استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

ܓܓܓ اِشـــغالگر ܓܓܓ

جدیدترین و آخرین مطالب وبلاگ ܓܓܓ اِشـــغالگر ܓܓܓ از بلاگ ܓܓܓ اِشـــغالگر ܓܓܓ دریافت گردیده و به همراه لینک سایت اصلی نمایش داده شده است. در شرایطی که اطلاعات و مطالب پست های نمایش داده شده نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.



دردم همه این است که یک لحظه نبودی

درخواست حذف اطلاعات
دردم همه این است که یک لحظه نبودی
بر درد من حتی تو کمی چاره نبودی
اندوه من این است که در خش خش پاییز
حتی تو کمی با من بیچاره نبودی
وقتی که دلم از غم دنیا چو خزان بود
آن لحظه چرا بر غم من شانه نبودی
در کافه تنهایی خود در دل پاییز
در پیش من آنجا ز غم کافه نبودی
وقتی به سرم نم نم باران خزان است
دردم همه این است که یک لحظه نبودی

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/22/post-2790/دردم-همه-این-است-که-یک-لحظه-نبودی




من از غم و اندوه تو، چشمم چو باران می شود

درخواست حذف اطلاعات
وقتی که در فصل خزان،عشقت دو چندان می شود
من از غم و اندوه تو، چشمم چو باران می شود
در زیر باران خزان، در زیر چتر شوهرت
از شدت عشقت به او، قلبت بهاران می شود
وقتی گذشتی از برم، دیدی مرا بی چتر و یار
با دیدن حالم ولی، یارت چه خندان می شود
محکم به آغوشت کشید، در پیش چشمان ولی
از دیدن تصویر آن، قلبم پریشان می شود
الحق چه می آید به تو، آن مرد عاشق پیشه ات
اما ببین از رفتنت، دستم چه لرزان می شود
محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/22/post-2791/من-از-غم-و-اندوه-تو،-چشمم-چو-باران-می-شود




آقای مظلوم جهان، من را ببر تا نینوا

درخواست حذف اطلاعات
در راه عشقت یا حسین، مولا ببین جا مانده ام
چون تشنه ای از شوق تو، در سمت دریا مانده ام
بر تو سلامی از دلم، از شهر تهران می کنم
اما ببین آقای من، اینجا چه تنها مانده ام
دستم بگیر آقای من، درد تو دارد این دلم
از حسرت دیدار تو، در داغ دنیا مانده ام
راهم بده در کوی خود، در وادی کرب و بلا
بنگر که اینجا از غمت، تنها و رسوا مانده ام
آقای مظلوم جهان، من را ببر تا نینوا
بنگر مرا در اربعین، از غافله جا مانده ام

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/23/post-2792/آقای-مظلوم-جهان،-من-را-ببر-تا-نینوا




یک شب سرد خزان خشکیده شد نیلوفرم

درخواست حذف اطلاعات
بر دل مرد ام یک لحظه نیلوفر رسید
با نگاه عاشقش بر پیکرم روحی دمید
مثل دریایی شدم آن لحظه با دیدار او
ابر باران زای عشق از بودنش آنجا وزید
بر دلم یک یادگار با عشق زیبایش کشید
نقش زیبایی ز عشق پیکر قلبم کشید
یک شب سرد خزان خشکیده شد نیلوفرم
از هجوم رفتنش دریای غم آمد پدید
از غمش خشکیده شد دریای احساسم دگر
بعد از او حتی ی مرداب قلبم را ندید
محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/22/post-2789/یک-شب-سرد-خزان-خشکیده-شد-نیلوفرم




من کشور ایرانم و تو لشکر چنگیز

درخواست حذف اطلاعات
در فصل خزان می شوم از خاطره لبریز
قلبم شده از غصه تو کشور غم خیز
وقتی به خزان می شوم از عشق تو دلتنگ
من کشور ایرانم و تو لشکر چنگیز
رفتی و ندیدی که خزان با غم عشقت
خنجر به دلم می زند آن خش خش پاییز
وقتی که دو چشمت شده مشروطه دردم
من مجلس قاجارم و چشمت شده تبریز
با هر قدمم بی تو در این غربت پاییز
خنجر به دلم می زند آن خش خش پاییز

