استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

روزهای این زندگی

جدیدترین و آخرین مطالب وبلاگ روزهای این زندگی از بلاگ روزهای این زندگی دریافت گردیده و به همراه لینک سایت اصلی نمایش داده شده است. در شرایطی که اطلاعات و مطالب پست های نمایش داده شده نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.



الخیرو فی ما وقع

درخواست حذف اطلاعات
خواستم به پست ب حاشیه ای بزنم ولی تسو.. نمیدونم شاید روزگار ، زمان، سرنوشت یا هر چی چطور چیده میشه چطور می چینمش..خدا را شکر که می گذره.. کمکم کن هر چیزی که بده و من ناآگاه ونابلد اون رو خوب و زیبا میبینم رو تشخیص بدم که در این ضعیفم..



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/646




درس زندگی

درخواست حذف اطلاعات
چندوقت بودمی خواستم یه حرفایی روبزنم خیلی ازسروتهش زدم شداین : یادگرفتم برای فراموش آدمها مقصرجلوه دادن وشمردن بدیهاشون راه درستی نیست.. یادگرفتم به دنبال اب اون تصوربرای ساختن تصدیق فراموشی نباشم بگذارم باهمون تصور درکنج خاطراتم باقی بمونن تا حال دلم خودش خوب بشه نه با زور..



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/650




ب

درخواست حذف اطلاعات
ب هم توش ناراحتی داشت هم شادی ..هم آرامش.. تو مسیر بس کوهها رو نگا آروم شدم همیشه تماشای طبیعت بهم آرامش میده ...همیشه دوست داشتم ودارم از شهر بزنم بیرون نه فقط برای یه مدت کوتاه بلکه برای زندگی ...دور از این پیچیدگی و دودو دم و تجملات زندگی شهری نمی دونم چقدر حس واقعی باشه ... شب برای شام اومدیم یه جای قشنگ کباب مهمون شدیم اینقده از فضاش خوشم اومد یه معماری محلی سنتی و زیبا شاید وقتی ع ی ازش گذاشتم..تو مسیر رفت که تنها بودیم و من زیاد چیزی نگفتم جز اونجایی که تو جاده یه تصادف وحشتناک اتفاق افتاده بود..



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/643




نظربرای همین گاه نوشت

درخواست حذف اطلاعات
اونقدی شما از و برند گوشی من تقدیر و تشکر کردید گفتم یه بار دیگه اینجا ثبتش کنم راستش قبلش هر چی خوندم و دیدم و شنیدم همین و می گفت و هنوزم میگه که نیازی نیست اونچه در گذشته اتفاق افتاده رو برای آیندگانی که می آند بازگو کنید اصلا هر چیزی که موجب گمان و شک میشه و قبلا اتفاق افتاده.. شاید قبلا اینطور بهش فکر نکرده بودم و برام ملموس نبود و می گفتم حتما همین طوره ... ولی زمانی پیش اومد که دقیقا به همینی که می گید فکر و هر کاری نتونستم خودمو راضی کنم که مثلا بعدها در آینده بخوام در مقابلش سکوت کنم حالا هر اتفاقی که می خواد بیفته حتی اگر زمانی حس پای دلم در میونه و ممکنه با گفتنش چیزی رو از دست بدم دلیلشم: به قول شما شاید این موضوع یکی از خط قرمزهای طرف مقابل باشه و براش اهمیت داشته باشه طبیعتا حق داره بدونه و مهم تر از همه اینکه اصل و مبنای ما برای یک باور وشکل گیری اعتماد صداقته منصفانه نیست ابتدای راه وشروع زندگی با دروغ باشه.. یاد یکی از دوستای دوران دبیرستان افتادم چند سالی نامزد بودن و بعد هم عقد اما بعدسه سال سر چیشو نمی دونم که بهم خورد و ضربه ی سختی هم بهش وارد شد یه شوک روحی بزرگ.. زمانی که درگیر کارای دادگاه بودن قاضی گفته بود من می تونم کاری کنم که شناسنامه تون پاک بشه و همه هم موافقت اما می گفت فکر دیدم بالا ه که چی زد و پس فردا از ی شنید نمی گه چرا خودت بهم نگفتی؟؟ هی باید این ترس باهام باشه و این کارو نکرد...شاید شاهد مثالی که زدم بزرگ بود ولی خب شرایطش بود و می تونست ولی اینکارو نکرد..با این موافق نیستم که برای داشتن آینده خوب باید گذشته رو از زندگی پاک کرد با فرار موافق نیستم از دل گذشته باید عبور کرد..البته کارسختیه ولی تا الان که به این نتیجه رسیدم...



