استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

به سوی حقیقت

جدیدترین و آخرین مطالب وبلاگ به سوی حقیقت از بلاگ به سوی حقیقت دریافت گردیده و به همراه لینک سایت اصلی نمایش داده شده است. در شرایطی که اطلاعات و مطالب پست های نمایش داده شده نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.



شکم پرت خو ده + آموزشی

درخواست حذف اطلاعات
شکم پرت خو ده نام انگلیسی: flat bench lying leg raise نوع حرکت: استقامتی عضله اصلی هدف: شکم تجهیزات مورد نیاز: فقط بدن مکانیزم: ایزولیت سطح: مقدماتی نوع نیرو: کشیدنی آموزش حرکت شکم پرت خو ده در حالی که کمر صاف و پاها در امتداد میز کشیده شده هستند، روی آن دراز بکشید. دست های خود را در حالی که کف دست روی میز قرار دارد، زیر قرار دهید. در صورت وم برای افزایش سختی تمرین می توانید یک دمبل را میان پاهای خود قرار دهید. این نقطه شروع حرکت خواهد بود. با حفظ ح کشیدگی پاها، تا جایی که با زاویه ای نود درجه تشکیل دهند، آن ها را بالا آورید. در بالاترین نقطه حرکت سعی کنید خود را کمی از روی میز بلند کنید. همزمان با انجام این بخش از تمرین، عمل بازدم (بیرون دادن نفس) را انجام دهید و در بالاترین نقطه لحظه ای مکث کنید. حال همزمان با انجام عمل دم (داخل کشیدن نفس) به آرامی پاها را تا نقطه شروع نقطه پایین ببرید. مشاهده و آموزشی متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. دریافت



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/03/شکم-پرتابی-خوابیده-فیلم-آموزشی




امید و آینده...

درخواست حذف اطلاعات
با تمام قدرت به سوی آینده حرکت کن.... به سوی هدفت... نترس..... شب با همه سیاهیش صبح می شه... روزم با همه روشنائیش شب می شه... آره هر چی که هست می گذره... تنها چیزی که مهمه اینه که... سیاهی و تاریکیِ شب تو رو ناامید نکنه... سفیدی و روشنائیِ روزم تو رو مغرور نکنه... چون در این دو صورت بازنده ای، بازنده... می فهمی؟؟؟؟؟؟... حرکت کن...



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/03/امید-و-آینده




اصطلاحات انگلیسی(دست بردار، چرند نگو)

درخواست حذف اطلاعات
اصطلاح: دست بردار، چرند نگو come off it برای بزرگنمائی، روی تصویر کلیک کنید.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/04/اصطلاحات-انگلیسی-دست-بردار،-چرند-نگو




آیا های ی که به جهت ندانستن مسئله، پس از جنابت، غسل نمی کرده، صحیح است؟

درخواست حذف اطلاعات
پاسخ:[1] خیر، های او باطل است و باید هایی را که با ح جنابت به جا آورده است، قضا نماید. زیرا طهارت از حدث[2]، شرط صحّت است و اگر ی این شرط را ترک کند، ش باطل است و فرقی نمی کند آن را عمداً ترک کرده باشد یا سهواً و به آن عالم باشد یا جاهل.[3] پاسخ دفاتر مراجع عظام: پاسخ دفتر حضرت آیت الله العظمی «مدظله العالی»: صحیح نیست. دفتر حضرت آیت الله العظمی بجهت «مدظله العالی»: هایی را که بدون غسل خوانده باطل است . دفتر حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (مدظله العالی): هایی را که بدون غسل خوانده باطل است. دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم (مدظله العالی): باید هایی که بدون غسل واجب و یا مستحب معتبری خوانده قضا کند. [1] - http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa638 ، کد سایت fa638 کد بایگانی 585 نمایه حکم های خوانده شده با جهل به غسل جنابت [2] - منظور از حدث چیزی است که وضو یا غسل را باطل می کند، مثل خواب و جنابت و.... [3] - تحریر الوسیلة، ج 1، ص 154: القول فی خلل الواقع فی الصلاة، مسئله­ی 1؛ عروة الوثقی، ج1، فصل فی الخلل الواقع فی الصلاة ،مسئله­ی ­5.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/04/آیا-نمازهای-کسی-که-به-جهت-ندانستن-مسیله،-پس-از-استمناء،-غسل-نمی-کرده،-صحیح-است




آیا برای یک مسلمان، درخواست حکم قضایی از دادگستری جایز است؟

درخواست حذف اطلاعات
پرسش: آیا برای یک مسلمان، درخواست حکم قضایی از دادگستری جایز است؟ آیا جایز است که یک زن مسلمان، قضاوت های قانونی، از قبیل پشتیبانی مالی از سوی شوهرش را از دادگستری درخواست کند؟ (با توجه به این که طلب کمک از حکومت ظالم از نظر مردود است.) پاسخ:[1] حضرت آیت الله العظمی (مدظله العالی): اگر استیفاى حق زن موکول به رجوع به محاکم غیر شرعى باشد، مانع ندارد خصوصاً اگر ترک رجوع موجب عسر و حرج براى زن باشد. حضرت آیت الله العظمی مکارم (مد ظله العالی): در صورتی که راه دیگری برای احقاق حقوقش نباشد و مجبور به مراجعه به آنها باشد اشکالی ندارد. حضرت آیت الله العظمی بهجت (مدظله العالی): اگر حق شرعی دارد و راه استفاده حق، منحصر در آنست، مانعی ندارد. حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (مدظله العالی): جایز نیست، مگر اینکه احقاق حق بدون آن ممکن نباشد. پس رجوع به محاکم قضایی در حکومت های غیر ی و ظالم و درخواست کمک از آنها جایز نیست، مگر اینکه استیفاء و گرفتن حق، منوط به آن باشد و هیچ راه دیگری وجود نداشته باشد. و روشن است، گرفتن چیزی که حق فرد نیست و استحقاق آن را ندارد، حتی از طریق حکومت ی و عادل، صحیح نبوده و جایز نمی باشد. [1] - http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa640 ، کد سایت fa640 کد بایگانی 587 نمایه رجوع به محاکم قضایی حکومت های غیر ی



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/04/آیا-برای-یک-مسلمان،-درخواست-حکم-قضایی-از-دادگستری-آمریکا-جایز-است-آیا-جایز-است-




طبق فتوای مقام معظّم ی، مغرب و عشاء چه زمانی قضا می شود؟

درخواست حذف اطلاعات
پاسخ:[1] پاسخ دفتر ی(دامت برکاته): آ وقت مغرب و عشا نصف شب شرعى است و احتیاط آن است که اگر تا آن موقع را نخوانده است، تا طلوع فجر به قصد ما فى الذمّه[2] به جا آورد و پس از آن قضا مى شود. در واقع نظر ایشان در مساله ادای بعد از نیمه شب یا نیمه شب شرعی، با راحل (ره) یکی است. در تحریر الوسیله ی (ره) آمده است: وقت مغرب و عشا از مغرب (موقعی که قرمزی سمت مشرق در آسمان از بین برود) تا نیمه شب می باشد. از این زمان، به اندازه ی سه رکعت اول آن، به مغرب اختصاص دارد که به جا آوردن عشا در این وقت جایز نیست. همچنین به اندازه ی چهار رکعت، برای ی که در وطن خود می باشد (حاضر)، و به اندازه ی دو رکعت، برای ی که مسافر است، از آ این وقت، به عشا اختصاص دارد و نمی توان در آن، مغرب را به جا آورد. بنابراین، مغرب وقتی قضا می شود که به اندازه چهار رکعت (برای حاضر) یا به اندازه دو رکعت (برای مسافر) به نیمه شب وقت باقی مانده باشد و پایان وقت عشا نیمه شب است و اگر ی مغرب و عشا ی خود را از نیمه شب به تأخیر انداخت (چه اضطرارا باشد و چه عمدا) و خواست بعد از نیمه شب تا اذان صبح، آن را به جا آورد، احتیاطا نه به نیت ادا و نه به نیت قضا، بلکه به نیت مافی الذمّه به جا آورد.[3] اما پاسخ دفاتر سایر مراجع: دفتر حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی «مدظله العالی»: تا اذان صبح بدون نیت ادا و قضا بخواند و اگر بعد از اذان صبح می خواند نیت قضا کند. [1] - کوئیست: http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa652 ، کد سایت fa652 کد بایگانی 599 نمایه زمان قضای مغرب و عشا [2] - آنچه بر عهده من است. [3] - تحریر الوسیلة، ج 1، ص 112؛ فصل فی مقدمات الصلاة، مسأله 6.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/04/طبق-فتوای-مقام-معظم-رهبری،-نماز-مغرب-و-عشاء-چه-زمانی-قضا-می-شود




