استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

به رنگ آسمان

جدیدترین و آخرین مطالب وبلاگ به رنگ آسمان از بلاگ به رنگ آسمان دریافت گردیده و به همراه لینک سایت اصلی نمایش داده شده است. در شرایطی که اطلاعات و مطالب پست های نمایش داده شده نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.



پیاده روی اربعین (قسمت پنجم)

درخواست حذف اطلاعات
یادمه چند سال پیش با یه گروه ۵ نفره عازم کربلا بودیم هیچوقت اون پیاده روی اربعین رو یادم نمیره ! هیچوقت اون صحنه ای که باعث بغض خادم حسین شد یادم نمیره ! هیچوقت اون صحنه ای که باعث ناراحتی و دلخوری خودم شد یادم نمیره! دم غروب به یکی از موکب های عربی رفته بودیم و صاحبخونه یه خانم فوق العاده مهربون و دوست داشتنی بود . شب رو قرار بود بریم اونجا بمونیم ! منی که بار اولم بود که اونجا باید می بودم خج میکشیدم تو اون خونه هم بخوابم هم بخورم برای همین تا اونجایی که تونستم تمام تلاشم این بود که به این خانم که یکه و تنها بودند ولی دل بزرگی داشتند کمک کنم ! یادم نمیره غذای دوست داشتنی شو که بعد از سالها دوباره تونستم بخورم. شام : دو عدد بادمجون سرخ کرده +دو عدد گوجه و دو عدد کُفته مخصوص عربی (بقول شما همون کتلت ) و یک نصف قرص نان داغ بود. من دو عدد بادمجون به همراهانم داده و با همون دو عدد گوجه و دو عدد کتلت و نان خودم رو سیر ! یعنی اکثر زوار با همین مقدار خودشون سیر د و دعای زیر لب و تشکری از این بانوی عربی ! در حین خوردن بودیم که یهو صدای ناراحت کننده ای و لحنی خشن گونه به گوش رسید که خطاب به بانو عربی و صاحبخونه داد زد و گفت : هوی یارووو بیا اینجا !! :| من گشنه امه و این مقدار غذا برای من مناسب نیست ! و ظرف خالی غذا رو پرت کرد سمت صاحبخونه که همون بانوی عربی باشه و عین این خان ها رو کرد به بانوی عربی و خادم حسین و گفت : یه ظرف پر غذا برای من و بچه ام میاری و به من میدی !!
این لحن اونقدر خشن و زننده بود که من یکی همون لحظه گریه و به خودم گفتم هدف از این زیارت و پیاده روی واقعا همینه ؟! و آیا واقعا این بانوی عربی که خونه اش رو در اختیار زوار حسین قرار داده مستحق این بی ادبی خانم ایرانی بود ؟! حقیقتش من ایرانی اون لحظه خج کشیدم از زشتی اون حرکت خانم مثلا زائر ایرانی !! با خودم گفتم حتما زیارتت قبول !! اون لحظه بود که فهمیدم واقعا اکثر اینا با پا اومدند نه با دل هاشون !! بماند ی من که این توهین و این حرکت زشت رو دید اون لحظه تریبون رو بدست گرفت و اون خانم ایرانی کلی نصیحت کرد . ولی نصیحت اون خانم هیچ افاقه ای نداشت چون اون خانم ایرانی مثلا زائر متاسفانه باز هم به بی احترامی ها و بی ادبی هاش ادامه داد و انگار نه انگار اون مهمون این خونه شده و لطف صاحبخونه شامل حالشه ! وگرنه هر ی جای اون بانوی عرب بود قطعا بی برو برگرد اون خانم بد دهن و بی ادب رو از خونش بیرون میکرد! اون بانوی عرب با لبخند از او دوباره پذیرایی کرد و به فارسی دست و پا ش ته اش گفت : شما مهمان حسینم هستین ! ولی من با خودم گفتم درسته صاحبخونه مهربونه و به عشق ش از خطای اون زائر ایرانی گذشت ! ولی حیای اون ایرانی کجا رفته ؟! حیا هم خوب چیزی است که متاسفانه بعضی ها ندارند بعد اسمشون میذارن زائر حسین و تنها ف ش به همه اینکه بعله پیاده روی اربعین بودند و شرکت د ولی نمیگن چه جور بودند و چه جور رفتار د !! این است تعریف کوچکی برای پیاده روی اربعین برای خیلی از ما ایرانی ها متاسفانه!



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2149




کوچه های فقر یزد

درخواست حذف اطلاعات
از ب دارم به خودم میگم : من کجا ؟! یزد کجا ؟! سر درآوردن ناگهانی از کوچه های فقر کجا ؟! حتما حکمتی بوده و لابد حکمتش نشون دادن این کوچه ها به دوستان خوبم تو جمعیت علی (ع). امیدوارم دوستانم برن به همون آدرس ها برای شناسایی اون کوچه ها و این چند خانواده رو تحت پوشش خودشون در بیارن ! امیدوارم ... خدایا خودت فرجی کن !



