدایا ببخش منو بعضی مواقع تو م از حس شوق رسیدن به مقام قرب تو حواسم پرت میشه میرم یه دنیایی
خدایا ازت ممنونم که سلامتی جسم ذهن بهم دادی اما نمی تونم ..وقت نمی کنم ..سجده ی شکر به جا بیارم
خدایا ببخش منو که بعضی مواقع باهات دعوا میکنم واشتباه خودم به گردن روز گار میندازم
خدایا دوسسسسسستتت دارم
خدایا چقدر تو توبی
زمانی که های قران به گوشم میرسه چه لذت بخش ایه هایی که قراعت میشود اما چرا بعضی کور ?کر هستند نمیشنوند
وبه راحتی عبور میکنن
خدایا هیچ وققققققققققت منو رها نکن ...خدایا دوست دارم
خدایا مرسی که هنوز به بندهات امیدواری
ازت ممنونم خدا
چه حس قشنگی که خالقت با تمام وجودت حس کنی
خدایا ازت سپاس گذارم به خاطر همه چیز.........



منبع : http://mas23.ParsiBlog.com/Posts/39/دل نوشته/




چادر

درخواست حذف اطلاعات
ای چادر زیبای من با وجودتو احساس امنیت میکنم
پوشیدنت برای من افتخاری است
ای پوشش فاطمه ا هرا
ای میراث گران قدر ا هرا
ای بهترین حجاب در دو عالم
تو را با جان دل میپوشم
هر چند .......
گویی زمانی که چادرم با من است حاله ای از نور وجودم را فرا میگیرد
تو را با هیچ چیز در دنیا عوض نمیکنم
هر چند در جامعه ای بی عفتی نشانه ای شخصیت ایت
تو با حجاب بمان ای بانوی ی



منبع : http://mas23.ParsiBlog.com/Posts/40/چادر/




jomallate bozorgan

درخواست حذف اطلاعات
if you love some one ,tell them for hearts arezoye often broken by word left un spoken ,never break four things in your life trest,promise ,relation &hearts beacuse when they break they donyaye male a noise but hurt alot.............
they biggest commucation problem is we donyaye is we do not lisen to understand we lisen to replyyyy
to they word you may be one person but to one person you may be they word.
only have eyes for sb
you,no need to be jealous he only has eyes for you
a rely small degree of hope is sufficient to cause the birth of loveeeee

اگر ی دوس داری بهش بگو ...
چون معمولا قلبهابا حرفهایی میشکنند که در گفتن استفاده میشود
در زندگیت 4چیز هر گز نشکن
اعتماد ،قول،رابطه،قلببببب
زیرا وقتی اینها ش ته میشوند ص ندارند اما درد بسیار دارند
بزرگترین مشکل رابطه ها آینه که گوش نمیدیم تا بفهمیم درک کنیم
گوش میدیم تا جواب بدیم ,,,,,
واسه دنیا شاید تو یه نفر باشی امااااابرای یک نفر به دنیایی
تنها به فرد خاصی علاقه داشتن
نیازی نیست حسادت کنی اون فقط تو رو میخواد
فقط یه ذره امید کافی است تا دلیلی برای آغاز عشق باشد
متن به همرا ترجمه براتون گذاشتم امیدوارم بتونم با یکی از جملات بالا حداقل یه نفر نسبت به زندگی امیدوار کنم ...
اگر برام نظر هم بدید بازم ممنون



منبع : http://mas23.ParsiBlog.com/Posts/41/Jomallate bozorgan/




انتخاب اشتباه

درخواست حذف اطلاعات
باختم
سر زندگیم تاس انداختم باختم
فکر جفت شش میارم غافل از این که نمیتونستم من یه آدم هستم طاقت ش تن ندارم ....
خدا جون سر بزرگترین تصمیم زندگیم ش ت خوردم ،چنان سیلی از این زندگی خوردم که هنوزم هنوزه صداش تو گوشم
زشت ترین حرفی که شنیدم این بود (برو خدا روزیت جای دیگه حواله کنه )قضاوت شدم ،،،ش تم،،،فروریختم....ً
گریه ،،،اشک ریختم ،،،ولی در جواب گرفتم مهم نیست
دارم از زندگی ام میگم ،دارم از روزایی میگم که عاشق بودم ،عاشق شدم اما دیگه نیستمممممممم
عشقم فقط خدا
من اولین بار بعد خدا عاشق شدم ،عشقم بیان غافل از اینکه دنیا بهت پشت میکنه ،روزای تلخی پشت سر گذاشتم ،اما دیگه بسه
من به جرم عاشق بودن باید تنها بمونم ،،،تنهایی بکشم
عشق وجود داره ولی بعضی لیاقت ندارن ،لیاقتشون فقط یه چیزه
برو به جهنم
نوشته هام تلخ ...چون روزگار تلخ بود ،،،ولی حالا تازه می فهمم عشق مال تو قصه هاست توی واقعیت باید سیاست داشته باشی تا برنده بشی ،یه چیز یادتون باشه حماقت چیزی است که با ی که سیاست داره صادق باشی ...من هیچ وقت ی که بهم ضربه زد فراموش نمی کنم ،اون به خدا میسپارمش
چون الان در نظرم اون یه آدم ،،،،نهههههه آدم نیست یه حیوون
این نوشته ها قصه نیستند واقعیت زندگی من بودندکه نوشتم.....
یادتون باشه ...من به ی زندگیم باختم که روزی بهش گفتم دوست دارم ...عاشقتم...بهش ماس نرو ...بهم اهمیت نداد
فقط خودش براش مهم بود ،نمیدونم ،،شاید من اشتباه
شاید اصلا نباید دل میدادم به ی که اصلا منو نمی شناخت
خدایا من اشتباه ....اشتباه



منبع : http://mas23.ParsiBlog.com/Posts/42/انتخاب اشتباه/