اسکوات پرشی + آموزشی

درخواست حذف اطلاعات
اسکوات پرشی نام انگلیسی: freehand jump squat نوع حرکت: استقامتی عضله اصلی هدف: چهار سر زانو تجهیزات مورد نیاز: فقط بدن مکانیزم: ترکیبی سطح: متوسط نوع نیرو: فشردنی آموزش حرکت اسکوات پرشی در حالی که کمر صاف و سر رو به جلو است، دست ها را به صورت در بالای نگه دارید. پاها را به اندازه عرض شانه باز کنید. در حالی که کمر را صاف و را بالا نگه داشته اید، همزمان با انجام عمل دم (داخل کشیدن نفس) به ح اسکوات تا جایی که نیمه بالای پای شما با سطح زمین موازی شود پایین بروید. حال تا حد ممکن به سمت بالا بپرید. همزمان با انجام این بخش از تمرین عمل بازدم (بیرون دادن نفس) را انجام دهید. به محض برگشت پا به سطح زمین با خم پاها فشار و تاثیر پرش را خنثی کنید. بلافاصله به ح اسکوات تا پایین بروید و دوباره بپرید. مشاهده و آموزشی متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/04/اسکوات-پرشی-فیلم-آموزشی




نکته ای در مورد غذای محصلین

درخواست حذف اطلاعات
شب امتحان باید غذائی با طبع گرم خورد، چون غذائی با طبع سرد، تعادل مغز و اندوخته هایش را بهم می ریزد. یک تا سه شب مانده به امتحان می توانید سوپ گرم گندم با سبزیجات معطر به همراه روغن زیتون یا کنجد میل کنید. اگر شخص سرد مزاج امتحان دارد می تواند عطر گرم هم استفاده کند. اگر اهل تفکر هستید از مغزها استفاده کنید، 3 تا 14 عدد بادام را به صورت آدامس بجوید، البته بادام را خودتان بشکنید چون در معرض نور آسیب می بیند. خوردن مویز به تعداد 21 عدد و یا کشمش سیاه هم خیلی عالی است.[1] [1] - کتاب طب سنتی ی، مهدی برزو، ص 170



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/04/نکته-ای-در-مورد-غذای-محصلین




دمنوش گل زبان و سنبل الطیب چه خواص و طبیعتی دارد و طرز تهیه آن چگونه است؟

درخواست حذف اطلاعات
پاسخ:[1] طبیعت: گرم و تر خواص: خواب آور، آرامشبخش اعصاب، پائین آورنده فشارخون، رفع خشونت نای، رفع خشونت ، رفع تنگی نفس، رفع گلودرد، مقوّی دماغ، مقوّی معده، مقوّی کبد سرد، افزایش ترشّح ادرار، ضدّ سردردهای عصبی، ضدّ درد کلیه، ضدّ قولنج، ضدّ اسپاسم، ضدّ تشنج، ضدّ صرع، ضدّ سودا، ضدّ صفرا، ضدّ وسواس، ضدّ سنگ کلیه. طرز تهیه: دو قاشق غذاخوری گل زبان + یک قاشق غذاخوری سنبل الطیب + دو لیوان آب جوش + نبات را میگذاریم نیم ساعت دم بکشد تا به رنگ قرمز آلبالوئی درآید. [1] - کتاب طب سنتی ی، مهدی برزو، با مقدمه پروفسور حسین خیر ش، چاپ پنجم 1394، نشر ابتکار دانش، شابک: 5-107-11-600-978، ص 171



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/04/دمنوش-گل-گاو-زبان-و-سنبل-الطیب-چه-خواص-و-طبیعتی-دارد-و-طرز-تهیه-آن-چگونه-است




آیا استفاده از سجاده و جا در زمان اهل بیت(ع) مرسوم بوده است؟

درخواست حذف اطلاعات
پاسخ:[1] واژه «جا » به معنای حصیر و هر نوع زیراندازی است که بر روی آن خوانده و سر به سجده می گذارند، که به صورت های مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد. معادل آن در زبان عربی واژه «سجّاده» و «خمره» است،[2] که به حصیر و یا سجاده کوچکی که از شاخه درخت ما بافته و دوخته شده باشد، گفته می شود.[3] در برخی روایات اشاره شده است که اهل بیت(ع) از سجّاده بزرگ و جا کوچک برای خواندن استفاده می د: 1. اکرم(ص) از همسر خود خواست که سجّاده ای به ایشان بدهد.[4] 2. ابن عمر می گوید که رسول الله(ص) بر روی خمره می خواند.[5] 3. اکرم(ص) بر روی سجاده می نشست.[6] 4. اکرم(ص) به امّ أیمن گفتند که سجاده را از مسجد برای ایشان بیاورد.[7] 5. صادق(ع) فرمود: پدرم جا کوچکی خواست. وقتی در آوردن آن تأخیر شد، حضرت(ع) مشتی ریگ برداشت و آن را روی فرشی که بر آن می گزارد ریخت و سپس سجده نمود.[8] 6. باقر(ع) و یا صادق(ع) فرمودند: پدرم حصیر کوچکی بر روى فرشِ محلِّ ش می ‏گذاشت و روى آن سجده می ‏کرد؛ هنگامی که حصیر نبود نیز مشتى ریگ‏ برداشته و بر روى آن فرش گذاشته و سپس سجده می نمود.[9] 7. مأمور متوکل می گوید: به دستور متوکل برای بازرسی به منزل هادی(ع) رفتم. دیدم آن حضرت(ع)، در حالی که پیراهن و کلاهی پشمین به سر دارد، نشسته و مقابلش جا ی پهن است که یقین مشغول بوده است .... به من فرمود: این خانه من! هر جایش را می خواهی بازرسی و تفتیش کن. حتی تا آن جا فرمود: این جا را هم بازرسی کن.[10] 8. کاظم(ع) فرمود: مؤمن نباید از پنج چیز خالى باشد: مسواک، شانه، سجاده، تسبیح سى و سه دانه‏اى و انگشتر عقیق.[11] البته در گزارشی مشاهده نشده است که سجاده معصومان(ع) دارای نقش و نگار باشد و ظاهر روایات نیز آن است که سجاده ای ساده بوده است؛ از همین رو، برخی فقها اعلام کرده اند: بهتر است سجاده، ساده و بدون نقش باشد. گذشته از این که این چیزها سبب به هم خوردن حواس و عدم حضور قلب مى شود.[12] [1] - http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa86838 [2] - ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، محقق، مصحح، میر دامادی، جمال الدین، ج 3، ص 205، بیروت،‏ دار الفکر للطباعة و النشر و وزیع، دار صادر، چاپ سوم، 1414ق. [3] - همان، ج 4، ص 258. [4] - شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: ، علی اکبر، ج 1، ص 67، قم، دفتر انتشارات ی، چاپ دوم، 1413ق. [5] - ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، ج 1، ص 364، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ دوم، 1418ق. [6] - صالحی دمشقی‏، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج 8، ص 105، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1414ق. [7] - ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق، عبد الموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد، ج 8، ص 361، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق. [8] - کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، ، علی اکبر، ی، محمد، ج 3، ص 331، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق. [9] - همان، ج 3، ص 332. [10] - همان، ج 1، ص 499 – 500. [11] - شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد و سلاح المتعبّد، ج 2، ص 735، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، چاپ اول، 1411ق. [12] - فاضل لنکرانی، محمد، جامع المسائل، ج 1، ص 102- 103، قم، قلم، چاپ یازدهم، بی تا.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/05/آیا-استفاده-از-سجاده-و-جانماز-در-زمان-اهل-بیت-ع-مرسوم-بوده-است




آیا علی(ع) توصیه فرمود که با بانوانی گندم گون، میان اندام و ... ازدواج کنیم؟!