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/22/post-2788/من-کشور-ایرانم-و-تو-لشکر-چنگیز




او بر سر مزارم، گویی گذر ندارد

درخواست حذف اطلاعات
برگشتنش کنارم، دیگر اثر ندارد
زیرا که او ز عشقم، عشقی به سر ندارد
هر شب کنار یارش، خوشبخت روزگار است
این غصه آشکار است، از من خبر ندارد
وقتی به برج میلاد، میبینمش از آنجا
دیگر پ از برج، حتی خطر ندارد
در روز مرگم حتی، وقتی که زیر خاکم
او بر سر مزارم، گویی گذر ندارد
وقتی که از غم من، حتی خبر ندارد
دیگر به قلب خسته، او هم اثر ندارد

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/21/post-2787/او-بر-سر-مزارم،-گویی-گذر-ندارد




می روم در پیله ام، در کنج تنهایی و غم

درخواست حذف اطلاعات
دیدمت در کوچه ای، گویی پریشان نیستی
همچو من از غصه ات، چون ابر گریان نیستی
در کنار شوهرت، خوشحال و خندان دیدمت
مثل من از دوری ات، گویا تو ویران نیستی
عشق من باور ، دیگر که خندان نیستم
تو ولی از درد من، دلگیر و ویران نیستی
زیر باران خزان، قلبم پر از غم می شود
چون کنارم در خزان، در ماه آبان نیستی
می روم در پیله ام، در کنج تنهایی و غم
می روی با یار خود، زیرا پریشان نیستی

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/20/post-2784/می-روم-در-پیله-ام،-در-کنج-تنهایی-و-غم




گفتی تو به من آنجا، دلتنگ توام من هم

درخواست حذف اطلاعات
یک شب که دلم غم بود، من خواب تو را دیدم
از بس که دلم غم داشت ،رویای شما دیدم
دیدم شده ای چون نور، در پیش خدا بودی
آن لحظه تو را در خواب، در حال دعا دیدم
گفتی تو به من آنجا، دلتنگ توام من هم
از شدت خوشحالی، خود را به فضا دیدم
ناگه به صدای زنگ، دنیا چو جهنم شد
خود را ز شما آنجا، غمگین و جدا دیدم
وقتی به صدای زنگ، بیهوده پ من
آن لحظه تو را درخاک، در پیش خدا دیدم

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/20/post-2785/گفتی-تو-به-من-آنجا،-دلتنگ-توام-من-هم




زیر بارانش ز غم،من گریه پنهان می کنم

درخواست حذف اطلاعات
در خزان خود را ز غم، درگیر باران می کنم
زیر بارانش ز غم، من گریه پنهان می کنم
عابری تنها شوم، آن لحظه از اندوه و غم
تا فراموشت کنم، عزم خیابان می کنم
آمدم ترکت کنم، اما ز نو آبان رسید
از دوباره یاد تو، در ماه آبان می کنم
در شب بارانی اش، در لحظه تنهایی ام
گریه ها از غصه ات، از عشق سوزان می کنم
خش خش برگ خزان، یاد تو و باران نم
زیر بارانش ز غم،من گریه پنهان می کنم

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/21/post-2786/زیر-بارانش-ز-غم،من-گریه-پنهان-می-کنم




می روم در پیله ام، در کنج تنهایی و غم

درخواست حذف اطلاعات
دیدمت در کوچه ای، گویی پریشان نیستی
همچو من از غصه ات، چون ابر گریان نیستی
در کنار شوهرت، خوشحال و خندان دیدمت
مثل من از دوری ات، گویا تو ویران نیستی
عشق من باور ، دیگر که خندان نیستم
تو ولی از درد من، دلگیر و ویران نیستی
تو خوشی در این خزان، اما در آن غمگین ترم
چون کنارم در خزان، در ماه آبان نیستی
می روم در پیله ام، در کنج تنهایی و غم
می روی با یار خود، زیرا پریشان نیستی

