استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

خانواده ی همکار

جدیدترین و آخرین مطالب وبلاگ خانواده ی همکار از بلاگ خانواده ی همکار دریافت گردیده و به همراه لینک سایت اصلی نمایش داده شده است. در شرایطی که اطلاعات و مطالب پست های نمایش داده شده نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.



بدون توقّف

درخواست حذف اطلاعات
"بدون توقّف" :
سلام علیکم .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ، ... .
امروز سر کار نرفتیم ، خب بله ! پرسپولیس بازی داره ! ولی فقط برا این نبود ، دیروز کار کردیم که صابکارمون دیگه حرفی برا گفتن نداشته باشه ، که نخواد پول بده ! فرصت شد میگم چرا !
تحریم در می ماند ، اگر ... نبود :
اینو در آغاز بحث برا این گفتم که نه تنها مثلا اروپا و دیگران ، بلکه در :"این ج.ا" هم تحریم های کاربردی نداشت ، اگه مانند مثلا صابکار ما نبود ! و تحریم ها :"متوقف" میشد در داد و ستد فی م ن و "این ج.ا" و بلکه اینجا و اونجا ! که چی بده و درمقابل چی بگیره !؟ و این فرق داره با اونکه اون چی بده !؟ و هرچی می خواد بگیره !
و این چیزیه که در مثلا :"دلار" ش و ریال یا تومن اینجا بچش میاد و حس میشه ! ولی در :"داد و ستد" علمی یا دانشی مغفوله ! و مثلا در نظام آموزشی :"این .ج.ا" هیشکی نمیگه :
مرگ بر !
البته در "این ج.ا" در همون "دلار" شم گفته نمیشه :
مرگ بر !
همینطور وسایل ییم ! و :"به تعبیر معروف" گربه دستش به گوشت نمیرسه و میگه بو میده ! آیا اینجا دنبال مثلا :"بوئینگ" ش نیست ؟ یا ماشیناش ؟ و اونم شبیه آدم !؟ همین کامپیوتر یا بومی شده :"رایانه" رو میگم !
خب بله ! یه وقت حرف :"این ج.ا" مثل حرف ماست ! که از سر اجبار در مقابل حرف صابکارمون کوتاه میایم ! و مثلا :"قوانین" بین المللیم مثل قوانین "این ج.ا" و لازم الاجرا ! و اونم با :"پیوست" دین ! یا ! و اونم :"دعوت" ی ! و اونم با شه و د ! و اونم :"فِطر"ی و بر فطرت ما !
خب ! بازی نزدیک شروع بشه ، بمونه برا بعد بازی ان شاءالله .
... ، وَإِذْ قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ یا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیکُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَینَ یدَی مِنَ َّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ (الف) ... .
پیش از اینکه بازی شروع ، موضوع بحثو مطرح کنم و بریم که پیروزی پرسپولیسمونو داشته باشیم ان شاءالله ، البته اصلی ترین عنوان بحث رو که عبارته از :
نبوت در محمد (ب) می ماند اگر ت نبود :
ناگفته نمونه که اصلی ترش اینه که دستاورد اعضای حسی و جمعی حواسم در حافظه می موند اگه یادآوریش نبود !
ضمن سلام مجدد و وقت بخیر :
خب ، پرسپولیسمون باخت و بازی برگشتم سخت شد ، خصوصا اگه گُلم بخوره !
خب گل تو خونه ی حریف دو تا بحساب میاد ، ولو اینکه تو :" "م باشه ! و مثل زمین حریفش در ژاپنم نباشه ! که برا خودش زمین داشت ! و اونا بازی رو تو " " شون نینداخته بودن !
یه نکته ی دیگه بگم و برم سر بحثی که مطرح ، اونم اینکه دوتا بازیکن برزیلی داشتن و هردو گلشونم اون دوتا زدن ! در حالیکه :"منشا" ی ما از جفتشونم بهتر بازی کرد ، حتی در نیمه ی دوم !
ادامه ی بحث :
ادامش بمونه برا فرصت دیگه ان شاءالله ، البته بقول حضرت عیسی بن مریم علیه السلام ، یعنی :
... مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَد ؟
و بمونه بقولی :
مِنْ قَبْلِی اسْمُهُ أَحْمَد !؟
که بحثش گذشت ، اونجا که در برنامه ی :"معرفت" ، حالا :"من قبل" علم یا دانش !؟ یا :"من بعد" ش !؟ بمونه ! شبکه ی چهار سیمای سازمان صدا و سیما ی :"این ج.ا" مطرح شده بود ، که :
"مابعد الطبیعه" که گفته شده ، درستش ماقبلشه !
که گفتم اونوقت بعنوان مثال :"حسِّ" ماقبل :"عضو"م خواهیم داشت ، همینطور ماقبل "حسَّ"م ، و :"بشرح ایضا" ماقبل اونم و ...
حالا :"بدون توقّف" !؟ یا :"توقّفَ"م داره !؟ بمونه !
ولی در :"نزول" چی !؟ آیا حس "توقّف"ش در "عضو"ه !؟ یا توقّفگاهش به تعبیری :"جهان خارج"ه !؟ و بعنوان مثال وقتی چشم میفته به "جهان خارج" می بینه !؟ حسش !؟ حالا "بشرح ایضا" ماقبلش !؟ بمونه ! که چه می کنه !؟ ولی :"دیده" شده با چشم چی چیِه !؟
حتی ! :"یکی"ه !؟ و "یکی" دیگه !؟ از مثلا :"جهان" و :"اسمشم" جهان خارج !؟ چه رسه به اینکه بقولی :"دو رقمیَ"م باشه ! و جفت!شم برزیلی ! ببخشین ! علمی ! شایدم من قبل یا منبعدش :"معرفت" ی ! و مِن :"باب معرفت" و منطق!یش !
یا "به تعبیر معروف" دیگش ، با :"داخلی" ش : دو دو تا چهار تا !
خب ! راستی فردا چه روزیه !؟ می خواد کجا بازی کنه !؟ تو زمین خودش !؟ یا :"این ج.ا" !؟ یا تو زمین ما !؟ حالا بازی رفت و برگشتم نداشته باشه ! ولی مگه زمینم مثل آسمونه ! مثل :
... ، سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَات !؟
صرف نظر از :
... وَمَا فِی الْأَرْض
هم ! و "بدون توقّف" شم !
فکر ! می کنم قبلا گفتم ، در این :"ج.ا" ، که یه روز خلیفه ی عباسی ، که به ابر می گفت چیه سر و صدا راه انداختی !؟ هرکجا بباری تحت فرمانروایی منه !
به آقا :"هفتم" علیه السلام گفت : میشه این باغچه ی مادرتونو بدیم بهتون و دست از سر ما وردارین !؟
که آقا "هفتم" علیه السلام پاسخ داد : چراکه نه !؟
خلیفه که باورش نمیشد گفت : راست میگی !؟ خب محدودشو بگین تا فورا بدم !
آقا هفتم علیه السلام گفت : از شرق تا غرب ، و از شمال تا جنوب زمین !
یعنی ای ! ببخشین ! ای خلیفه ! داری تو زمین ما بازی می کنی !
شب بخیر !
-------------------------
زیر نویس :
الف :
صل الله علیه و اله و سلم فرموده :
من یه نام آسمونی دارم و یه نام زمینی ، و نام آسمانی من :"احمد"ه .
در کتاب "نَجمُ الثّاقب" به نقل از آقا علی علیه السلام آمده :
از ما میاد ی که یه نام مخفی داره و یه نام آشکار ، و نام مخفی اون "احمد"ه .
و :
ای کاش بودم در آن زمان و در خدمتش بودم !
ب :
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم (پ) .
پ :
همنام :"محمد رسول الله" صل الله علیه و اله و سلم .



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1447/بدون توقّف/




بدون توقّفِ دو

درخواست حذف اطلاعات
بدون توقّف ، قسمت دوم :
... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (الف) ، "الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ" ، مَالِکِ یوْمِ الدِّینِ ، ... ؟
سلام علیکم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، یسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ الْ ... .
الان ساعت هشت صبحم گذشته !
"این معنا و مفهومش اینست که " سر کار نرفتیم ! نه برا اینکه صابکارمون دیروز سی تومن داد به سه نفریمون ، تازه "اون" رو هم از سفید کار گرفت داد ، بعد اینکه گفت برم از مغازه ای که اونجا بود پنجا تومن بگیرم ، که مغازه دار تو دخلش اونقد نداشت و ... .
بلکه صبح بعد اینکه بیدار شدم ، وقتی چشم از پنجره به بیرون افتاد و آسمون ابری بود ، زمینم خیس بود ، خب ما امروز بندکشی داشتیم و تو هوای بارونیم که نمیشه بندکشی کرد ، که اینهمه راه بریم و کاریم نتونیم ! و اونم تو این شرایط ! یعنی پول دادن صابکار !
البته دیروز دوتا چک ده و نه میلیونیشو نشون داد که روز قبلش پول نشده بود ، ولی میشدم معنا و مفهومش این نبود که بیشتر از مانند دیروز پول میداد ، حالا فرصت شد چراشو میگم ان شاءالله ! فعلا همینقد بگم که برا این نیست که مثلا نداره و یا مثلا چکش پول نشده !
چراکه همین دیروز بعد کار با یکی از ما رفت و ماشینی رو بیمه کرد و یه ریالم پول نداد و بیمه گر گذاشت بحسابش ! ولی ما مانند چنین کاری از دستمون برنمیاد ! بعنوان مثال مانند همون که گفت : برو از مغازه پنجا تومن بگیر !
ب ! تلویزیون :"این ج.ا" تو شیکه ی سِش یه سریال کره ای داشت که به زندونیا یه وعده غذا ! حالا چه غذایی ؟ بمونه ! داده میشد ، و یکیام ده روز جشن تولد می گرفتن ! اونم چه جوریش بمونه ، و مانند ایندو در "این ج.ا" دیروزم رفتن و جفتشونم گفتن :
مرگ بر !
یکیشونم مانند مثلا صابکار ما !
خب ! اینارو که گفتم معنا و مفهومش چیه !؟ خب یعنی شکر بارون خدا امروز فرصت دست داده بحثی رو که مطرح (پ) پیگیر بشم ان شاءالله تعالی .
فَإِذَا قُضِیتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ ... .
ان شاءالله که اینترنتشم خدا برسونه و ارسالش کنم .
--------------------------
زیرنویس :
الف :
"بشرح ایضا" :
... رَبِّکَ (ب) ... .
ب :
الَّذِی خَلَقَ ، ... .
پ :
در قسمت قبلی ، مثلا با عنوان :
عدم توقّف دستاور اعضای حسی از مثلا :"جهان بیرون" ، در مابعد یا بقولی ماقبلشونم !
اونم وقتی ازش حرف زده میشه ! و یا بعبارت دیگه منتشر میشه ! مثلا برا چشم یا گوش یکی دیگه ! اونم نه مانند :
... ، وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِی ! ... .
برا اذیت و آزاری ! و ادعای مثلا :"دلدادگی" ! در حالیکه :
وَقَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیکُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ ... .
حالا چه مابعد و چه بقولی ماقبل ! بعبارت دیگه چه مابعد مثلا گوش ! و چه ماقبلش ! یعنی حسش ! حس شنوایی !
بعبارت دیگه بقول رنسانسی غربی اروپایی فرانسوی :"مشاهده" ی بعد "مشاهده" ی اعضای حسی ! یا :"قبل" مشاهده ی مثلا گوش ! از حرفی که بهش خورده ! یا بهش داده ! گوش دیگه ! چه خودش !؟ و چه بفرموده ی "قبل" یش !؟ بمونه !
مانند مثلا همون که مرحوم علامه در :"اصول فلسفه و روش رئالیسم" شون فرمودن :
نخستین بار که چشم ما ! بر اندام جهان خارج افتاد و ...
یه چیزی :
دیدیم ... .
البته ! در :"جهان خارج" ! یا در :"اندام" ش ! و بشرح ایضا در مابعد یا ماقبلشم ! و آیا :
بدون توقّف !؟
که در قسمت قبل مطرح شد .
یا بقول روش ، سبک و یا مِتُدِ علمی ! به :
یکی از دو رقم جهان خارج !؟
و یکش مثلا :"صابکار ما" !؟ خدای نکرده !؟
که بقول ما ترکا چرا راه دور بریم و مثلا :
! ببخشین ! کُره ! ی جنوبی ! و سریال افسانه ... !؟
در حالیکه :
باغچه نزدیک ! :"ای ج.ا" ! اونم نه یکی دو ساله ! بلکه جشن :"چهل" سالگیش ! می خواد گرفته بشه !
البته ناگفته نمونه که پدر خدا بیامرزم ، در زمان شاهم ، از زبون شاعری می گفت :
یکی می مرد از بی نوایی ، یکی می گفت ... زردک می خواهی !؟
بازم :"یاد" میاد که چهار دهه قبل برا اولین بار در شهرمون ، شهرخوی ، که بودیم ، با انگشت شماری از جوانان هنرستانی اومدیم تو خیابون و باز برا اولین بار در اونجا ، گفته شد :
مرگ بر شاه !
الان که هر :"دانش آموز" ابت م در روز "دانش آموز" میاد تو خیابون و میگه :
مرگ بر !
ولی بعدش که به مدرسه برمی گرده ، سبک ، روش و یا ... ی علمیش که نه ! بلکه "متد" علمیش همونه که در زمان شاهم در :"مت وژی" علوم اومده ! منجمله علم یا دانش :"اقتصادی" شم !
و گویا مثل :"شکل" حکومت خدای :"رحمانِ رحیم" ش هیچی براش نازل نکرده ! و انگار نه انگار که دانش آموز کیه !؟ در حالیکه پا بر :"زمین" نذاشته مگر بعد ، یا بقولی قبلش :
... ، وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا ... !
و بعد :
... ، وَقُلْنَا یا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّةَ وَکُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَیثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ ، ... .
یا بقولی قبل ! البته قبل از :"هبوط" ! مثل همونی که گفتم داره از دستاوردش میگه برا مثلا گوشی ! ولی با پیروی از :"متد" علمی غربی و در راسشم : !
خودشم بعنوان دیندار یا مسلمان ! و اونم شیعه و اونم در :"این ج.ا" و مثلا پیرو آقا عالم ال محمد علیه السلام ! و یعنی شیعه ی دوازده ی ! چراکه قبلا گفتم شیعه ی :"هشت" ی نداریم !
السلام علیک یا غریب !
که آثار یونان باستانی در زمانت وارد بقولی :"جهان " شد و مورد استقبال علما و دانشمندای یم و حتی شیعه ی تو هم قرار گرفت ! و حالا هم همینطور ! در "این ج.ا" و حتی در مشهدت هم !
راستی از چه خبر !؟ به مشهد الرضا !؟
ما که بازم ! از اینم ! :"جا مانده" ایم ! مگه اینکه خدا بخواد ! و :
سلامی بدیم به آقا رضا علیه السلام ، تو مشهدش !
هرچند این جا هم که داده بشه : تو :"باغچه" ی مادرشونه !
سلام آقا !



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1448/بدون توقّفِ دو/




بدون توقّفِ سه

درخواست حذف اطلاعات
بدون توقّفِ سه :
"الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ" ، مَالِکِ یوْمِ الدِّینِ ، إِیاکَ نَعْبُدُ وَإِیاکَ نَسْتَعِینُ ، ... .
سلام علیکم ، روز بخیر .
امروز ، صبحم ، مثل دیروز هوا ابری و بارونی بود و :"معنا و مفهومش" م در قسمت قبلی گفتم .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ یسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ ، ... .
خب ، اول یه چیزی رو که در زمان هشتم علیه السلامم اتفاق افتاده بگم (الف) (ب) ، بعد پیگیر بحث بشم .
اونم اینکه پسر همون خلیفه ی عباسی که به آقا هفتم علیه السلام خواست :"باغچه" ی مادرشونو بده تا دست از سرش بردارن ، البته پسر :"زیرک" شم ! خواست که ، نه خلافت یا حکومت بر "باغچه" رو ! بلکه محدوده ی تحت فرمانرویشو ! واگذار کنه به آقا هشتم ! تا ...
که آقا هم در پیرو گفته ی پدر بزرگوارشون فرمودن :
مال ما رو می خوای بدی به خودمون !؟ یا مال خودتو !؟
و تیر خلیفه ی "زیرک" که به سنگ خورد ! گفت پس ولیعهدی من ! رو بپذیر !
که آقا بهش خبر دادن که زودتر از اون از دنیا میرن !
این :"فکر" شم که به سنگ خورد ! راستشو گفت ! گفت باید ! بپذیری ! یعنی دستور داد ! فرمان داد ! به !
خب ! شب بیست هشت صفره ! و ضمن تسلیت فردا و آ صفر و روز شهادت آقا رضا علیه السلام ، بقول مثلا برنامه ی :"سمت خدا" ی امروز تلویزیون ، حلول ماه ربیع رو هم پیشاپیش تبریک میگم .
البته روز شهادت آقا حسن عسگری علیه السلامو در ماه ربیع الاول پیش رو داریم .
که :"دوران" غیبت از زمان ایشون و پدرشون شروع شد ! البته با :"حصر" شون در محلی نظامی و به این دو برا همین :"عسگری" گفته شده ، ولی چون دوران آقا یازدهم همش در "حصر" بوده به ایشون "عسگری" گفته شده .
البته دوران :"غیبت" بعد از صل الله علیه و اله و سلم آغاز شد ! و شکلش فرق داشت ، حتی زمانیم که آقا علی علیه السلام به خلافت رسید ! چراکه یه :"مُلک" که دو خلیفه نمی تونه داشته باشه ! که یکیش باشه ! و یکی دیگه هم ادعای خلافت داشته باشه ! اونم مثل :"معاویة بن سفیان" ی ! و بقول بعضی ! و اونم پیرو ! :"سیاست" مدارتر از !
منتها در زمان آقا یازدهم ، دیدار عمومی قطع شد و بعدشم که فقط برا نواب خاص شد رسید به غیبت کبری ! ولی آیا ت متوقّف شد !؟
ان شاءالله بازم فرصتی دست بده و بتونمم اینو بگم ، شب بخیر .
------------------------
زیرنویس :
الف :
که نظیرشو در زمان هفتم علیه السلام اتفاق افتاده بود گفتم .
ب :
اینکه گفتم "اتفاق افتاده" ، "معنا و مفهومش" این نیست که :"دوران" ایشون پشت سر گذاشته شده ! و مثلا الان بشر در "دوران" بعد ، یا بقولی قبل ! از آن دورانه ! اونم بقول مثلا رنسانسی یا انقل غربی اروپایی فرانسویش ! که هنوز ، حتی مثلا در :"عصر علم" یا دانش ، در عصر حتی :"تورات" و :"انجیل" م نیست !
و اگه مثلا گفته شده :
چرا ی نیستم !؟
معنا و مفهومش این نیست که دوران یت رو پشت سر گذاشته ! و در دوران :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ... .
بسر میبره ! بلکه معنا و مفهومش ، صرف نظر از اینم که انکار دوران حضرت عیسی بن مریم علیه السلامه که گفته :
... إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ .. .
و انکار دوران "رسول الله" ی نه آنحضرت ، بلکه انکار دوران قبل از ایشانم شده ، دورانیم که ادعاشو داره ، حتی دوران :"حسَّ"م نیست ! چه رسه به دوران مثلا :
من :"فکر" می کنم ، پس هستم !
چراکه کافیه بعنوان مثال بقول شهید مرتضی مطهری ، که در آثار بدون استثناء خوبشون (پ) ، اومده باشه "فکر" یا شه ، یکی از اقسام یادآوریه ! و قسم :
زاینده
ی اونه ! البته بله ! اگر :"معنا ومفهوم " محسوس "معلوم" بحساب بیاد ، صف نظر از اینم که بقول آقا علی علیه السلام ، این "معلوم"م :"مسموع" نباشه ، که فرموده :
... و لا ینفع المسوع ، اذا لم یکن المطبوع .
باز یه چیزی ! ولی بازم "مسموع" از کی !؟ از عالم یا دانشمندی حسّی !؟
تازه ! صرف نظر از قاعده و قانون :"دور تسلسل" خودشم ! مسموع با کدوم حس !؟
چراکه کافیه حرف از ولو :"دو" حس باشه ! و :
... یَوْمِ الْجَمْع ... .
ی داشته باشن آندو ! و یا بقول " مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّه"یکی از ایندو :" " دیگری باشه !
چه رسه به اینکه مثل روز روشنه حتی اعضای حسی حواس پنجگانه ای که داره ! و هنوز نه تنها دوران :"حسّی" از حواس رو پشت سر نذاشته ! بلکه نگو "دو" عضو از بدن ! بلکه مثل "حسی" ، دوران عضوی رو هم پشت سر نذاشته !
مگه اینکه ، نه اینکه مثلا چشش به باز :"دویی" مثلا در :"جهان خارج" افتاده و :"بشرح ایضا" و :"به تعبیر معروف" روز از نو و روزی از نوی که گفتم :
... یوْمُ َّغَابُن ... .
رو میگم ! یا " " و مامومی رو ! و بر فرض :"توقّف"م در "جهان خارج" !
بله ! مگه اینکه یه چیزی به عضوش رسیده باشه ! و دوران اون چیز رو پشت سر گذاشته باشه ! و در دوران یا عصر عضوی بسر می بره ! حالا دوران بعد !؟ یا بقولی قبل ! ش !؟ بمونه !
البته ادعا میشه که دوران حسّم پشت سر گذاشته و وقتیم میگه :"جمع آوری اطلاعات" منظورش فقط اطلاعات :"جمعی حواس" م نیست ! حالا بمونه ادعای :"حفظ" ، بایگانی و یا مثلا آرشیوشم ! و ... !
ولی دوران "جمعی حواس" رو پشت سر گذاشته !؟ که به دوران "حفظ" یا نگهداریش رسیده باشه ! و در دوران بقول خودش عصر :
صفر یک
باشه !؟ چه رسه به دوران :"یادآوری" و بقول شهید : زایندش ! و به معنا و مفهوم :"فکر" یا :" شه" بقول خودمون ! و بعبارت دیگه عصر :"علم" یا :"دانش" بقول خودمون !
حالا در مورد :"دوران" ، انشاءالله به :"عصر غیبت" ، یا عصر حاضر ! البته حاضر شیعه ! البته هشت یا دوازده ی که رسیدم بیشتر میگم !
راستی رنسانسی :"حکم" م صادر میکنه !؟ حکومت چی !؟ داره !؟ قدّ چیش !؟ عضوش !؟ حاکم عضوش چیشه !؟ حسش !؟ حاکم :"باغچه" ی حسش چیشه !؟
اصلا بریم سراغ "باغچه" ی فکر یا شش ! و بعبارت دیگه باغچه ی :"علمی"ش ! بر اونجا چیش حاکمه !؟
آخه :"غایب" که فقط حاکم بر حواسش نیست ! مابعد ، یا بقولی ماقبلیم داره بعد یادآوری جمعی حواس و حتی بقول شهید :"زاینده"شم ! مگه اینکه در فکر یا شه :"متوقّف" شده باشه ! نه اینکه حکم یا فرمانی حتی علمی برای ما صادر کنه ! حالا بعد !؟ یا بقولی قبلش !؟ بمونه !
بعد یا بقولی قبل ، برا فکر یا شه ی ما رو که نمیگم ! فکر یا شه ی خودشو میگم ! مثلا :
چرا فکر میکنه یا مین ه !؟
آیا فقط برا این که یه چیزی رو بیاد آورده !؟ از حافظه !؟ یا ... !؟
آخه مانند مثلا بقول مرحوم علامه در :"اصول فلسفه و روش رئالیسم" شون :
افتادن چشم به جهان خارج
فکر یا شیدنم داریم ! البته مثل همون :"افتادن مثلا چشم" که بفرمان یا حکم حسِّشه ، در این فکر یا شیدنم فرمانده دیگه یادآوری چیزی و ... اون چیز نیست ! که فکر یا شه ی ما رو بکار بیندازه ! بلکه همونه که گفتم "عایب" دیگر رنسانسی غربی اروپایی فرانسوی :
... وَالَّذِینَ مَعَهُ ... .
ست ! حالا چه در همون غرب و ... ، و چه در شرق و حتی :"این ج.ا" هم ! ولو اینکه :"حبِّ حسین" م در دل داشته باشه ! و زائر پیاده رو آقا علی ثالث علیه السلام ، حتی آقا علی بن محمد علیه السلامم ! و :"بدون توقّف" در ت ایشانم !
که گفتم ان شاءالله بهش که رسیدم میگم ! به دورانی که در آن هستیم ! حتی اگه در دوران رنسانسی غربی ... باشیم که گفته بشه :
:"ما" فکر می کنیم ، پس ... .
البته هستیم ، نه اینکه :
هستم :"من" !
و حتی در رنساس یا انقلابم ، منقلب کننده ی عضوی حسّش باشه ! چه رسه به مقلّب فکر یا شه ! ی ما ، که گفته بشه :
ما انقل هستیم !
انقل فکری ، و همینطور علمیشم ! چراکه اونکه عالم یا دانشمنده همونه که آقا علی ثانی علیه السلام فرموده : بهترین کارش اینه که خودشو بشناسه !
همون که آقا علی علیه السلام فرموده :
خودشو بشناسه ، پروردگارشو شناخته !
بعبارت دیگه در خودش :"متوقّف" نمیشه ! مگه اینکه گفته بشه مقلّب خودشم خودشه ! و بقول مثلا نویسنده ی کتاب :" چرا ی نیستم !؟" برا اینکه :"دور تسلسل" پیش میاد و باطله ! و یه جایی باید ! :"متوقّف" بشه و :"بدون توقّف" ی موضوعیت نداره :
إلّا !
جز برا :"صفر"!
در حالیکه :
لا اله :"الآ" الله !
بقول آقا هشتم علیه السلام ، در نیشابور : کلمه ی لا اله الا الله !
نه بقولی :"دو" کلمه ! و :"بشرح ایضا" بقول منطق عصر علم و دانش : دورقمی !
...
پ :
اونم مکتوب و اونم بچاپ رسیده در زمان خود شهید ، نه مثلا دستنوشته یا یادداشتهایی که مانند مثلا :"اقتصاد ی" ایشون که جای إن قُلتیم داشته باشه و ...
و تازه اونم با عنوانی چون :"آشنایی با علوم ی" !



