استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

end of an era.

پست end of an era. از بلاگ اصلی آن دریافت شده و به همراه درج لینک منبع نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.



end of an era.

درخواست حذف اطلاعات
شب رفتنم از تهران حالم خوب نبود. ظهر همون روز از شدت گریه خوابم برده بود. با چشمای پف کرده بیدار شده بودم و دلبرو دیده بودم. و نمی خواستم ببینمش. فکر می اگه ببینمش سخت تر میرم. رفتیم روی پشت بوم، من سیگار می کشیدم و گریه می . آخ که چه قدر من از سر تا ته این رابطه گریه . دلبر می گفت که نمی ذاره دور بشیم. قرار نیست اتفاقی بیفته. ولی من احمق نیستم. بعد رفتنم قرار نبود هیچ چیزی سرجاش بمونه. سیلوا می رفت، دوستای جدید پیدا می کرد. یاد می گرفتیم بدون دیدن هم برای یه هفته زنده بمونیم. دلبر تهران می موند و همدیگرو نمی دیدیم، من دور و عاقل می شدم و تصمیم می گرفتم برای رابطه مون. این دوره، این فصل، این بازه زندگیم قرار بود تموم بشه و من براش گریه می . برای تموم شدنش عزاداری می و می دونستم که دلم براش تنگ میشه. می دونستم که خاطراتشو تا سال ها قرار دوباره مزه مزه کنم و دل تنگ بشم و زار می زدم...

هر وبلاگی که ساختم یه فصل از زندگیم بوده. این وبلاگ، جزو بی محتواتریناش بود. فرد عاشق، فرد عجیبیه . براش مهم نیست که تحریمه، پول نون شب نداره، ترامپ رئیس جمهور س یا اوباما، چی کار داره می کنه و دلار چند تومنه. فرد عاشق چشماش معشوقو می بینه. همین. قلمش فقط برای نوشتن از رخ یاره. این وبلاگ ماجرای عاشقی من بود. پست هایی که با مضمونی جز این نوشته می شد به دل نمی نشست. حتی اگر قرار بر نوشتن برای چیزی جز دلدار بود، درنهایت پست عاشقانه و شاعرانه می شد. بیماری از مغز تهی کننده و تجربه شگفتی بود.. که تمام شد.
این فصل زندگیم، با این وبلاگ بسته میشه. فصل عاشقی و دل دادگیم رو با این وبلاگ می ذارم گوشه جاده و میرم. شاید بعدا ی خواست بخونه که از کجا اومدیم و به کجا رسیدیم.
تمام.
+ end of an eraحجم: 7.21 مگابایت



منبع : http://lunatic-asylum.blog.ir/post/99