درخواست حذف اطلاعات
پاسخ:[1] ابتدا باید گفت روایاتی وجود دارد که در آنها نسبت به برخی ویژگی های ظاهری در انتخاب همسر توصیه شده است. در ارتباط با این نوع توصیه ها باید گفت؛ اولاً: زیبایی امری نسبی بوده و در دوران ها و جوامع و سلایق مختلف، متفاوت است. ثانیاً: ویژگی های ظاهری تنها یک معیار از معیارهای مختلف است، و گرنه در روایات داریم که زن زیبا در خانواده نامناسب، چون گلی در کنار مرکز انباشت زباله ها است. با توجه به این مقدمه، باید گفت؛ آنچه را که از علی(ع) نقل شده است: «با زن گندم گون(نه سفید و نه سیاه)، که سیاهیِ چشم او بزرگ است، و میان اندام بوده و ی نسبتاً بزرگ دارد، ازدواج کنید. اگر از او خوشت نیامد، مهریه اش را من بر عهده می گیرم. (یعنی خوب بودن چنین زنی را برای همسری تضمین می کنم)».[2] (این روایت) به علت مرسل بودن و نیز مجهول بودن یکی از روایان، از اعتبار بالایی برخوردار نیست. بنابراین این روایت از لحاظ سندی ضعیف است. در نقل ها و روایات دیگری که مشابه این روایت است، به جای «تزوّجوا» یا «ازدواج کنید» که یک توصیه برای عموم مردم به شمار می رود، عبارت «تزوّج»[3] قرار دارد که بدین معنا است مخاطب (ع) یک شخص خاصی است و این توصیه نیز یک توصیه عمومی نیست. خصوصاً در نقلی دیگری که در ابتدای آن، «تزوّجها»[4] آمده است که طبق این روایت نه فقط مخاطبِ (ع) یک فرد خاصّی است، بلکه سخن درباره دختر معینی است که (ع) توصیه می کند با این دختر مورد نظر ازدواج کن؛ زیرا چنین اوصافی دارد. همچنین از قسمت دوم روایت که می گوید: «اگر از او خوشت نیامد» می توان چنین برداشت کرد که مخاطب (ع)، عموم مردم نبوده است. در این روایت، برخی ویژگی های مناسب برای زنی که انسان قصد ازدواج با او را دارد، بیان شده است که نمی توان آن را برای همه تجویز کرد؛ زیرا اختلاف مذاق و سلیقه ها چنین اقتضا می کند که افراد مختلف، انتخاب های مختلفی داشته و اوصاف متفاوتی را مطلوب خود بدانند. بنابراین باید گفت: اولاً از لحاظ سندی، روایت ضعیف است و معتبر نیست. ثانیاً از لحاظ محتوا و مفهوم، یک جریان و قضیه شخصی است و مخاطب (ع) عموم مردم نبودند. ثالثاً بسیاری از عبارات در روایات، در زبان عربی به معنی لغوی به کار نمی رود، مثلا ذوات الأوراک( بزرگ) در اصطلاح به معنای نجابت، صبر و شکیبائی، استقامت، حیا، زنی که قابلیت فرزند آوری زیاد دارد و .... آمده است. [1] - http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa50098 [2] - کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، ، علی اکبر، ی، محمد، ج 5، ص 335، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق. [3] - شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، ، علی اکبر، ج 3، ص 387، قم، دفتر انتشارات ی، چاپ دوم، 1413ق. [4] - کافی، ج 5، ص 335.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/05/آیا-امام-علی-ع-توصیه-فرمود-که-با-بانوانی-گندم-گون،-میان-اندام-و-ازدواج-کنیم




مجازات یک زن با حیوان چیست؟

درخواست حذف اطلاعات
پاسخ: انسان با حیوان حرام است و فردی که مرتکب چنین عملی شود، گناه بزرگی انجام داده و باید توبه نماید. ضمن اینکه بازگو و اعلام این گناه جایز نیست، ولی اگر عمل وی در دادگاه ثابت شود، چنین فردی باید تعزیر[1] شود. انسان با حیوان، دو صورت دارد: الف. اگر انسان فاعل باشد، لازم است حیوان ذبح و سوزانده شود و چنانچه مالکِ حیوان فردی غیر از فاعل باشد، فاعل باید قیمت آن را به مالک پرداخت نماید، ولی چنانچه حیوانی باشد که مانند الاغ، معمولاً از گوشتش استفاده نمی کنند، باید از آن محل، به شهری دیگر برده و فروخته شود.[2] ب. اگر انسان - زن یا مرد - مفعول قرار گیرد، بیشتر فقهاء نسبت به حیوان تکلیف خاصی را در نظر نمی گیرند (یعنی لازم نیست چنین حیوانی معدوم و یا فروخته شود). البته برخی فقهاء[3] با استناد به عموم ای از روایات[4] معتقدند: این مورد نیز حکم حیوانی را دارد که مرد با آن کرده است. پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[5] حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی (مد ظله العالی): حیوان مذکور، حکم خاصّی ندارد، اما زنِ مزبور مستحقّ تعزیر است. حضرت آیت الله العظمی مکارم (مد ظله العالی): نسبت به حیوان تکلیفی ندارد، ولی به طور جدّی از این گناه بزرگ توبه کند و با اعمال نیکِ آینده گذشته را جبران نماید و چنانچه با ادلّه شرعی نزد حاکم شرع ثابت شود، تعزیر شدید دارد. حضرت آیت الله هادوی تهرانی (دامت برکاته): 1. حیوانی که با زن یا مرد جماع می کند (زن یا مرد مفعول واقع شود) حکم همان حیوانی را دارد که مرد با آن جماع می کند (مرد فاعل واقع شود).[6] 2. خوردن این حیوان اگر حلال گوشت باشد، حرام است. 3. این حیوان اگر از حیواناتی است که معمولاً خورده می شوند، چه حلال گوشت باشد مانند چه حرام گوشت مانند خوک، باید کشته شود و سپس سوزانده شود و اگر از این نوع حیوانات نباشد، باید از محلِّ جرم بیرون برده شود و در آنجا به فروش برسد، چه حلال گوشت باشد مانند اسب و چه حرام گوشت باشد مانند سگ. 4. اگر این حیوان، مالیت داشته باشد، مانند حیوانات اهلی یا حیوانات غیر اهلی که منفعت عقلائی مشروع دارند، ى که با آن کرده است، باید پول آن را به صاحبش بدهد؛ البته از آنجا که اعتراف به گناه حرام است، باید به گونه ای عمل کند که پرداخت قیمت به صاحب حیوان، متوقف بر اعتراف به این گناه نباشد؛ مثلاً به بهانه ای این پول را در حساب آن فرد واریز کند. اگر صاحب حیوان را نمی شناسد یا امکان پرداخت به او را ندارد، باید با اجازه مجتهد جامع الشرایط از طرف او صدقه دهد. 5. کار این زن یا مرد حرام بوده است، ولی مجازات حدّی در شریعت برای او وارد نشده است؛ البته حاکم ی می تواند در محدوده مصلحت 25 ضربه شلاق به عنوان تعزیر و تنبیه به او بزند. [1] - مجازات به دستور حاکم شرع [2] - خمینى، سید روح اللّٰه، تحریر الوسیلة، ج 2، ص 160، م 23 ، مؤسسه مطبوعات دار العلم، قم، اول، بی تا. [3] - آیت الله هادوی تهرانی. [4] - ر.ک: کلینى، ابو جعفر، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 7، ص 204، ح 3، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چهارم، 1407 ه ق؛ حرّ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج 28، ص 357، باب تعزیر ناکح البهیمة و جملة من أحکامه، مؤسسه آل البیت، قم، اول، 1409 ه ق. [5] - استفتا از دفاتر آیات عظام (مد ظلهم العالی) توسط سایت کوئست: http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa77120 ، کد سایت fa77120 کد بایگانی 94354 نمایه با حیوانات [6] - به استناد عموم تعلیل در صحیحۀ إسحاق بن عمار؛ ر.ک: وسائل الشیعة، ج 28، ص 357 ، ح 34961.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/05/مجازات-آمیزش-یک-زن-با-حیوان-چیست




نشر از جلو دمبل + آموزشی

درخواست حذف اطلاعات
نشر از جلو دمبل نام انگلیسی: front dumbbell raise سایر نام ها: alternating front raise نوع حرکت: استقامتی عضله اصلی هدف: شانه تجهیزات مورد نیاز: دمبل مکانیزم: ایزولیت سطح: مقدماتی نوع نیرو: فشردنی آموزش حرکت نشر از جلو دمبل دمبل ها را در دست گرفته، مقابل بدن نگه دارید و بایستید. این نقطه شروع حرکت خواهد بود. در حالی که آرنج اندکی خم و کف دست به سمت پایین است، یکی از دست ها را بالا آورید. تا جایی که دست شما اندکی از ح موازی با زمین خارج شود، وزنه را بالا بیاورید. همزمان با بالا بردن دست دیگر، دمبل را به آرامی به نقطه شروع بازگردانید. این تمرین را به تعداد تکرار مشخص شده برای هر دست به همین روش انجام دهید. و مشاهده متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/05/نشر-از-جلو-دمبل-فیلم-آموزشی




اصطلاحات انگلیسی(کهنه ، بی مصرف )

درخواست حذف اطلاعات
اصطلاح: کهنه ، بی مصرف ، بلااستفاده wear out برای بزرگنمائی، روی تصویر کلیک کنید.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/05/اصطلاحات-انگلیسی-کهنه-کردن،-بی-مصرف-کردن