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1449/بدون توقّفِ سه/




بدونِ توقّفِ پایانی

درخواست حذف اطلاعات
بدون ِ توقّفِ پایانی :
... ، مَالِکِ یوْمِ (الف) الدِّینِ ، ... .
سلام علیکم .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ... .
ضمن شب بخیر ، و تسلیت مجدد بمناسبت بیست هشتم ماه صفر ، که پشت سر گذاشته شده ، و آ ماه صفر ، که پیش روست ، امشبم می خوام همونو بگم که در قسمتای قبلی گفتم ، یعنی :
امروزم که از خواب بیدار شدم ، یعنی چشم باز ، و از پنجره (ب) بیرونو نیگا ، هوا ابری و بارونی بود ، با اینکه پیش از اذان صبح و نزدیک ساعت پنج بود ، خب بچشم میومد ! بعلاوه ماه و ستاره ای هم بچشم نمیومد ، مثلا ، زمینم که زیر نور چراغای روشن به :"عهد" ش وفا می کرد ! که بچشم بیاد .
فقط اونی که شاید ! در قسمتای قبلی گفته نشده باشه ! اینه که امروزم مثل دیروز صابکارمون زنگ زد و گفت :"گَنَه" ، یعنی "بازم" امروز نیومدین !؟
و بعدشم هرچی دلش خواست گفتم و منم همونو می گفتم که قبلا بهش گفته بودم ، که اگه بارون بیاد ، بندکشی رو اب می کنه .
و بعدشم تلفنو قطع کرد ، و نه اون و نه من از :"پول" چیزی نگفتیم ! در حالیکه سه روز پیش بود که گفتم به سه نفریمون چقد داد ! در حالیکه ، حالا فقط نون خالی صبح و ظهر و شب خونه و ناشتایی سر کار و نهار نونی ظهرشم ، در یه روز بیشتر از :"ده" تومنی که به من رسید از اون پول سه روز پیش ، نشه ! کمتر نمیشه بمونه ! ولی اینکه گفته شد "بازم نیومدین؟" رو چه حساب کت گفته شد !؟
قبلا گفتم که کرایه ماشین رفت و برگشتمون میشد هفتاد تومن ! که راننده می گفت فقط :"ده" تومنش میره به :"گاز" ی که میزنه ! حالا :"چهار" تومن عوارضی رفت و بگشت از اتوبان ، که من گفتم میدم بمونه ! و "چهار" تومنیم که اون میدادم دیدم پیش کشید ! دادم و کرایه شد هفتاد و هشت تومن !
خب ! تازه ما که نگفتیم نمیام ! گفتیم بارونیه و بندکشی اب میشه ! :"غیبت" (ت) ش نباشه ! خورد و خوراک بمونه ! نه گوشت ، مرغ و ماهی و ... ، نونخورم نداشته باشه ! ماشین که داره !؟ بهش بنزین و گاز میزنه !؟ یا از جایگاهی که می گفت خانومشون توش سهم داره ، شکر خدا ، میزنه و ... !؟ و امروزم ! گفت :
بازم نیومدین !؟ و ... !
البته منو :
... فِی مَخْمَصَةٍ ... .
نینداخت ! مینداختم که منم ! برا خودم حالا نمی :
... مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ ... .
ی رو ! خب حرام که فقط :"یازده" تای قبلی :
... الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا ... .
نیست ! :"دوازده"میم داره !
ولی آیا تو اینم "مخمصه" !؟ یا برا :"مضطر" تو اون "یازده" تاس !؟ اون یازده :"مرده" یا :"میّت" ه !؟ آیا :"دوازده"می تحت :
... ، حُرِّمَتْ عَلَیکُمُ الْمَیتَةُ ... .
اومده !؟ یا تحت :
... الْیوْمَ ... ؟
خب ! شب بخیر .
------------------------
زیرنویس :
الف :
... الْیوْمَ ... .
ب :
البته بعد ، یا بقولی قبلش از دریچه ی چشم !
و چشم بینا ! نه خدای نکرده حتی کور ! چه رسه به مرده یا میّتی ! که بیرون یا بقولی جهان خارج قرار نیست خودشو بهش نشون بده ! بده هم بستونی نداره !
حالا بعدش یا بقولی قبلش ، قبل بینایی رو میگم !؟ بمونه ! مگه اینکه دیدنم که بعنوان مثال گفتم آ ین توقّفگاه جهان خارجی باشه که یه شبیم اطراق کرد در چشمش ! البته جهان خارج چشم ! که مثلا با جهان خارج گوش فرق داره ! حتی مکتوب یا نوشته شدش ! که خواننده اش چشمه ! البته گفتم که چشم بینا ! حالا می خواد خوانده شده هرچی باشه ! می تونه :"کتاب الله" هم باشه ! یکی از آندو که صل الله علیه و اله و سلم برا بعد خودش گفته ! و این دیگه عصر :"غیبت" نداره !
حالا اینی که در دسته همونه !؟ یا چه فرقی داره با اونی که نزد دخترشون گذاشته بودن و هنگام جمع آوری قرآنها تحویل :"خلیفه" (پ) نداد !؟ بمونه !
پ :
جانشین ، جانشین ! صل الله علیه و اله و سلم ، نه :" " ! حتّی :
... بدون ِ توقّفِ پایانی :
... ، مَالِکِ یوْمِ (الف) الدِّینِ ، ... .
سلام علیکم .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ... .
ضمن شب بخیر ، و تسلیت مجدد بمناسبت بیست هشتم ماه صفر ، که پشت سر گذاشته شده ، و آ ماه صفر ، که پیش روست ، امشبم می خوام همونو بگم که در قسمتای قبلی گفتم ، یعنی :
امروزم که از خواب بیدار شدم ، یعنی چشم باز ، و از پنجره (ب) بیرونو نیگا ، هوا ابری و بارونی بود ، با اینکه پیش از اذان صبح و نزدیک ساعت پنج بود ، خب بچشم میومد ! بعلاوه ماه و ستاره ای هم بچشم نمیومد ، مثلا ، زمینم که زیر نور چراغای روشن به :"عهد" ش وفا می کرد ! که بچشم بیاد .
فقط اونی که شاید ! در قسمتای قبلی گفته نشده باشه ! اینه که امروزم مثل دیروز صابکارمون زنگ زد و گفت :"گَنَه" ، یعنی "بازم" امروز نیومدین !؟
و بعدشم هرچی دلش خواست گفتم و منم همونو می گفتم که قبلا بهش گفته بودم ، که اگه بارون بیاد ، بندکشی رو اب می کنه .
و بعدشم تلفنو قطع کرد ، و نه اون و نه من از :"پول" چیزی نگفتیم ! در حالیکه سه روز پیش بود که گفتم به سه نفریمون چقد داد ! در حالیکه ، حالا فقط نون خالی صبح و ظهر و شب خونه و ناشتایی سر کار و نهار نونی ظهرشم ، در یه روز بیشتر از :"ده" تومنی که به من رسید از اون پول سه روز پیش ، نشه ! کمتر نمیشه بمونه ! ولی اینکه گفته شد "بازم نیومدین؟" رو چه حساب کت گفته شد !؟
قبلا گفتم که کرایه ماشین رفت و برگشتمون میشد هفتاد تومن ! که راننده می گفت فقط :"ده" تومنش میره به :"گاز" ی که میزنه ! حالا :"چهار" تومن عوارضی رفت و بگشت از اتوبان ، که من گفتم میدم بمونه ! و "چهار" تومنیم که اون میدادم دیدم پیش کشید ! دادم و کرایه شد هفتاد و هشت تومن !
خب ! تازه ما که نگفتیم نمیام ! گفتیم بارونیه و بندکشی اب میشه ! :"غیبت" (ت) ش نباشه ! خورد و خوراک بمونه ! نه گوشت ، مرغ و ماهی و ... ، نونخورم نداشته باشه ! ماشین که داره !؟ بهش بنزین و گاز میزنه !؟ یا از جایگاهی که می گفت خانومشون توش سهم داره ، شکر خدا ، میزنه و ... !؟ و امروزم ! گفت :
بازم نیومدین !؟ و ... !
البته منو :
... فِی مَخْمَصَةٍ ... .
نینداخت ! مینداختم که منم ! برا خودم حالا نمی :
... مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ ... .
ی رو ! خب حرام که فقط :"یازده" تای قبلی :
... الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا ... .
نیست ! :"دوازده"میم داره !
ولی آیا تو اینم "مخمصه" !؟ یا برا :"مضطر" تو اون "یازده" تاس !؟ اون یازده :"مرده" یا :"میّت" ه !؟ آیا :"دوازده"می تحت :
... ، حُرِّمَتْ عَلَیکُمُ الْمَیتَةُ ... .
اومده !؟ یا تحت :
... الْیوْمَ ... ؟
خب ! شب بخیر .
------------------------
زیرنویس :
الف :
... الْیوْمَ ... .
ب :
البته بعد ، یا بقولی قبلش از دریچه ی چشم !
و چشم بینا ! نه خدای نکرده حتی کور ! چه رسه به مرده یا میّتی ! که بیرون یا بقولی جهان خارج قرار نیست خودشو بهش نشون بده ! بده هم بستونی نداره !
حالا بعدش یا بقولی قبلش ، قبل بینایی رو میگم !؟ بمونه ! مگه اینکه دیدنم که بعنوان مثال گفتم آ ین توقّفگاه جهان خارجی باشه که یه شبیم اطراق کرد در چشمش ! البته جهان خارج چشم ! که مثلا با جهان خارج گوش فرق داره ! حتی مکتوب یا نوشته شدش ! که خواننده اش چشمه ! البته گفتم که چشم بینا ! حالا می خواد خوانده شده هرچی باشه ! می تونه :"کتاب الله" هم باشه ! یکی از آندو که صل الله علیه و اله و سلم برا بعد خودش گفته ! و این دیگه عصر :"غیبت" نداره !
حالا اینی که در دسته همونه !؟ یا چه فرقی داره با اونی که نزد دخترشون گذاشته بودن و هنگام جمع آوری قرآنها تحویل :"خلیفه" (پ) نداد !؟ بمونه !
پ :
جانشین ، جانشین ! صل الله علیه و اله و سلم ، نه :" " ! حتّی :
... لِلنَّاسِ إِمَامًا ...
مثل حضرت ابراهیم خلیل الله علیه السلام ، که ملکوت آسمونا رو هم به :"چشم" دید ! چه رسه به مثلا :"للمسلمین" ! حالا مومنین پیش کش !
ت :
که مثل خوردن گوشته و اونم نه مرده یا :"میّت" ! که حرامه ! بلکه زنده زنده ی غیبت شده ! حالا گوشت آدم که مثل گوشتای حیوانات حلال گوشت ، خوردنشم حلال نیست ! بمونه !
مثل حضرت ابراهیم خلیل الله علیه السلام ، که ملکوت آسمونا رو هم به :"چشم" دید ! چه رسه به مثلا :"للمسلمین" ! حالا مومنین پیش کش !
ت :
که مثل خوردن گوشته و اونم نه مرده یا :"میّت" ! که حرامه ! بلکه زنده زنده ی غیبت شده ! حالا گوشت آدم که مثل گوشتای حیوانات حلال گوشت ، خوردنشم حلال نیست ! بمونه !



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1450/بدونِ توقّفِ پاياني/




روز دانش آموز - دو

درخواست حذف اطلاعات

روز دانش آموز – دو :
سلام علیکم ، شب (الف) بخیر .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، قَدْ سَمِعَ اللَّهُ ... إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ ، ... إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِی وَلَدْنَهُمْ ... .
یادآوری – دو :
در قسمت قبل گفتم که :"فیلسوف" (ب) ی بنا رو بر :"تعریف" گذاشت و ...
... ، و کمال معرفته تصدیق به ، و ... . (پ)
خب ! نیمه شبه و تو تاریکی که نمیشه نوشت و با روشن چراغم که از خواب بی خواب شاید بشن ! پس فقط بسنده می کنم به اینکه ، آیا شاگرد اون دوستدار دانش چه کرد !؟
جز اینکه بقول ی در :"متوقّف" نشد !
و شاگرد شاگردشم !؟
البته این فرق داره با اونی که گفته میشه بعد (شایدن قبل !؟) قرون وسطی در غرب ، اروپا و فرانسه رخ داده و اونم بعنوان :"رنسانس" ! و :"مادر" انقلابات بعدی تا عصر حاضر ، عصر مثلا اینترنت ! ارتباطات و ... که گفته میشه ! در حالیکه :"مادر" خود "رنسانس" بر مثلا :"مشاهده" نبود !؟ و مثلا "مشاهده" ی چشم !؟ و بعبارت دیگه : چشم دادن !؟
به : بچشم رسیده ای !؟
چراکه مگه دانش آموزی با تکذیب ش روز میکنه !؟
تصدیق داده :
و یا :
با تکذیب داده !؟
داده – دو :
ناگفته نمونه روشن ! شد که داده فقط مثلا گفته ی نیست که بگوش شاگرد میرسه ! بلکه شاگردم گوش :"داده" ، حالا بمونه :"حس داده" ای بر وزن چی !؟ مثلا :
دلدادگان !
خب داده به دل ، یا قلب (ت) م فرق داره با :"داده" ای که دله یا قلبه !
حالا فرقش چیه !؟ بمونه ، ولی :"به تعبیر معروف" برا خالی نبودن عریضه ! بد نیست بگم که باب دانش علیه السلام فرموده : علم یا دانش دوتاس ! یکیش مسموعه ، مثل داده شده به مثلا گوش ، حسش و مابعد و یا ماقبلشم ! و میفرماید :
... و لا ینفع المسموع اذا لم یکن المطبوع .
که با این حساب بعنوان مثال اونکه به سمع رسیده اگه نازله ایم باشه که بر دل یا :"قلب" صل الله علیه و اله و سلمم نازل شده باشه ! تا مثلا گوش بهش داده نشه ، خب :"نفع" ی نداره دیگه ! همینطور حسشم و مابعد و یا ماقبلشم !
خب ، صدای اذان صبح از گوشی بچه ها داره بگوش میرسه ، ضمن صبح بخیر ، "دو" رکعت صبحتونم قبول باشه ان شاءالله تعالی .
--------------------------------
زیرنویس :
الف :
البته نیمه شب ، الان ساعت نزدیک دوی نصف شبه که بیدار شده ام و بعد ... دارم اینا رو میگم .
سر شب بود که تلویزیون بجای سریالش داشت کشتی فرنگی رو پخش میکرد و چشم هیچکدومم بهش داده ی داده نبود که منم همراه جماعت بشم ، خب هیشکیم صدام نکرده بود که : بیا کشتیه !
مثل وقتی که صدام می مثلا : بیا سریال شروع شد .
داشتم روز نامه ها رو نیگا می که خوابم گرفت و یادم میاد تو یکی از اونا به نقل از ی اومده بود که اگه درست یادم باشه چنین فرموده اند : اگه م عان حرم نبودن اربعین رو نداشتیم .
خب ! خوابم میومد و گفتم : یه ساعتی دراز می کشم ، تو یکی از خبرای تلویزیون بیدارم کنین .
وقتی بیدار شدم ساعت از یک گذشته بود ! خب سرحال بودم و گفتم از فرصت استفاده کنم .
البته ناگفته نمونه اینترنت گوشی بچه ها که خوابن خاموشه ، یعنی ان شاءالله بعدا ارسال میشه .
ب :
یعنی دوستدار دانشی ، حالا چقد !؟ آیا مثلا :"شدید" ش و مثلا بقول شاگردش ، :"عاشق" دانشی !؟ بمونه !
ولی "تعریف" چی !؟ آیا تعریف مثلا اونی که بچشم اومده !؟ و دیده شده !؟ یا مثلا :"شنیده" شده هم !؟
حالا مابعدش ، یا بقولی ماقبلش به :"دل" یا قلب افتاده ، و بقول طلبه ها :"بروزن" مثلا بگوش رسیده بمونه ! که :"تعریف" کننده اش ، یا بقول برنامه ی :"معرفت" ی که در قسمت قبلی گفتم یکی از حرفای جالبش این بود که :
انسان یعنی معنی کننده !
حالا :"غُلُوِّ" ش بمونه ، یعنی :
معنی !
و بعنوان مثالم :"معنی" کننده ی همون که به گوش رسیده ، و مثل :"دیده" شده ، :"شنیده" شده ، با حس شنوایی ، و گفتم که مابعد یا ماقبلشم بمونه ! :"فیلسوف" ی رو میگم ! :"دوستداریش"و میگم ! و همینطور تعریف یا معنی کننده ی اینم میگم ! چه رسه به تعریف یا معنی کننده ی :"دیده و شنیده" شده ! و یا بقول اون دوستدار ، دوست داشتن این :"دو" ! یا :"شنیده و دیده!" ! و بقول شاگرد یا دانش آموزشم :"عاشق" ایندو یا آندو ! حالا شاگرد شاگردم بمونه ! در تعلیم و تعلم :"دو" ! تا بعد !؟ نوبت برسه به روز دانش آموزی ما ! حالا مابعد؟ یا ماقبل !؟ شم بمونه !
پ :
نهج البلاغه ، خطبه ی اول .
ت :
مثل نزول قرآن بر قلب ، و همینطور بر قلوب انی چون حضرات ابراهیم ، موسی ، عیسی ، نوح و آدم علیها سلام ، که فقط قرآن تصدیق کننده ی صحف آنها نیست !
---------------------------
بعد نوشت :
ضمن شب بخیر ، الان که از سر کار برگشتم ، گفتم اول این نوشته رو بفرستم که مثلا شب تو شب نشه !