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/20/post-2784/می-روم-در-پیله-ام،-در-کنج-تنهایی-و-غم




مرهم زخم دلت سنگ مزارش بشود

درخواست حذف اطلاعات
کاش میشد که تو هم عاشق زاری بشوی
مثل من عاشق یک چشم خماری بشوی
برود یار تو هم غصه یارت بخوری
همچو من منتظر فصل بهاری بشوی
هر کجا در پی او سوی نشانی بروی
در پی اش همچو خودم مثل غباری بشوی
همچو من عشق تو هم سوی خدایش برود
بشکند قلب تو هم مثل اناری بشوی
مرهم زخم دلت سنگ مزارش بشود
مثل من عاشق یک سنگ مزاری بشوی

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/19/post-2782/مرهم-زخم-دلت-سنگ-مزارش-بشود




عاشقت بودم که من، رسوای صد چندان شدم

درخواست حذف اطلاعات
از نگاه عاشقت، در تنگستان شدم
عاشق چشمان تو، در شهر گچساران شدم
کل آن دانشکده، فهمیده بودش عاشقم
عاشقت بودم که من، رسوای صد چندان شدم
منتظر بودم که تو، خارج شوی از آن کلاس
آمدی بیرون و من، مجنون جاویدان شدم
تا به سمتت آمدم، ر مرا با یک نگاه
از غم آن یک نگاه، من درد بی پایان شدم
از غمت وقتی که تو، رفتی از آن دانشکده
مرد تنها و غریب ، در کل گچساران شدم

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/18/post-2781/عاشقت-بودم-که-من،-رسوای-صد-چندان-شدم




شده از خاطره ام، چشم تو گریان نشود

درخواست حذف اطلاعات
شده از خاطره اش، چشم تو گریان نشود
یا که از عطر تنش، قلب تو حیران نشود
تا کمی بین همه، صحبت یارت بشود
هر چه کوشش ی، اشک تو پنهان نشود
شده آیا که شبی، نم نم باران بزند
دل تو تنگ ی، در نم باران نشود
یا شبی از غم او، عابر تهران بشوی
مرهم زخم تو اما، شب تهران نشود
شعر من را تو بخوان، بر دل من حال بگو
شده از خاطره ام، چشم تو گریان نشود

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/18/post-2780/شده-از-خاطره-ام،-چشم-تو-گریان-نشود




فهمیده دلم دردت، از بابت تاوان است

درخواست حذف اطلاعات
گاهی که دلم از غم، غمگین پریشان است
حسم به دلم گوید، از نم نم باران است
در همهمه ی تهران، وقتی که غمت آمد
گفتم به خودم اینرا، از غربت تهران است
گفتند ج ها، تاوان غم عشق است
فهمیده دلم دردت، از بابت تاوان است
وقتی دو برابر شد، آوار غمت در دل
در یقین ، این از غم آبان است
در فصل خزان هرگاه، دردت دو برابر شد
این را تو بدان ای دوست، از آمدن آن است



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/17/post-2779/فهمیده-دلم-دردت،-از-بابت-تاوان-است




زل می زنم بر رفتنت، از نو غمت آمد به دل

درخواست حذف اطلاعات
از رو به رو می بینمت، گویی نگاهم می کنی
با دیدنت از رو به رو، من را به راهم می کنی
با تو در آن تلخ ،چون ماه زیبا بوده ام
از نو به شوق دیدنت، من را چو ماهم می کنی
رد می شوی از پیش من، گویی ز یادم برده ای
بخت مرا مانند شب، تار و سیاهم می کنی
زل می زنم بر رفتنت، از نو غمت آمد به دل
با غصه ات در ام، از نو تباهم می کنی
آهی از این دل می کشم با رفتنت از رو به رو
حالا تو هم از پشت سر، با غم نگاهم می کنی

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/17/post-2778/زل-می-زنم-بر-رفتنت،-از-نو-غمت-آمد-به-دل