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2154




دلتنگی

درخواست حذف اطلاعات
از صبح کلی خاطرات سفر دانشجوییم به مکه و مدینه بیادم اومد و کلی دلم تنگ شد برای اون روزا ! واقعاً یادش بخیر...



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2156




بصرف آهنگ شاد :))

درخواست حذف اطلاعات
این برای دوستانی که حس شادی و :دی دارند ولی آهنگ شاد ندارند :))))
( بصرف شادی )

+
ربیع الاول تون مبارک



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2157




دلتنگی برای معلم

درخواست حذف اطلاعات
دیدن معلم شیمی ام تو خواب آرامشی برام داشت که اگر خودش رو می دیدیم محال بود این همه آرامش بهم منتقل بشه ! دلم برای معلم شیمی دبیرستانم تنگ شده کاش میشد دوباره ببینمش :(

+
پست های شخصی من از این به بعد رمزی خواهد شد . رمزش رو خودم به دوستان خواهم داد. البته اگر اینجا بنویسم اگر نه تو وبلاگ بلاگ اسکاییم حرفام رو خواهم گفت.



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2161




جهل یا نمیدونم اسمش رو چی بذارم ؟!

درخواست حذف اطلاعات
امروز تو خیابان داشتم راه میرفتم یهو صدای متوالی پارس سگی شنیدم گوشام رو تیز که ببینم سگ کجاست یهو جلو روم سبز نشه ! با کمال تعجب و تاسف رو بغل یه خانم تقریبا جوانی دیدمش که داشت سگ سیاه و سفید و پشمالوش رو نوازش میکرد ! بعد کنار این خانم شوهرش بود که رو بغل شوهرش یه پسربچه ی تقریبا دو سه ساله بود که به خانمش پوزخند میزد :| شوهرش بچه رو نوازش میکرد و میبوسید ولی زنش سگ پشمالو سیاه و سفیدش رو نوازش میکرد و میبوسید :| همون لحظه به همراهم گفتم واقعا جهل آدم ها تا کجا میتونه پیش بره؟! یعنی اون سگ ارزشش از بچه ی این خانم بیشتره ؟! :| الان اونی که به این بغل و بوسیدن و نوازش نیاز داره قطعا اون بچه دو س ه نه اون سگ پشمالو :| یعنی اون لحظه کارد بهم میزدن ازش خون درنمی اومد :| اینقدر ناراحت شدم از دیدن این صحنه و دلم به حال اون بچه واقعاً سوخت و همون لحظه به همراهم گفتم خدا واقعا به پدر و اون بچه صبر جمیل بده ! آمین



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2162




دوست

درخواست حذف اطلاعات
بعضى آدم ها را باید آنقدر تکثیر کرد تا مبادا نسلشان منقرض شود آنها که دلیلِ حالِ خوبتان هستند
آنها که حتى با فکر بهشان،
لبخند روى لبتان می نشیند
همان آدم هایى که در بدترین شرایط
شما را تمام و کمال پذیرا بودند
دارید اگر از این نایاب ها
دو دستى بچسبیدشان



+ انصافا دلمان برای خودش و قلمش تنگ شده ! (اینجا )



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2163




بدشانسی یعنی (قطار ۴)

درخواست حذف اطلاعات
بدشانسی یعنی اینکه هر بار داخل قطار باشی یه سینمایی برات نشون بدن و هربار هم تو هندزفری با خودت نیاورده باشی که اون رو نگاه کنی :| من سی دی این رو بلا ه میرم میگیرم :| (این ) بدشانسی یعنی اینکه داخل قطار باشی و کنار دستیت همش خواب باشه و میلش به سخن هم نداشته باشه :| (البته از بچه های دهه ۷۰ به اونوره و اصلا ما رو نمی بینه :| ) بدشانسی یعنی اینکه داخل قطار باشی و همسایه کناریت آنفولانزا گرفته باشه و مرتب صدای عطسه و سرفه اش کنار گوشِت باشه :| بدشانسی یعنی اینکه داخل قطار باشی و یکی از همسایه ها یه پیرمرد پر چونهههه باشه که از هر دری سخنی داره :|:) و نطق پیش از دستور بده :| از خیام گفت از جام و خوردن و ...