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1444/روز دانش آموز - دو/




انتقام - چهار

درخواست حذف اطلاعات
انتقام - چهار :
... وَمِنَ النَّاسِ ... .
سلام علیکم و روز جمعتون مبارک .
روز دانش آموز ! :
خب ! روز انتقام فرا رسید (الف) ، البته بخیر و خوشی !
منکه فکر نمی ، البته چرا دروغ ! دلم ! می خواست ، همونطور که بعد اون کلّه ملّقایی که ماشین زد ، دلم می خواست و شد ! و :"جفتشون" سالم در رفتن !
خب بله ! ماشینِ مدل بالایی بود و کیسه هوا هم داشت و کمربند ایمنیم بسته شده بود ! دیگه .
خب سالم در رفتن از گلوله هم داریم دیگه ! حالا بمونه که به کجا خورد و ارتباطش با رفتن به :"اغما" ! اونم تا وقتیکه یکی از ملاقاتیا :"بچه" بغلم داشت !
خب برم سر بحث خودمون ! سریال انتقام ! و آموزش انتقام ! و روز دانش آموزیش !
و :"گرون فروشی" ! ش ! به گرونی :"دل" یا :"قلب" و یا به تعبیر دیگش به زبان دیگه .
بلکه به از اینم گرون تر ! مگه اینکه مانند مثلا :"رنسانس" ی ! در غرب ، اروپاش و فرانسش ! گرونتر از :"حس" نباشه !
و دل مثل حس دادن ، البته :"مابعد" عضو دادن ! یا بقولی :"ماقبل"ش ، آ :"دادن" باشه !
البته نه "دادن" ی که عضو داده به حس و حسم داده به دل ! گویا ! و دلم بده ها ! بلکه مثل همون که در تفاوت بین افتادن یه چیزی به مثلا چشم ، با بقول مثلا مرحوم علامه که گفتم در :"اصول فلسفه و روش ریالیسم" شون فرمودن :
نخستین بار که چشم ما به اندام جهان خارج افتاد و ... .
و مانند این :"دل دادن" ! که مثل همون عضو و حس دادن ، گویا "مابعد" یا "ماقبل" م داره و اسمشم :
دله !
حالا چهارمی و اسم چیه !؟ بمونه ! چه بعنوان مابعد و چه ماقبل !
روز ! بخیر !
-----------------------------------------------
زیرنویس :
الف :
در سریال :"دلدادگان" (ب) ، که ب به پایان رسونده شد !
ب :
حالا مانند مثلا :"عضو دادگان" و مثلا "چشم دادگان" (پ) ، به مثلا این سریال !؟ و مثلا :"حس دادگان" !؟ و بعدش ، "دلدادگان" و والسلامم !؟ یا چهارمیم داره !؟ که فراموش نشه !؟ بعبارت دیگه اربعینم داره !؟
روز اربعین :
خب ! داریم به روز اربعین نزدیک میشم ، به روزی که کربلا زنده نگه داشته شد با اسارت ! و دستگاه اموی بازم متوجه نشد ! که چی داره میکنه !
حالا بمونه ! وقتیم که متوجه شد چی !؟ آیا کربلا و عاشورا و برا آقا حسین علیه السلامم سالروز شهادتی گرفته بشه !؟ مثل دیگر انی که کشته یا مسموم شدن !؟ یا ... ؟ که ماجرا ختم نمیشه به یک روزی از سال و روز شهادت !؟ و حتی یکده از ماه محرمم !؟ بلکه کل یوم عاشورا ! الی یوم القیامه ! تا روز قیام یا ب ایی !
بحث من فقط این نیست !
بحث دلدادگانه ! که چهارمی داره !؟ و والسلامم !؟ یا بعد ، یا بقولی :"قبل" ! شم داره !؟
مثل چی !؟ خب مثل یادآوریای قسمت آ سریال دلدادگان دیگه ! مثلا مانند یادآوریای :"هاتف" از :"نداشته" هاش که یه ماشین اومد زد بهش و قطعش کرد !
حالا بقیش موند برا اونجایی که رفت بمونه ! که اونجا بیاد بیاره ! چی رو !؟ خب همونو که به :" " گفت دیگه ! ولی به :"ارغوان" نگفت ! و جور دیگه ! ازش انتقام گرفت !
خب بله ! مثلا :"به تعبیر معروف گفته شده :
آن که نداند که نداند ، در جهل مرکب ابد الدهر بماند !
ولی :
آن که بداند که نداند ... !
چی !؟ خب مثل " "ه دیگه ! و بقول سریال بیاد :"نداشته" هاش میفته دیگه ! و مثلا :"اقتصاد مقاومتی" که پیش نمیگیره ! که :"داشته" هاشو بیاد بیاره !
خب ! برا اینکه بیاد "داشته" هاش که نمیفته !
حالا بمونه که مانند بعضی ! مانند مثلا اون :"روغن" فروش ، که در قسمت اول این بحث گفتم ، گرون میده به :"نونوا" ! اون بنده خدا هم مثل قبلیش ! گرون میده به بع ! یا بقولی "قبل"یش ! و سریال :"گرون فروشی" چی !؟
خب اگه ادامه داشته باشه که مانعی نداره ! ولی اگه مثل :"اول" ، :"آ " م داشته چی !؟ و آغازگرشم پایان بخشش نباشه چی !؟
حالا می خواد آغازگرش گفتم که مثلا :" بزرگ" باشه ، و یا مثلا :"دشمن" و یا خدای نخواسته :"بعضی از مردم ایران" ! و پایان بخششم "بعضی" دیگش ! تا روزش برسه ! روز ... !
پ :
در قسمت قبلی گفتم که وقتی گفته میشه :"حس" ، فقط شامل حتی حس شنواییم نمیشه ! چه رسه به حس بویایی ، چشایی و لامسه هم ! بلکه شامل حتی بیناییم میشه !
و ناگفته نمونه که به بینایی میشه گفت حس ! حالا انشاءالله فرصت که شد بیشتر می گم ، فعلا با خالی نبودن عریضه همینقد گفته باشم که در باره اش داریم :
و جعلنا لنّاس ا !
خب ! وقتیم که گفته میشه :"عضو" نیز همینطوره و فقط شامل حتی گوش و حتی اونم نمیشه !



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1442/انتقام - چهار/




روز دانش آموز

درخواست حذف اطلاعات
روز دانش آموز :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... .
سلام علیکم ، شبتون بخیر .
یادآوری :
در قرون قبلا از میلاد ، در یونان باستان ، سقراط که بنا علم یا دانش آموزی رو بر :"تعریف" گذاشت و روش :"مامایی" رو پیش گرفت ، و شاگردش افلاطون اینو کافی ندونست و :"یادآوری" رو لازم دونست سبک :"اشراقی" رو برای دانش آموزی مطرح کرد ، شاگردش ارسطو اینو هم کافی ندونست و تعلیم رو برای تعلّم لازم دونست و :"منطق" رو هم برای دانش آموزش (الف) نوشت .
البته شاگردش در هرچه مدرسه یا آکادمی و یا به تعبیر دیگش رو تخته کرد و بعدها و در :"آسیای صغیر" به آموزهای یونانی رویکردی صورت گرفت ، و بعضی دنباله رو ارسطو شدن و برخیم :"نو افلاطونی" ، در دانش آموزی ، و رویکردیم صورت گرفته در زمان عباسیان و خصوصا مامون و عصر آقا عالم ال محمد علیه السلام ! که به اوج خودش رسیده توسط معلم ثانی ، یعنی فار و شیخ الرییس ، یعنی بوعلی سینا در اینجا ! یعنی ایران .
البته در :"فلسفه" ی ارسطویی اوجش در قرون وسطی و همزمان با رنساس غرب در اروپا و فرانسه بوده و شهید مرتضی مطهری در آثار بدون استثاء خوبشون دارند که :
همزمان با دکارت فرانسوی که در کوههای فنلاند عزلت گزیده و بنای علوم جدید رو میذاشت ، ملّا صدرای م در کوههای ک قم بنای :"حکمت متعالیه" رو میذاشت .
که تا امروز هنوز پابرجاست ، مثل کاری که فار و بوعلی سینا در منطق ارسطویی و هنوز پابرجاست .
البته ناگفته نمونه که نزد پیروان ارسطو ، که :"روز دانش آموزی" ش با "با روز دانش آموزی" ش افلاطون فرق داره ، چراکه روز دانش آموزی اون :"یادآوری" ه و به نظر شاگردش ارسطو :"فکر" یا شه هست .
البته ناگفته نمونه که منسوب به اونم ، به ارسطو ، هست که روز دانش آموزی :"حس"ه (ب) ، که امروزه بعد رنساس در غرب ، اروپا و فرانسش ، دیگه :"منسوب" به رنسانس نیست ! بلکه :"شفاف"ه که روز دانش آموزی حسه !
خب ! حالا مسئله اینه که :"روز دانش آموزی" چه روزیه !؟
حالا بمونه که مقصود از دانش یا علم و یا به تعبیر دیگش به زبون دیگه ، آیا بقول مثلا :"معلم ثانی" :"تصور و تصدیق" ه !؟ یا :"معرفت" با علم یا دانش و یا ... ، فرق داره ! و مثلا که در نهج البلاغه ، خطبه ی اول اومده :
... ، و کمال معرفته تصدیق به ، ... .
این تصدیقم شامل میشه !؟ یعنی این تصدیقم مثل تصدیق منطق ارسطویی بعد "معلم ثانی" م اعم از :" تصدیق و تکذیب" ه !؟ و باب اولشم همینطور !؟ یعنی اعم از :"ایجاب و سلب" ه !؟ تصور یا بقولی :"صورت علمی" !؟ و بعبارت دیگه باب :"معرفت" !؟ و ...
خب ! پس مسئله اینه که آیا بقول مثلا رنساسی غربی اروپایی فرانسوی و پیروانش در شرق و خاورمیانه و منجمله ایرانشم ، یا ایرانشیم در شرق و :"غرب آسیا" ، روز دانش آموزی آیا :"حسه" !؟ یا بقول مثلا سقراطه !؟ و یا بقول افلاطونی یادآوریه !؟ و یا بقول ارسطویی فکره !؟ و یا ... !؟
ناگفته نمونه که این شامل روز دانشجوییم میشه ، :"بشرح ایضا" طلبگیم ! که م فرموده باشن :
طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمه ، علی ان الله یحب بغاة العلم .
و روز دانش آموزی رو هم "شفاف" نفرموده باشن ! برا هر مسلمان ! و بطریق اولی برا شیعه و دوازده یشم ! و مسئله شده باشه بعد ورود مباحث یونان باستان از مثلا :"گمرک" عباسیان ، و مباحث جدیدشم از ... در :"این ج.ا" !
در حالیکه شفاف کرده و :"راز" دار نفرموده :
انا مدینة العلم و علی بابها !
... ، إِذَا جَاءَکَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ (پ) إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ یعْلَمُ (ت) إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ یشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَکَاذِبُونَ ، ... .
امروز بعد از خواب بعد از ظهری فرصتی دست داد که چشم بدم به تلویزیون که برنامه ی :"این ج.ا" رو داشت !
حالا کجا !؟ فکر می کنم قبلا در "این ج.ا" ، یعنی این وبلاگ ، پرسیده باشم !
بعد م و ید نون شب ، در فرصت میان برنامه ای که تلویزیون داشت ، و مثلا آگهی هاش (ث) ، برنامه ی :"معرفت" رو چشم دادم ! خصوصا در رابطه با اون :"ج.ا" که هنوز برام :"شفاف" نیست کجا !؟
چراکه گفته شد، در برنامه ی "معرفت" رو میگم :
انسان یعنی معنی !
مثل معنی اون "ج.ا" که اینجا باشه ! البته بعنوان انسان ! نه مثلا :"شیر" و دیگر بقول اون برنامه ! برنامه ی معرفت رو میگم !
البته نکته های جالب دیگه هم داشت اون ! برنامه ، برنامه ی معرفتو میگم ، نه اونکه :"دکور" ش :"این ج.ا" بود !
نه :"اینجا" ، انسان رو میگم !
مثلا از بودن و باید بودن ، یا بقول دیگش :"شدن" می گفت !
البته نه :"بود" ! بلکه آینده اش ! نه مثل :
... ، إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ، ... .
بلکه واقع خواهد شد ! و :"باید" بشه !
و لابد منم که گوش داده بودم ، "باید" میشنیدم دیگه ! حالا بعدشم ، یا :"قبل" شم : دل داده ! بودم ! یا خواهم بودش ! بمونه !
و :"اتمام" ش به چی !؟ یعنی به چی دادن !؟ دیگه به چی دادن !؟ بعد :"دلدادگی" ، :"حس دادگی" و :"عضو دادگی" !؟ و مثلا گوش دادن !؟ و :
اتممناه به ... !؟
آیا بقول ی :"حدّ یقف" داره !؟ یا علاوه بر ذکر ، فکر و عقلم ! چشم دوخته شده به :"صفر" حافظه هم !؟
لبیک یا حسین !
هیهات من الذلة !
شب بخیر .
------------------------------
زیرنویس :
الف :
شاگرد خصوصیش ، شاهزاده اسکندر مقدونی .
ب :
تعبیر :
فَقَدَ حِسّا فقد علما
که منسوب به ارسطوس .
پ :
نه اینکه جمعی اومده باشن و اونم یکی به نمایندگی جمعیم گفته باشه :
... نشهد ... .
یا یکی مثل خونی که در فرادا هم میگه :
... نعبد ... .
و نشهد بقولی :"بر وزن" نعبد !
ت :
نفرمود :"یعرف" !
البته همونطور که در برنامه ی امشب :"معرفت" شبکه ی چهار سیمای سازمان صدا و سیمای "این ج.ا" هم گفته شد :
عالم عارفم هست !
ث :
با اینکه شهید در یکی از :"گفتار" ای خوبشون گفتن که فرق ت شیعه با ت اهل تسنّن اینه که ت شیعه در مقابل حکومت ازاده ، ولی ت اهل تسنّن در مقابل مردم آزاده ! ولی گویا سومیم داره ، که در مقابل :"آگهی دهندگان" م آزاده ! خب شاید برا اینکه جشو فقط از قبول آگهی که در نمیاره !
البته اونو قبل از شهادتشون و در زمان شاه گفته ان و بعد از شاه مدت چندانی در قید حیات نبودن که گوش داد تا چه می گویند امروز !؟



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1443/روز دانش آموز/




انتقام - دو

درخواست حذف اطلاعات

انتقام - دو :
... ، وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا کِتَابٍ مُنِیرٍ ، ... ، وَمِنَ النَّاسِ ... وَمِنَ النَّاسِ ... .
سلام علیکم .
می دونستم فردا اول آبانه ! ولی ... !
داشتم مطلبی رو از رو مه ی :"فرهیختگان" (الف) نیگا می که حاج خانم صدام کرد و ... .
اصلا یادم نبود ! که وارد شصت و هشتیمن سالگی میشم فردا !
مادر خونه و دختر خونه :"کادو" هاشون یکی بود ! و واقعا بهش نیاز داشتم ، اینقد کهنه و زوار در رفته بودن که نگو ! ته تغاری (پ) هم جورابش همینطور ! حالا دیگه لازم نیست هروقت از سر کار میام فورا بشورم و زودم خشکش کنم که اگه لازم شد برم بیرون بپوشم .
ته تغاری (ت) م که "به تعبیر معروف" خشکه حساب کرده بود و فرستاده بود ! و منم ازش پونزده تومن دادم به اون یکی ته تغاری !
خلاصه حس غافل گیر شدم ! و جاتون خالی بعد مدتی به تعبیر معروف دهنیم شیرین کردیم ! و چیزی که اون لحظات یادمون نبود :"تحریم" بود و :"انتقام" ی که از مردم ایران گرفته میشه ! مثلا با :"گرونی" !
خب داریم زندگی می کنیم !
منکه از زندگیم راضی هستم ! البته راضی راضی که نه ! حالا کو تا مثلا بفهمم :
... ، الله الصمد ، ... .
که آقا حسین علیه السلام فرموده :
یعنی :
لم یلد و لم یولد ، و لم یکن له کفوا احد .
یعنی چی !؟
یا آقا باقرالعلوم فرموده :
اگه یکی ! بود براش همه ی علوم (ث) رو براش از :"صمد" در میاوردم !
ولی ! وقتی یادم میفته که بعد نیت هر ی میگم :
الله اکبر
خب راضیم دیگه !
حالا بمونه که بعد پناه به خدا از شیطون رجیمم نه تنها میگم :
بسم الله الرحمن الرحیم ، ... .
بلکه بعدشم میگم :
الحمد لله ... .
که در بحث قبلی بهش اشاره ای داشتم ، که مسئله فقط آغاز نیست ! بلکه :"حرف" پایانیم :"داریم" !
اونم حرفی :
لم یلد ! و لم یولد ! ، و لم یکن له کفوا احد !
حالا مثلا :"فلسفه" چه حرفی :"تازه" ای داره !؟ رو دستش !؟ و زیر دستش ، و وَر دستش !؟
شب بخیر .
-----------------------
زیرنویس :
الف :
تحت عنوان :" بر فلسفه ایرانی و ی تمرکز کنیم که در آن حرف تازه داریم" .
که این :"حرف تازه" نظرمو جلب کرده بود ! وگرنه فلسفه که ریشه در یونان باستان (ب) داره و :"سریال" ایرانی و یش که آبخورش روشن بود !
حالا :"به تعبیر معروف" دو ریالیم افتاد که چرا دیروز گفت پول داری بهم بدی !؟ که گفتم چقد ؟ و گفت ده تومن و منم پونزده تومن دادم و بحساب مزد کار هفته ی گذشتش گذاشتم ! که از پولیکه صابکارمون داده بود چیزی نموند تا بهش بدم ! آخه کرایه خونه هم وقت دادنش بود .
ب :
حتی یونان باستانی که حضرت (ره) در :"کشف الاسرار" اونو رسونده باشه به شاگردی حضرت سلیمان علیه السلام ! که در نامه اش به ملکه ی سبا نوشته :
... بسم الله الرحمن الرحیم ، ... .
ولی گویا شاگردانشان از این خبری ندارن ! از این "حرف نازه" ! چراکه در جریان کشتی نوح علیه السلام حرف : ... بسم الله و ... .
بود .
پ :
پسر خونه .
ت :
دختر .
ث :
منجمله :"به تعبیر معروف" فلسفه !
بلکه :"منطق" شم ! و بقول شهید مرتضی مطهری ، در آثار بدون استثناء خوبشون :
نخستین علم از علوم ی !
ایرانیشم !



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1440/انتقام - دو/




انتقام

درخواست حذف اطلاعات

انتقام ! :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... ، وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیرِ عِلْمٍ وَیتَّبِعُ کُلَّ شَیطَانٍ مَرِیدٍ ، ... ، وَمِنَ النَّاسِ ... ، وَمِنَ النَّاسِ ... وَمِنَ النَّاسِ ... .
سلام علیکم .
قصد نداشتم امشب چیزی بنویسم ، بعد سریال :"دلدادگان" گفتم :
کی داره از مردم ایران انتقام ! میگیره !؟
البته از مردم مردم ایران !
خب مثلا اون نونوا که در بحث قبلی گفتم که انتقامی پس نمیده ! مثل روغن فروشی که به اون روغنو گرون میده و اونم خب گرون میگیره که گرون میده !
بلکه اونی از مردم ایران که نونو گرون می ه ! و در :"سریال" گرون فروشی اونکه دیگه :"نقش" ی بهش داده نشده !
خب ! پس مثلا :" بزرگ" یا :"دشمن" داره از کی انتقام میگیره !؟ آیا از ماقبل مثلا اون :"روغن فروش" و مابعدش !؟ حالا بقول همون برنامه ی :"معرفت" شبکه ی چهار سیمای ایران (الف) :
ماقبل !
ماقبل "روغن فروش" دیگه ! که دیگه :"ماقبل" ی نداره !
البته اگه مثلا نگه :
چرا !
حتی تو دلشم ! و "نقش" در "سریال" گرون فروشی داشته باشه ! چه رسه به اینکه :"عقل" یا دشم بی نقش نباشه و ... ایندو ! هم !
چی چیِ ایندو !؟
خب این بحثو در بحث قبلی دارم ! وقتی که برسه به :"بقیة الله" ! و اونم بقولی :"ماقبل" د و دل !
مگه اینکه :"اول" ماخلق الله عقل یا بقولی قلب باشه ! و "ماقبل" ی نداشته باشه ! قلب و عقلم !
که داره !
اللهم صل علی فاطمة و ... .
خب ! چی پرسیدم !
دارن از کی انتقام گرفته میشه !؟ جز اونکه مثلا در سریال گرون فروشی نقشی نداره !؟
آیا برا اینکه در سریال :"فروش" چیزی برا "فروش" نداره !؟ یا برا اینکه سریالش :"بی پایان" نیست !؟ و یا ... !؟
خب حالا چراش بمونه ! انتقامو میگم !؟ آیا مثلا برا اینکه در :"سریال" مثلا گرون فروشی شرکت نمیکنه !؟ حتی قلبا !؟ چه رسه به عقلا ! و ... (ت) !
شب بخیر !
-----------------------
زیر نویس :
الف :
البته سیمای سازمان صدا و سیمای :"این ج.ا" ، نه ایران !
خب برای اینکه ایران با ایران مثلا شاهنشاهی فرق داره ، همینطور با "جمهوری" و :" " شم ، که :"به تعبیر معروف" می تونست هرکدوم از :"شکل" ای دیگه ی رایج در دنیا رو هم بخودش بگیره ! (ب) ، و حتی همون :"شاهنشاهی" و :" ی"شم !
مگه اینکه این یکی استثایی باشه !
ب :
خطبه های پیش از ی تهران ، توسط آقای محمد تقی مصباح یزدی ، که بصورت کتابم در اومده و منتشر شده و قبلا گفتم که در کتابخونه ی زندان خوی دیدم و در "این ج.ا" (پ) ازش گفتم .
پ :
در این وبلاگ .
ت :
مگه اینکه سریال "بقیة الله" به قلب یا عقل ما ختم بشه (ث) و بقولی :
ای برادر تو همه (قلب یا عقل) ی ، و مابقی (!) تو استخوان و ریشه ای !
داخل پرانتزا از منه ! و شاعر گفته :
شه
حالا منظورش از فکر ! عقلم ! هست !؟ بمونه ! که در نوشته های آغازین اینجا یه اشاره ای به این که بعضیا که نه ! حتی مثلا :"نخبه" های بعضیا هم فرقی بین ایندو نمیذارن ! مثل "نخبه" هایی که فرقی بین :"معرفت " یا شناخت با :"علم" یا دانش نمیذارن و مثلا میگن :
علم یا دانش اگه :"تصدیق" نباشه ! خب :"تصور" ه دیگه !
ث :
حالا بعنوان :"مابعد" و یعنی :"ماقبل" شم بمونه ! و بعبارت دیگه اول :"ماخلق الله" و نه آ ش و بقولی مثل :"آ ا مان" ی که بعضیا میگن ! و مثلا :"آ ت" م که میگن :"مابعد" این دنیا رو میگن ! و ... !