فلاسفه چه تعاریفی از حرکت بیان کرده اند؟

درخواست حذف اطلاعات
پاسخ:[1] تعریف ملاصدرا از حرکت: «حدوث تدریجی شئ»[2] توضیح: در واقع حدوث بر دو قسم است: حدوث دفعی و حدوث تدریجی. حدوث تدریجی همان حرکت است که حدوث را به «وجود بعد العدم» تعریف می کنند. اگر «وجود بعد العدم» تدریجی باشد، این وجود تدریجی بعد العدم، عبارت است از حرکت. تعریف ارسطو از حرکت: « کمال اوّل لما بالقوّة من حیث إنّه بالقوّة؛ حرکت، فرایند بالفعل شدن یا کمالِ شیءِ بالقوه است از آن حیث که بالقوه است.»[3] تعریف افلاطون از حرکت: «الحرکة وج من المساواة؛ حرکت یعنی بیرون شدن از برابری»؛ و به تعبیر دیگر یعنی خارج شدن از ح ی انی. توضیح: یک وقت دو شئ را با هم مقایسه می کنیم و می گوئیم ایندو ی انند و یک وقت است که یک شئ را در دو حال و دو «آن» در نظر می گیریم و می گوئیم حالش با گذشته اش ی ان است. این ی انی «س » است. نای انی یعنی اینکه شئ در دو حال، در دو وقت و در دو «آن» ی انی خود را از دست بدهد، این وج از ی انی همان حرکت است. البته جمله ای که از افلاطون نقل کرده اند بیش از این نیست که حرکت وج از ی انی است. ولی به این جمله، جمله دیگری را افزوده اند و گفته اند که مقصود افلاطون همین بوده است. چون اگر تا همین مقداری که نقل کردیم بگوئیم، این تعریف شامل حدوثهای دفعی هم می شود، یعنی یک شئ اگر نباشد و بعد وجود پیدا کند از ی انی خارج شده است. حالِ اولش عدم بود و حال دومش وجود است. می گویند نه، مقصود افلاطون از « وج از ی انی» این است که در مدتی از زمان، در هر آنی که حال شئ را در نظر بگیریم، با آنِ قبل ی ان نیست. بنابراین این جهت را باید اضافه کنیم. پس در واقع این طور است که حرکت یعنی اینکه شئ به این ح است که در هر آن از آناتِ وجودش که آن را در نظر بگیریم، با آنِ قبل ی ان نیست. پس نای انی به این شکل مورد نظر اوست. تعریف منسوب به فیثاغورس: تعریفی از فیثاغورس نقل شده که البته منسوب به او است.[4] او می گوید: «حرکت یعنی غیریّت». توضیح: این کلمه خیلی رسا نیست. مسلّماً مطلق غیریت مقصود فیثاغورس نیست و الّا اگر می گوئیم «زید غیر از عمرو است» آیا غیریتِ زید از عمرو حرکت است و زید از آن جهت که غیر از عمرو است متحرک است؟ قطعاً این طور نیست. پس مقصود، غیریّت شئ با خودش است. که معنای درستش این است که شئ به حالی باشد که ح شئ در یک آن، مغایر باشد با ح شئ در آنِ قبل. وقتی این طور در نظر بگیریم، تعریف فیثاغورس به تعریف افلاطون خیلی نزدیک می شود که می گفت حرکت عبارت است از وج شئ از ی انی در دو حال و در دو زمان. این تعریف را قدمائی مثل بوعلی سینا خیلی تضعیف کرده اند. این غیریّت را ما معمولا با تعبیر دیگری بیان میکنیم؛ می گوئیم «تغیّر» یعنی غیریّت پذیرفتن. کلمه تغییر و تغیّر را ما در مورد هر حرکتی به کار می بریم. مثلا می گوئیم «العالم متغیّر» یعنی عالم غیریّت را می پذیرد. غیریّت خود با خود. خودش در یک آن، غیر از خودش در آنِ دیگر است. [1] - کتاب درسهای اسفار، شهید مطهری، جلد اول، مباحث قوه و فعل، حرکت و س ، جلسه اول، صص 15 الی 17 [2] - محمد بن ابراهیم صدرالدین (ملاصدرا)، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة،سفر۱، ج ۱، ص ۳۳۹، بیروت ۱۹۸۱ و ج ۳، ص ۳۷، بیروت ۱۹۸۱. [3] - ارسطو، طبیعت، کتاب ۳، ۲۰۱ الف ۲۸. / ارسطو، مابعدالطبیعه، کتاب ۱۱، ۱۰۶۵ب ۳۳ـ۳۴. [4] - مثل افلاطونی ها که افلاطونی های جدید داریم که در دوره های بعد(تقریباً در حدود هزار سال بعد از افلاطون) مکتب افلاطون را احیا د و چون پیرو مکتب افلاطون بودند گاهی حرفهای آنها با حرفهای خود افلاطون مخلوط شده است، همین طور گاهی سخن فیثاغورسیها با سخن خود فیثاغورس مخلوط شده است. فیثاغورس دوره اش خیلی اقدم است و از سقراط و افلاطون هم اقدم است. بعدها گروهی پیدا شدند که آنها را فیثاغورسیهای جدید می نامیدند. حال معلوم نیست که آنچه از قول فیثاغورس در باب حرکت نقل شده است از خود اوست و یا از اتباع اوست.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/06/فلاسفه-چه-تعاریفی-از-حرکت-بیان-کرده-اند




اصطلاحات انگلیسی (به هوش آمدن)

درخواست حذف اطلاعات
اصطلاح: به هوش آمدن come to برای بزرگنمائی، روی تصویر کلیک کنید.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/06/اصطلاحات-انگلیسی-به-هوش-آمدن




شکم بارفی + آموزشی

درخواست حذف اطلاعات
شکم بارفی نام انگلیسی: hanging pike نوع حرکت: استقامتی عضله اصلی هدف: شکم تجهیزات مورد نیاز: فقط بدن مکانیزم: ترکیبی سطح: حرفه ای نوع نیرو: کشیدنی آموزش حرکت شکم بارفی در حالی که پاها را به هم چسبانده اید از بارفی آویزان شوید. دست ها را کمی بیشتر از عرض شانه باز کنید. حال زانوها را تا زاویه نود درجه خم کرده و پاها را تا جایی که ساق ها نسبت به زمین زاویه عمود تشکیل دهند بالا بیاورید. ران ها باید موازی با زمین باشند. این نقطه شروع حرکت خواهد بود. همزمان با انجام عمل بازدم (بیرون دادن نفس) پاها را تا جایی که ساق به میله بالای سر شما برسد، بالا بیاورید. در بالاترین نقطه سعی کنید پاها را تا جای ممکن به ح کشیده در آورید. در نهایت پاها را پایین آورده و به آرامی به نقطه شروع حرکت باز گردید. و مشاهده آموزشی متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/06/شکم-بارفیکس-فیلم-آموزشی




شخصی فوت کرده و سهمی از ارث او به پدرش می رسد. پدر با آنکه می داند به این اموال خمس تعلّق گرفته، سهم خود را به عروس و نوه هایش می بخشد. آیا اکنون

درخواست حذف اطلاعات
پاسخ: اگر وارث بداند آن مالی که اکنون سهم الارث او شده، قبل از اینکه به او به ارث برسد، متعلّق خمس بوده، باید خمس آن را بپردازد. پس در فرض سؤال، با توجه به اینکه پدر می داند سهم الارثش متعلق خمس بوده، مالک آن مقدار از سهم الارث نشده و هدیه دادن آن، نوعی تصرّف در مال غیر بشمار می رود. بنابراین، باید یک پنجم از آن مال را از انی که به آنها بخشیده، پس گرفته و به عنوان خمس پرداخت نماید و در صورت عدم امکان، باید آن را از مال خویش بپردازد، اما این هدیه در مورد چهار پنجم باقیمانده ایرادی نداشته و لازم نیست پدر مبلغ خمس سهم الارث دیگران را نیز بپردازد. پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1] حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی (مد ظله العالی): در فرض سؤال، هدیه نسبت به مقدار خمس مال، واقع نمی شود. حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی): در مثال فرض شده سؤال که ورثه یقین دارند به ترکه میت خمس تعلق گرفته، به اندازه یک پنجم از مال که پدربزرگ به نوه ها بخشیده اصلاً به آنها منتقل نشده است و لذا شخصِ واهب موظّف است با مراجعه به مجتهد جامع شرائط خمس مال را هر چه سریع تر پرداخت کند، چون تصرّف در مال غیر حرام است. حضرت آیت الله العظمی مکارم (مد ظله العالی): در صورتی که بتواند خمس را از آنها بگیرد، این کار لازم است، و الّا از مال خودش بپردازد. حضرت آیت الله هادوی تهرانی (دامت برکاته): در فرض سؤال، به اندازه یک پنجم مال مزبور اصلاً به ملک پدر در نیامده است و بخشش پدر در این مقدار نافذ نیست و پدر باید این یک پنجم را به عنوان خمس بپردازد. [1] - استفتا از دفاتر آیات عظام (مد ظلهم العالی) توسط سایت کوئست: http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa77306 ، کد سایت fa77306 کد بایگانی 94550 نمایه هدیه دادن مال الارثی که متعلق خمس بوده