+
داخل قطار یه نفررر دقیق کپی برابر با اصل پسر کوچکمه ! پسر م رو اگر احیاناً دیدم باید بهش بگم چرا سلام ندادی :دی


++ کامنتا رو بدون تایید بزارم و تعیین کنم ، شلوغ پلوغ نمیکنین که تا برگردم ؟!:)) اگر اوکیه بعد از یکی دو ساعت کامنتا رو بدون تایید میذارم :)



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2164




شله زرد نذری آ شبی

درخواست حذف اطلاعات
نیمساعت پیش بود که زنگ در خونه ی آبجیم اینا رو زدند ... یه دختر خانم پشت در بود و دو ظرف کوچک شله زرد نذری(اینجا) آورد و رفت ... برای اولین بار بود که می دیدم این ساعت ی نذری برای ی بیاره ... مونده بودم آ شبی چند قاشق شله زرد رو بخورم یا نه ؟! با توجه به اینکه چند روزه معده درد شدیدی داشتم ! بلا ه با خودم گفتم یا حسین خدا ی من این چند قاشق رو اول بنام خدا و به اسم تو و به نیت آروم شدن دردم میخورم خودت حالم رو خوبم کن! فقط سه چهار قاشق کافی بود درد این چند روزه من رو تسکین بده و الان واقعا دردم انگار خو د و اصلا از اثرات دردم کم شده. الان یاد یه عبارت از حرفای مادرم افتادم که میگفت : دوای دردمون و همه چیزمون حسینِ (ع) است .
حسین جان ممنونم بخاطر همه چیز


ایشالا تو این شب همه بیماران شفا پیدا کنند !



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2133




کربلای دل ...

درخواست حذف اطلاعات
میگن جامانده های کربلا!! نه آقایون صدا و سیما و رسانه و هر کی که این اعتقاد داره که اونا موندند و نرفتند پیاده روی اربعین جامانده هستند !! نخیر ما جا مانده نیستیم!!! مهم دله دیگه که اونجاست ! با دل هامون سلام به حسین مون دادیم !! خدا به نیت هامون آگاهه !! پس نباید بگیم جا مانده از راه ... بعضی ها درسته با پاهاشون رفتند بعضی ها هم با پا و دل هاشون هر دو با هم رفتند !! اینا همش درست !! اما ما با دل هامون رفتیم !! از اینکه رفتن ها رو همیشه به پیاده رفتن به اونجا خلاصه میکنند ناراحتم ! خیلی هم زیاد !

+ جواب کامنت پست مهمان و حتی پست مهمان ( اینجا ) جواب نویسنده اون پست رو که به کامنت سید بی نشان دادند رو حتماً بخونید .



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2134




بدقول نباشیم !!

درخواست حذف اطلاعات
یا قولی به ی ندیم یا اگر قول میدیم و یک نفر رو از صبح تا عصر و حتی شب معطل میکنیم لطفا یا بقولت وفا کن !! یا اگر نشد لطف کن لطف کن زنگ بزن و بهش بگو ببخشید نشد !!کنسله !!

امان از آدم بدقول ... امان از آدم بدقولِ بی ملاحظه !!




منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2135




پیاده روی اربعین (قسمت دوم)

درخواست حذف اطلاعات
فکر کنید یه زن ۶۵ _۷۰ ساله هست و تنها داراییش یه خونه نقلی کوچکه و یه دختر هم داره که پدرش هم فوت شده و پیش خودش زندگی میکنه. و برای امورات زندگی مجبوره سالی یکبار خونه اش رو اجاره و در اختیار زوار کربلا قرار بده و شبی مثلاً ۵ تومان (البته نه بیشتر حتی کمتر از زائر سراهای شهر مشهد) از زوار بگیره تا دست به دامن این و اون نشه و ج و مخارج خودش و بچه اش رو تو اون ایام منتهی به اربعین تامین کنه ! این پیرزن و بچه تحت پوشش کمیته امداد هم باشه و ماهیانه ۳۰ تومن از کمیته امداد تحویل بگیرد. چنانچه « جعفرصادق(علیه السلام)» فرموده اند: أیَعْجُزُ اَحَدُکُم أَن یَ َ مِثلَ النَّملَةِ؟ فَاِنَّ النَّملَةَ تَجُرُّ اِلی جُحرِها.
آیا شما (در کار و فعالیت) به اندازه یک مورچه همت ندارید؟ مورچه خودش شخصاً به دنبال روزی می رود و دانه را به داخل لانه اش می برد. (فروع کافی، ج ٥، ص ٧٩)

شمایی که زوار کربلا میشین آیا یک ناراحت میشین پول اون مکان خوابتون رو به پیرزن بدین ؟ شمایی که زوار میشین آیا با خودتون نمیگین اینجا که همه جا مفتی است چرا من باید پول بدم به این پیرزن ؟! خودم و خانواده ام میخو م و از پذیرایی این خانم هم استفاده میکنیم موقع تسویه حساب بیخیال پرداخت صورت حساب میشیم و همه چی رو می پیچونیم میریم !؟ خدا ی آیا شما پول رو میپچونین و نمیدین یا اینکه طبق قرارتون با پیرزن اون هزینه مقرر شده رو پرداخت می کنین و میرین پیاده روی اربعین در کربلا و زیارت حسین ؟! بعدم که برگشتین همه بهتون میگن زیارت قبول کربلایی .