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1439/انتقام/




وجِ بی پایانِ دویِ پایانیِ شش

درخواست حذف اطلاعات
وجِ بی پایانِ دویِ پایانیِ شش :
سلام علیکم ، روز جمعتون بخیر و مبارک .
... ، أَفَغَیرَ دِینِ اللَّهِ یبْغُونَ ؟! وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَکَرْهًا وَإِلَیهِ یرْجَعُونَ !؟ ... .
تحریم دین خدا !؟
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... فِی دِینِ اللَّهِ ... . (الف)
امروز که از خواب پاشدم و ... و رفتم نون بگیریم ، هم برا خونه و هم برا سر کار ، خب دو تومن دادم به نونوا و اومدم که دوتا نون بر دارم ، گفت میشه سه تومن ! حالا بمونه که وقتی گفتم چرا !؟ چی گفت !؟
چند روز پیشا دم در همین نونوایی ایستاده بودم که نون از تنور در بیاد و بگیرم ، یکی اومد و با نونوا هم گویا آشنا بود و سلام علیک و کیف احوال کرد و تو حرفاش که با اون می زد گفت : روغنو چند میگیری ؟ برا درست نون روغنی اینو پرسید .
نونوا مبلغشو گفت و اون بهش گفت شده اینقد ، البته یه چیزم گفت ! که بمونه ! و بعد اون نونوا گفت : پس منم نونو میکنم هزار پونصد ! و کرد و منم گرفتم و حرفی نزدم ! برا اون حرفی که اون زده بود ! ولی مشتری بعدی من که یه خانم که بچه کوچکیم داشت گفت : چرا !؟ ولی خب گرفت دیگه ! خب نون بود دیگه !
ب باز ! تلویزیون همون اول اخبارش تصویر ی رو گذاشت و باز ! فرمایشاتی رو که به سران سه قوه میگفتنو پخش می کرد !
لابد باز ! امروز ائمه ی این فرمایشاتو تو خطبه هاشون می فرمایند ! ولی گوشیم برا شنیدن :"چرا!؟" یی دارن !؟
خب لابد بقول یه (ب) ای که خدا رحمتش کنه : اقتصاد مملکت به ت مربوط نمیشه ! و به ت (پ) مربوطه !
---------------------------------------
زیرنویس :
الف :
قرآن عظیم ، سوره ی : نَصر .
ب :
یکی از های قم ، که تقریبا بیست و پنج سال قبل اینو تو خطبه ی فرمودن ، یعنی پیش از مثلا :"هفت دی" سال گذشته ! و حالا یه سال پیش به این طرف !
پ :
بعضا تا گفته میشه :" ت" فورا میرن سراغ :"رییس جمهور" ! حالا بمونه که بعضیا هم وقتی میگن " ت" منظورشون اینه که برن ! سراغ "رییس جمهور" ! البته نه رییس جهمور :"خودشون" ! که گویا :"سبحان الله" و :"الحمدلله" ! و مثل :"الله" که گویا :"اقتصاد" بهش ربطی نداره ! مثل :"حکومت" ! که گویا به علما یا دانشمندا مربوطه ! که گفتن مثلا :"جمهوری" ه و یا اشکال دیگش ! حتی :"پادشاهی" ش و مثل :"سعودی" شم !
خب اگه :"علمی" نبود که برا مثلا :"سازمان ملل" که قابل قبول نبود ! مگه اینکه مانند این :"سازمان" کاری به علمی بودنش نداشته باشن و حتی عضوی مثل :" " م داشته باشن ! و حالا بمونه که اگه :"عضو" شونم فقط " " باشه ! و لاغیر ! و دیگر ملل مثل :"فلسطین" ! تا بقولی معنا ! داشته باشه ! و به "فلسطین" م معنا ! بده ! وگرنه فلسطین یعنی چی !؟ تا نباشه !؟ یا مثلا :"یمن" یعنی چی !؟ تا :"عربستان سعودی" نباشه !؟ ووو ! تو داخل مللم همینطور ! مثلا ... یعنی چی !؟ تا مثلا ت نباشه !؟ و همونطور که گفتم : تم یعنی چی !؟ تا ... نباشه !؟
خب ت چی !؟ کی !؟ آیا مثل خدا !؟ !؟ !؟ و جانشین یا نایب م !؟ و اش مثلا در :"این ج.ا" !؟ و این جاییا !؟ و مثلا :" ت" در این راستا !؟ یا همونطور که گفته میشه ! قیصر ، شاه ووو و منجمله :"رییس جمهور" م :"به تعبیر معروف" فی امان الله ! نه فی دین الله ! و بقولی فی : علم یا دانش !
خب ! برا اینکه علمی بودن ربطی به دینی بودن نداره ! و فی دین الله لازم نیست علمی باشه ! علمی بودنم لازم نیست دینی باشه ! مثل چی !؟ خب همون :"اقتصاد" دیگه ! :"حکومت" دیگه ! ووو ! مثل "به تعبیر معروف" شیر بی یال و کوپال و اشکمم !
مثل چی !؟ همون که :"رییس مجلس خبرگان ی" فرمودن ! بعد اجلاس اخیرشون ! و تازه بازخواستم فرمودن ! که چرا اوضاع و احولو ربط میدن به : ... ، ، و خدا !؟
خب میفرمایید به کی ربط بدن !؟ به ت !؟ و واونم به تعبیر معروف :"رییس جمهور" ش !؟ و البته نه "رییس جمهور" شما !؟ بلکه :"قوه ی مجریه" ی :"اوامر" ... !؟
اونوقت این علمی ملمی و مثلا :"دانش بنیان" ا که گفته میشه یعنی اینا !؟ حالا :"دینی" ش پیش کش ! حضرت : آیة الله ... ! فقیه ... ! ... !
إِذَا جَاءَ
رَأَیتَ النَّاسَ
نه اینکه حتی :
رَأَیتَ النَّاسَ
... جَاءَ !
چراکه آیا : فی دین ناسم !؟ ولو :
... لَهُ (ت) أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ (ث) طَوْعًا وَکَرْهًا وَإِلَیهِ یرْجَعُونَ !؟ ... .
ت :
الله .
ث :
حتی ناس ! و حتی عالم یا دانشمند و حتی عالم یا دانشمند دینیشم ! چه رسه به :"فقیه" ش ! و اونم نه :"حامل فقه"ش ! و حتی مُتفقّه دین یا محمدی !
...
پرسش :
راستی شما ! مثلا : رییس مجلس خبرگان :"مردمی" هستین مگه !؟
که مثلا :"ارجاع" میدین به :"مردم"اش !؟ مثلا :"خبره" در اقتصاد ! مثل "خبره" در حکومت !؟ و علما یا دانشمندانش ! و :"نظریه" ی حتی :"علمی" اونا !؟ و اونم علوم یا دانشهای وارداتی ! و از :"گمرک" لابد مثلا :"دانش بنیان" !
... و الیه راجعون !؟
خب چه "نظریه" ای در این نزدیک به چهار دهه داشتن که تا حالا نداده باشن !؟ و حالا بدن !؟ و تازه عملیم باشه !؟ و بقولی :"کاربردی" ! که تا حالا "کابردی" داشته ! بعنوان نمونه ! در دنیا ! ولی حتی برا :"آزمون و خطا" هم نظریه ی دین یا داده نشه ! و بعبارت دیگه : تحریم ! و اونم تحریم علمی !
اونم :"به تعبیر معروف" ش !؟ :"صفر بنیان" !؟ نه :
بِسْمِ اللَّهِ ... فِی دِینِ اللَّهِ ... .
روز بخیر .



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1438/خروجِ بي پايانِ دويِ پايانيِ شش/




وج بی پایانِ دویِ پایانیِ پنج

درخواست حذف اطلاعات

وج بی پایانِ دویِ پایانیِ پنج :
با سلام و شب بخیر مجدد .
... ، لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَیتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیةِ اللَّهِ ... .
خب گفتم که امروز سر کار نرفتیم ، ولی فرصت نشد که بحثو پیگیر بشم ، بحثی رو رسید به جایی که گفتم فقط بحث از این نیست که مثلا یکی گفته :
بنام خداوند جان و د
یا بازم بعنوان مثال یکی دیگه گفته :
بنام آنکه جان را فکرت آموخت
بلکه ، اون یکی در مصرع دوم گفته :
کزین برتر شه بر نگذرد
و دیگریم گفته :
چراغ دل بنور جان بیفروخت
خب ، حالا بمونه که مثلا یکی گفته ، اونم در مصرع اول ! که :
ای یا ایها الساقی ادر ا و ناولها
یا بازم بعنوان مثال دیگری گفته ، بازم در مصرع اول ! که :
بشنو از نی چون حکایت می کند
قرآن میگه وقتی فرعون به موسی گفت ربّ تو کیه !؟ گفت اونی که خلق کرده و بعدشم هدایت کرده ، نه اینکه فقط آفریده باشه و رها کرده باشه ! بلکه آفریده رو هدایتم کرده .
بعبارت دیگه نه فقط بنام اونکه آفرید ، بلکه همونطور که قبلا هم این پرسش :
... ، الْحَمْدُ لِ ... ؟
رو مطرح ، مسئله فقط اون نیست که بعنوان مثال عالم یا دانشمند ! فیلسوف ! فیزیک دان ! ریاضی دان ! ووو یی در کتاب :"چرا ی نیستم !؟" ش داستان رو داستانی کرده باشه که کودکی از پدرش پرسیده باشه : کی منو آفریده !؟
بلکه همین پرسشم حکایت از این داره که کودک بی راهنما نیست ! و مثلا از پدرش راهنمایی خواسته !
بعبارت دیگه تحت :"تحریم" نیست ! مگه اینکه بقول مثلا همون عالم یا دانشمند ! ووو ! گفته بشه که پرسشش پاسخگو نداره ! بلکه :"بی پاسخگوست" ! بعبارت دیگه :"فاقد" شه !
مثل چی !؟ مثل اینکه اعضای حسی که در نوشته ی قبلی گفتم ، نه تنها پاسخگویی نداشته باشن ! بلکه مثل مابعد یا بقولی ماقبل حسشونم ، نه تنها حافظه ای پاسخگوی دستاوردش از حواس نباشه ! بلکه حافظه ای در کار نباشه برا گرفتن ! ش ! و مرگی نداشته باشه ! مابعد یا بقولی ماقبل حواسو میگم !؟ در حالیکه مثلا :
کُلُّ مَنْ عَلَیهَا فَانٍ ، وَیبْقَى وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ
و اصلا :
فَبِأَی آلَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ !؟
اونم بقولی در مصرع دوم ! نه مابعدش که بقولی گفته شود : ماقبلش .
ماقبل :
... آلَاءِ رَبِّ !؟
شب بخیر .



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1437/خروج بي پايانِ دويِ پايانيِ پنج/




وج بی پایانِ دویِ پایانیِ سه

درخواست حذف اطلاعات
وج بی پایانِ دویِ پایانیِ سه :
بازم سلام علیکم .
... ، یا أَیهَا النَّبِی اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَالْمُنَافِقِینَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا ، ... .
شب بخیر و امیدوارم روز خوبی رو پشت سر گذاشته و روز بهتری رو پیش رو داشته باشین .
"ش ت تحریم" :
... ، یا أَیهَا النَّبِی إِذَاطَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیوتِهِنَّ وَلَا یخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ یأْتِینَ بِفَاحِشَةٍ مُبَینَةٍ وَتِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ یتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِی لَعَلَّ اللَّهَ یحْدِثُ بَعْدَ ذَلِکَ أَمْرًا ، ... .
پیش از اینکه وارد موضوعی که گفتم ، در قسمت قبلی ، بشم ، اول یه چیزی رو بپرسم که در قسمت قبلی می خواستم بگم و موند .
اونم اینکه :"فرض" کنیم معاویه در زمان آقا حسن علیه السلام از دنیا می رفت و یزید رو هم جانشین خودش میکرد و یزیدم از علیه السلام می خواست بیعت بگیره ، خب چه می کرد !؟
یا فرض کنیم معاویه آقا حسین علیه السلام رو هم مسموم می کرد و در زمان آقا علی ثانی ، علی بن حسین علیه السلام از دنیا میرفت و یزید از می خواست بیعت بگیره ، اونوقتم چه می کرد !؟ آیا بازم بقولی :" بیمار" گفته میشد !؟
یا مثلا شهریار که گفته :
بجز علی که آرد پسری ابول اجاعب ، که علم کند به عالم ی کربلا را
نمیگفت مثلا :
بجز از حسین که آرد پسری ابول احاعب ، ... !؟
یا مثلا :
بجز از علی که آرد نوه ای ابول احاعب ، ... !؟
خب ، برم سر موضوع ، موضوع اینکه ما نه تنها مثلا چشمی داریم که به یه چیزی میفته ، مثل این نوشته ، و چنین نیست اونی که چشم داره به :"هیچی" نیفته ! چه رسه که بقولی به "هیچی" م بیفته !
میگن یکی ادعای ی کرد و بهش گفتن معجزه ات چیه !؟ گفت به دیوار میگم برو عقب میره ! گفتن بگو تا ببینیم ، گفت و دیوار عقب نرفت ! یکی گفت دیوار که عقب نرفت !؟ گفت :"حلال زاده ها" می بینن ! بقیه چیزی نگفتن ! بعبارت دیگه خوشونو تحریم ! از گفتن !
... ، یا أَیهَا النَّبِی لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضَاتَ أَزْوَاجِکَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ، ... .
قبلا گفتم که فرق داره اونی که شاعر در معرفی آقا علی ثانی ، علی بن حسین علیه السلام گفته ، با اونی که مثلا منطق جدید (الف) میگه ! یه فرقشم اینه که گفته ی منطق جدید بگوش که میرسه ! چه اینکه بگه :"مجموعه ی جامع نداریم!" و چه اینکه :" مجموعه ! ی تهی داریم"!
بعبارت دیگه : خدا داریم و نداریم ! آفریننده داریم و نداریم !
مگه اینکه اونی که گوش داره ، بقولی خود تحریمی کنه ! مثلا برا اینکه اینی که بگوشش رسیده رو یه دانشمند ! فیلسوف ! فیزیک دان ! ریاضی دان ! ووو گفته ! یا تو کتاب نظام آموزشی :" این ج.ا" اومده و ... خصوصا اگه نظامیم باشه که براش خون داده شده و شهید داده شده ، جانباز و اسیرشدن ! و حالا بیا بگو و خودتو از گفتن محروم نکن !
تازه ! نظام برسه به ولایت و نیابت زمان و و خدا ! که دیگه نگو ! و :" به تعبیر معروف" شتر دیدی ندیدی ، شنیدی نشنیدی ! و مابعد حسم همینطور ، چه رسه بقول همون برنامه ی :"معرفت" (ب) :
ماقبل حس !
که قبلا گفتم منکه ندیدم یکی حرفی داشته باشه از اون ، چه بعنوان مابعد حس ، و چه بعنوان ماقبل حس ! چه رسه که بقول مثلا آقا المومنین علیه السلام که فرموده :
... ، والقلوب ائمة الحواس ، و ... .
و برا ما بعدشم :
... ، والحواس ائمة الاعضاء .
حرفی زده شده باشه برا مابعد یا ماقبل حس ! چرا گفته شده که بعدش :"تجرید از حس" و به :"بایگانی" سپردنه ! ولی حرف از قلب یا دل نیست ! و بقول آقا صادق علیه السلام تش بر حواس !
حالا بعد یا قبل از حواس و محل نزول قرآن بمونه ! و بعبارت دیگه :
... ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ ، ... .
که در قسمت قبلیم به اون اشاره شده ! و بعبارت دیگه تحریمش ! بعد تحریم حواس ! و اعضای حسی !
اونوقت حرف از تحریم ست ! یا تحریم :" بزرگ" ! و یا تحریم :"دشمن" !
خب ! ما رو می خواد از چی محروم کنه !؟ از مثلا گوشی که داریم !؟ و میشنوه و مابعد یا ماقبلش !؟ یا از حافظه ای که نداریم یا بقولی :"فاقد" اونیم !؟ و یا :"تهی"ست !؟
یا از حافظه ای که داریم !؟ و ازش بیاد میاریم !؟ و بهش فکر می کنیم و ... !؟ اینو که نمی تونه تحریم کنه ! اونم که تحریم ه یا نکنه فرقی نداره برای ما ! ولو اینکه عقلمونم تو مثلا چشمون باشه ! و برا اونم :"سفاهت" شو میرسونه ! آخه یعنی چی که ما رو از :"هیچی" محروم کنه !؟ مگه اینکه اونوقت مثلا علم یا دانش ریاضیشو نخواهیم داشت ! منطقشو نخواهیم داشت ! منطق کامپیوترشو نخواهیم داشت و وا ویلا !
... ، آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَینَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَإِلَیکَ الْمَصِیرُ ، لَا یکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیهَا مَا اکْتَسَبَتْ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَینَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ .
این دو آیه ی آ سوره ی بقره ثواب شبو داره .
شب بخیر .
----------------------------
زیرنویس :
الف :
در قسمت فبلی گفتم که منطق قدیمم حرفش همینه .
ب :
برنامه ی :"معرفت" شبکه ی چهار سیمای سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلایم ایران ، که نقل قولی از اون شد در نوشته های قبلی ، که در برنامه ی ی گذشته گفته بود .
مثلا :
بجای ما بعد الطبیعه گفته شود ماقبلش .
یا مثلا :
دین به کمک آدمای تنبل اومده که مثلا حال فکر ندارن و براشون راحت کرده کار رو !
و خصوصا :"قانون طبیعت" که بچشم نمیاد ! قانونی که براش آیه ای از سوره ی الرحمن هم آورده شد !
حالا قانون مابعد یا ماقبلش چی !؟ بمونه ! همچنین آیه اش !؟
خب منطق قدیم و جدیدشم و فازی ایندو هم که قانون ما بعد یا ماقبل اعضای حسی ماست ! و دین چه حرفی داره !؟ برا کمک حواس و ما بعد و یا ماقبلش !؟
آیا مثلا مانند :"شکل" حکومت حرفی برا گفتن نداره !؟ و ما بریم از غرب و مثلا فرانسه کمک بگیریم !؟ و بعد یا قبلش ! از !؟ " بزرگ" و یا :"دشمن" !؟



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1435/خروج بي پايانِ دويِ پايانيِ سه/




وج بی پایانِ دویِ پایانیِ چهار

درخواست حذف اطلاعات

وج بی پایانِ دویِ پایانیِ چهار :
... ، لَمْ یکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ وَالْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ حَتَّى تَأْتِیهُمُ الْبَینَةُ ، رَسُولٌ مِنَ ... ؟ ... .
سلام علیکم ، شبتون بخیر .
ش ت تحریم ، قسمت پایانی :
... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ (الف) ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .
هرچند امروز نرفتیم سر کار ، ولی تا ظهر علاف درخواستی بودیم که نه تنها مخابرات این ج.ا (پ) ، بلکه مخابرات اون ج.ا (ت) ییم که مخابرات اینجا رو گویا پوشش (ث) میده هم داشت ما رو میفرستاد تبریز ! تازه اگه اونجا هم بتونه پاسخگوی درخواستی باشه که گویا شورای حل اختلافی در تبریز خواستار اونه و ... ، اونم بعد شش هفت ماه رسیدگیش ! به پرونده ای که مثل روز روشنه !
حالا خوبه که نرفتیم سر کار ! وگرنه گوشی من که بنام حاج خانومه ، و گوشی داش ممّدم که بنام دختر خونس ، مادر و دخترو از اینجا به اونجا و آنجا هم می خواست بکشونه ! و آ شم هیچی ! آخه به خانم مون زنگ زدم و گوشی رو دادم به پاسخگوی مخابرات اونجا و گفتم ببیند چی میگن !؟ و قضیه فیصله یافت و یت گرفتن این چیه پیرینت پیامک های درخواستی از مخابرات به پایان رسید !
وگرنه شاید کارمون به تبریزم میکشید ! شایدم به مخابرات پوشش دهنده ی تبریزم ! و شایدم ...
خب آ ش که چی !؟ هیچی !؟ پوشش دهنده ی مخابراته ! دنیاس !؟ و مثلا صفر (90) و چندش ایرانه ! مثل صفر (900) و چند مثلا گوشی من !؟
--------------------------
زیر نویس :
الف :
حالا ماقبل ! (ب) ش بمونه ! مابعدش که :
وَالنُّورَ ... .
ب :
بقول همون برنامه ی :"معرفت" شبکه ی چهار ، یا شبکه ی :"دانایی" ی سیمای سازمان صدا و سیمای این ج.ا .
یا بقول مرحوم علامه محمد تقی جعفری ، که گفتم ، پرسیده بودن از :"پیشین" .
پ :
شهر ما ، محل س ت ما .
ت :
مخابرات اسکو ، شهرستان اسکو .
ث :
مثل :"کافَر" ، یعنی پوشش دهنده .
یا مثل اعضای حسی ، که هرکدوم پوشش دهنده چیزی از دنیا یا بقولی :"جهان" خارجن ، و خود هم تحت پوشش حسی از حواس پنجگانه ، و فرستاده ی اونا به جهان خارج .
حالا حواس فرستاده یا رسول چی چی ما !؟ و مابعد و یا ماقبلشم فرستاده ی کی !؟ بمونه ! که گفتم در قسمت قبلیم ، نه تنها غرب و بعد رنسانسشم ، بلکه شرق و بعد انقلاباتشم ! و حتی در بقولی :"غربِ اونم" و حتی ایران و بعد انقلابم ! آیا حرفی زده شده از "مابعد حس" !؟ یا بقولی که :"ماقبل" ش ! گفته بشه !؟ جز مانند مثلا همون :"تجرید از حس" !؟ و مثلا :"بایگان" ی شدنش !؟ و ...
و بقول مثلا شهید مرتضی مطهری ، در آثار بدون استثناء خوبشونم که فکر یا شه یعنی اون یادآوری که :"زاینده" هست ، نیز یادآوری همون "تجرید از حس"ه ! حتی م "زاینده" شم !
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ، هُوَ الَّذِی ... .