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/06/شخصی-فوت-کرده-و-سهمی-از-ارث-او-به-پدرش-می-رسد-پدر-با-آنکه-می-داند-به-این-اموال-خمس--




«شبهه مفهومیه» و «شبهه مصداقیه» چه تفاوتی با یکدیگر داشته و مراد از «تمسک به عام در شبهه مصداقیه» چیست؟

درخواست حذف اطلاعات
یکی از مسائل مطرح در علم اصول و در مبحث «عام و خاص»، مسئله «شک در تخصیص» است؛ به این معنا که فرد شک می کند و نمی داند حکم عامی که وارد شده، آیا تخصیص خورده است یا نه؟ این شک، گاهی در مفهوم و معنای یک چیز می باشد و منشأ آن «اجمال مفهوم» است، که به آن «شبهه مفهومیه» می گویند و گاهی معنا مشخص است اما تردید در مصداق پدید آمده و منشأ آن «شک در تشخیص مصداق» است که آیا این مورد خاص، مصداقی از آن معنای شناخته شده می باشد یا خیر؟، که به آن «شبهه مصداقیه» می گویند.[1] مثال معروف برای شبهه مفهومیه «اکرم العلماء و لا تکرم الفساق منهم» است، در این عبارت توصیه شده که تمام دانشمندان جز فاسقان از آنها مورد احترام قرار گیرند. با این وجود ما معناى دقیق «فاسق» را نمى دانیم که آیا خصوص «مرتکب گناه کبیره» است، که در نتیجه، «مرتکب صغیره» داخل در حکم اکرام باشد؟ یا این که اعم از مرتکب کبیره و صغیره است، که در نتیجه مرتکب صغیره هم از حکم اکرام خارج شود؟ ولی گاهی مفهوم چیزی روشن است و در تطبیق آن مفهوم بر یک مصداق خارجی شک و تردید وجود دارد؛ مثلاً در همان مثال «اکرم العلماء و لا تکرم الفساق منهم»، می دانیم که مراد از فساق خصوص مرتکب کبیره است، ولی نمی دانیم فلان عالم، مرتکب کبیره است که از عموم حکم اکرام خارج شود، یا اینکه مرتکب کبیره نبوده و اکرام و احترام وی واجب است؟ پس در این مثال، اگر دلیل ما برای اکرام عالمِ مشکوک به فسق، عموم «اکرم العلماء ..» باشد، گفته می شود که «تمسک به عام در شبهه مصداقیه» داشتیم، که مشهور علمای متأ ، معتقد به عدم جواز آن بوده، ولی در بین علمای گذشته افرادی بوده اند که تمسک به عام را صحیح می دانستند.[2] در هر حال، هر یک از این دو گروه برای خود دلایلی دارند که برای اطلاع از تفصیل این مسئله به کتاب های اصولی، مبحث عام و خاص مراجعه کنید. [1] - ر. ک: مظفر، محمد رضا، اصول فقه، ج 1، ص 146، قم، دفتر تبلیغات ی، 1377ش. [2] - ر. ک: شبیرى زنجانى، سید موسى، کتاب نکاح، ج 4، ص 1013، قم، مؤسسه پژوهشى راى پرداز، چاپ اول، 1419ق.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/06/شبهه-مفهومیه-و-شبهه-مصداقیه-چه-تفاوتی-با-یکدیگر-داشته-و-مراد-از-تمسک-به-عام-در-




آیا شرکت در مسابقات پیامکی که در آن مبلغی بیش از هزینه پیامک از حسابمان ر شده و در مقابل، جوایزی نیز برای ما در نظر گرفته شده است، مجاز است؟

درخواست حذف اطلاعات
پاسخ: پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1] حضرت آیت الله العظمی (مد ظله العالی): اگر اصل پول را از اعضاء به عنوان حق ا حمه و شرط شرکت در مسابقه دریافت کنند و بعد از مالکیت، با مال خود جایزه بدهند مانعی ندارد. حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی (مد ظله العالی): این کار جایز نیست. حضرت آیت الله العظمی مکارم (مد ظله العالی): این کار اشکال شرعی دارد؛ هر چند همه راضی باشند. حضرت آیت الله هادوی تهرانی (دامت برکاته): این مسابقه از موارد نیست و شرکت در این مسابقه جایز است و شرکت در آن به معنای پذیرش تمام شرایط آن است. بنابراین به رضایت خاص شرکت کنندگان برای پرداخت بخشی از این مبلغ به برندگان نیازی نیست. [1] - استفتا از دفاتر آیات عظام: ، شبیری زنجانی و مکارم (مد ظلهم العالی) توسط سایت کوئست: http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa78310 ، کد سایت fa78310 کد بایگانی 95749 نمایه شرکت در مسابقات پیامکی



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/06/آیا-شرکت-در-مسابقات-پیامکی-که-در-آن-مبلغی-بیش-از-هزینه-پیامک-از-حسابمان--




ت یب دیوار مسجد

درخواست حذف اطلاعات
سوال: هیئت أمنای یک مسجد به دلیل فرسودگی دیوار آن و با م معماران می خواهند دیواری از داخل مسجد و پشت دیوار قدیمی ساخته و سپس دیوار قدیمی را ت یب نمایند که طبیعتاً بخشی از کوچه خواهد شد. آیا این کار جایز است؟ پاسخ: در فرض سؤال، محل دیوار قدیمی نیز باید به عنوان بخشی از مسجد قرار گیرد و الحاق داوطلبانه آن به کوچه و خیابان جایز نیست، مگر آنکه ضرورتی گری پذیر وجود داشته باشد. پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1] حضرت آیت الله العظمی (مد ظله العالی): نباید محل دیوار قدیم از محدوده مسجد خارج شود. حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی (مد ظله العالی): در غیر فرض ضرورت جایز نیست. حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی): دیوار قدیمی جزء مسجد است باید داخل مسجد قرار گیرد و نمی شود آن را بیرون مسجد قرار داد. حضرت آیت الله هادوی تهرانی (دامت برکاته): اگر مسجد برای دیوار قدیمی خوانده شده است این قسمت داخل محدوده مسجد است و باید به نحوی این موضوع حفظ شود و احکام مسجد در آن رعایت گردد و اگر وقف مسجد است، هر چند حکم مسجد را ندارد، ولی باز هم باید برای مسجد حفظ شود. [1] - استفتا از دفاتر آیات عظام (مد ظلهم العالی) توسط سایت کوئست: http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa65762 ، کد سایت fa65762 کد بایگانی 80643 نمایه خارج بخشی از مسجد از محدوده مسجد



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/06/هییت-امنای-یک-مسجد-به-دلیل-فرسودگی-دیوار-آن-و-با-مشورت




لند ماین + آموزشی

درخواست حذف اطلاعات
لندماین نام انگلیسی: landmine 180's سایر نام ها: russian twist، چرخش روسی نوع حرکت: استقامتی عضله اصلی هدف: شکم تجهیزات مورد نیاز: ه ر مکانیزم: ترکیبی سطح: مقدماتی نوع نیرو: کشیدنی آموزش حرکت لندماین یک سر میله ه ر در گوشه ای محکم، ثابت نگه دارید. وزنه مناسب را بر روی آن قرار دهید. میله را از زمین بلند کنید. با هر دو دست میله را گرفته و در مقابل شانه نگه دارید. پاهای خود را کاملا باز کنید. این نقطه شروع حرکت خواهد بود. حرکت را با گردش کفل و چرخاندن میله تا پایین ترین نقطه در هر طرف انجام دهید. در طول حرکت دست ها را در ح کاملا کشیده نگه دارید. تمرین را به صورت برع به سمت جهت مخالف انجام دهید. تا پایان تعداد تکرارهای مشخص شده تمرین را انجام دهید. مشاهده و آموزشی متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/07/لند-ماین-فیلم-آموزشی