(پیاده روی اربعین قسمت اول )




منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2136




ک ن و اعتیاد

درخواست حذف اطلاعات
کدام آدمی بیعت کرده با یزیدی که اجازه بده ک ن ملعبه ی دوزخ باشند؟
ببینیم : اعتیاد ک ن




منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2137




زیارت قبول بانو

درخواست حذف اطلاعات
کربلایی یاقوت بانو
رو ع کلیک کنید رو سایز بزرگ تر دیده میشود. صمیمانه تشکر میکنم از دوست عزیزم یاقوت بانوی نازنین دوستم که منو تو سفرش به کربلا فراموش ن د و دعاگوم بودند.
بازم زیارتتون قبول بانو




+
واران از خاندان مارکو هستم:دی به دعوت برادر کوچکم و گرفتن وام سفر :دی راهی سفر به شهر دیگری هستم. کامنتها بعدا از رسیدنم تایید میشود. با تشکر از صبوریتون ⚘



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2138




پیاده روی اربعین قسمت سوم

درخواست حذف اطلاعات
هیچوقت فکر نمی تو این پیاده روی بدلیل شلوغی و ازدحام بیش از حد ، حتی نااهلان هم حرمت این روز رو نگه ندارند هیچوقت فکر نمی تو این پیاده روی بعضی ها که فکر میکنند خیلی باهوش و زرنگن و میتونن هر کاری ند عَلَم آهنی حسین (ع) و آقا ابوالفضل (س) رو بدست بگیرند و ظاهراً به اسم حسین و اولاد حسین (ع) علم آهنی تو بین عزاداران حسینی بچرخونن و بخوانن همون عَلم (بیرق آهنی) رو وارد کشور دیگری کنند بعد متاسفانه تو همون عَلَم آهنی سنگین ، جاساز کنند :| حداقل تو این روزها خوب میشد بعضی ها حرمت نگه میداشتند حتی اگر کارشون و شغلشون قاچاق ه !! اما افسوس و صد افسوس که گاهی جهل بعضی از آدم ها باعث گرفتاریشون میشه! قربون حسینم برم که اونا رو تو همون روزهای که ظاهرا عزادارن و باطنن ها فکرهای پلیدی تو سر دارند دستشون رو میشه!!




+
درسته پیاده روی اربعین خوبی هایش پررنگ تره و همه خوبی ها رو میبینن یعنی همه اون چیزی رو میبینن که باید ببینن یعنی دوست ندارند چیزی فراتر از اون رو ببینن البته رسانه هم در نشون دادن خوبی های این پیاده روی نقش بسزایی داشته و داره! اما همیشه تو هر چی در کنار خوبی ها هم متاسفانه بدی ها هم وجود داره ! از چند شب پیش تا اینو شنیدم به حال حسینم (ع) و بخصوص به حال زمانم (ع) گریه و افسوس خوردم ! اینا رو میگم که آگاه باشیم و بدونیم تو اون اوج شلوغی و ازدحام همه اون جماعت به عشق حسین (ع) نمیرن اونجا !


پیاده روی اربعین (قسمت دوم ) پیاده روی اربعین (قسمت اول )



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2140




یزد

درخواست حذف اطلاعات
در یک نمای معمولی میشه گفت : یزد شهری توریستی با معماری و بافت قدیم با دالان های پیچ در پیچ و مردمی مذهبی و البته از همه ادیان به وفور میشه دید

یزد ۱۰ آبان ۹۷ اولین روز .

هنوز تو خونه هستم و نرفتم جایی :) اگر رفتم بیرون خاطراتم رو همراه با گرفتن ع از نماهای یزد حتما نشون میدم و میگم :)
# واران هستم از خاندان مارکو :))))



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2141




پیاده روی اربعین (قسمت چهارم )

درخواست حذف اطلاعات
قبول دارین حدود دو میلیون زائر ایرانی بغیر از زوار خارجی تو پیاده روی اربعین حضور دارند... قبول دارین حدود چند میلیون هم از جا مانده ها بقول رسانه ها تو روز اربعین از تهران بسمت حرم شاه عبدالعظیم پیاده روی اربعین میکنند و تعداد خیلی زیادی هم فکر کنم اگر اشتباه نکنم پیاده روی هم بین مشهدی ها تا حرم رضا (ع) وجود داشت.
با خودم فکر یعنی این همه آدم به عشق حسین میرن زیارت ؟؟! به عشق حسین قدم برمیدارن ؟! یا بخاطر حرکت نمادین و نمایش و همایش بین مسلمان این حرکت صورت میگیره ؟! ( البته این دیدگاه رسانه ها و تمردان ایرانی و عراقی و بقیه کشورها هست )
ولی تمام حرف من اینکه اگر این همه عاشق حسین (ع) بودیم و رفتیم اونجا یعنی از بین این همه جماعت ۳۱۳ نفر یاری که زمان(عج الله) گفته از بین مردم انتخاب میشه تو این جماعت میلیونی ۳۱۳ یار مخلص وجود نداره ؟! اون همه جماعتی که عاشقانه رفتن زیارت ؟! من نوعی به خودم میگم اینقدر یا زیارتم مخلصانه نبوده و نیست و دنیوی فکر میکنم که هنوز مقدمات ظهور زمان (عج الله)فراهم نمیشه و نشده !! اگر زیارتمون و عباداتمون و کارمون مخلصانه بود الان مون ظهور میکرد . مطمئنم نیست و نبوده که مون از نظرها غایب شده . حتی تو پیاده روی اربعین مون (چه جا مانده ها بقول رسانه ها و چه اونایی که تو اون ایام به سمت کربلا رفتند ) مطمئنا خالصانه و صادقانه نبوده و نیست که اگر بود مطمئنا الان مون کنارمون بود.