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1436/خروج بي پايانِ دويِ پايانيِ چهار/




وج بی پایانِ دویِ پایانیِ سه

درخواست حذف اطلاعات
وج بی پایانِ دویِ پایانیِ سه :
بازم سلام علیکم .
... ، یا أَیهَا النَّبِی اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَالْمُنَافِقِینَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا ، ... .
شب بخیر و امیدوارم روز خوبی رو پشت سر گذاشته و روز بهتری رو پیش رو داشته باشین .
"ش ت تحریم" :
... ، یا أَیهَا النَّبِی إِذَاطَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیوتِهِنَّ وَلَا یخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ یأْتِینَ بِفَاحِشَةٍ مُبَینَةٍ وَتِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ یتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِی لَعَلَّ اللَّهَ یحْدِثُ بَعْدَ ذَلِکَ أَمْرًا ، ... .
پیش از اینکه وارد موضوعی که گفتم ، در قسمت قبلی ، بشم ، اول یه چیزی رو بپرسم که در قسمت قبلی می خواستم بگم و موند .
اونم اینکه :"فرض" کنیم معاویه در زمان آقا حسن علیه السلام از دنیا می رفت و یزید رو هم جانشین خودش میکرد و یزیدم از علیه السلام می خواست بیعت بگیره ، خب چه می کرد !؟
یا فرض کنیم معاویه آقا حسین علیه السلام رو هم مسموم می کرد و در زمان آقا علی ثانی ، علی بن حسین علیه السلام از دنیا میرفت و یزید از می خواست بیعت بگیره ، اونوقتم چه می کرد !؟ آیا بازم بقولی :" بیمار" گفته میشد !؟
یا مثلا شهریار که گفته :
بجز علی که آرد پسری ابول اجاعب ، که علم کند به عالم ی کربلا را
نمیگفت مثلا :
بجز از حسین که آرد پسری ابول احاعب ، ... !؟
یا مثلا :
بجز از علی که آرد نوه ای ابول احاعب ، ... !؟
خب ، برم سر موضوع ، موضوع اینکه ما نه تنها مثلا چشمی داریم که به یه چیزی میفته ، مثل این نوشته ، و چنین نیست اونی که چشم داره به :"هیچی" نیفته ! چه رسه که بقولی به "هیچی" م بیفته !
میگن یکی ادعای ی کرد و بهش گفتن معجزه ات چیه !؟ گفت به دیوار میگم برو عقب میره ! گفتن بگو تا ببینیم ، گفت و دیوار عقب نرفت ! یکی گفت دیوار که عقب نرفت !؟ گفت :"حلال زاده ها" می بینن ! بقیه چیزی نگفتن ! بعبارت دیگه خوشونو تحریم ! از گفتن !
... ، یا أَیهَا النَّبِی لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضَاتَ أَزْوَاجِکَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ، ... .
قبلا گفتم که فرق داره اونی که شاعر در معرفی آقا علی ثانی ، علی بن حسین علیه السلام گفته ، با اونی که مثلا منطق جدید (الف) میگه ! یه فرقشم اینه که گفته ی منطق جدید بگوش که میرسه ! چه اینکه بگه :"مجموعه ی جامع نداریم!" و چه اینکه :" مجموعه ! ی تهی داریم"!
بعبارت دیگه : خدا داریم و نداریم ! آفریننده داریم و نداریم !
مگه اینکه اونی که گوش داره ، بقولی خود تحریمی کنه ! مثلا برا اینکه اینی که بگوشش رسیده رو یه دانشمند ! فیلسوف ! فیزیک دان ! ریاضی دان ! ووو گفته ! یا تو کتاب نظام آموزشی :" این ج.ا" اومده و ... خصوصا اگه نظامیم باشه که براش خون داده شده و شهید داده شده ، جانباز و اسیرشدن ! و حالا بیا بگو و خودتو از گفتن محروم نکن !
تازه ! نظام برسه به ولایت و نیابت زمان و و خدا ! که دیگه نگو ! و :" به تعبیر معروف" شتر دیدی ندیدی ، شنیدی نشنیدی ! و مابعد حسم همینطور ، چه رسه بقول همون برنامه ی :"معرفت" (ب) :
ماقبل حس !
که قبلا گفتم منکه ندیدم یکی حرفی داشته باشه از اون ، چه بعنوان مابعد حس ، و چه بعنوان ماقبل حس ! چه رسه که بقول مثلا آقا المومنین علیه السلام که فرموده :
... ، والقلوب ائمة الحواس ، و ... .
و برا ما بعدشم :
... ، والحواس ائمة الاعضاء .
حرفی زده شده باشه برا مابعد یا ماقبل حس ! چرا گفته شده که بعدش :"تجرید از حس" و به :"بایگانی" سپردنه ! ولی حرف از قلب یا دل نیست ! و بقول آقا صادق علیه السلام تش بر حواس !
حالا بعد یا قبل از حواس و محل نزول قرآن بمونه ! و بعبارت دیگه :
... ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ ، ... .
که در قسمت قبلیم به اون اشاره شده ! و بعبارت دیگه تحریمش ! بعد تحریم حواس ! و اعضای حسی !
اونوقت حرف از تحریم ست ! یا تحریم :" بزرگ" ! و یا تحریم :"دشمن" !
خب ! ما رو می خواد از چی محروم کنه !؟ از مثلا گوشی که داریم !؟ و میشنوه و مابعد یا ماقبلش !؟ یا از حافظه ای که نداریم یا بقولی :"فاقد" اونیم !؟ و یا :"تهی"ست !؟
یا از حافظه ای که داریم !؟ و ازش بیاد میاریم !؟ و بهش فکر می کنیم و ... !؟ اینو که نمی تونه تحریم کنه ! اونم که تحریم ه یا نکنه فرقی نداره برای ما ! ول اینکه عقلمونم تو مثلا چشمون باشه ! و برا اونم :"سفاهت" شو میرسونه ! آخه یعنی چی که ما رو از :"هیچی" محروم کنه !؟ مگه اینکه اونوقت مثلا علم یا دانش ریاضیشو نخواهیم داشت ! منطقشو نخواهیم داشت ! منطق کامپیوترشو نخواهیم داشت و وا ویلا !
... ، آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَینَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَإِلَیکَ الْمَصِیرُ ، لَا یکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیهَا مَا اکْتَسَبَتْ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَینَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ .
این دو آیه ی آ سوره ی بقره ثواب شبو داره .
شب بخیر .
----------------------------
زیرنویس :
الف :
در قسمت فبلی گفتم که منطق قدیمم حرفش همینه .
ب :
برنامه ی :"معرفت" شبکه ی چهار سیمای سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلایم ایران ، که نقل قولی از اون شد در نوشته های قبلی ، که در برنامه ی ی گذشته گفته بود .
مثلا :
بجای ما بعد الطبیعه گفته شود ماقبلش .
یا مثلا :
دین به کمک آدمای تنبل اومده که مثلا حال فکر ندارن و براشون راحت کرده کار رو !
و خصوصا :"قانون طبیعت" که بچشم نمیاد ! قانونی که براش آیه ای از سوره ی الرحمن هم آورده شد !
حالا قانون مابعد یا ماقبلش چی !؟ بمونه ! همچنین آیه اش !؟
خب منطق قدیم و جدیدشم و فازی ایندو هم که قانون ما بعد یا ماقبل اعضای حسی ماست ! و دین چه حرفی داره !؟ برا کمک حواس و ما بعد و یا ماقبلش !؟
آیا مثلا مانند :"شکل" حکومت حرفی برا گفتن نداره !؟ و ما بریم از غرب و مثلا فرانسه کمک بگیریم !؟ و بعد یا قبلش ! از !؟ " بزرگ" و یا :"دشمن" !؟



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1435/خروج بي پايانِ دويِ پايانيِ سه/




وج بی پایانِ دویِ پایانیِ سه

درخواست حذف اطلاعات

وج بی پایانِ دویِ پایانیِ سه :
بازم سلام علیکم .
... ، یا أَیهَا النَّبِی اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَالْمُنَافِقِینَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا ، ... .
شب بخیر و امیدوارم روز خوبی رو پشت سر گذاشته و روز بهتری رو پیش رو داشته باشین .
"ش ت تحریم" :
... ، یا أَیهَا النَّبِی إِذَاطَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیوتِهِنَّ وَلَا یخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ یأْتِینَ بِفَاحِشَةٍ مُبَینَةٍ وَتِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ یتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِی لَعَلَّ اللَّهَ یحْدِثُ بَعْدَ ذَلِکَ أَمْرًا ، ... .
پیش از اینکه وارد موضوعی که گفتم ، در قسمت قبلی ، بشم ، اول یه چیزی رو بپرسم که در قسمت قبلی می خواستم بگم و موند .
اونم اینکه :"فرض" کنیم معاویه در زمان آقا حسن علیه السلام از دنیا می رفت و یزید رو هم جانشین خودش میکرد و یزیدم از علیه السلام می خواست بیعت بگیره ، خب چه می کرد !؟
یا فرض کنیم معاویه آقا حسین علیه السلام رو هم مسموم می کرد و در زمان آقا علی ثانی ، علی بن حسین علیه السلام از دنیا میرفت و یزید از می خواست بیعت بگیره ، اونوقتم چه می کرد !؟ آیا بازم بقولی :" بیمار" گفته میشد !؟
یا مثلا شهریار که گفته :
بجز علی که آرد پسری ابول اجاعب ، که علم کند به عالم ی کربلا را
نمیگفت مثلا :
بجز از حسین که آرد پسری ابول احاعب ، ... !؟
یا مثلا :
بجز از علی که آرد نوه ای ابول احاعب ، ... !؟
خب ، برم سر موضوع ، موضوع اینکه ما نه تنها مثلا چشمی داریم که به یه چیزی میفته ، مثل این نوشته ، و چنین نیست اونی که چشم داره به :"هیچی" نیفته ! چه رسه که بقولی به "هیچی" م بیفته !
میگن یکی ادعای ی کرد و بهش گفتن معجزه ات چیه !؟ گفت به دیوار میگم برو عقب میره ! گفتن بگو تا ببینیم ، گفت و دیوار عقب نرفت ! یکی گفت دیوار که عقب نرفت !؟ گفت :"حلال زاده ها" می بینن ! بقیه چیزی نگفتن ! بعبارت دیگه خوشونو تحریم ! از گفتن !
... ، یا أَیهَا النَّبِی لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضَاتَ أَزْوَاجِکَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ، ... .
قبلا گفتم که فرق داره اونی که شاعر در معرفی آقا علی ثانی ، علی بن حسین علیه السلام گفته ، با اونی که مثلا منطق جدید (الف) میگه ! یه فرقشم اینه که گفته ی منطق جدید بگوش که میرسه ! چه اینکه بگه :"مجموعه ی جامع نداریم!" و چه اینکه :" مجموعه ! ی تهی داریم"!
بعبارت دیگه : خدا داریم و نداریم ! آفریننده داریم و نداریم !
مگه اینکه اونی که گوش داره ، بقولی خود تحریمی کنه ! مثلا برا اینکه اینی که بگوشش رسیده رو یه دانشمند ! فیلسوف ! فیزیک دان ! ریاضی دان ! ووو گفته ! یا تو کتاب نظام آموزشی :" این ج.ا" اومده و ... خصوصا اگه نظامیم باشه که براش خون داده شده و شهید داده شده ، جانباز و اسیرشدن ! و حالا بیا بگو و خودتو از گفتن محروم نکن !
تازه ! نظام برسه به ولایت و نیابت زمان و و خدا ! که دیگه نگو ! و :" به تعبیر معروف" شتر دیدی ندیدی ، شنیدی نشنیدی ! و مابعد حسم همینطور ، چه رسه بقول همون برنامه ی :"معرفت" (ب) :
ماقبل حس !
که قبلا گفتم منکه ندیدم یکی حرفی داشته باشه از اون ، چه بعنوان مابعد حس ، و چه بعنوان ماقبل حس ! چه رسه که بقول مثلا آقا المومنین علیه السلام که فرموده :
... ، والقلوب ائمة الحواس ، و ... .
و برا ما بعدشم :
... ، والحواس ائمة الاعضاء .
حرفی زده شده باشه برا مابعد یا ماقبل حس ! چرا گفته شده که بعدش :"تجرید از حس" و به :"بایگانی" سپردنه ! ولی حرف از قلب یا دل نیست ! و بقول آقا صادق علیه السلام تش بر حواس !
حالا بعد یا قبل از حواس و محل نزول قرآن بمونه ! و بعبارت دیگه :
... ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ ، ... .
که در قسمت قبلیم به اون اشاره شده ! و بعبارت دیگه تحریمش ! بعد تحریم حواس ! و اعضای حسی !
اونوقت حرف از تحریم ست ! یا تحریم :" بزرگ" ! و یا تحریم :"دشمن" !
خب ! ما رو می خواد از چی محروم کنه !؟ از مثلا گوشی که داریم !؟ و میشنوه و مابعد یا ماقبلش !؟ یا از حافظه ای که نداریم یا بقولی :"فاقد" اونیم !؟ و یا :"تهی"ست !؟
یا از حافظه ای که داریم !؟ و ازش بیاد میاریم !؟ و بهش فکر می کنیم و ... !؟ اینو که نمی تونه تحریم کنه ! اونم که تحریم ه یا نکنه فرقی نداره برای ما ! ول اینکه عقلمونم تو مثلا چشمون باشه ! و برا اونم :"سفاهت" شو میرسونه ! آخه یعنی چی که ما رو از :"هیچی" محروم کنه !؟ مگه اینکه اونوقت مثلا علم یا دانش ریاضیشو نخواهیم داشت ! منطقشو نخواهیم داشت ! منطق کامپیوترشو نخواهیم داشت و وا ویلا !
... ، آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَینَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَإِلَیکَ الْمَصِیرُ ، لَا یکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیهَا مَا اکْتَسَبَتْ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَینَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ .
این دو آیه ی آ سوره ی بقره ثواب شبو داره .
شب بخیر .



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1435/خروج بي پايانِ دويِ پايانيِ سه/




وج بی پایانِ دویِ پایانیِ دو

درخواست حذف اطلاعات
وج بی پایانِ دویِ پایانیِ دو :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ یا أَیهَا النَّبِی إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ ... .
باز سلام علیکم و باز روز بخیر .
یادآوری :
اونی که در قسمت :"قبل" گفتم به این ختم نمیشه که حالا ما :"فرض" کنیم با قبول حرف منطق جدید (الف) (ب) که بنای علم یا دانش رو بر :"هیچی" (پ) گذاشته ، و یا بعبارت دیگه ، چون :"مجموعه ی جامع" نداریم ، "فرض" کنیم که "هیچی" نداریم و دانش آموزی ، دانشجویی و همینطور بقولی :"طلبگی" از :"صفر" داشته باشیم !
چراکه مسئله که بقول :"معروف" فقط :
انّا لله
نیست ! که فرضم کنیم ، هرچند در قسمت قبل گفتم این فرق داره با اونی که شاعر در معرفی آقا علی ثانی ، علی بن حسین علیه السلام گفته ، :"به تعبیر معروف" از مادر دانا بدنیا نیامودیم ! و حتی :"نادان" م بدنیا اومده باشیم ! و این ، همونطور که در قسمت قبل بهش اشاره شد ، مستندم به قرآن باشه و گفتم بعنوان مثال بقول شهید ف رازی در تفسیر کبیرشون چنین استنادی رو دارن .
خب :
الیه راجعون
چی !؟ یعنی چی چی آموزی !؟ جویی و :"طلب" شم !؟ بعبارت دیگه :
الحمد لِ ... ؟
خب بله ! منطق "به تعبیر :"دیجیتالی" م باز بی حرف نیست در اینم ! ولی باز اینم فرق داره مثل :
بِسْمِ اللَّهِ ... .
ش ! خب بنا نیست که :"یه" چیز بعنوان مثلا علم یا دانش داشته باشیم ! و تا "یه" چیز بخوایم داشته باشیم ، باز روز از نو روزی از نو ! اونم نه بقول شاعر که در معرفی آقا علی ثانی ، علی بن حسین علیه السلام گفته ! بلکه بقول دانشمند ! فیلسوف ! فیزیک دان ! و ... ! که علم یا دانش داره ! نه اینکه نداره ! یا به تعبیر معروف ! ندارشو داره ! مثل ما ! بعنوان مثلا دانش آموز ، دانشجو و همینطور طلبه هم ! مادر زادم ! اونم نه مادر زاد دانشمند ! فیلسوف ! فیزیک دان ! و ...
حالا این بمونه ! منکه :"یاد" م نمیاد ! ولی ایشون ! شاید "یاد" شون بیاد ! کی دانست که نمی داند !؟ همو که به تعبیر معروف : بداند که نمی داند !؟ اونم باز به تعبیر معروف :"سه طلاقه" کرده دانستن رو !؟ بلکه بقولی :" خود تحریمی" کرده از ش !؟ از علم یا دانشو میگم !؟
اونم نه در آغاز ! بلکه در دانش آموزی ، دانشجویی و همینطور طلبگیم !
چراکه گفتم مسئله فقط آغازش که نیست ! تازه باشه هم ! که هست ! آیا بی پایان و یا بقول معروف :"ابتر" ه !؟ یا بی پایان ! ه !؟ یعنی علم یا دانش که پایان نداره ! و فقط آغازش مطرح نیست که بقولی :"سرآغاز" ش یادمون نمیاد !
یعنی آیا :"یاد" ! مون خواهد اومد !؟ و به قولی فراغ و فارق از تحصیلم خواهیم شد ! و مدرک علم یا دانش رو خواهیم گرفت !؟ مدرک علم یادانش مثلا :"ریاضی فیزیک" رو نمیگما ! یا بقول دیگری :"علوم تجربی" (ت) و یا بقولی دیگه علوم ...
و بقولی :"صفر تا صد" شم ! اونم :"انسانی" ! که یادش نمیومد آفریده شدنشو :
... مِنْ صَلْصَالٍ کَالْفَخَّارِ ، ... .
یا بقولی (ٍث) حالشم نداشته و شایدم حالشو نداره ! :"ماقبل" شو ! یا بقولی :"مابعد" شو ، مثل :"مابعد الطبیعه" پیگیر باشه ! که :
... ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ ، ... .
---------------------------
زیرنویس :
الف ، ب :
قبلا گفتم که حرف منطق قدیم ارسطوییم حرف منطق ریاضیه ! تعبیرشون فرق داره ، مثلا :"فاقد" حافظه (بودن) ! فرقی نداره با حافظه ی :"صفریک" ! اختلاف در تعبیره .
اگه فرق دیگه ای هم داشته باشه مثل اختلاف :"یک صفر" با :"صفریک" ه !
جفتشم بناشون بر :"دو رقمی" ه ، بر :"دویی" که بقول یکیشون عبارته از :"مثبت و منفی" و بقول دیگریش : منفی و مثبت" ، بعبارت دیگه بنای هیچکدومشون بر :"یه" چیز نیست ! و از این بابت فرقی با هم ندارن ! در حالیکه بنا بر "یه" چیز گذاشته میشه ! البته یه :"بنا" ! مثل بنای علم یا دانش .
پ :
:"فرض" مجموعه ی تهی .
ت :
زمان تحصیل ما در دبیرستان بهش گفته میشد : علوم طبیعی .
و به مثلا دیپلمشم گفته میشد : دیپلم طبیعی .
مثل :"دیپلم ریاضی" ، و :"ادبی" که حالا بهش گفته میشه :"انسانی" .
ث :
یادمه که تو اون برنامه (ج) ی تلویزیونی گفته شد که :"دین" کار آدمای مثلا :"تنبل" رو آسون کرده ! و به کمکشون اومده !
حالا آیا می آید !؟ هنوزم !؟ یا بشر مثلا بعد :"رنسانس" غرب و در اروپاش دیگه نیازی به "دین" نداره !؟ بلکه نداشته !؟ چون دین حرفی نداره ! اونم حرف :"علمی" !
نه اینکه داشته و بعد مثلا "رنسانس" ش دیگه نداره ! مثل :"منطق قدیم" ! که بقول جدیدش :"منطق" نیست !
حالا بمونه که :"فازی" ایندو هم اومده و میگه جدیدشم به :"بن بست" رسیده رو می خواد از "بن بست" در بیاره !
البته با اینکه میگن مثلا ازش استقبال نکرد ! ولی تو :"این ج.ا" حتی عنوان :"منطق قرآن" م گرفت ! البته هنوز :"منطق قرآن" همون منطق قدیمه ! منطق روایت و حدیثم همینطور ! و :"عقل" و :"اجماع" موضوع :"فقه" و تفقّه هم همینطور در حوزه های علوم دینی !
ج :
برنامه ی :"معرفت" شبکه ی چهار سیمای سازمان صدا و سیمای ج.ا.ا .
که نقل قولی داشتم ازش ، که پرسیده بود :
مابعد الطبیعه !؟
یا ماقبل الطبعیه !؟
یادش بخیر مرحوم علامه محمد تقی جعفری ، که در سال 1372 هجری شمسی یه همجین پرسشی رو در تلویزیون مطرح :
"پیشین" و "پسین" رو .
-------------------------
موضوع بعدی :
ان شاءالله موضوع بعدی :"ش ت تحریم" ه .
ان شاءالله که :"فرصت" ش دست ، چه مثل امروز !(توضیح) و چه طور دیگش .
----------------
توضیح :
راستی در قسمت قبلی ، زیرنویس (ت) قسمت قبلی رو میگم ، موند !

چیز مهمی نبود ! سنگفروشه سنگ نفرستاد و یکی دو روز گذشته رو یه انباری و دستشویی تو حیاط صابکارمون مشغولمون کرد و امروز سنگ لازم بود که فرستاده نشده هنوز .
چی می دونم !؟ سنگفروش میگه :"کامیون" دارا می ترسن برن قله بیارن تا بریده شه و بفرسته برامون .
خب کار امروز چی !؟ فیتیله ، ان شاءالله که فردا هم بیکار نمونیم .



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1434/خروج بي پايانِ دويِ پايانيِ دو/




وج بی پایانِ دویِ پایانی

درخواست حذف اطلاعات

وج بی پایانِ دویِ پایانی :
سلام علیکم ، روز بخیر .
... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ (الف) ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ !؟ ... .
در فرصت امروز (ت) ان شاء الله که دیگه بتونم به موضوع اشاره ای هم که شده م .
-------------------------------
زیرنویس :
الف :
وبعد (ب) :
وَالْأَرْضَ ... .
همینطور بعد :
وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ
م :
وَالنُّورَ ... .
البته این برا :"مابعد" شه ! که در ظلمت یا تاریکی نماند ! و در تاریکی :"ها" یی که پیش بیاد ، مگر همون که بعنوان مثال قبلا به نقل از شاعر گفتم ، که در معرفی آقا علی ثانی ، علی بن حسین علیه السلام ، به خلیفه ی مروانی و مهمون خارجیش گفته بود :
... ، او ی هست که فقط در لااله الّا الله نَه می گوید ، ... .
ناگفته نمونه ، اگه قبلا نگفته باشم ، که این فرق داره با مانند ! همین که بعنوان نویسنده ی کتاب :"چرا ی نیستم !؟" مطرح کرده ، چرا :"بی پایان" با مثلا بی ثمر ، و مثلا علمی نبودنی که این (پ) نتیجه گیری کرده فرق داره !
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یکُنْ شَیئًا مَذْکُورًا ؟ ... .
حالا بمونه :
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا ، ... .
چراکه بعنوان مثال که در کتابش از یه :"پرسش و پاسخ" ی نتیجه گرفته که بقول علم ! یا دانش ریاضی :"مجموعه ی جامع" نداریم ! و قبلا گفتم فرقی نداره که گفته باشه :" یت" نداره ! یا "محمّدیت" ! و حتی "علویت" ! و بلکه "فاطمیت" ! م ، آیا :"یادش" میاد زمانی رو که در رَحِمِ مادر گرامیشان بود !؟
حالا صلب پدر بمونه ! و بقولی :
بابا آب داد !
که قبلا گفتم در کتاب :"تئوری طبیعی مجموعه ها" ! که :"ستاد انقلاب فرهنگی (این ج.ا)" به فارسی برگردونده و چاپ و منتشر کرده برا مثلا :"دانشجو" یان ! گفته ما نه تنها :"مادر" نداریم ! بلکه :"بی پدر" م هستیم !
ب :
این :
دانشمند ، فیلسوف ، فیزیک دان و مثلا ریاضی دان ...
معرفی شده در کتب درسی نظام آموزشی :"این ج.ا" !
اونوقت مثلا حضرت عیسی بن مریم علیه السلام چی !؟ بقول ایشون مثلا علمی حرف نزده ! که گفتم حرفش اینه که نه تنها ، بلکه م حرف علمی ندارن ! بلکه ... !
اللهم صل علی فاطمة و ها و بعلها و بینها و سرّ مستودع فیها بعدد ما احاط به (علم) ه !
چراکه حرف اینه که ، اگه ! خدا هم داشته باشیم ! حرف علمی نداره !
حالا بمونه ! که خب ! کی داره ؟ هیشکی !؟ حرف اصلی اینه ! وگرنه ، مثلا نظام آموزشی "این ج.ا" که نعوذ بالله ! حتی جناب آقای برتراند راسل هم که دشمنی با خدا و و ... نداره ! می خواد محققانه بنای علم یا دانشو بذاره ! خب بر چی بذاره !؟ بر :"یه" چیز دیگه !؟ و چون بر "یه" چیز نمی تونه بذاره ! چیکار کنه !؟ بر :"هیچی" میذاره ! و گفتم این :"نَه" با اونی که شاعر گفته فرق داره ! چراکه یه ! "حافظه" ی صفر ، خالی یا تهی ، فرق داره با بقول آقا باقرالعلوم علیه السلام ، حافظه ای :"صمد" ی ! چه رسه به اینکه بجای :"یه" حافظه ، حرف از مثلا :"فقدان" حافظه هم باشه ! و بقول شهید مرتضی مطهری در اثر خوب پاورقیهای اصول فلسفه و روش رئالیسم مرحومه علامه : مستندم به قرآن !
که مثلا ف رازی در تفسیر کبیرشون آورده اند ! که وقتی ما از شکم یا بقول قرآن :"بطن" مادر بدنیا اومدیم ! چیزی نمیدونستیم ! بعبارت دیگه علم یا دانشی نداشتیم !
منتها در کجا !؟ شو نفرمودن ! خب شاید "فاقد" ش بودیم دیگه بهنگام تولد از مادر ! و قابل :"ذکر" نبوده دیگه !