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/644




فاصله ها

درخواست حذف اطلاعات
امروز فهمیدم وقتی دلها به هم نزدیک باشه فاصله ها هیچ معنایی نداره.. امروز با دلم ی رو حس که درست مثل خودم از دلتنگی یه ذره سخت نفس می کشید امروز فهمیدم زندگی همیشه هم جاری نیست... 92/11/14 22:11



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/628




دوازده

درخواست حذف اطلاعات
گواه عشق تو افسوس و آه خواهد شد برو که عمر تو بامن تباه خواهد شد نه اینکه در گذرت مثل بید می لرزم غم مرا دل تنگم گواه خواهد شد کدام قافله جان دوباره می بخشد به یوسفی که گرفتار چاه خواهد شد؟ که عشق ، سرخی سیبی است بر بلند جنون که دست بردن بر آن گناه خواهد شد وص ه ای که به ظاهر به ماه نزدیک است پلنگ را به یقین قتلگاه خواهد شد چه زود دست مرا در حنا گذاشت و رفت ی که گفت مرا س ناه خواهد شد هرآدمی که کمی دل به عشق بسپارد اسیر وسوسه و اشتباه خواهد شد برو که بخت تو را من سپید می خواهم اگرچه روز و شب من سیاه خواهد شد همیشه صحبت مردی و خیانت نیست رفیق راه اگر نیمه راه خواهد شد مجتبی کریمی 92/11/18 9:19



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/629




ثانیه ها

درخواست حذف اطلاعات
زندگی صبحدم خاطره هاست وغروب غزل قافیه هاست زندگی شیرین است نه به اندازه تلخی فراق وبه اندازه مهمانی ماه زندگی در یک حرف بودن ثانیه های من وتوست 92/12/8 4:30صبح



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/630




دروغ

درخواست حذف اطلاعات
جمله اول : گاهی سکوت بهتر از هر حرف راستی است چون در هر حرفی قضاوتی است جمله دوم: نگفتن همان دروغ است قدری کثیف تر ذهنم در گیر معنای و مفهوم دروغ بود که یه چی خوندم منتها هضمش هنوز برام ممکن نشده و قدری سنگین بود بهتره بند سوم رو پس از هضم با تکمیلیه اش بزارم ادامه دارد.....



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/613




زندگی جاریست

درخواست حذف اطلاعات
" وقتی به دنیا میام سیاهم، وقتی بزرگ میشم سیاهم وقتی میرم زیر آفتاب سیاهم، وقتی می ترسم سیاهم وقتی مریض میشم سیاهم، وقتی می میرم هنوزم سیاهم و تو آدم سفید! وقتی به دنیا میایی صورتی ای وقتی بزرگ میشی سفیدی وقتی میری زیر آفتاب برنزه ای وقتی سردت میشه آبی ای، وقتی می ترسی زردی وقتی مریض میشی سبزی وقتی می میری خا تری ای و آن وقت تو به من میگی رنگین پوست؟ نمی دونم چرا یاد این افتادم...



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/606




برای مردان بی تدبیر کشورم

درخواست حذف اطلاعات
امروز پر بود از همه چی.. من از سیاست خیلی سر در نمیارم ولی چشم دارم و وضعیت مردمو میبینم داد همه دراومده هیچ برای مردم کاری نکرد نه اصولگرا ونه اصلاح طلب ...چرا باید سر گرفتن اونچه حق مسلم هر ایرانیه که اسمشو گذاشتن یارانه هر روز یه بند به بندای قانونیشون اضافه کنن چرا چرا وکلی چرای بی جواب امروز رفتم با مسولش حرف می زدم گفتم این چه قانون مز فیه که هیچ جایی برای توضیح نزاشته چرا همیشه مردمو وادار می کنید که دروغ بگن..تسو نه اصول نه اصلاح هیچ کدومتون به هیچ دردی نخوردین فقط بلدین روز به روز تعداد قفل ها رو زیاد کنید قفل هایی که با هیچ کلیدی باز نمیشن اصلا اون کلیدی که قرار بود مشکلات اقتصادی رو تو 120 روز حل کنه کجاست ؟؟؟



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/565




پندمادرانه

درخواست حذف اطلاعات
اگر روزی خواستم بچه های نداشتمو در مسیر زندگی راهنمایی کنم این دو مورد رو حتما بهشون می گم هیچ وقت اخلاق گند ی رو به خاطر قیافه ی زیباش تحمل نکنید در زندگی تلاش کنید ولی در امور مادی حواستون به جیبتون باشه و براساس اون ج کنید تا زندگی آرومی داشته باشید برای تشکیل یک زندگی اول ضروریات بعد رفاهیات وبعد تجملات رتبه ی این سه مورد باید رعایت بشه