بقول نرجس سادات که دختر ۸ ساله ای بود و زائر آقا حسین بود و تو خواب دعوت مستقیم شده بود به کربلا و اون سال زائر کربلا شده بود اگر همه مون خالصانه قدم در راه حسین (ع) برمیداشتیم و همه مون وقتی پامون به کربلا و نجف افتاد بجای اینکه از آقامون خواسته های دنیوی خودمون و ...رو طلب کنیم بجاش از ته دل و خالصانه تنها دعامون و تنها هم و غم مون غیبت زمان بود مطمننا مون تا حالا ظهور میکرد. چون نبوده و نیست مقدمات ظهور فراهم نمیشه !! و میدونستیم اگر آقامون زمان ظهور میکرد غمی دیگه نداشتیم هر روزمون دعامون تو ظهور آقا زمان (عج الله) خلاصه میشد و نه هیچ دعای !!


در آ اینکه یعنی حسین (ع) و حتی خود خدا به حرکت های نمادین معتقده یا به عشق باطنی مون ؟! و آیا راضی هست به این داستان های نمادین ؟! بنظر خودم خ که من شناختم بهشت را به بهاء میده نه به بهانه !!



+
کامنتها تا جاییکه بتونم جواب میدم ولی اگر جواب ندادم یا اینترنت ندارم یا وقت کافی !




منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2142




بدترین چیزها:

درخواست حذف اطلاعات
بدترین چیز تو مسافرت نداشتن دو چیزه : یکی نداشتن متکای مورد دلخواه است که کلی اذیت میشی! دومی نداشتن حال جسمی مناسب است و بس!


+ ماس دعا



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2143




یه سوال برام همین الان پیش اومد

درخواست حذف اطلاعات
لوستر بزرگ حرم رو دیدم و باب طلاء رو دیدم سوال شد برام واقعا رضا به این همه تجملات راضی است ؟؟ بعد اگر روزی ز له شدیدی بیاد حرم و همه اینا یهو بلرزه و اب بشه اونوقت آیا خدای نکرده نعوذبالله عز و جلال رضا مگه کم میشه که نیازه به این همه تجملات هست. دوس دارم برم اینا رو از سخنران بانو میپرسم میترسم به جرم داناییم بگیرنم:| یا کلی حرف بهم بزنن بگن تو به حرف زدی و بی احترامی کردی و اینا :| ولی خ ان ما که اهل تجمل برای خودشون نبودند و نیستن چرا جوری به مردم ما و ما نشون دادند که باید حرم رضوی این شکلی باشه و اگر ساده باشه نمیشه یعنی ؟:| من نه کافرم نه هیچی ولی من عاشق سادگیم حتی تو حرم حسین(ع) و علی (ع) و ابوالفضل عباس (ع)و تمامی ائمه شریفه . بخدا حکمت این همه تجملاات پر زرق و برق رو نمیفهمم:| تو بین ما متاسفانه هم افراط داریم هم تفریط . یا شور شوریم یا بی نمک. یا به زیارتگاهها نمیرسیم ما مسلمون ها یا اونقدر میرسیم که بسمت تجمل گرایی میره

+ در مورد اربعین و پیاده رویش هم حرف دارم ایشالا میام بعدا میگم.



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2121




بوسه های مادربزرگ و دعای زیبایش برایم (شب آ م لرضا (ع) )...