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1433/خروج بي پايانِ دويِ پاياني/




وج بی پایانِ دویِ سه

درخواست حذف اطلاعات

وج بی پایانِ دویِ سه :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، الرَّحْمَنُ ، (زیرنویس) ، خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ کَالْفَخَّارِ ، وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ ، ... .
سلام علیکم ، شبتون بخیر .
یادآوری :
اول تا یادم نرفته بگم که در برنامه ی :"معرفت" امشب شبکه ی چهار سیما ، یه پرسشی مطرح شد به این صورت که :
مابعد الطبیعه !؟ یا ماقبل الطبیعه !؟
در بحثی داشت از طبیعت و قانون طبیعت ، و طرح این پرسش که وقتی مثلا چشم ما ، بقول مثلا مرحوم علامه ، در کتاب :"اصول فلسفه و روش رئالیسم" ، به طبیعت :" افتاد" و حالا بقول ایشون برا :"نخستین بار" ، چشمون به طبیعت میفته!؟ یا به قانونش !؟
که بر اون حاکمه و استنادم شد به :
وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ
خب ! حالا بمونه :"ماقبل" ش و :
الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ ، وَ ... .
و :"مابعد" ش :
وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ، ... .
مثل :" خَلَقَ الْإِنْسَانَ" و "مافبل" ش :" عَلَّمَ الْ ..." ،و نه حتی :"ألعِلم" ! و بعبارت دیگه "معرفت" یا شناخت علم یا دانش !
خب ! سریال :"دل دادگان" شروع شده و برم صدام می کنه حاج خانوم ، ان شاءالله فرصت شد امشب ، نشد در فرصت دیگه ، به موضوع :"اشاره ای" می کنم ، چی بود !؟ پرسش و پاسخ بود ، حالا پرسش و پاسخ ؟ یا پاسخ و پرسش !؟ بمونه .
-------------------------
زیرنویس :
عَلَّمَ الْقُرْآنَ ، (وبعد) ، ... .
وبعد :
خَلَقَ الْإِنْسَانَ ، (امّابعد) ، ... .
امّابعد :
عَلَّمَهُ الْبَیانَ ، ... ، فَبِأَی آلَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ !؟ ... .



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1432/خروج بي پايانِ دويِ سه/




وج بی پایانِ دویِ دو

درخواست حذف اطلاعات
وج بی پایانِ دویِ دو :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، المر ... .
سلام علیکم و روز جمعتون مبارک .
... إِنَّ اللَّهَ لَا یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَ ... .
اول تا یادم نرفته امروزو تسلیت عرض کنم که بروایتی سالروز شهادت آقا علی ثانی ، علی بن حسین علیه السلامه .
ایشان در کربلا و روز عاشورا بودن ، ولی ، همونطور که قبلا گفتم صحبتی از ایشان تا شهادت آقا سوم علیه السلام نمیشه ، همینطور از فرزندشان آقا پنجم علیه السلام بعد از واقعه ی عاشورا و در دوران اسارت ، در حالیکه ایشان هم در کربلا بودن و هم جزو اسرا .
نقله که بعد واقعه ی عاشورا که قیامهایی بر علیه امویان صورت گرفت ، حتی :"به تعبیر معروف" در قیام مختار ثقفی (الف) که به خون خواهی یا "به تعبیر معروف" برای :"انتقام" ی کربلا بوده ، و از تاییدیه خواسته ، علیه السلام پاسخی به نامه ی او نداده .
البته نا گفته نمونه ، همونطور که قبلا گفتم ، علیه السلام گفته اند که :
اگر حرمله (ب) دستگیر بشه :"حمد کامل" (ت) خدا رو بجا میارن .
خب ، در احوالات آقا سجاد علیه السلام نقله که برای فرزندشان ، آقا باقرالعلوم علیه السلام ، مسئله شده بود سجده های پدرشان و از پدر که :"پرسید" ن ، :"پاسخ" این بوده که :
سجده های جدّمون ، آقا المومنین علیه السلام ، رو می دیدی چی می گفتی !؟
از آقا زین العابدین علیه السلام دعا (ح) هایی بجا مونده که تحت عنوان :"صحیفه ی سجادیه" جمع آوری شده .
آقا علی بن حسین علیه السلام ، بعد از امویان هم سخت تحت نظر مروانیان بودن و با اینکه چیزی از علیه السلام نمی تونستن ببینن که بهانه کنن ! ولی بازم ایشان را به شهادت رساندن .
السلام علی الحسین و علی علی بن حسین و علی ... .
پرسش و پاسخ :
اللهم انّی اسئلک ... . (خ)
خب ، امروز نرفتیم سرکار ، خب سنگمون تموم شده و سنگفروش سنگ نفرستاده ، برا همین گفتم بحثو پیگیر بشم تو این فرصت دست داده ی خدا دادی ان شاءالله .
موضوع اینه که ما دوتا کار می کنیم ، یکی می پرسیم و یعنی سئوال یا پرسشی داریم (د) ، و یکیم پاسخی که به پرسشی داده میشه .
حالا ان شاءالله که امروز فرصتشو داشته باشم یه اشاره ای به این دو کار م .
-------------------------------
زیرنویس :
الف :
در کتاب :"تاریخ " شهیدی ، که کتاب واحد تاریخ دوران دانشجویی ما بود ، اومده که ایشان همانن که وقتی آقا دوم علیه السلام در حالیکه زخمی بود و به چادر عموی مختار پناه آورده بود ، به عمویشان گفته که برای گرفتن جایزه از معاویه تحویلش بدن !
ب :
که با تیر سه شعبه گلوی خشک کودک شیر خواری رو سیراب (پ) کرد !
نه اینکه گلوی مثلا برادر رو دریده ! بلکه یه بچه رو کشته ! حالا می خواد هرکی باشه ، می خواد :"به تعبیر معروف " عرب باشه و مثلا :"یمنی" ، یا عجم و ایرانی مثلا :"اهوازی" !
پ :
سلام برحسین
ت :
... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ، (ث) ، ... .
ث :
الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... .
یعنی نه فقط پروردگار (ج) آقا علی اصغر علیه السلام ، بلکه پروردگار "حرمله" هم !
ج :
مثل :
بِسْمِ اللَّهِ (چ) ، ... .
چ :
الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... .
ح :
یکی از های تهران در خطبه ی ای تعریف میکرد که رفته بودن ملاقات آقای منتظری که در زندان بود ، و ایشون داشت قرآن می خوند ، تا ما رسیدیم شروع کرد به عربی گفتن چیزایی ، نگهبانای زندان که متوجه نمی شدن گفتن داره قرآن خوندنشو ادامه میده ، ولی داشت به ما یه چیزایی رو میرسوند !
خ :
دعای کمیل
----------------------------------------
مرتبط :
نظرم در وبلاگ :"پایگاه تحلیلی فصل انتظار" برای نوشته ی :"بمب روشن تفکر انقل و روحیه جهادی"



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1431/خروج بي پايانِ دويِ دو/




وج بی پایانِ دو

درخواست حذف اطلاعات
وج بی پایانِ دو :
سلام علیکم
عاشورا تاسوعا (الف) :
الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، عَلَیهَا تِسْعَةَ عَشَرَ (ب) ، ... وَلِیقُولَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْکَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا !؟ ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .
السلام علی الحسین و علی تسعة المعصومین من ذرّیة الحسین ، سیّما بقیة الله فی الارض عج الله تعالی فرجه و سهّل م جه ... .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ ، ... .
پیشگفتار :
بحثی که مطرحه (ت) ، همونطور که در آیه ی یاد شده اومده ، یه وقت در برابر :"الذین کفروا" ست ، و یه وقتم علاوه بر این در برابر :"صدوا عن سبیل الله" ست .
توضیح اینکه یه وقت یه مثلا شاه ، رییس جمهور و مانند اینا ، یا یکی مثلا بعنوان عالم یا دانشمند منکر خدا ، رسول و و فی زمان هذا یا در این عصر که عصر غیبته ، همینطور نایب یا جانشین زمانه ، ولی مانع پیروی از خدا و رسول و و ولی فقیه نیست !
خب حکم این با اونی که مانع هست فرق داره ! بعنوان مثال یه وقت نظام آموزشی یه کشوری یا یه مملکتی چیزی رو که در نظام آموزشیش قرار داده منکر خداست ! و آموزششم اجباری نیست ! مثلا مدرک آموزشیش مثمر ثمر در سرنوشت دانش آموز ، دانش جو و یا طالب علمش نیست !
خب حکم این فرق داره با اون نظام آموزشی ، که بدون استثناء تمام نظام های آموزشی فعلی دنیا ، حتی نظام آموزشی :"این ج.ا" هم ! چنین نیستن که بخوان یه چیزی آموزش بدن ! و آموزش گیرنده در مقابل آنچه بهش آموزش داده میشه مختار باشه ! بلکه نه تنها مجبوره ! بلکه اصلا آموزشی در دنیا پیدا نمیشه که آنچه آموزش میده هدفمند نباشه ! و مورد نیازش نباشه !
---------------------------------
زیر نویس :
الف :
پرسش :
یادم نمیاد از کی ؟ ولی قدر مسلم بعد انقلاب بوده که مسئله شد :
چرا عاشورا تاسوعا !؟
شاید از وقتی که ریاضیات جدید وارد ایران شد ! و بجای ریاضیات قدیم در آموزش و پرورش تدریس می شد و منم بعنوان مدرس یا آموزگار در آموزش و پرورش تدریسش می ! بعبارت دیگه بخورد دانش آموزانم می دادم ! و متوجه شدم که نه تنها مصداق :"الذین کفروا" ! بلکه :"صدوا عن سبیل الله" هستم و خبر ندارم ! که دنباله رو علم یا دانش غربیا هستم ! اونم بعد انقلاب ! و انقلاب ی در ایران !
خب ! چه ربطی به عاشورا تاسوعا داره !؟
یعنی اگه مثلا گفته بشه "تاسوعا عاشورا" مسئله حله !؟ بعبارت دیگه اگه گفته بشه "نهم دهم" مسئله ای نیست !؟
همینطور هشتم نهم ، هفتم هشتم ، و ... !؟
یا بعد "اول دوم" م داره !؟ علم یا دانش ریاضیات جدید !؟ که هیچ فرقی نداره با "نهم دهم" !؟ :"صفر یک" ش ! و یکیم مانند مثلا نویسنده ی کتاب :"چرا ی نیستم!؟" م پیدا نشده که :"دور تسلسل" رو پیش بکشه !؟ و ریاضیات جدید پیدا نشه !
حتی یه مثلا :"نخبه" هم در :" ایران" بعد انقلاب ی !؟ م !؟
حالا بمونه که مثلا گفته هم شده باشه :"ریاضی فیزیک" ی و غیر ی نداره ! و حتی گفته هم شده باشه که :"زبان علم" (پ) زبون وحی ، دین و :"قرآن" هم هست !
ب :
... أَصْحَابَ النَّارِ ... .
پ :
نام یه کت ه که سالها پیش ، در دوران دانشجویی اواسط دهه ی شصت ، عنوانش نظرمو جلب کرد و تو اون پیدایش زبان ریاضی رو که زبان علم یادانش قلمداد کرده بود ، به بعد رنسانس یا انقلاب صنعتی اروپا و پیدایش ماشین حسابای جدید ! میرسوند ، که جایگزین ماشین حسابای قدیم یا :"چرتکه" شده بود !
که ان شاءالله درمتن بیشتر میگم ، تفاوت ایندو ماشین رو که در اون کتاب گفته شده ، در حالیکه همونطور که گفتم فرقی بین :"صفریک" جدید با :"نهم دهم" قدیم نیست ! و ان شاءالله در متن میگم چراشو .
ت :
البته این به این عنوان نیست که برای دیگریم مطرحه ! منکه فکر نمی کنم تو دنیا برا دیگریم مطرح باشه ! مگر اینکه مثل من تا بحال مطرحش نکرده باشه ! یا مطرح کرده ولی تا حالا به من نرسیده باشه ! مطلبش .

که بعیده ! چراکه بنای علم یا دانش بر این استواره ! و من نه تنها مدرسه نرفته ! بلکه حوزه ندیده هم نیستم ! و اگه مطرح شده بود خب بی اطلاع نبودم ! چه رسه به اینکه در مقابلشم ایستاده باشم ! در این نزدیک به :"چهل" سال که از انقلاب ی در اینجا میگذره ! چه در زمان تدریسم در آموزش و پرورش ، و چه در دوران دانشجویی و چه ... ، منجمله در :"این ج.ا" یعنی در این وبلاگ !
----------------------------
مرتبط :
نظراتم (توضیح الف) در وبلاک :"رو به آسمان" برای نوشته ی :"مهر و مدرسه و قرآن" .
و نظرم (توضیح ب) در وبلاگ :"قطره و دریا" برای نوشته ی :"جهان آماده جهانی شدن نیست" .
------------------------------
توضیح :
الف و ب :
یعنی وجم !



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1430/خروج بي پايانِ دو/




وج بی پایانِ دویِ دو

درخواست حذف اطلاعات
وج بی پایانِ دویِ دو :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، المر ... .
سلام علیکم و روز جمعتون مبارک .
... إِنَّ اللَّهَ لَا یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَ ... .
اول تا یادم نرفته امروزو تسلیت عرض کنم که بروایتی سالروز شهادت آقا علی ثانی ، علی بن حسین علیه السلامه .
ایشان در کربلا و روز عاشورا بودن ، ولی ، همونطور که قبلا گفتم صحبتی از ایشان تا شهادت آقا سوم علیه السلام نمیشه ، همینطور از فرزندشان آقا پنجم علیه السلام بعد از واقعه ی عاشورا و در دوران اسارت ، در حالیکه ایشان هم در کربلا بودن و هم جزو اسرا .
نقله که بعد واقعه ی عاشورا که قیامهایی بر علیه امویان صورت گرفت ، حتی :"به تعبیر معروف" در قیام مختار ثقفی (الف) که به خون خواهی یا "به تعبیر معروف" برای :"انتقام" ی کربلا بوده ، و از تاییدیه خواسته ، علیه السلام پاسخی به نامه ی او نداده .
البته نا گفته نمونه ، همونطور که قبلا گفتم ، علیه السلام گفته اند که :
اگر حرمله (ب) دستگیر بشه :"حمد کامل" (ت) خدا رو بجا میارن .
خب ، در احوالات آقا سجاد علیه السلام نقله که برای فرزندشان ، آقا باقرالعلوم علیه السلام ، مسئله شده بود سجده های پدرشان و از پدر که :"پرسید" ن ، :"پاسخ" این بوده که :
سجده های جدّمون ، آقا المومنین علیه السلام ، رو می دیدی چی می گفتی !؟
از آقا زین العابدین علیه السلام دعا (ح) هایی بجا مونده که تحت عنوان :"صحیفه ی سجادیه" جمع آوری شده .
آقا علی بن حسین علیه السلام ، بعد از امویان هم سخت تحت نظر مروانیان بودن و با اینکه چیزی از علیه السلام نمی تونستن ببینن که بهانه کنن ! ولی بازم ایشان را به شهادت رساندن .
السلام علی الحسین و علی علی بن حسین و علی ... .
پرسش و پاسخ :
اللهم انّی اسئلک ... . (خ)
خب ، امروز نرفتیم سرکار ، خب سنگمون تموم شده و سنگفروش سنگ نفرستاده ، برا همین گفتم بحثو پیگیر بشم تو این فرصت دست داده ی خدا دادی ان شاءالله .
موضوع اینه که ما دوتا کار می کنیم ، یکی می پرسیم و یعنی سئوال یا پرسشی داریم (د) ، و یکیم پاسخی که به پرسشی داده میشه .
حالا ان شاءالله که امروز فرصتشو داشته باشم یه اشاره ای به این دو کار م .
-------------------------------
زیرنویس :
الف :
در کتاب :"تاریخ " شهیدی ، که کتاب واحد تاریخ دوران دانشجویی ما بود ، اومده که ایشان همانن که وقتی آقا دوم علیه السلام در حالیکه زخمی بود و به چادر عموی مختار پناه آورده بود ، به عمویشان گفته که برای گرفتن جایزه از معاویه تحویلش بدن !
ب :
که با تیر سه شعبه گلوی خشک کودک شیر خواری رو سیراب (پ) کرد !
نه اینکه گلوی مثلا برادر رو دریده ! بلکه یه بچه رو کشته ! حالا می خواد هرکی باشه ، می خواد :"به تعبیر معروف " عرب باشه و مثلا :"یمنی" ، یا عجم و ایرانی مثلا :"اهوازی" !
پ :
سلام برحسین
ت :
... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ، (ث) ، ... .
ث :
الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... .
یعنی نه فقط پروردگار (ج) آقا علی اصغر علیه السلام ، بلکه پروردگار "حرمله" هم !
ج :
مثل :
بِسْمِ اللَّهِ (چ) ، ... .
چ :
الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... .
ح :
یکی از های تهران در خطبه ی ای تعریف میکرد که رفته بودن ملاقات آقای منتظری که در زندان بود ، و ایشون داشت قرآن می خوند ، تا ما رسیدیم شروع کرد به عربی گفتن چیزایی ، نگهبانای زندان که متوجه نمی شدن گفتن داره قرآن خوندنشو ادامه میده ، ولی داشت به ما یه چیزایی رو میرسوند !
خ :
دعای کمیل



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1431/خروج بي پايانِ دويِ دو/




وج بی پایانِ دو

درخواست حذف اطلاعات
وج بی پایانِ دو :
سلام علیکم
عاشورا تاسوعا (الف) :
الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، عَلَیهَا تِسْعَةَ عَشَرَ (ب) ، ... وَلِیقُولَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْکَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا !؟ ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .
السلام علی الحسین و علی تسعة المعصومین من ذرّیة الحسین ، سیّما بقیة الله فی الارض عج الله تعالی فرجه و سهّل م جه ... .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ ، ... .
پیشگفتار :
بحثی که مطرحه (ت) ، همونطور که در آیه ی یاد شده اومده ، یه وقت در برابر :"الذین کفروا" ست ، و یه وقتم علاوه بر این در برابر :"صدوا عن سبیل الله" ست .
توضیح اینکه یه وقت یه مثلا شاه ، رییس جمهور و مانند اینا ، یا یکی مثلا بعنوان عالم یا دانشمند منکر خدا ، رسول و و فی زمان هذا یا در این عصر که عصر غیبته ، همینطور نایب یا جانشین زمانه ، ولی مانع پیروی از خدا و رسول و و ولی فقیه نیست !
خب حکم این با اونی که مانع هست فرق داره ! بعنوان مثال یه وقت نظام آموزشی یه کشوری یا یه مملکتی چیزی رو که در نظام آموزشیش قرار داده منکر خداست ! و آموزششم اجباری نیست ! مثلا مدرک آموزشیش مثمر ثمر در سرنوشت دانش آموز ، دانش جو و یا طالب علمش نیست !
خب حکم این فرق داره با اون نظام آموزشی ، که بدون استثناء تمام نظام های آموزشی فعلی دنیا ، حتی نظام آموزشی :"این ج.ا" هم ! چنین نیستن که بخوان یه چیزی آموزش بدن ! و آموزش گیرنده در مقابل آنچه بهش آموزش داده میشه مختار باشه ! بلکه نه تنها مجبوره ! بلکه اصلا آموزشی در دنیا پیدا نمیشه که آنچه آموزش میده هدفمند نباشه ! و مورد نیازش نباشه !
---------------------------------
زیر نویس :
الف :
پرسش :
یادم نمیاد از کی ؟ ولی قدر مسلم بعد انقلاب بوده که مسئله شد :
چرا عاشورا تاسوعا !؟
شاید از وقتی که ریاضیات جدید وارد ایران شد ! و بجای ریاضیات قدیم در آموزش و پرورش تدریس می شد و منم بعنوان مدرس یا آموزگار در آموزش و پرورش تدریسش می ! بعبارت دیگه بخورد دانش آموزانم می دادم ! و متوجه شدم که نه تنها مصداق :"الذین کفروا" ! بلکه :"صدوا عن سبیل الله" هستم و خبر ندارم ! که دنباله رو علم یا دانش غربیا هستم ! اونم بعد انقلاب ! و انقلاب ی در ایران !
خب ! چه ربطی به عاشورا تاسوعا داره !؟
یعنی اگه مثلا گفته بشه "تاسوعا عاشورا" مسئله حله !؟ بعبارت دیگه اگه گفته بشه "نهم دهم" مسئله ای نیست !؟
همینطور هشتم نهم ، هفتم هشتم ، و ... !؟
یا بعد "اول دوم" م داره !؟ علم یا دانش ریاضیات جدید !؟ که هیچ فرقی نداره با "نهم دهم" !؟ :"صفر یک" ش ! و یکیم مانند مثلا نویسنده ی کتاب :"چرا ی نیستم!؟" م پیدا نشده که :"دور تسلسل" رو پیش بکشه !؟ و ریاضیات جدید پیدا نشه !
حتی یه مثلا :"نخبه" هم در :" ایران" بعد انقلاب ی !؟ م !؟
حالا بمونه که مثلا گفته هم شده باشه :"ریاضی فیزیک" ی و غیر ی نداره ! و حتی گفته هم شده باشه که :"زبان علم" (پ) زبون وحی ، دین و :"قرآن" هم هست !
ب :
... أَصْحَابَ النَّارِ ... .
پ :
نام یه کت ه که سالها پیش ، در دوران دانشجویی اواسط دهه ی شصت ، عنوانش نظرمو جلب کرد و تو اون پیدایش زبان ریاضی رو که زبان علم یادانش قلمداد کرده بود ، به بعد رنسانس یا انقلاب صنعتی اروپا و پیدایش ماشین حسابای جدید ! میرسوند ، که جایگزین ماشین حسابای قدیم یا :"چرتکه" شده بود !
که ان شاءالله درمتن بیشتر میگم ، تفاوت ایندو ماشین رو که در اون کتاب گفته شده ، در حالیکه همونطور که گفتم فرقی بین :"صفریک" جدید با :"نهم دهم" قدیم نیست ! و ان شاءالله در متن میگم چراشو .
ت :
البته این به این عنوان نیست که برای دیگریم مطرحه ! منکه فکر نمی کنم تو دنیا برا دیگریم مطرح باشه ! مگر اینکه مثل من تا بحال مطرحش نکرده باشه ! یا مطرح کرده ولی تا حالا به من نرسیده باشه ! مطلبش .