نماهنگ زیبای سرانجام با صدای حامد زمانی + متن و صوت

درخواست حذف اطلاعات
سرانجام آغار ما تویی و سرانجام ما تویی
بی تو مسیر عشق به آ نمیرسد
بر سر در سرای محبت نوشته اند
با سر ی به محضر دلبر نمیرسد
بر راه جابر این همه عمار و میثم است
بر راه جابر این همه عمار و میثم است
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
سالار هر مبارزه بی ادعا حسین
ای کشته ی وحوش مقدس نما حسین
ای کشته ی وحوش مقدس نما حسین ♫♫♫♫♫♫ ♫♫♫♫♫♫ در دل اگر که گندم ری کشته ای نیا
خود را به پای درهم اگر کشته ای نیا
نورش نصیب قلب منافق نمیشود
دلبسته ی مقام که عاشق نمیشود
جای نشستن است مگر زیر نام تو
بی رگ چگونه دم بزنم از قیام تو
این دست ها که چوب علم را گرفته اند
بی شک چنین گلوی ستم را گرفته اند
در کشتی نجات خدا ناخدا حسین
راز به هم تنیدن دل های ما حسین
حب الحسین یجمعنا شد نشان ما
در خیمه حسین یکی شد زبان ما
م کبری به پا کرد است آن ذبح عظیم
بار بربندید بار بربندید بسم الله الرحمن الرحیم متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/07/نماهنگ-زیبای-سرانجام-با-صدای-حامد-زمانی-متن-و-صوت




آیا پاسخگوی نیازهای هر زمانی می باشد با اینکه دین ثابت است و زمان در حال تغییر؟

درخواست حذف اطلاعات
سوال و شبهه: آیا و مقتضیات زمان، دو پدیده ناسازگارند و از این دو حتما یکی را باید انتخاب کرد؟ به بیان دیگر، به حکم اینکه دین است بویژه که دین خاتم است و دستوراتش جنبه جاودانگی دارد، باید همانطور که روز اول بوده، برای همیشه باقی بماند، بنابراین دین یک پدیده ثابت و لایتغیر است، و از طرفی زمان در طبع خود متغیر است و اقتضای دگرگونی دارد و هر روز اوضاع و شرائط جدیدی خلق میکند که با شرائط پیشین مغایر است. سؤال اینجاست که چگونه ممکن است چیزی که در ذات خود ثابت و لایتغیّر است با چیزی که در ذات خویش متغیر و سیّال است توافق و هماهنگی داشته باشند؟ آیا ممکن است مثلا جامه ای که ثابت است و برای یک کودک دو ساله که متغیر است دوخته می شود تا بیست سالگی مورد استفاده او قرار گیرد؟ در حالی که جامه در طول بیست سال همان است که بوده و بدن کودک ماه به ماه و سال به سال رشد می کند و بر ابعادش افزوده می شود. بنابراین که ثابت است چگونه می تواند پاسخگوی حوادث و شرائط متغیر در زمان های آینده تا قیامت باشد؟ پاسخ: شکّی نیست که دین ، آ ین دینی است که تا روز قیامت پایدار و پابرجا است و احکام و قوانین آن جاودانه هستند. و از طرف دیگر شکی نیست که هر زمان دارای شرائط و اقتضائات مختلفِ مربوط به خود است که دائماً در حال تغییر و تحوّل است. اما نکته اینجاست انی که شبهه بالا را مطرح میکنند به این مسأله توجه نکرده اند که در عین حالی که یک دین جاودانه است انعطاف پذیر هم هست. اگر بخواهیم مثال بالا را بر و اقتضائات زمان منطبق کنیم باید بگوئیم که مانند یک لباس کشی و دارای انعطاف است که در بدن یک طفل دو ساله خودش را با آن منطبق می کند و همان لباس در بدن یک فرد بیست ساله کش می آید و خودش را با ابعاد او منطبق می کند در حالی که از ساختار لباس بودن خارج نمی شود. بنابراین در عین حالی که این لباس، لباس است ولی قابل تغییر و انعطاف هم می باشد. نیز اینچنین است که در عین حالی که ساختار کلی و قوانین کلی آن ثابت و جاودانه است ولی در عین حال از قابلیت انعطاف پذیری بالائی برخوردار است که می تواند خودش را با اقتضائات مختلف زمان منطبق کند به صورتی که ساختار و قوانین کلی از بین نرود. این انعطاف به خاطر این است که مانند یک قالب و ساختار ثابت است که تغییر نمی کند و اقتضائات زمان مانند مواد مختلف می مانند که از هر باشند، می تواند آنها را قالب بندی و ساختار بندی کند. شما تصور کنید که ما یک ساختار عددی صفر تا نُهی داریم که تا روز قیامت هر عددی ساخته شود از این ساختار خارج نیست. هم به صورتی قوانین کلی را در ساختاری عمیق و دقیق بیان کرده است که تا روز قیامت هر مصداقی در خارج بنابر اقتضائات زمان به وجود بیاید خارج از این قوانین کلی و ساختار دقیق الهی نیست. بنابراین این انعطاف و اینکه دین تا روز قیامت پاسخگوی مسائل مختلف است ناشی از جامعیت قوانین الهی است. اگر بخواهیم به صورتی دیگر بیان کنیم باید بگوئیم در عین حالی که متغیر است ثابت است، یعنی متغیرهای ثابت هستند و در عین حال جامع. بنابراین پاسخگو بودن یا نبودن یک دین به جامع بودن یا نبودن آن بستگی دارد و جامع بودن یک دین نیز به متغیرهای آن بستگی دارد که اینچنین است، یعنی دارای متغیرهای جامعی است که تا روز قیامت جاودانه و ثابت هستند.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/07/اسلام-و-نیازهای-زمان




اصطلاحات انگلیسی(مقام را از ی تحویل گرفتن)

درخواست حذف اطلاعات
اصطلاح: مقام را از ی تحویل گرفتن، تصدّی چیزی را به عهده گرفتن take over برای بزرگنمائی، روی تصویر کلیک کنید.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/08/اصطلاحات-انگلیسی-مقام-را-از-کسی-تحویل-گرفتن