درخواست حذف اطلاعات
امشب صورت گریان و منتظر دیدنِ روی یار ( ) مادربزرگی مهربان را دیدم ! امشب صورت شاد و پر از خوشحالی همان مادر بزرگ مهربان را دیدم !! امشب صورت گریان اینبار از سر ذوق و شادی همان مادر بزرگ خیلیی پیر را دیدم !! امشب صورت مهربان و خوش خنده مادربزرگ پیر رو دیدم !! امشب همان بوسه ی معروف مادرم را در بوسه های مادربزرگ مهربان رو بارها و بارها حس و دیدم !! مادر بزرگ پیری که تمام حرفش اینبود که دستان پر مهرش به ضریح آقا رضا بخوره و نمیتونست !!ولی بارها و بارها به خادم حرم میگفت اجازه بده برم جلو و خادم اجازه نمیداد !! مادربزرگی که به زور و سختی راه میرفت !! به او پیشنهاد دادم با من بیا تا ببرمت جلو که زیارت کنی !! و چقدررر خوشحال شد که من این حرف رو بهش زدم و مرا بوسید و اشک جلوی چشمش جمع شد ولی گفت جانم عزیزم ، دخترم، من تو صف رفتم ولی بدلیل ازدحام جمعیت و فشار مردم نتوستم تو صف بمونم و برگشتم !! من جوان نیستم و نمیتونم ولی دوست دارم تا اینجا که اومدم فقط یکبار دستم به ضریح بخوره و به حضرت رضا از نزدیک سلام کنم !! تا اینو گفت همه اون انی که پشت میله وجی بودند (حداقل ۲۰ نفر) و خود من دست به دامان ابتدا خدا سپس رضا شدیم که خادم یا اجازه بده که مادر بزرگ زیارت نصیبش بشه یا از شلوغی مردم او بتونه از دست خادمین رد بشه و برسه به بارگاه ش! شاید بیشتر از نیمساعت این مادربزرگ اصرار پشت اصرار گریه پشت گریه کرد و همه ما با چشمانی گریان او رو به آرامش دعوت می کردیم ! لحظه آ من به خادم گفتم اگر میتونستم و برام امکان داشت خدا شاهده این مادربزرگ رو کولم میذاشتم و خودم اون رو میرسوندم به ضریح که فقط دستانش ضریح رو لمس کنه و به آقا از نزدیک سلام بده ! به خادم گفتم اینقدر شما سخت گرفتین به این مادربزرگ البته بر طبق مقرراتتون اینقد سخت نمیگیره !! و اونقدر اصرار پشت اصرار و کم کم انگار رضا میخواست او رو ببینه شرایط شلوغی براش پدیدار شد و خادم اول بسختی و به روی چشم گذاشتن از این ماجرا اجازه داد که رد بشه ولی بهش گفت من اجازه دادم ولی نفر بعدی رو چکار میکنی ؟ نفر دوم و سوم خادمین رو بسختی که رد کرد همه اون ۲۰ نفر یکصدا فریاد زدیم یا رضا و اشک در چشمانمون جمع شد ! بعد از چند دقیقه مادربزرگ با چهره شاد شاد منو و یک نفر دیگر رو بوسید و دست به دعا برداشت که خدایا بحق رضا امشب این دوستانم را این عزیزانم رو دست خالی از حرم ات رد نکن !! و حاجت دلشون رو بده ! بعد دوباره اومد منو به روش مادرم بوسید و بوسید و بوسید و مرتب دعا میکرد و میگفت : خدایا بحق آقا رضا کاری کن امشب این دختر حاجت روا بشه و حاجت دلش رو بده !! خدایا من از این دختر راضیم!! دخترم ، خدا ازت راضی باشه و خدا پاداش کارت رو بهت بده ! و چقدر شیرین بود لبخند رضایت آن مادربزرگ مهربان و اون دعای خیرش !! و از همه زیباتر همان بوسه ی معروف مادرم بود که مادربزرگ مهربان با بوسه هایش به من نشان داد که حتی مادرم کنارم حضور داره و به من لبخند میزنه !! لبخندی از روی رضایت !! و در آ موقع خداحافظی به من گفت دخترم تا آ عمر سر م دعات میکنم !! انگار با این حرفش بهشت رو بهم هدیه دادند !! دعای مادربزرگ و چه حسی بهتر و مرغوب تر از این ؟! امشب حس و حال عجیبی بود تو زیارتم و این حس بهترین حسی بود برای من تو اون لحظه و لحظه خداحافظی از آقا جانم رضا(ع) !

خدایا مرسی بابت این حس زیبا❤





منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2123




دارم میرم حرم رضا هر ی خواست که دعاگوش باشم اینجا اسمشو بگه که اسمی از قلم نیافته.

درخواست حذف اطلاعات
من یه سری اسم یادمه خب ولی همه اسامی که یادم نیست پس خاموش و روشن بیاین بگین بهتره :) اگر قابل میدونین براتون دعای خیر خواهم کرد.