که بعیده ! چراکه بنای علم یا دانش بر این استواره ! و من نه تنها مدرسه نرفته ! بلکه حوزه ندیده هم نیستم ! و اگه مطرح شده بود خب بی اطلاع نبودم ! چه رسه به اینکه در مقابلشم ایستاده باشم ! در این نزدیک به :"چهل" سال که از انقلاب ی در اینجا میگذره ! چه در زمان تدریسم در آموزش و پرورش ، و چه در دوران دانشجویی و چه ... ، منجمله در :"این ج.ا" یعنی در این وبلاگ !



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1430/خروج بي پايانِ دو/




وج بی پایان

درخواست حذف اطلاعات

وج بی پایان :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ، ... .
سلام علیکم ، شب بخیر .
بازم اول این روزا و شبهاشم ، خصوصا امشبو (الف) ، تسلیت میگم .
وج بی بازگشت :
در نوشته ی قبلی موند که بگم دیروز ، روز قبل از تاسوعا (ب) ، که بعد مدتی رفتیم سرکار ، بحمدالله برگشتیم ، به خونه ، که صبح ازش راه افتاده بودیم ، بهش برگشتیم ، و تا ی تلفنی (پ) یه نیم ساعتی دیر کرد و برا همین بعد اذان مغرب بود که رسیدیم خونه ، البته بعد ید :"روزانه" ی خونه ، نون و شیر و صابون که حاج خانم تو پیامکش دستور یدشو داده بود و گویا تموم شده بود و برا دوش گرفتن بعد کار نداشتیم .
خب ، روز خوبی بود و با اینکه تا قراردادی رو نوشته بودم صابکار بخونه و به امضای طرفین برسه و مشغول بشیم ساعت به یازدهم رسید ، البته منتظر آوردن ماسه هم شدیم ، و با اینکه روز اول بود و تا کار دستمون بیاد مزید بر علت بود ، و بعد از ظهرم زود کار رو تعطیل کردیم ، مثلا برا اینکه متراژ سنگ مورد نیاز کفا رو اندازه بگیرم و بدم به صابکار ، ولی خوب کار کردیم و اونم دوتایی که یکیمون فقط می چید.
آخه داش محسنمون که ی گذشته رفته بود اهر برا مسابقه و ماشاءالله اول شد و مدال طلا و حکم قهرمانی بزرگسالان در وزن زیر نود و یک در سطح استان رو آورد خونه ، روی پاش آسیب دیده بود و هنوز آماده آماده ی اومدن سر کار نبود و گفت نیام و گفتم نیا ، که اگه میومد ماشاءالله طبق معمول هردومونو تغذیه می کرد و اونوقت بیشتر از اینم می چیدیم ، ولی بازم نزدیک به تعهد اومده در قرار داد بود کارمون و با من بود یه مترم می چیدیم !
خب ، با من بود که امروزم ، که شب شد ، میرفتیم سر کار !
خب ، فردام که عاشوراست و تعطیل رسمی و طبق قرارداد می تونیم نریم سرکار و انشاءالله پس فردا ، البته بازم ، یعنی هم تعطیل رسمیه ، ولی ان شاءالله که بریم و برگردیم ، خب خیلی وقته تو خونه نشستیم و ... .
خب ! چی دارم میگم !؟ اونم امشب !؟
دارم میگم مانند این وجی که گفتم همه ی ما وجی داریم که بازگشت داره ، پایان داره ، که برای کاری از :"خونه" ، که در نوشته های قبلی گفتم می تونه از "خود" هم باشه ، خارج شدیم و بخونه ، یا بخود ، برگشتیم .
ولی آیا وجی داریم که پایان نداشته باشه و یا بازگشتی نداشته باشیم !؟
خب بله ! قبلا گفتم داستانشو که خلیفه ی ای وقتی به مهمون خارجی رومیش گفت آقا علی بن حسین علیه السلامو نمی شناسه ! شاعری که اونجا بود شروع کرد به معرفی آقا و در جایی از اشعارش گفت : اون یه که فقط در لااله الا الله :"نَه" میگه !
بعبارت دیگه یعنی اینکه ما نه ! حتی م در شناخت خدا پایان کار و بعبارت دیگه بازگشتی نداره !
البته هرچند که این اختصاص به خدا داره ، ولی مثلا در شناخت آقا حسین علیه السلام قادر به گرفتن پایان کار هستیم !؟ یا ما در شناخت حضرت عباس علیه السلامم قادر به اون نیستیم !؟
اصلا بقول ما ترکا چرا راه دور بریم !؟ و "باغچه" نزدیک ! در شناخت خود ! یا بقول شهید مرتضی مطهری در شناخت :"حافظه" که در نوشته های قبلی گفتم ایشون این تعبیر رو برا :"ذهن" بکار برده ان ، چطور !؟ بی حکمت نبوده که گفته شده : هرکی خودشو بشناسه ، پروردگار خودشو شناخته ! یا به تعبیر شهید هرکی "حافظه" رو بشناسه ، پروردگارشو شناخته ، و یا کی "ذهن" رو بشناسه ، پروردگارشو شناخته !
در حالیکه در بهترین کار "روزانه" بعد :"دو " رکعت :"صبح" می خوانم قربتا الی الله ! :
الله اکبر !
یعنی هرچیم نزدیک ! باز :"الله اکبر" !
شب دهم :
خب شب عاشوراس و مثل فر به میدون رفته و ... .
با این فرق که عمو (ت) عباسو که شهید شد یکی بود که بدنشو برگردونه ! ولو اینکه نتونست ! ولی کی بود که بیاد بالا سر بدن و از دست دشمن خلاصش کنه و برگردونه !؟ !؟ و باز ... !؟
صبح فردا بدنش زیر سم اسبانس !
مکن ای "صبح" طلوع !
صل الله علیک یا ابا عبدالله ... و یا لیتنا ! کنا ! معک ... .
---------------------------
زیرنویس :
الف :
ب :
پ :
ت : بقول مداح یزدی کوی سعدی در حسینیه ی ایران :
خبر آمد که
"عمو" برلب آب (ث) ست و دگر کار :"تمام" ست !
ث : سلام برحسین .
بقول مداحان باز یزدی :
الله الله ، الله الله
فریاد ...
کو صبح ...
هر روز روز عاشورا ...



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1429/خروج بي پايان/




وج بی پایان

درخواست حذف اطلاعات
وج بی پایان :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ، ... .
سلام علیکم ، شب بخیر .
بازم اول این روزا و شبهاشم ، خصوصا امشبو (الف) ، تسلیت میگم .
وج بی بازگشت :
در نوشته ی قبلی موند که بگم دیروز ، روز قبل از تاسوعا (ب) ، که بعد مدتی رفتیم سرکار ، بحمدالله برگشتیم ، به خونه ، که صبح ازش راه افتاده بودیم ، بهش برگشتیم ، و تا ی تلفنی (پ) یه نیم ساعتی دیر کرد و برا همین بعد اذان مغرب بود که رسیدیم خونه ، البته بعد ید :"روزانه" ی خونه ، نون و شیر و صابون که حاج خانم تو پیامکش دستور یدشو داده بود و گویا تموم شده بود و برا دوش گرفتن بعد کار نداشتیم .
خب ، روز خوبی بود و با اینکه تا قراردادی رو نوشته بودم صابکار بخونه و به امضای طرفین برسه و مشغول بشیم ساعت به یازدهم رسید ، البته منتظر آوردن ماسه هم شدیم ، و با اینکه روز اول بود و تا کار دستمون بیاد مزید بر علت بود ، و بعد از ظهرم زود کار رو تعطیل کردیم ، مثلا برا اینکه متراژ سنگ مورد نیاز کفا رو اندازه بگیرم و بدم به صابکار ، ولی خوب کار کردیم و اونم دوتایی که یکیمون فقط می چید.
آخه داش محسنمون که ی گذشته رفته بود اهر برا مسابقه و ماشاءالله اول شد و مدال طلا و حکم قهرمانی بزرگسالان در وزن زیر نود و یک در سطح استان رو آورد خونه ، روی پاش آسیب دیده بود و هنوز آماده آماده ی اومدن سر کار نبود و گفت نیام و گفتم نیا ، که اگه میومد ماشاءالله طبق معمول هردومونو تغذیه می کرد و اونوقت بیشتر از اینم می چیدیم ، ولی بازم نزدیک به تعهد اومده در قرار داد بود کارمون و با من بود یه مترم می چیدیم !
خب ، با من بود که امروزم ، که شب شد ، میرفتیم سر کار !
خب ، فردام که عاشوراست و تعطیل رسمی و طبق قرارداد می تونیم نریم سرکار و انشاءالله پس فردا ، البته بازم ، یعنی هم تعطیل رسمیه ، ولی ان شاءالله که بریم و برگردیم ، خب خیلی وقته تو خونه نشستیم و ... .
خب ! چی دارم میگم !؟ اونم امشب !؟
دارم میگم مانند این وجی که گفتم همه ی ما وجی داریم که بازگشت داره ، پایان داره ، که برای کاری از :"خونه" ، که در نوشته های قبلی گفتم می تونه از "خود" هم باشه ، خارج شدیم و بخونه ، یا خود ، برگشتیم .
ولی آیا وجی داریم که بایان نداشته باشه و یا بازگشتی نداشته باشیم !؟
خب بله ! قبلا گفتم داستانشو که خلیفه ی اموی وقتی به مهمون خارجی رومیش گفت آقا علی بن حسین علیه السلامو نمی شناسه ! شاعری که اونجا بود شروع کرد به معرفی آقا و در جایی از اشعارش گفت : اون یه که فقط در لااله الا الله :"نَه" میگه !
بعبارت دیگه یعنی اینکه ما در شناخت خدا پایان کار و بعبارت دیگه بازگشتی نداریم !
البته هرچند که این اختصاص به خدا داره ، ولی مثلا در شناخت آقا حسین علیه السلام قادر به گرفتن پایان نامه هستیم !؟ یا ما در شناخت حضرت عباس علیه السلامم قادر به آون نیستیم !؟
اصلا بقول ما ترکا چرا راه دور بریم !؟ و "باغچه" نزدیک ! در شناخت خود ! یا بقول شهید مرتضی مطهری در شناخت :"حافظه" که در نوشته های قبلی گفتم ایشون این تعبیر رو برا :"ذهن" بکار برده ان ، چطور !؟ بی حکمت نبوده که گفته شده : هرکی خودشو بشناسه ، پروردگار خودشو شناخته !
در حالیکه ما وقتی میگیم مثلا :"دو رکعت صبح می خوانم قربتا الی الله" ! بلافاصله میگیم : الله اکبر !
شب دهم :
خب شب عاشوراس و مثل فر به میدون رفته و ... .
با این فرق که برادرشان حضرت عباس علیه السلام که شهید شد یکی بود که بدنشو برگردونه ! ولی کی مونده بود که بیاد بالا سر بدن و از دست دشمن خلاصش کنه و برگردونه !؟
صل الله علیک یا ابا عبدالله ... و یا لیتنا کنا معک ... .



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1429/خروج بي پايان/




وج مکتوب

درخواست حذف اطلاعات
وج مکتوب :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، یا أَیهَا النَّاسُ (الف) ... .
سلام علیکم .
بازگشت :
باز اول ایام حسینی رو که توش هستیم تسلیت بگم ، و بعدشم :"بازگشت" (ر) ان شاءالله با "بازگشت" وج :"مکتوب" میگم .
یادآوری :
راستی تا یادم نرفته بگم که مگه ان شاءالله بنا نبود امروز بریم :"سرکار سر ساعت" !؟
خب پس چرا این ساعت از روز دست به قلم (ز) شدم !؟ آیا مثلا بهمین زودی برگشتیم !؟ کجا !؟ خب خونه دیگه ! پس کجا !؟
خب ، ب صابکار زنگ زد و گفت داربستی نیومده ، یه فردا رو فرجه بدم ، ان شاءالله فردا میریم !
خب مرقوم نشده بود دیگه ! که امروز بریم .
کجا !؟ خب خارج از خونه دیگه ! برا کار دیگه ! برا کار خارج از خونه دیگه ! همون :"جهان خارج" که تو نوشته ی قبلی گفتم دیگه !
البته نه در محل س تمون ! مگه اینکه نه تنها محل و شهرمونم خونه ی ما بحساب بیاد ! بلکه صد کیلومتر (ژ) اونطرفتر از خونه ی ما هم ، که اونجا کاری پیدا کردیمم ، خونه ی ما بحساب بیاد ، حالا اگه استانانمومنم ، کشورمونم و منطقه ی مثلا :"غرب آسیا" مونم و قاره ی آسیامونم و خلاصه کره زمینمونم خونه ی ما بحساب بیاد که برا وج خب می مونه آسمون ، نه باز آسمونمونم !
خب ! آخه اونوقت :"در" ، یا باب ، و یا بقول یکی از سخنرانان دیروز تلویزیون :"سر فصل" ورود! به آسمون چی !؟ خب "در" که فقط برا وج نیست ! در بازگشت به زمین ، که شد خونه ! فرودگاه نشستنم هست دیگه !
... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... رَبِّ ... وَرَبُّ ... ، کَ (د) ... ، قُلْ هُوَ اللَّهُ ... ، وَ (ذ) ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .
خب ! وج مکتوب چیه !؟ هیچی همون وجه ! و مثلا مانند همون وج چشمم ! منتها شامل گفتنیا هم میشه ! که قلمی شده ! خب شامل نوشته شده ی گفتنیای از مثلا بوییده شده ، چشیده شده و لمس شده هم میشه و اختصاص به مثلا رسیده به گوشم نداره ! چه رسه به وج ! گوش ! و گوش شنوا ! مثل چشم بینا ! در وج !
و :"یادداشت" برداریشم ! مکتوب و یا نوشته شده و خوراک چشم ! که تازه نیازیم به وج نداره ! البته به جهان خارج ! نه جهان خارجی که در نوشته ی قبلی گفتم ! یعنی خونه ، وَ ... .
چی !؟ اینترنت !؟ اینترنت کیلو چنده !؟
آهان ! برا ارسال ! به جهان خارج ! خارج از خونه !
خب ، موضوع بحث چی شد !؟ منظور از :" وج مکتوب" رو میگم !؟
تا بعد فعلا خدا نگهدار .
---------------------------------------
یادآوری :
الف :
اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی (ب) ... .
ب :
خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ (پ) ... .
پ :
خَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَ (ت) ... .
ت :
بَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَنِسَاءً (ث) ... .
ث :
وَاتَّقُوا اللَّهَ (ج) ... .
ج :
الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ (چ) ... .
چ :
وَالْأَرْحَامَ (ح) ... .
ح :
چرا !؟
إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَیکُمْ (خ) رَقِیبًا ، ... .
خ :
نه فقط مثلا :" کَ" ! یا تو ، یا من ! و یا اون ! بلکه :"کُمِ" مایِ من ، تو و اونم ، چه مذکُر و چه مونّثِ ! من ، تو و اون !
د :
لا اله الّا الله حقّ حقّا ، لا اله الّا الله ایمانا و تصدیقا ، لا اله الّا الله عبودیّت و رقّا ، سجّت لک یا ربّ ... .
ذ :
النَّجْمِ ... .
ر :
حالا از کجا !؟ بمونه ! خب وج تا کجا !؟ تا کربلا !؟ و اونم کربلای :"خامس ال عبا" !؟
تو بگو حتی :"کربلای پنج" م ! و ی "کربلای پنج" و گ ار ی خوی و تربت شهید کربلای پنج احمدرضالو هم ! بچشم بیاد ! و بعبارت دیگه وج :"چشم" که در نوشته ی قبلی بعنوان مثال گفته شد ، تا "اون" م بره ! حتی تا :"قاب قوسین او ادنا" شم !
تازه این کجا و "اون" کجا !؟ بقولی میون ماه من تا ماه گردن چی !؟ تفاوت از زمین ، که خونه شد! تا آسمونه !
"بازگشت" شم همینطور !
خب فرق داره بازگشت از محله ، شهر و مثلا "بستان آباد" در استان ، با اینکه تا مثلا استان زنجانم رفته باشیم ! و در بازگشت "بستان آباد" م سر راه باشه !
مثل همون که :"چشم" ی :"خارجی" ! که وجی داشت در نوشته ی قبلی تا :"بینایی" ذهنی ! که در برگشت سراه راهش بود "چشم"ی که از اون رد شده بود و رسیده بود به "بینایی" !
خب در بازگشت که :"بینا" بود ! اگه وجی "بینا" نداشت !؟
ز :
البته بقول امروزیش مثلا صفحه کلید یا کیبورد .
ژ :
که تا ی تلفنی دیروز کلیومتر زد و گفت کلیومتر پونصد تومن ، رفت و برگشتمون میشه صد تومن ، و چون مشتریش بودیم تخفیف داد و شد هشتاد تومن و منم گفتم همونطور که صابکار متری سی تومنو کرد بیست و پنج تومن ، در حالیکه سی پنج تومنو من کرده بودم سی ، گفتم هفتاد و خدا بده برکت و اونم فبول کرد بیاد ببره و بیاره ان شاءالله .



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1426/خروج مکتوب/




وج پایانی

درخواست حذف اطلاعات
وج پایانی :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... مَنْ یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیرًا یرَهُ ، وَمَنْ یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یرَهُ .
سلام علیکم .
بازم اول این ایام (الف) حسینی رو تسلیت میگم .
----------------------------
زیرنویس :
الف :
که امروز روز نهم یا بعبارت دیگه تاسوعا (ب) ی اونه و روز عمو (پ) عباس در دهه ی اول محرم و فرداش عاشورا و روز واقعه ی کربلا ، که بقول شهید مرتضی مطهری ، در آثار بدون استثناء خوبشون ، همش در چند ساعت پیش از ظهر و بعد از ظهرش رخ داده .
حالا داستان اسارت بازمانده های بعد آن بماند ، ولی در همین :"چند" ساعت واقعه ی رخ داده که یکی از اونچه که رخداده شهادت حضرت عباس بن علی علیه السلامه ، و :"بین الحرمین" امروزی حکایت از آن داره که بدنشان در محل شهادتشان مانده و ...
اینکه گفته میشه :
ای اهل حرم ! میر و علمدار نیامد !
شامل بدن ایشونم میشه ! حالا چرا !؟ خب شاید برا اینکه ستون خیمه ها بود و خمیه ها فرو نریزد ! مثلا ! شایدم ... !
شهادت علمدار کربلا یا سقای کربلا که رفته بود آب بیاره و در کنار علمه به شهادت رسید ، بعد قطع شدن دستانش که آقا علی بن حسین علیه السلام در باره فرموده اند که خدا بجای آن دو دست دوبال در قیامت به ایشان می دهد که ... . (ت)
:"دو دست" در کتاب خدا هم ، در سوره :"مَسَد" اومده ، البته قبلا گفتم که نقله در قرآنی که آقا علی علیه السلام جمع و بار شتر و عرضه داشتن و :"قبول" واقع نشد ! این سوره نیومده !
ب :
پ :
ت :
تعبیر :" دوبال" رو صل الله علیه و اله و سلم در باره ی حضرت جعفر بن طالب علیه السلام بکار برده اند ، بعد قطع شدن دستان آن حضرت در جنگ تبوک و شهادتشان ، ولی :"مقام" ی که آقا چهارم علیه السلام برای عمویشان گفته اند گسترده تره .
البته به گستره ی "دوبال" ت نیست ! چه رسه به گستره ی دوبال خلقت (ث) که یکی از دوبالش ته !
ث : منجمله آفرینش :"ذهنی" ! که گفتم شهید از اون تعبیر به :"حافظه" کرده اند ! و یکی از دوبالش :" وج مکتوب"ه که در نوشته ی قبلی اشاره شده ، مکتوب وجی که :"ذهن" داره به :"جهان خارج" که پیشتر به آن اشاره شد ، بعنوان مثال در وجی که :"چشم" داره .
ناگفته هم نمونه که شهید آیا بجای "حافظه" هم تعبیر :"ما" رو هم دارند !؟ و آیا وقتی حرف از وج ذهن و بقولی شهید وج حافظه هست ، حرف از وج ماست !؟
بعنوان مثال در اونجایی که مرحوم علامه در :"اصول فلسفه و روش رئالیسم" شون دارند :
برا نخستین بار که چشم ما به اندام جهان خارج افتاد و ... .
و شهید بر این اثر :"پاورقی" دارند و در همین "پاورقی" از :"ذهن" تعبیر به :"حافظه" کرده اند .