با این نگاه ویران، یادت مرا فراموش

درخواست حذف اطلاعات
با او شدی چه خندان، یادت مرا فراموش
بنگر شدم چه گریان، یادت مرا فراموش
خندیدی و ندیدی، باران شده نگاهم
با این نگاه ویران، یادت مرا فراموش
دستان او گرفتی، دستان من رها شد
من با دو دست لرزان، یادت مرا فراموش
از جاده های بوشهر،تا کوچه های تهران
در هر کجای ایران، یادت مرا فراموش
در لحظه های پاییز، رفتی تو با رقیبان
در ماه تلخ آبان، یادت مرا فراموش
محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/15/post-2777/با-این-نگاه-ویران،-یادت-مرا-فراموش




تا به خود من آمدم، دیدم که چشمم تر شده

درخواست حذف اطلاعات
اینکه دیگر رفته ای، در قلب من باور شده
عمر تو در این جهان، مانند گل پر پر شده
مثل حال آن درخت، در باد دلگیر خزان
حال من هم از غمت، در این خزان بدتر شده
عابری تنها شدم، در کوچه های بی ی
غصه ی این بی ی، بر ام خنجر شده
بی تو در باران نم، در کوچه های غم زده
از برای ام، پاییز و غم لشکر شده
تا کمی از درد تو، عابر شدم در کوچه ها
تا به خود من آمدم، دیدم که چشمم تر شده

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/15/post-2776/تا-به-خود-من-آمدم،-دیدم-که-چشمم-تر-شده




نشینم کنج دیواری، شوم مجذوب دیدارت

درخواست حذف اطلاعات
چه زیبا می شود مرگم، اگر روحی رها باشم
ز قید و بند این دنیا، به آسانی جدا باشم
شبی دلگیر و بارانی، بیایم من به بالینت
ببوسم گونه ات آنجا، نبینی در فضا باشم
نشینم کنج دیواری، شوم مجذوب دیدارت
چو ا یژن در آن لحظه، به اجزای هوا باشم
شوم رویای تو در خواب، ببینی همسرم هستی
به هر جه بنگری آنجا، کنارت هر کجا باشم
چه خوش می شد اگر آنجا، برای حافظت بودن
کمی حتی به یک رویا، من آنجا چون خدا باشم

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/14/post-2775/نشینم-کنج-دیواری،-شوم-مجذوب-دیدارت




جای تو خالی عزیز، امشب هوا بارانی است

درخواست حذف اطلاعات
جای تو خالی عزیز، امشب هوا بارانی است
حال من در این هوا، از غصه ات بحرانی است
می زند باران عشق، بر بام تهران و ولی
چشم من از یاد تو، گویا کمی اشکانی است
عاشقان در این هوا، شادند و خوشحالند و من
این هوا باب دلم، بر گریه پنهانی است
مثل ارگی خشتی ام، در زیر باران خزان
همچو آن در این هوا، سهم دلم ویرانی است
همنوا با رعد و برق، آمد صدای هق هقم
جای تو خالی عزیز، امشب هوا بارانی است

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/14/post-2774/جای-تو-خالی-عزیز،-امشب-هوا-بارانی-است




دعایت میکنم عشقی، تو را چون من بگیراند

درخواست حذف اطلاعات
ببین اشعار تلخم را، ی دیگر نمی خواند
به قلبم راز این غم را، ی جز تو نمی داند
خدا کاری کند باید، ز دست بخت و اقبالم
که این تقدیر تنهایی، به نفع دل بگرداند
تمام هستی ام دادم، که این را من بدانم که
در این دنیای بی احساس، ی با من نمی ماند
همو که پیش معشوقش، به حالم می زند لبخند
یقین دارم چنین فردی،غم من را نمی داند
اگر خواهی که حالم را، ز درد عاشقی دانی
دعایت میکنم عشقی، تو را چون من بگیراند

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/13/post-2769/دعایت-میکنم-عشقی،-تو-را-چون-من-بگیراند