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2119




مشهد ؟ شیراز ؟ زادگاه :دی

درخواست حذف اطلاعات
به زادگاه خواستیم برویم دیدیم بعله تمام مسیرها به زادگاهم تا اطلاع ثانوی مسدود میباشد :| راههای هوایی که کلا قیمت هاش دوبل و حتی سوبل شده :| و کلا رزو شده و بلیط نیست راههای اتوبوسیش که کلا یا رزو شده یا بازم دوبل شده و از همه بدتر ترافیک موجود مسیر میباشد :| راههای قطاری کلا رزو شده اربعین هستند :|:) حیف که راه دریایی نداریم اگر داشتیم حداقل با شنا خودم رو میرسوندم :دی چون میدونم بازم راه شانس سوار شدن تو کشتی های مسافربری هم با وجود سفر به اربعین و مسیرهای پر ترافیک برای من فراهم نمیشه :|
به شیراز خواستیم بریم حساب کردیم بریم اونجا هزینه مسافرت به آنجا دو برابر میشه چرا که هزینه بلیط هواپیما که زیادست (قطار هم خواهری اگر بخواد با من بیاد نمیتونه با قطار بیاد ) و از همه مهمتر باید کادوی خونه برادرمم رو با خود به آنجا برده و من در این برهه زمان آه در بساط نداشتم و ندارم :| خدا هیچوقت آدم رو اینجور تو منگنه قرار نده :| برای همین به برادرم الکی گفتم یک یا وام سفر به ما بده که او سر باز زد :دی و گفت من که یزدم و شیراز نیستم :)) و فقط یه پیشنهاد بود که اگر شما برین اونجا خانمم اونجاست و ...
و اما بعد مشهد مشهد هر جور حساب البته با تور حتی اگر گران شود که میشود نتونستم بگم نه :)) البته اینم بگم آه در بساط ندارم انصافا ولی نمیدونم چرا عجیب دلم دلتنگ آقا رضاست ایشالا بطلبه برم حالا هر جور خودش مصلحت میدونه :) یا با پول خودم که بعیده یا وام سفر به آنجا از طرف یه بزرگوار .





منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2116




از زاده صالح تا رضا (ع)

درخواست حذف اطلاعات
عصری زن داداشم و خودم دلم هوای زیارت زاده صالح کرد و دوتایی رفتیم زیارت و کلی تو زیارت دعا گویی تک تک شما دوستانم بودم . بعد از و زیارت هم کلی تو هوای پاییزی تهران دو تایی پیاده روی کردیم و بعد از اینکه کلی خسته شدیم یه ماشین گرفتیم بسمت خونه داداشم رفتیم . بعد از اینکه رسیدیم دیگه خسته و کوفته من رفتم که بخوابم و ساعت دقیقا برای ساعت ۱۸ کوک که بیدار بشم . ولی قبل از این زمان یهو زنداداشم اومد بالای سرم و داشت صدام میزد : که پاشو پاشو تو که زائر رضایی (ع) چرا خو ؟ بیدار شو که رضا (ع) طلبید :) من که بین خواب و بیداری بودم گفتم چی ؟آخه کی بلیط گرفته ؟^__^ شوخی میکنی؟؟؟! زنداداشمم گفت نه به خدا همین الان جان (خواهرم) زنگ زده گفته بگو واران بیاد خونه مون فردا به امید خدا راهی مشهد الرضا (ع) هستی! به گوشی خودت هم زنگ زده که برنداشتی و خواب تشریف داشتی :)) منم گفتم آخه من ؟ چه جوری به این همه سرعت ؟! زنداداشم یهو گفت : طلبیده دیگه بپوش برو خونه ! (خواهرم) منم بدو بدو خودم رو آماده و از زنداداشم خداحافظی و در آ گفتم فکر نمی به این سرعت زیارت جور بشه :) موقع خداحافظی رو به زنداداشم و گفتم : از زاده صالح تا رضا (ع) ... یهو زنداداشم گفت : قربونت برم که دعات زود گرفت واران :) زاده صالح دعات رو زود مستجاب کرد :) ماس دعا و پیشاپیش زیارتت قبول :) بعد از خداحافظی و اینا با مترو خودم رو رسوندم خونه خواهری . و تا الان ی اعت و نیم است هر کاری میکنم از زیر زبون خواهرم دربیارم هزینه سفر چقد شده و اینا ؟! هنوز که هنوزه به من جواب نداده :|:) هر چی هم بهش میگم حرف بزن بابا خب ببینم چقدر هزینه ها شده میگه بعد از اینکه رفتیم و اومدیم بهت میگم :| دیگه نهایتا سفرمون به امید خدا اگر رضا بطلبه (هنوز میترسم بخدا ایشالا که بطلبه ) فردا صبح زوده و ایشالا نایب ا یاره همه دوستان هستم .

+ ممنونم از همتون بابت دعای خیرتون



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2117




یعنی عاشق خواهریم با این مدل برنامه های غافلگیرکننده اش :)))))

درخواست حذف اطلاعات
بطرز غافلگیر کننده ای هم اکنون در داخل قطاریم و تو ایستگاه سمنان صبح خیلی زود خواهری غافلگیرم کرد و تا راه آهن بهم نگفت که حرکت رفت مون با قطاره !
در ادامه باقی پست پایین
فکر کنم خواهرم و اتاق فرمان دلژین جان یه جورایی شبیه همن تو داستان غافلگیر و از این جور برنامه ها :))) دلژین مامان توام این شکلیه دیگه نه ؟!؛) ایز ؟!:))


تا اینترنت قطع نشده تا درودی دیگر به درود . راه افتادیم :)) بقیه صحبت ها تو کامنتدونی خواهد بود مثل شباهنگ جان :)



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2118




قندیل شدم و رفت...