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1428/خروج پاياني/




وج بی پایان

درخواست حذف اطلاعات

وج بی پایان :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ، ... .
سلام علیکم ، شب بخیر .
بازم اول این روزا و شبهاشم ، خصوصا امشبو (الف) ، تسلیت میگم .
وج بی بازگشت :
در نوشته ی قبلی موند که بگم دیروز ، روز قبل از تاسوعا (ب) ، که بعد مدتی رفتیم سرکار ، بحمدالله برگشتیم ، به خونه ، که صبح ازش راه افتاده بودیم ، بهش برگشتیم ، و تا ی تلفنی (پ) یه نیم ساعتی دیر کرد و برا همین بعد اذان مغرب بود که رسیدیم خونه ، البته بعد ید :"روزانه" ی خونه ، نون و شیر و صابون که حاج خانم تو پیامکش دستور یدشو داده بود و گویا تموم شده بود و برا دوش گرفتن بعد کار نداشتیم .
خب ، روز خوبی بود و با اینکه تا قراردادی رو نوشته بودم صابکار بخونه و به امضای طرفین برسه و مشغول بشیم ساعت به یازدهم رسید ، البته منتظر آوردن ماسه هم شدیم ، و با اینکه روز اول بود و تا کار دستمون بیاد مزید بر علت بود ، و بعد از ظهرم زود کار رو تعطیل کردیم ، مثلا برا اینکه متراژ سنگ مورد نیاز کفا رو اندازه بگیرم و بدم به صابکار ، ولی خوب کار کردیم و اونم دوتایی که یکیمون فقط می چید.
آخه داش محسنمون که ی گذشته رفته بود اهر برا مسابقه و ماشاءالله اول شد و مدال طلا و حکم قهرمانی بزرگسالان در وزن زیر نود و یک در سطح استان رو آورد خونه ، روی پاش آسیب دیده بود و هنوز آماده آماده ی اومدن سر کار نبود و گفت نیام و گفتم نیا ، که اگه میومد ماشاءالله طبق معمول هردومونو تغذیه می کرد و اونوقت بیشتر از اینم می چیدیم ، ولی بازم نزدیک به تعهد اومده در قرار داد بود کارمون و با من بود یه مترم می چیدیم !
خب ، با من بود که امروزم ، که شب شد ، میرفتیم سر کار !
خب ، فردام که عاشوراست و تعطیل رسمی و طبق قرارداد می تونیم نریم سرکار و انشاءالله پس فردا ، البته بازم ، یعنی هم تعطیل رسمیه ، ولی ان شاءالله که بریم و برگردیم ، خب خیلی وقته تو خونه نشستیم و ... .



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1429/خروج بي پايان/




نقش چهارگانه ی فعالیت ذهنی

درخواست حذف اطلاعات

نقش چهار گانه ی فعّالیّت ذهنی :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ (الف) ... .
سلام علیکم
شکر خدا دنبال کار رفتنا نتیجه داد و یه کاری پیدا شد (ب) و خدا بخواد از فردا بقولی :"میریم سر کار سر ساعت" (پ) .
وج :
از کجا !؟ منظورم از کجا میریمه ؟ خب از خونه دیگه ! خب برا کار از خونه بیرون رفتن داره دیگه ، با تو خونه نشستن یا بیرون نرفتن که نمیشه رفت سر کار !
خب بله :"کار در خانه" داریم ، که نیازی :" وج" یا بیرون رفتن نداره ! البته بیرون از خونه ، مثل همون که در بحث قبلی گفتم یکی از بچه ها مشغولشه و از طریق اینترنت براش مشتری پیدا می کنه ، و منم از اینترنتش استفاده می کنم برا این کار ! خب ارسال نوشته دیگه !
حالا بمونه که اونم برا ارسال " وج" ی داره ! یعنی پست خونه ! نه اینکه مثل من نوشته هاشو ارسال یا پست کنه ! بعبارت دیگه وجی اینترنتی داشته باشه ، و اگه اینترنت نداشته باشه مثل من وج بی وج !
جهان خارج :
خب پس خونه هم میشه که :"جهان خارج" باشه ! برا کار ، منتها اونوقت :" وج" از کجا !؟ منظورم اینه که از کجا به خونه !؟ حالا برا هرکاری که تو خونه باشه هم !؟ از اول صب که مثلا :"چشم" باز میشه تا شبم که بر هم گذاشته میشه !؟ روزم هیچ چرتیم زده نشه و دائمم "چشم" مشغول کار باشه و پلکم زده نشه ! یا بقولی نفسم نگیره ! و یا بقول مثلا ملای رومی که گفته :
هرنفس نو می شود دنیا و ما ، بی خبر از نو شدن اندر بقا
همشم :"دم" باشه و مجال :"بازدمی"م بهش داده نشه ! البته به نفس کش ! که برا کار زده بیرون ! نه چشم ، که سروکارش با یه چیز دیگس !
خب ! حالا اگه مثلا سر و کله ی مثلا :"دور تسلسل" ی پیدا شه چی !؟ اصلا چرا "دور تسلسل" ی !؟ همون :"راسخ" ی که در بحث قبلی گفته شدم !؟ راسخ در :"علم" یا دانش !
که ، خب وقتی "جهان خارج" شد خونه ! و این جوری که پیش بره مثلا چشمم بشه جهان خارج ! سلسله ی جهان خارج پایانی داره !؟ یا سر نوشتی داره مثل اونی که در بحث قبلی گفته شد !؟ و مثلا :" ی" پاسخی علمی براش نداره و آ ش میشه : خدای وج کننده ! و ... !؟
خب ! امیدوارم چشمتون روز :"بد" نبینه ! با :"بین"ی که وج کرده برا کار در اون ! و ان شاء الله و بقول :"ما رأیت الا جمیلا" چشم انداز زیبایی رو پیشرو داشته باشه چشم :"بین"اتون ! بینای خودتون !
تا "بینا"ییم جهان خارج نشده ! و محل کار یا فعالیتی ! (ت)فعلا خدا نگهدار !
نقله که خادمه ی :"خونه" خبر آورد که : بچه ها ، برادر(ث) و خواهر (بزرگه) نشستن رو برو و چشم در چشم و ... !
:"صاب" خونه گفت نگران نباش ! این کارشونه ! کاری به کارشون نداشته باش و ... .
----------------------------------------
زیر نویس :
الف :
عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ ... لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَیهِمْ قَدْ یئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ کَمَا یئِسَ الْکُفَّارُ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُورِ .
ب :
پ :
ت :
فعالیت :"ذهنی" که ... :"ورودی" و :"ورودی قبول" داشته باشه به :"جهان داخل" که بهش گفته شده :
ذهن
و در بحث قبلی گفتم که شهید مرتضی مطهری ، در آثار بدون استثناء خوبشون ، از اون تعبیر به :
حافظه
هم کرده اند .
حالا جهان ذهن یا حافظه ای که از اون تعبیر به مثلا :
لوح سفید
ی شده ! حالا بمونه که اصلا چنین جهان خارجیم پیش رو نداره :"ذهنی" ! :"حافظه" ای ! و یا :"لوح سفیدی " م !؟ اونم برا :
وج ! برا کار و یا فعالیت ! و :
فعالیت ذهنی !
ث :
برادر وسطی ! برادر کوچیکه که چشم به این دنیا باز نکرد ! و در اون لای در و دیوار ! ... .



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1425/نقش چهارگانه ي فعاليت ذهني/




ویروس مِنها پایانی

درخواست حذف اطلاعات
ویروسِ مِنها قسمت پایانی :
... تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ (الف) ... .
سلام علیکم .
یادآوری :
اول تا یادم نرفته این ایام حسینی رو تسلیت بگم ، و باز تا یادم نرفته امروز رو ، حالا اولین ی سال نو هجری قمری رو تبریک بگم (پ) ، بعد برم دنبال جمع و جور بحث .
راستی :
باز تا یادم نرفته اینم بگم که چرا این بحث بقولی :"تا مدتی تعطیل شد" !؟ (ت)
ختم بحث :
صرف نظر از آنچه که در قسمتای قبلی گفته شد (ث) ، حالا فرض می کنیم که اون :"یادداشت روز" در بیان :
نقش سه گانه در بدبین مردم !
:"نقش" نخست رو که چنین :
1 – بدبینی یک فعالیت ذهنی است که ... .
بیان کرده ، وارد باشه ! مثل :"ورودی" و :"ورودی قبول" ش ! خب : قبول .
یعنی ورودی داشته باشه به ذهن و فعّالشم ، کاریم به فعّالیّتش نداشته باشیم ! که نقل کلام بشه به :"بد" در بَدوِ بینی فعّال و فعالیتم فعالیت ذهنی ، و ورودی ذهنی و مورد قبولشم !
که بقولی :"قبول" چی !؟ پاسخش که شد :"ذهنی" ، نقل پرسش بشه :"ذهنی فعال" و فعالم بشه :"فعال بین" ! نه فعال بدبین ! و مورد قبول !
اونم نه اینکه خب بحث تموم شد و بقولی :"نخود نخود ، هرکه رود خانه خود" ! بلکه : کجا !؟ قبول !؟
قبول :"بدبینی" ! یا قبول :"بد" ش !؟ دیگه !؟ لابد بقول مثلا ی : قبول خدای بدِ ...
یا بقولی :"بیعت" ! که این روزا یادآور اونه ! که نه تنها حسین با یزید "بیعت" نکرد ! بلکه قیامم کرد ! و کشته که نه ! بلکه شهیدم شد و خلاصه داستان کربلا و عاشورا و ...
در حالیکه آیا داستان این بود ! با مثلا بدبینی !؟ حالا بمونه : ما رأیت الا جمیلا !
آیا داستان کربلا و عاشورا با :"بدبین " آغاز شد !؟ چه رسه با :"بدبین ن " !
--------------------------------
زیرنویس :
الف :
کَفَى بِاللَّهِ وَکِیلًا ، (ب) ... .
ب :
مَا ... .
پ :
که :"امید" وارم سال خوبی آغاز کرده و پیشرو داشته باشیم ان شاءالله .
ان شاءالله که سال حسینی رو ! نه حسینی که نه تنها :"قبول" نکرد حتی یزید رو ! بلکه قیامم کرد بر علیه اون !
خب یه نظریه اینه که مثلا :"قبول ن " یا بیعت ن یه کار یا :"فعالیت" ه ! مثل بقولی :
گناه ن !
در حالیکه آقا اباعبدالله علیه السلام یه کاری کرده ! نه اینکه یه کاری نکرده ! خب چیکار کرد !؟
آیا مثل مثلا مادرشان از خانه ، یعنی مدینه خارج نشد !؟ و مثل مادرشان به مسجد ، مسجدالحرام نرفت !؟
و آیا مثل جدّشان هجرت نکرد ! وقتیکه قصد جانش را داشتن !؟
و آیا مثل پدرشان ، که خلافت را قبول کرد ، ت را قبول نکرد !؟
یا :"سیره" ی دیگری داشتن !؟ و به سبک جدّ ، أب خود خارج نشد!؟ فرزند زهرا علیه السلام !؟
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی ... و یا لیتنی کنا معک ... .
ت :
خب فقط نوشتنش که کافی نبود ! ارسالش چی !؟ چند روزی بود که بچه ها ، مثلا یکیشون برا فروش کت که نوشته ، از اینترنت استفاده می کرد ، اینترنتش تموم شده بود و نمی تونست ب ه که منم ازش استفاده کنم .
ث :
مثل بقول شهید مرتضی مطهری :"شناخت" یا تعریف ذهن ، معّرفی ذهن بدبین ، و یا :" بدبینی ذهنی" .
پس بمونه که مثلا ذهنی بدبین ، با بدبینی ذهن فرق داره ، چراکه همونطور که ذهن می تونه بدبین و مثلا خوشبینم باشه ، بدبینیم همونطوره ! مگه اینکه :"بدبین" ی یه کلمه نباشه و نقل کلام بشه به :"بد" و علاوه بر این :"بینِ"شم اختصاص به مثلا :"فعالییّتِ" مثلا :"ذهن" و :"ذهنی" م نداشته باشه ! مثلا ذهن "مَن" ! مگه اینکه ذهن :" " یا "تو و من" نداشته باشه ! (ج) مثل همون اولیش ! که نقل کلام شد به اون ! و اون دیگه :"دوبین" نبود ! بلکه "بد" بین بود !
مثل همون که مفسرین در تفسیر :
إیّاکَ نَعبُد و َ ...
گفتن و بعنوان مثال گفته شده : تو را دوست دارم با دوست دارم تو را ، فرق داره ، چراکه تو را دوست دارم مانعی نداره ( مثل نَستَعین) شامل چیز دیگری هم بشه ، بعبارت دیگه مانعی نداره که گفته بشه :
تو را دوست دارم و مثلا بیادتم هستم ، و دیگر و مثلا بفکرتم هستم ، ووو
ولی آیا میشه گفت :"تو" رو دوست دارم ولو یکی :"دیگه " رو هم :"دوست" دارم !؟ گفتن نه ! خب بله ! منتها چه مانعی هم داره که فقط شامل قدو بالای "تو" نشه ! شامل مثلا :"بینِ"شَتم بشه !؟ خب نه ! اینم مانعی نداره تا وقتی که حرف از :"تو"س ! حتی اگه مثلا گفته بشه : پدر تو ، مادر تو ، برادر تو ، خواهر تو ، همسر تو ، فرزند تو ووو ی تو رو دوست دارم !
خب ، دوست دارم تو را هم همینطوره ! تا وقتی که حرف از :"دوست داشتن" ه ! مثل :"تو" در : تو را دوست دارم .
ج :
که ذهن کی !؟
آیا بقول شهید ذهن مثلا نویسنده ی کتاب :"چرا ی نیستم؟" !؟ که در احولات یه دانشمندی خونده اون دانشمند از پدرش پرسیده :
کی منو :"فعّال" کرد !؟ پدر در پاسخ گفته من ! و پسر پرسیده خب تو رو کی !؟ حالا پدر پاسخ داده پدرمن، یا همینجا خاتمه داده به :"فعالییت" !؟ فرقی نمیکنه ! چرا !؟
خب برا اینکه :" ی" آ ش میگه : خدا ! دیگه !
بعبارت دیگه این ذهن ی هست که فعال نیست ! اونم فعال علمی ! شایدم : راسخ ! ش !
چراکه نمی تونه بگه : خب خدا رو کی :"فعال" کرد !؟ ذهنشو !؟ اونم ذهن متناقضشو ! در حالیکه پارادو ذهنی رو هم میشه رفع تناقض کرد ! که پیشتر بحثش شده ! و نتیجه این بوده که : مجموعه ی جامع نداریم !
حالا چیکار کنیم !؟ (چ) یعنی : چی داریم !؟ رو هم رها نمی کنیم که فعالیتی نداشته باشیم مثل : ی !
چ :
پاسخ اینم داده شده ! منتها از کجا !؟ بمونه ! وج پاسخ رو میگم !؟ خب برا ورودش دیگه !؟ برا همون :"قبول" ش دیگه ! در :"ورودی قبول" دیگه !؟
خب ! پاسخ چی داده شده !؟
: هیچی !
البته :"داریم" ش ! نه :"نداریم" ش ! مثل مجموعه یا ذهن :"جامع" !
خب حالا بریم سر :"ورود"ی :"ها" ! ش ! و خودشم :"قبول" ش ! قبول :"ذهنی" که خالی ، صفر و یا تهیست ! از هرچی ! بعبارت دیگه : مِنهای هرچیه !
ولی ! مِنهای هیچی نیست ! یعنی ! بعلاوه ی :"یک" چی هست ! و اونم هیچیه !
خب آماده ی چی !؟ هرچی ! چه خوب ! و چه بد ! یا چه بد ! و چه خوب !
چی !؟ پاراد راسل !؟ نه دیگه این برا :"نقطه ی آغاز بود !" و حل شد ! نه :"نقطه ی آغاز ب !" و مثلا :"خوب و بد" یا "بد و خوب " بینی مثلا ! و مثلا :"بدبین" م ! و شدنشم ! همینطور مثلا :"خوب بین" و شدنشم ! و این مثلا :"ثانوی" ه و نه :"اولی" ! و به تعبیر مثلا برنامه ی :"حالا خورشید" تلویزیون :
اصلی !
میدون اصلی ! میدون اصلی شهر ! ...
میدون اصلی شهر بنا شد که :"هیچی" باشه ! و مثلا توش :"دعوا" نشه ! مثل دعوای :"ه ل و ق ل" یا :"ق ل و ه ل" ! صرف نظر از اینم که ه ل گفته باشه : برادر من باهات دعوا ندارم ! چه رسه به اینکه سرتم زیر خاک کنم ! و تازه بلدم نباشم و آقا یا خانوم کلاغه نشونم بده ! تا :"نه بینَ"مِت ! و "نه بینَ"نِت ! و خلاصه :"نه بین" بشی ! مِنهای بین ! تازه :"بشی" ! نه نشی !
خب ! چی نشی !؟ ذهنی !؟ یا مثلا :
عینی !؟
یا بیرونی و یا خارجی، و یا تعبیرات دیگش !؟ خب ! اگه یکی پرسید : ق ل کو !؟
چی !؟ که رو زمین بود !؟ آسمون رفته !؟ یا زیر زمین !؟ :"یاد"ش ! چی !؟ :"یادداشت"ش !؟ "یادداشت روز"ش !؟
مگه اینکه :"فعّال" نباشه ! :"فعالییّت" ی نداشته باشه ! بنام :"یاد" آوری ! ذهن ! یا :"حافظه" ! و تو خودش :"دفن" کنه ! دفن شم "یاد"ش نیاد ! نه اینکه هیچی یادش نیاد ! بلکه :"هیچی" یاد!ش باشه ! بقول ... ! نه همه چی ! و حتی یه چیزم ! و حتی :"یک صفر" م ! بلکه :
صفر یک !



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1424/ويروس مِنها پاياني/




ویروس مِنها 2

درخواست حذف اطلاعات
ویروسِ مِنها قسمت دوّم :
... إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا ، وَاتَّبِعْ ... إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا ، وَ ... .
سلام علیکم
یادآوری :
در قسمت قبلی گفتم که :"یاداشت روز" نویس (الف) ی پس از مثلا گوش دادن ، یا خوندن (ب) فرمایشی از ی اقدام به نوشتن آن :"یادداشت" کرده اند و گفته اند :
1 – "بدبینی" یک فعالیت ذهنی است که ... .
و گفته اند که :"ذهن" (پ) ورودی :"ها" یی داره و :"ورودی قبول" رو مطرح و ... .
... إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا ، وَاتَّبِعْ ... إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا ، وَ ... .
خب ، :"ورودی" مورد :"قبول" یکیم "ورود" به :"حافظه" برای یادآوری محفوظ یا حفظ شده هست ، که از :"طریق" مثلا عضو ، یکی از :"پنج" عضو اعضای حسی :"پنجگانه" (ت) وارد شده .
که اون می تونه :"فرما" یش :"دانا"ییم بوده باشه ، مثل همون که ی فرمودند .
خب ! برا کی ؟! و چی ؟! خب ! برا :"دونستن" دیگه !؟ و :"فرمودن" دیگه !؟ یعنی چی ؟!
خب ، آیا برا تبعیت ؟ مثل بعضی :"رو مه ها" که نقل به قول ؟ فقط !
یا مثلا بقول شهید مرتضی مطهری (ج) در آثار بدون استثناء خوب (چ) شون ، با :"ورود" ، ورود به حافظه ، برا یادآوری ، این ورود ، ورودی :"زاینده" هم می تونه باشه ! یعنی به بقول شهید ، منجر به :"فکر" یا شه هم داره !؟ حالا :"مورد قبول" شم بمونه ! و ... .
-------------------------------------------
زیرنویس :
الف :
رو مه ای .
ب :
خواندنِ چشمی ، بعبارت دیگه :" وج !" یا :"قیام !" ش ، بعبارت دیگه مثلا :"اقدام" ش ، برا خوانده ! شدن مثلا مکتوب یا نوشته شده ای .
پ :
شهید ، در همون اثری که در قسمت قبل گفتم که فرموده :
ما تا ذهن رو نشناسیم علم یا دانش ، حالا هرچه که علم یا دانش گفته بشه ، نخواهیم داشت .
از "ذهن" تعبیر به :"حافظه" هم کرده اند .
با این حساب وقتی از مثلا ورودی ، همینطور وجی ذهن گفته بشه ، میشه گفت :
ورودی و وجی حافظه .
که در این قسمت از بحث یا کاوش به ایندو اشاره شده .
ت :
پنج عضوی که به آن :"بَدَن" ، و :"تَن" (ث) هم گفته میشه ، همینطور :"اندام" و البته اندام مثلا :"ظاهری" ، که حالا :"باطنی" هم داره بمونه ! البته ناگفته نمونه که :"اندام باطنی" ، حتی ذهن یا بقول شهید :"حافظه" هم ، چه رسه به : عقل ، فکر و یادش ! و قلب ، حس و عضوش !
ث :
مثلا : تن آدمی شریف است بجان آدمییّت ، ... . (سعدی)
ج :
اونم نه نزدیک به جهار دهه یا چهل سال پیش ! بلکه پیش از پیروزی انقلاب ! نه بعد پیروزی انقلاب ! که مدت کمی بعد آن به شهادت رسیدن ، حالا بدست گروهی که نام خودشون :"فرقان" ! هم گذاشته بودن بمونه ! ولی به چه جرمی !؟ به جرم مثلا :"شرک" ! مثل جرم :"کفر" که مثلا :" " می زنه و ... ! و در تاریخ مانند اینا رو حتی به آقا المومنین علیه السلامم زده اند ! مانند :"خوارج"!
البته نه اینکه :" وجی" کرده باشن مانند آقا اباعبدالله علیه السلام ! و به ایشونم گفته شده : خارجی !
راستی تا یادم نرفته فرارسیدن سال نو هجری قمری رو تبریک بگم !
یادم میاد و زمان شاه یه همچین وقتایی رفته بودم خونه خواهرم در اهواز ، از اونجا تلویزیون :"بصره" گرفته میشد و برنامه هایی داشت بمناسبت سال نو ! خلاصه :"چراگاه"ی بود برنامه هاش ! اونی که در قسمت قبلی به نقل از آقا علی ثانی ، علی بن الحسین علیه السلام گفتم ، خب شامل "چراگاه" ن برنامه ها هم میشه دیگه .
راستی جند وقته که "بصره" که گفتم باز چراگاهه ! منتها مدل مثلا " " اون ! البته یی ی ! خب خود آقای رییس جمهورش گفت : m usa ست !
چ :
نه دیگه این بعد پیروزی انقلاب و شهادت گفته شده ! ولی داره چهل سال یا جهار دهه ازش میگذره ها !
در حالیکه چند وقته که در این :"ج.ا" ، اونم در سطحی فراگیر ! و فراگیرتر از اون ! خارج و وارد شده :
حافظه ی دورقمی (صفر یک) اونم غربی ! و از چ شم میگذره !؟ و یه رقمشم محل بحثه !؟
بحث : ویروس مِنها !؟
خب ! وارد روز آ سال هجری قمری شدیم و فردا :"باز" محرمه ! و ماه :"تحریم" و حتی آب (ح) ! حتی برا طفل شیرخوار ! و نه فقطم "تحریم" ! بلکه :" وج" تیری سه شعبه برا اون گلوی کوچیک ! ...
ح :
نه مثلا هواپیما و مثلا بوئینگ ، ایرباس و ... ، یا ماشین آنچنانی و مانند اینا ! آره ! آب (خ) !
خ :
السلام علی الحسین ، و علی علی بن الحسن و ... و یا لیتنی کنا معک !؟ ...



منبع : http://andishe.ParsiBlog.com/Posts/1423/ويروس مِنها 2/