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/568




الخیروفی ما وقع

درخواست حذف اطلاعات
امروز تو خونه دوباره بحث ازدواج بود صحبت همین آقا محمد بود که اومده بودن مامان می گفت مادر بزرگش گفته ما خیلی وقت بود می خواستیم بیایم ولی همه می گفتن اینا به غریب دختر نمی دن و نزاشتن بیام بعدش اول از مامان اجازه گرفته بود یه روز اومد خونه صحبت کرد و گفت اگه اجازه بدین فردا با عروس ونوه ام بیایم که دیگه مامان قبول کرد مامان حالا نظرش یه خورده تغییر کرده یه خورده که نه خیلی می گه خدا خودش میبینه و میدونه چه چور آدمایی هستیم یکی مثل خودمون بیاد حالا غریبه هم باشه اشکالی نداره فقط شر نباشه خخخخ



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/528




قیاس احساسات

درخواست حذف اطلاعات
همیشه دوست داشتم خونمون تا مدرسه فاصله اش زیاد باشه ولی دبستان که صدای زنگ مدرسه تو حیاط خونمون بود راهنماییم خیلی فاصله نداشت دبیرستانم که مثل دبستان بود تا رسیدم به پیش اینقده فاصله اش دور بود که نگو ... من و زهرا با هم هم مسیر بودیم بر گشتمون با هم بود باید یه مسافتی رو پیاده میومدیم بعد یه کورسم ماشین می گرفتیم توی مسیر صحبت می کردیم زهرا همونیه که قبلا ازش گفتم نامزد داشت و بچه ها هی ذر گوشش وز وز می ردش کنه.. خب یادمه یه بار تعریف می کرد می گفت عروسی یکی از فامیلاشون بوده و با داماد رفتن دنبال عروس می گفت وقتی رسیدیم جلو آرایشگاه سرشو گذاشته رو فرمون وقتی بلند کرد تو چشماش پر اشک بود و گفت ای خدا چی میشد در آرایشگاه باز می شد اونی که بیرون میومد مولود بود... ندا میگه مردا زود یادشون میره و با گذشت زمان فراموش می کنن همیشه حرفشو با حرفی که زهرا زد تو ذهنم کنار هم میزارم... به نظر منم به ندرت پیدا میشه مردی که یادش نره در گیر زندگی که میشن فراموش می کنن ..



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/516




اصفهان

درخواست حذف اطلاعات
زنگ تفریحش بود می خواست تغذیه اشو بخوره که گیرش انداختم خخخ فقط براش موز گذاشته بودن اونم یه کیلوخخ شب اصفهان کوه صفه حیاط مسجد جامع من و یقلوی کوچه های قدیمی وخشتی کوه صفه میدون نمای بیرونی مسجد جامع شب اصفهان در جریانید به اینم میگن آفتابه از نوع گرونش خخخ هنرمندان اصفهانی در حال کار یه ویترین با کلی چیز میز قدیمی



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/514




عاشقانه ترین نامه

درخواست حذف اطلاعات
تصدقت شوم تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که به ج از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم مبتلا گردیدم، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آیینه قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشی در پناه خودش حفظ کند. [حال] من با هر شدتی باشد، می گذرد، ولی بحمداللّه تا کنون هر چه پیش آمده خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم؛ حقیقتا جای شما خالی است، فقط برای تماشای شهر و دریا، خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد. در هر حال، امشب شب دوم است که منتظر کشتی هستیم. از قرار معلوم و معروف یک کشتی فردا حرکت می کند؛ ولی ماها که قدری دیر رسیدیم، باید منتظر کشتی دیگر باشیم. عج اً تکلیف معلوم نیست. امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم، همه حجاج را موفق کند به اتمام عمل. از این حیث قدری نگران هستم، ولی از حیث مزاج بحمداللّه به سلامت، بلکه مزاجم بحمداللّه مستقیم تر و بهتر است. خیلی سفر خوبی است. جای شما خیلی خیلی خالی است. دلم برای پسرت قدری تنگ شده است. امید است هر دو به سلامت و سعادت تحت مراقبت آن عزیز و محافظت خدای متعال باشند. اگر به آقا و خانم ها کاغذی نوشتید، سلام مرا برسانید. من از قِبَل همه نایب ا یاره هستم. به خانم شمس آفاق سلام برسانید و توسط ایشان به آقای سلام برسانید. به خاور سلطان و ربابه سلام برسانید. صفحه مقابل را به آقای شیخ عبدالحسینی بگویید برسانند. ایام عمر و عزت مستدام. تصدقت، قربانت؛ روح اللّه .