درخواست حذف اطلاعات
از قندیل شوندگانم و بس !! تو خونه خواهری گاهی هوا اونقدر گرمه که مجبور میشن پنجره و اینا رو باز کنند! تو خونه برادری از شدت سرما یخ میبندیم :| البته اینم بگم اینجا چیزی بنام پتو بمعنای واقعی کلمه وجود نداره :| و فقط چند تا چیز رو بعنوان پتو نام گذاشتند. بمعنای واقعی کلمه از شدت سرمااااااااااااااا یخ بستم :|




منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2113




کاش بودی !

درخواست حذف اطلاعات

دلم بشدت این روزها دلتنگته ... کاش بودی ... میدونم امروز اومدی خوابم ... ولی کاش به خواب بعضی ها هم میرفتی بعضی چیزها رو یادشون مینداختی ...



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2112




خستگی ذهنی

درخواست حذف اطلاعات
این روزها اونقدر خستم که دوست دارم بخوابمممم و دیگه بیدار نشم (ربطی به مردن و مرگ نداره ها ! ولی ذهنم خسته اس خیلی خسته اس) خستگی ذهنی این روزها بدجور اذیتم میکنه ... اونقدر خستم که حتی دوس ندارم برگردم شهرم... نه حوصله ی خودم رو دارم نه حوصله ی هیچی هیچی... نمیخوام ناامید باشم ولی خیلی خستم ... :((



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2111




فاصله (قسمت دوم ) نامه ... دورهمی دخترونه همون رمز قبلی

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2109




خیلی یهویی امروز یاد این خاطره با این دو تا دوستمون افتادم :))

درخواست حذف اطلاعات
تمام سعیم این بود پیش شون سوتی ندم :|:)) ولی متاسفانه پیش یکی شون سوتی دادم :|:)

تمام سعیم اینبود مسلط باشم و نخندم مثل بعضی ها :دی خدا رو شکر تا حدودی تونستم موفق بشم :))

سخت بود ولی شد :)) ولی زیرزیرکی خندیدم خیلی هم زیاد :))))

نمیدونم چه جور شد یهو دلم هواش رو کرد گفتم بهش پیام بدم ببینم میتونه صحبت کنه ؟!:))

گفت : میتونه :)

منم از خدا خواسته :)) زنگ زدم و اونم گوشیش رو برداشت :)) ولی خیلی ناملدی کرد نذاشت نفر دوم رو ایز کنم :|:)

ولی بلده خودش دیگران رو ایز کنه :))) اینو بهشم گفتم :)) البته گفت که نمیدونسته :))


گوشی که رسید دست نفر دوم :)) تو دلم گفتم بسم الله :) خدایا سوتی ندم یهو :دی

نزنم زیر خنده های یهویی :دی

که خدا رو شکر طرف مقابلم چایی خورده بود و بقول خودش اون لحظه مست بود و داشت می خندید

خنده های اون فکر کنم باعث شد خنده های من علنی نشه :دی
صداش رو که شنیدم انصافاً تمام نوشته هاش و حتی قیافه اش جلوی چشمم دوباره رونمایی (رونمایی درسته دیگه ؟! نفر اول درسته این ؟:دی) شد :)) صدای آروم و بامزه طور ، مهربون حتی و البته قهرمان و ورزشکار و البته خیلی جوان ماشاء الله هزار ماشاء الله ( بزنم به تخته شما هم بزنین به تخته ) رو پشت خط که شنیدم واقعا حالم خوب شد :)
نفر دوم ی نبود جز ایشون :)) نفر اول ی نبود جز ایشون :))
پیش اولی سوتی دادم هنوز که هنوزه یادمه ولی خب ما کردها گاهی از اینجور سوتی های تلفظی میدیم چیز تازه ای که نیست :دی یادش بخیر :) کاش هر دوشون رو یه روز از نزدیک ببینم :) هر چند اولی رو یکبار دیدم ولی بازم دوست دارم ببینم و اینبار هر دو با هم :)




منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2110




خواهرزاده

درخواست حذف اطلاعات
تا پارسال که دانش آموز بود هر وقت، وقتش آزاد میشد منو مجاب میکرد که با هم دیگه دوتایی از این سر شهر تا اون سر شهر تو پاییز ، زمستان ، یا حتی چند ماه پیش تو بهار (اردیبهشت ) بریم بچرخیم و خوش باشیم :) اما الان ... امان از الان ... ادامه مطلب



منبع : http://barani-96.blog.ir/post/2104