آیا شغل نسّاجی و بافندگی مکروه است؟

درخواست حذف اطلاعات
پاسخ: اشتغال انسان به یک حرفه و شغل، امری برون دینی است که مورد اهتمام همه اقوام و ملل بوده و دین نیز مسلمانان را بر داشتن کار و تلاش، سفارش نموده، تا جایی که کار را به عنوان یک عبادت معرفی می کند. برای شغل، می توان انواع و تقسیمات مختلفی ارائه نمود که آنچه در این زمینه بیشتر مد نظر دین است، تقسیم شغل به لحاظ تأثیر آن بر روح و روان آدمی و سرنوشت وی در دنیا و آ ت است؛ بر این اساس افراد را از برخی مشاغل بر حذر داشته و به اصطلاح، آنها را به عنوان شغل های حرام یا مکروه معرفی نموده است. همچنین نسبت به برخی مشاغل و حرفه ها، ترغیب نموده و آنها را مستحب یا واجب معرفی می کند. در این بین نیز مشاغل فراوانی وجود دارد که دین نسبت به آنها نظر خاصی نداشته و در اصطلاح به عنوان مشاغل مباح شناخته می شوند.[1] نکته دیگر آنکه شغل مکروه نیز زمانی مکروه است که امکان انتخاب شغل دیگر وجود داشته باشد، وگرنه به دلیل آن که به دست آوردن روزی لازم است، اشتغال به همان شغل مکروه نیز دارای پاداش خواهد بود. با توجه به مقدمه بالا، در برخی روایات توصیه شده که نساجی و بافندگی به عنوان یک شغل انتخاب نشود: ابو اسماعیل رازى می گوید: «همراه دو لباس نزد صادق ع رفتم، ع فرمودند: «اى ابواسماعیل! از منطقه شما لباس هاى زیادى براى ما می آید، ولى هیچ یک از آنها مثل این دو لباسى نیست که در دست تو است! گفتم: فدایت گردم، مادر اسماعیل می ریسد و من می بافم. ع فرمود: بافنده هستى؟ گفتم: آرى، ع فرمود: بافنده نباش! گفتم: چه کاره باشم؟ ع فرمود: صیقل ‏دهنده شمشیر باش...»! [2] شیخ طوسى می گوید: مقصود از این حدیث، نوعى کراهت برای حرفه بافندگی است، نه حرمت.[3] به هر حال، علامه مجلسی راویان این روایت را ضعیف و گمنام ارزی می کند.[4] در حدیث مرسل و بدون سند دیگری، از کاظم ع نقل شده است که ایشان از م با فردی که شغل بافندگی دارد نهی نمودند.[5] به هر حال فقها بر اساس همین روایات، نوعی کراهت را برای این شغل در نظر گرفته اند.[6] اما باید گفت در برخی روایات، مشاهده می شود که حرفه بافندگی مورد ستایش قرار گرفته است: خدا ص فرمود: بافندگى، کار نِ نیک است.[7] امّ حسن نخعى می گوید: علی ع از کنارم می گذشت که از من پرسید: امّ الحسن! چه می کنى؟ گفتم: می بافم، فرمود: آگاه باش که بافندگى، از حلال ‏ترین ب‏ ها است.[8] روایتی نیز وجود دارد که به معنای دیگری از بافندگی اشاره می کند: هنگامی که در حضور صادق ع از ملعون بودن بافنده سخن گفته شد، ع فرمود: منظور از بافنده‏ در حقیقت، ى است که بر خدا و رسول او دروغ ببافد.[9] در جمع بندی این دو دسته روایات می توان گفت که حرفه بافندگی برای بانوان مناسب بوده و اگر نکوهشی هم در برخی روایات مشاهده می شود، برای برخی مردان است. در توجیه این نکوهش، می توان احتمالاتی را مطرح کرد؛ مانند: 1. شاید علت کراهت و نهی از بافندگی، ایجاد زمینه برای کاهش ارتباط مردان با ن باشد؛ چون بافندگی در گذشته به دست زن ها صورت می گرفت.[10]هر چند در عصر کنونی این امر موضوعیت نداشته باشد. 2. درباره حدیث اسماعیل رازی، به نظر می رسد، اصلاً ع در مقام بیان حکم شرعى نبوده تا حرمت یا کراهت از آن استفاده شود، بلکه ع بر اساس شرایط آن زمان درصدد راهنمایى یارانش است؛ به همین جهت، ع، شخص اسماعیل را بر حرفه شمشیر سازی ترغیب می کند.[11] 3. درباره نهی از مشاوره با فرد بافنده نیز می توان گفت؛ انسان با حضور در بین مردم و مراوده با ایشان به عقل و تجربه اش افزوده می گردد و فرد بافنده به اقتضای شغلش، معمولاً کمتر بین مردم حضور داشته و از عقل تجربی کافی برخوردار نیست؛ لذا از م با وی نهی شده است.[12] 4. در برخی احادیث، واژه «حائک» (بافنده) به تأویل برده شده، و از آن به عنوان شغل و حرفه بافندگی یاد نشده است. شایان ذکر است؛ آنچه درباره کراهت شغل بافندگی بیان شد، با فرض پذیرش، مربوط به زمانی است که این کار به عنوان حرفه و شغل دائمی انتخاب شود و گرنه گاهی پیش می آید که انسان این کار را برای رفع نیاز خود و اطرافیانش انجام دهد، یا از روی تفریح و تنوّع به آن می پردازد، که این امور مدِّ نظر روایات مذکور نیست. همچنین چه بسا اقتضای جامعه و نیاز کشور، مبادرت افرادی به این حرفه باشد، که در این صورت نه تنها داشتن این شغل کراهت ندارد، بلکه اشتغال عده ای به این حرفه از امور ضروری به شمار آمده و نوعی واجب کفایی است. نتیجه و جمع بندی کلی: اولاً: روایاتی که نساجی و بافندگی را نهی می کنند از سند ضعیفی برخوردارند، لذا نمی شود به آنها اعتماد کرد. ثانیاً: لباس پوشیدن و حفظ حجاب و حفظ بدن از سرما و گرما و ... امری ضروری و عقلی و شرعی و فطری است و وجود لباس نیز نیازمند دوخت و بافت است، لذا اینکه باید لباسی دوخته و بافته شود تا از آن برای اه ی ضروری استفاده شود جای شک نیست. بنابراین با فرض پذیرش سند روایات، از جمع بندی روایات مدح و ذمّ بافندگی و نساجی به دست می آید که مردان بهتر است به کار مردانه و ن به کار نه بپردازند که این کار با ساختار روحی و جسمی آنان سازگارتر است، بنابراین از آنجا که نساجی و بافندگی و اموری مانند اینها.... از مشاغل نه بوده و هست، لذا در روایات این مشاغل برای ن نیکو شمرده شده است و برای مردان نهی شده است. بعضی از عوارض و اثرات سوء انجام کارهای نه توسط مرد را شاید بتوان اینگونه برشمرد: 1) از آنجا که موقعیت مردان برای امرار معاش و گذران زندگی و حفظ کانون خانواده و ... اقتضاء می کند از تجربه بیشتری نسبت به ن برخوردار باشند، لذا مرد برای ب این تجربه باید در جامعه و بین مردان حضور بیشتری داشته باشد و اینکه در گوشه ای به کارهای نه بپردازد و زیاد در جامعه نقش ایفاء نکند به سود او نیست. شاید به خاطر همین کم تجربگی و عدم حضور زیاد در جامعه است که در روایتی ع فرمودند: با ی که نسّاج و بافنده است م نکن. 2) از آنجا که به خاطر مصالح و حکمت هائی که خیلی از آنها برای ما روشن است، اختلاط و روابط غیرضروری ن و مردان نامحرم با یکدیگر را تائید نمی کند، لذا خیلی مایل نیست که مردان در شغل ن ورود کنند و همین امر باعث اختلاط و معا آنها با یکدیگر و به وجود آمدن فتنه ها و مفاسدی شود که جامعه ما نیز الان بخاطر رعایت ن این دسته از احکام ی(احکام روابط زن و مرد نامحرم با یکدیگر) درگیر بسیاری از آنها می باشد. 3) از آنجا که در بسیاری از موارد، شرائط مختلف زمان و مکان و زندگی و ... اقتضاء می کند که ن نیز گوشه ای از بار اقتصادی زندگی را به دوش بگیرند، لذا اگر مردان در کارهای نه ورود کنند و عرصه را بر خانمها تنگ کنند و کار برای ن نباشد، این باعث می شود که نِ نیازمندِ کار به جای اینکه به کار نه که هم با روحیه آنها سازگارتر است و هم باعث عدم ورود آنها در جامعه و بین مردان می شود، بپردازند، مجبور شوند در جامعه حضور پیدا کنند و کارهای مردانه انجام دهند که همین امر باعث صدمه و ضربه خوردن به روح و جسم و عاطفه و ایمان و حیای آنها و به تبع آن جامعه و خانواده می شود. ثالثاً: روایاتی که نساجی و بافندگی را مذمت کرده اند، می تواند معنای دیگری داشته باشد، مانند دروغ بستن به خدا و اکرم ص، همانطور که در روایت بالا نیز به آن اشاره شد که صادق ع فرمود: منظور از بافنده‏ در حقیقت، ى است که بر خدا و رسول او دروغ ببافد.[13] رابعاً: مذمت و کراهت این شغل، با پذیرش سند و محتوای روایات، بر افرادی صدق نمی کند که چاره ای جز نساجی و بافندگی برای امرار معاش و یا خدمت به جامعه و نیاز جامعه ندارند. و همچنین با توجه به اینکه دیگر شغل نساجی و بافندگی به صورت کارخانه و با تکنولوژی های روز و دستگاه های مدرن صورت می گیرد شاید بتوانیم بگوئیم از ماهیت و روش قدیم که یک زن در گوشه خانه می نشست و بافندگی می کرد خارج شده است، لذا بافندگی و نساجی به صورت قدیم مورد مذمت است برای مرد، ولی کار در کارخانه ها با رعایت ضوابط شرعی و عدم اختلاط با ن مشکلی ایجاد نمی کند و همچنین یک شغل اجتماعی است که مرد می تواند ب تجربه کند و در جامعه نقش آفرینی کند. [1] - ر. ک: علامه حلّى، حسن بن یوسف بن مطهر، قواعد الأحکام فی معرفة الحلال و الحرام، ج 2، ص 5، قم، دفتر انتشارات ى، اول، 1413ق؛ [2] - کلینى، ابو جعفر، محمد بن یعقوب، کافی، ج 5، ص 115، بَابُ الصِّنَاعَاتِ ، ح 6، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق؛ طوسى، ابوجعفر، محمد بن حسن، الاستبصار فیما اختلف من الأخبار، ج 3، ص 64، 213، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1390ق. [3] - همان [4] - مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج 19، ص 73، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1404 ق. [5] - «لا تستشیروا المعلّمین و لا الحَوَکة فإنّ اللّٰه تعالى قد سلبهم عقولهم»؛ طباطبائى بروجردى، حسین، جامع أحادیث الشیعة، ج 22، ص 720، تهران، فرهنگ سبز، چاپ اول، 1429ق. [6] - ر. ک: قواعد الأحکام فی معرفة الحلال و الحرام، ج 2، ص 5؛ ابن ادریس حلّى، محمد بن منصور بن احمد، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوى، ج 2، ص 224، قم، دفتر انتشارات ى، چاپ دوم، 1410ق؛ عاملى، شهید ثانى، زین الدین بن على، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة (المحشّٰى - کلانتر)، ج 3، ص 219، قم، کتابفروشى داورى، چاپ اول، 1410ق. [7] - «عَمَلُ‏ الْأَبْرَارِ مِنَ‏ النِّسَاءِ الْغَزْل»‏؛ ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر المعروف بمجموعة ورّام، ج ‏1، ص41، قم، مکتبه فقیه، چاپ اول، 1410ق. [8] - کافی، ج ‏5، ص 311، باب النوادر، ح 32؛ طوسى، محمد بن الحسن، تهذیب الأحکام، تحقیق، سان، ج ‏6، ص 382، ح 248، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، 1407ق. [9] - کافی، ج ‏2، ص 340، باب الکذب، ح 10. [10] - نجفى، کاشف الغطاء، جعفر بن خضر مالکى، شرح الشیخ جعفر على قواعد العلاّمة ابن المطهر، ص 9، مؤسسه کاشف الغطاء، 1420ق. [11] - ر. ک: طباطبائی بروجردى، حسین، منابع فقه شیعه، ج ‏22، ص 719، پاورقی، تهران، فرهنگ سبز، چاپ اول، 1386ق. [12] - احسانى فر لنگرودى، محمد، اسباب اختلاف الحدیث، ص 368، بیروت، موسسه علمى فرهنگى دار الحدیث، سازمان چاپ و نشر، چاپ سوم، 1432ق. [13] - کافی، ج ‏2، ص 340، باب الکذب، ح 10.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/09/آیا-شغل-نساجی-و-بافندگی-مکروه-است