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/518




برسدبه دست یقلوی

درخواست حذف اطلاعات
تصدقت بشوم بعدتو هیچ چیز بردلم نچسبید دلم ش ت وبندزنی نبود میدانم بدشده ام وخاطرت راآزرده می کنم چه کنم که دلتنگی امانم را میبرد ونمی توانم جلوی زبانم را بگیرم خودت می دانی که فقط حرفهایم با توبه درازا می کشد وگرنه با ی حرفی برای گفتن ندارم گمان می دلم آدم شده ولی میبینی که هنوزهم دیوانه است....



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/519




روزهای این زندگی

درخواست حذف اطلاعات
شاید پذیرش این حرف برای خیلیا سخت باشه...حالا میگم چی اول مقدمه اشو بگم بین اینکه آدم خودش چیزی رو بفهمه تا اینکه از ی بشنوه خیلی تفاوت هست تو روزهایی از این زندگی که گذشته خیلی چیزارو هم از نزدیک دیدم هم شنیدم هم فهمیدم با خیلیاشون گریه با خیلیاشون خندیدم واز خیلیاشونم متعجب شدم یادمه دو سال قبل یه موضوعی رو خود طرف از زندگیش اومد گفت که تا یه هفته تو شوک بودم ... مقدمه طولانی شد اصل حرفمو یادم نره دیدین دو نفر همدیگرو دوست دارن و نمیشه یا اصلا برا خود آدم اتفاق میفته خیلی بهش فک من میگم قلب یکیشون کوچیکتره که دوست داشتن ظرف مقابل توش جا نمیشه وقتی جای چیزی تنگ باشه اذیت میشه پس اگه به هم برسن جفتشون اذیت میشن باید اندازه ها یکی باشه...



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/500




عبدالوافی

درخواست حذف اطلاعات
وفایعنی پیمانه روپر یعنی کاری ی که جایی برای ای کاش باقی نگذاری وفایعنی عهدهایی که با ت بستی روجوری عمل کنی که جای خالی باقی نگذاری همه ی پیمانشوپرکنی هیچ عهدی با ت نداشته باشی که عمل نکرده باشی.. وفایعنی تمام توانت رودراختیاربگذاری ولی بازخودت روبد اربدونی... ی که باخداوفاداری کنه خدای متعال دروفاداری برهمه سابقه وفاداری همه ازاوست.. وفایعنی پیمانه روکه پرکردی بازبیش ازاونچه ازتوخواستن انجام بدی..یاران حسین وفاداربودندعباس بیش ازپیمانه اش پرکرد..



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/467




برای یه نقطه ،یادونقطه،رهگذرخوشبخت یابدبخت،محرم یانامحرم،یکی یادوتا

درخواست حذف اطلاعات
اینجامثل یه دفترچه یادداشت همراهه ازتمام چیزایی که نمی تونم به زبونشون بیارم مینویسم چون حالموبهترمی کنه ازکل مجازفقط به یکی دونفرسرمیزنم اونم ازشون آدرسی نزاشتم به خاطرهمین وضعیتی که هست هیچ وقت دنبال لینک واین حرفام نبودم به اندازه کافی تودنیای واقعی بهم سخت می گذره ومشکلات خودمودارم پس لطفاحرفهای شاخداروعجیب نزنید ی که ازنوشتن اسم خودشم دلهره یاهرچی داره بهتره کلاننویسه همون چراغ خاموش بمونه



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/411




خاطرات

درخواست حذف اطلاعات
یادش بخیر هر پنج شنبه فلکه بستنیا باعذرا حلواشو من درست تزیینشو سعیده اینم یه کوچولوی ناناز تو جشنواره غذا که کنارمادرش بود وازش ع گرفتم اینم عشق من که چکده دوسش داشتم توپاییز فوق العاده می شد اینم کشک و بادمجونی متفاوت کرمانشاه که برخلاف ظاهرش مزه اش فوق العاده ست یاد اون روزا بخیر...



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/399




تسبیح آبی

درخواست حذف اطلاعات
اگه هر ی توزندگیش می تونست یه باردرخواست ویدیوچک بده من حتما اون روزوصحن آیینه وتوروانتخاب می من هنوزاون تسبیح آبی رودارم یه بارتومسجدخانمی کنارم نشسته بودبچهاش خیلی گریه می کردبنده خداهرکاری می کردآروم نمیشدتسبیح وازکیفم بیرون آوردم گرفتم جلوصورتش خندیدوسرگرم بازی باهاش شدهرلحظه استرس اینوداشتم اش کنه یه لحظه گفتم خداکنه شه بزاراینم ازبین بره اماسریع ازفکرم پشیمون شدم توهمین اوهام بودم که مامانه تسبیح وازبچه گرفت وبهم دادگفت خانوم می ترسم شه.....



منبع : http://fatemeh11269.blogfa.com/post/371