بی تو حالا محرمم، سنگینی دیوار شد

درخواست حذف اطلاعات
از کنارم رد شدی، قلبم ز نو بیمار شد
خاطرات عشق مان، در ام تکرار شد
یادم آمد شانه ات، در لحظه های غصه ام
بی تو حالا محرمم، سنگینی دیوار شد
میروی با یار خود، اندوه من هم تازه شد
خاطراتت آن زمان، بر قلب من وار شد
ناگهان باران گرفت، رفتی به زیر چتر او
رفتی و در آن هوا، چشمان من هم تار شد
عاشقت بودم ولی، از آن همه زیبایی ات
سهم من در هر شبم، رویای لاکردار شدمحمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/13/post-2770/بی-تو-حالا-محرمم،-سنگینی-دیوار-شد




به آغوشش بکش هرشب، بگو احساس قلبت را

درخواست حذف اطلاعات
زمانی شاد و خوش بودم، کنارش مثل یک رویا
نبودم عاشقی غمگین، نبودم اینچنین تنها
ولی این روزگار پست، سیه کرد سرنوشتم را
ندانستم که می گیرد، شبی او را از این دنیا
نشستی پیش معشوقت، خوشا اقبال و بخت تو
که من از درد معشوقم، نشستم رو به آن دریا
به آغوشش بکش هرشب، بگو احساس قلبت را
که من از غصه اش هر شب، هماغوشم شده غم ها
تو گر مجنون لیلایی، ولی وصلت شده سهمت
به احساس دلت هر شب، بدان قدر حضورش را

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/13/post-2772/به-آغوشش-بکش-هرشب،-بگو-احساس-قلبت-را




بی تو حالا محرمم، سنگینی دیوار شد

درخواست حذف اطلاعات
از کنارم رد شدی، قلبم ز نو بیمار شد
خاطرات عشق مان، در ام تکرار شد
یادم آمد شانه ات، وقتی که چشمم اشک داشت
بی تو حالا محرمم، سنگینی دیوار شد
در کنار یار خود، اندوه من هم تازه شد
خاطراتت آن زمان، بر قلب من وار شد
ناگهان باران گرفت، رفتی به زیر چتر او
رفتی و در آن هوا، چشمان من هم تار شد
عاشقت بودم ولی، از آن همه زیبایی ات
سهم من در هر شبم، رویای لاکردار شد
محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/13/post-2770/بی-تو-حالا-محرمم،-سنگینی-دیوار-شد




تک ستاره بوده ای، در آسمان قلب من

درخواست حذف اطلاعات
می سرایم از غمت، در فصل زیبای خزان
وقت تنهایی خود، شعر مرا گاهی بخوان
رفته ای اما بدان، من عاشقت هستم هنوز
رفته ای اما گلم، حرف مرا حالا بدان
هر کجا من می روم، فرقی ندارم آن مکان
چونکه از اندوه تو، دارم در آنجا یک نشان
تک ستاره بوده ای، در آسمان قلب من
همچو تو بر قلب من، دیگر نبودش در جهان
در کنارم همچو تو، دیگر ندارم هیچ وقت
تو ولی مانند من، گر داشتی با او بمان

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/13/post-2771/تک-ستاره-بوده-ای،-در-آسمان-قلب-من




یاد آن ایام خوش، وقتی تو بودی عشق من

درخواست حذف اطلاعات
آمدی با یار خود، از حال من جویا شدی
در کنار یار خود،مانند یک رویا شدی
زل به چشمانم زدی، اینرا تو پرسیدی زمن
مثل من آیا تو هم، با یار خود شیدا شدی
آه تلخی از دلم، آنجا کشیدم بی صدا
گفتمت اینرا که تو، با یار خود زیبا شدی
در ادامه گفتمت، یاری نمی خواهد مرا
گفتی با حال خوشت، آ چرا تنها شدی
یاد آن ایام خوش، وقتی تو بودی عشق من
رفتی و بی شدم اما تو چون لیلا شدی
موقع رفتنت شد و گفتی به من با یک نگاه
بار بعدی دیدمت، باید ببینم ما شدی
دست در دستان یار، رفتی به دنبال خوشی
در نگاه خیس من، از نو تو چون رویا شدی