رضا(ع) درباره ربا و علت تحریم آن چه می فرماید؟

درخواست حذف اطلاعات
چندین روایت از رضا(ع) در موضوع ربا نقل شده است. یکی از این روایات که در بیان علت و حکمت حرام بودن ربا است را در ذیل به آن اشاره می کنیم: «عِلَّةُ تَحْرِیمِ الرِّبَا إِنَّمَا نَهَى اللهُ عَنْهُ لِمَا فِیهِ مِنْ فَسَادِ الْأَمْوَالِ لِأَنَّ الْإِنْسَانَ إِذَا اشْتَرَى الدِّرْهَمَ بِالدِّرْهَمَیْنِ کَانَ ثَمَنُ الدِّرْهَمِ دِرْهَماً وَ ثَمَنُ الْآخَرِ بَاطِلًا فَبَیْعُ الرِّبَا وَکْس‏ عَلَى کُلِّ حَالٍ عَلَى الْمُشْتَرِی وَ عَلَى الْبَائِعِ فَحَرَّمَ اللهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى الرِّبَا لِعِلَّةِ فَسَادِ الْأَمْوَالِ کَمَا حَظَرَ عَلَى السَّفِیهِ أَنْ یُدْفَعَ مَالُهُ إِلَیْهِ لِمَا یُتَخَوَّفُ عَلَیْهِ مِنْ إِفْسَادِهِ حَتَّى یُؤْنَسَ مِنْهُ رُشْدُهُ فَلِهَذِهِ الْعِلَّةِ حَرَّمَ اللهُ الرِّبَا وَ بَیْعَ الدِّرْهَمِ بِالدِّرْهَمَیْنِ یَداً بِیَدٍ وَ عِلَّةُ تَحْرِیمِ الرِّبَا بَعْدَ الْبَیِّنَةِ لِمَا فِیهِ مِنَ الِاسْتِخْفَافِ بِالْحَرَامِ الْمُحَرَّمِ وَ هِیَ کَبِیرَةٌ بَعْدَ الْبَیَانِ وَ تَحْرِیمِ اللهِ تَعَالَى لَهَا وَ لَمْ یَکُنْ ذَلِکَ مِنْهُ إِلَّا اسْتِخْفَافٌ بِ َّحْرِیمِ لِلْحَرَامِ وَ الِاسْتِخْفَافُ بِذَلِکَ دُخُولٌ فِی الْکُفْرِ وَ عِلَّةُ تَحْرِیمِ الرِّبَا بِالنِّسْیَةِ لِعِلَّةِ ذَهَابِ الْمَعْرُوفِ وَ تَلَفِ الْأَمْوَالِ وَ رَغْبَةِ النَّاسِ فِی الرِّبْحِ وَ تَرْکِهِمُ الْقَرْضَ وَ الْفَرْضَ وَ صَنَائِعَ الْمَعْرُوفِ وَ لِمَا فِی ذَلِکَ مِنَ الْفَسَادِ وَ الظُّلْمِ وَ فَنَاءِ الْأَمْوَال‏.»[1] علّت «تحریم ربا در معامله» نهى خداوند از آن است به دلیل فسادى که نسبت به اموال در آن وجود دارد؛ زیرا انسان چنانچه یک درهم را به دو درهم ب د، یکی از آن دو درهم در مقابل درهمی که دریافت کرده پرداخت شده، اما درهم دوم تباه شده است. پس ید و فروش و معاملات ربوى در هر حال نوعی فریبکاری براى یدار و فروشنده است. از این رو، خداوند تبارک و تعالى ربا را به جهت فساد و تباهى اموال و ثروت ها حرام کرده است ، همان طور که منع فرموده تا اموال سفیه و کم عقل و یا دیوانه را در اختیارشان قرار دهند؛ چون بیم آن می رود که همه را تلف و نابود کند، تا زمانى که از او رشد عقلى دیده شود [که در این صورت منع برداشته می شود]. پس بدین سبب خداوند عزّ و جلّ ربا و دست به دست یک درهم با دو درهم را ممنوع کرده است. بعد از آنچه گفته شد، دلیل دیگر حرمت ربا، بی توجهی به دستور خدا در مورد خودداری از آن است و بعد از اینکه خدا به صورت واضح از آن منع کرد، انجام آن گناهی بزرگ بوده و بی توجهی به دستور خدا زمینه ساز کفر است. راز «تحریم رباى قرضى» نیز آن است که مانع مردم از انجام کار خیر شده و اموالی از بین می رود و مردم بیشتر به دنبال سود مادی می گردند تا رفتارهای نیک و قرض الحسنه و این خود منجر به فساد، ظلم و از بین رفتن ثروت(فقر) در جامعه می شود. [1] - شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج 2، ص 93، تهران، نشر جهان، چاپ اول، 1378ق.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/09/امام-رضا-ع-درباره-ربا-و-علت-تحریم-آن-چه-می-فرماید




اسکال کراشر با دمبل + آموزشی

درخواست حذف اطلاعات
اسکال کراشر با دمبل نام انگلیسی: lying dumbbell tricep extension سایر نام ها: پشت بازو خو ده دمبل نوع حرکت: استقامتی عضله اصلی هدف: سه سر پشت بازو تجهیزات مورد نیاز: دمبل مکانیزم: ایزولیت سطح: متوسط نوع نیرو: فشردنی آموزش حرکت اسکال کراشر با دمبل در حالی که دمبل ها را مقابل سرشانه خود نگه داشته اید، روی میز دراز بکشید. دست ها باید کاملا کشیده باشند و با بالاتنه یا زمین زاویه نود درجه تشکیل دهند. کف دست ها باید در مقابل یکدیگر و آرنج ها ثابت باشند. این نقطه شروع حرکت خواهد بود. حال، همزمان با انجام عمل دم (داخل کشیدن نفس) به آرامی دمبل ها را تا کنار گوش پایین ببرید. دقت کنید که نیمه بالای دست ها و آرنج ها ثابت باشند. سپس همزمان با انجام عمل بازدم (بیرون دادن نفس) با استفاده از ماهیچه های پشت بازو دمبل ها را به نقطه شروع باز گردانید. و مشاهده آموزشی متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/09/اسکال-کراشر-با-دمبل-فیلم-آموزشی




اصطلاحات انگلیسی(جور دیگران را کشیدن)

درخواست حذف اطلاعات
اصطلاح: جور دیگران را کشیدن. carry the weight of the world on one's shoulders برای بزرگنمائی، روی تصویر کلیک کنید.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/09/اصطلاحات-انگلیسی-جور-دیگران-را-کشیدن




اصطلاحات انگلیسی(زنده شدن، به وجد آمدن)

درخواست حذف اطلاعات
اصطلاح: زنده شدن، به وجد آمدن come alive برای بزرگنمائی، روی تصویر کلیک کنید.



منبع : http://eksireeshgh.blog.ir/1397/08/12/اصطلاحات-انگلیسی-زنده-شدن،-به-وجد-آمدن