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/06/23/post-2765/یاد-آن-ایام-خوش،-وقتی-تو-بودی-عشق-من




دعایت میکنم عشقی، تو را چون من بگیراند

درخواست حذف اطلاعات
ببین این شعر تلخم را، ی دیگر نمی خواند
به قلبم راز این غم را، ی جز تو نمی داند
خدا کاری کند باید، ز دست بخت و اقبالم
که این تقدیر تنهایی، به نفع دل بگرداند
تمام هستی ام دادم، که این را من بدانم که
در این دنیای بی احساس، ی با من نمی ماند
همو که پیش معشوقش، به حالم می زند لبخند
یقین دارم چنین فردی،غم من را نمی داند
اگر خواهی که حالم را، ز درد عاشقی دانی
دعایت میکنم عشقی، تو را چون من بگیراند

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/07/13/post-2769/دعایت-میکنم-عشقی،-تو-را-چون-من-بگیراند




از درد حسین من غصه و آه است

درخواست حذف اطلاعات
از درد حسین من غصه و آه است
در ماه محرم ز غمش جامه سیاه است
محرم همه شب تیره و تار است
زیرا که عزادار قمردر دل ماه است
ازروضه زینب همه جا ماتم و درد است
این را همه ایران به یقین جمله گواه است
حال من مسکین به میان همه عشاق
ضرب المثل سوزن و آن مخزن کاه است
هر که زیارت د آن حرمش را
در لحظه مرگش به یقین شاد و پناه است

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/06/26/post-2768/از-درد-حسین-سینه-من-غصه-و-آه-است




میان شرجی چشمم، تویی زیباترین ساحل

درخواست حذف اطلاعات
به وقت مغرب بوشهر، نشستم بی تو در ساحل
تو را دیدم به آن ساحل،کنار یار خود کامل
تو خندان بودی و دلخوش، من اما با غمت غمگین
خوشا یارت که در آنجا، به قلبت بوده او قابل
تک و تنها و بی یاور، نشستم گوشه ای بی تو
شده از آن همه عشقت، فقط اندوه تو حاصل
گواهی می دهد این را، تمام بندر بوشهر
که تنها عشق من بودی، میان و این دل
تو در آن ساحل دریا، به وقت مغرب بوشهر
میان شرجی چشمم، شدی زیباترین ساحلمحمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/06/25/post-2767/میان-شرجی-چشمم،-تویی-زیباترین-ساحل




در تمام زندگی بی تو دگر من سوختم

درخواست حذف اطلاعات
پای عشقت در دلم در زندگی ها سوختم
عمر خود را اینچنین از دوریت من باختم
بی تو ویران شد دگر از لرزش اندوه تو
ارگ زیبایی که من در قلب خود میساختم
روزگاران می برد از دست من با غصه اش
هر چه را در زندگی در قلب خود می خواستم
مثل آهویی که او افتاده در دام و کمین
قلب خود را اینچنین در دام تو انداختم
همچو شمع خامشی در ابتدای یک سحر
در تمام زندگی بی تو دگر من سوختم

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/06/25/post-2766/در-تمام-زندگی-بی-تو-دگر-من-سوختم




که حتی شوهرت را دوست دارد

درخواست حذف اطلاعات
تو را با چشم گیرا دوست دارم
تو را در دشت و صحرا دوست دارم
شبیه عشق ماهی ها به دریا
تو را مانند دریا دوست دارم
شدم مجنون تو از درد لیلا
تو را چون درد لیلا دوست دارم
به من گویند ببینی خواب او را
از این رو خواب و رویا دوست دارم
چنان از عشق تو دیوانه گشتم
که حتی شوهرت را دوست دارد

محمدصادق رزمی



منبع : http://eshghalgar.blogsky.com/1397/06/19/post-2764/که-حتی-شوهرت-را-دوست-دارد