استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

یادداشت های علیرضا حنیفی

جدیدترین و آخرین مطالب وبلاگ یادداشت های علیرضا حنیفی از بلاگ یادداشت های علیرضا حنیفی دریافت گردیده و به همراه لینک سایت اصلی نمایش داده شده است. در شرایطی که اطلاعات و مطالب پست های نمایش داده شده نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.



نقدی بر مغزهای کوچک زنگ زده

درخواست حذف اطلاعات

بلند داستانی مغزهای کوچک زنگ زده | هومن سیدی | نامه از هومن سیدی | ۱۳۹۶ نقد ارزی : فاجعه «خانوادۀ کورلئونه با مدیریت قیصر ایرانی به روایت تارانتینو و اسکورسیزی در بسترِ شهر خدا» «هومن سیدی» سازی است که به واسطه ی تجربه های تکنیکی در های قبلی اش به نظر بسیاری از منتقدان، یکی از استعدادهای بالقوه سینمای ایران معرفی می شده. تکنیک در منظر های سیدی همیشه نیم نگاهی به هالیوود داشته است. این رویه در های نخستین سیدی بیشتر مشهود است تا آنکه در «خشم و هیاهو». در خشم و هیاهو، سیدی کمتر به سینمای معمول یی توجه دارد و برای اولین بار سبک بصری ش را تحت سینمای اروپا مورد آزمایش قرار می دهد؛ که به ترکیب قابل تأملی هم می رسد. حال آ ین اثر هومن سیدی در این مسیر آزمون و خطا به کجا تعلق دارد؟ آیا مسیر را درست پیموده است و این استعداد بالقوه توانسته است در آ ین اثرش در فعل هم چیزی رو کند؟ بسیاری از منتقدان به این سوال جو مثبت می دهند؛ امّا، آیا این اکثریت اشتباه نمی کنند؟ خلاصه بگویم؛ این نوشتار در ادامه سعی دارد کمی با پرسش های مطرح شده کلنجار برود.
ادامه مطلب



منبع : http://ahanifi.blog.ir/post/نقدی-بر-فیلم-مغزهای-کوچک-زنگ-زده




نقدی بر طلای سرخ

درخواست حذف اطلاعات

بلند داستانی طلای سرخ | جعفر پناهی | نامه از عباس کیارستمی | ۱۳۸۲ نقد ارزی : بد ️ «موفق در کلیات، ناموفق در جزئیات»
نوشتن راجع به «جعفر پناهی» و هایش کمی سخت شده. وقتی حرف از او به میان آید، سر صحبت از همه جور مسائلی باز می شود. گویا جعفر پناهی نمادی شده برای تمامی اعتراضات مدنی. حال اگر محافظان و محبّان حضرت پناهی اجازه بدهند، در این یادداشت، جعفر پناهی تنها یک ساز-و صد البته انسان- فرض شده است؛ بدون هیچ سِمَتی، من جمله سخن گویی اپوزسیون، جامعه شناسِ فعال و الخ. «طلای سرخ» قبل از سال ۸۸ ساخته شده و طبعا در آن دوران، وی ساز ممنوع الفعالیتی به حساب نمی آمده؛ پس لازم نبوده دوربین را در یک ماشین بگذارد و یا کار عجیب دیگری د، امّا، «طلای سرخ» هیچ وقت در ایران مجوز اکران نگرفت؛ به علت سیاه نمایی! ولی به هر حال مورد توجه جشنواره کن قرار گرفت و جایزه ویژه هیئت داوران، سومین جایزه مهم کن، را از آن خود کرد و در جشنواره شیکاگو هم برگزیده شد. پناهی تقریبا هر ش نامزد و یا برگزیده یکی از جشنواره های معتبر سینمایی شده است. اینکه چقدر این جوایز به حق بوده و یا نبوده اند به عقیده نگارنده چندان بحث کارگشا و مفیدی نخواهد بود؛ پس عج ا اجازه بدهید این مقدمه را هر چه زودتر به پایان برسانم، که اگر اینگونه نشود؛ این نوشته هم به دام حاشیه های پناهی می افتد. ادامه مطلب



منبع : http://ahanifi.blog.ir/post/نقدی-بر-فیلم-طلای-سرخ




نقدی بر the best years of our lives

درخواست حذف اطلاعات

بلند داستانی بهترین سال های زندگی ما | ویلیام وایلر | نامه از رابرت ئی شروود (بر اساس اقتباس از رمانی از مک کینلی کانتر) | ۱۹۴۶
نقد ارزی : شا ار
«زندگی، بعد از جنگ»
«این رو خیلی دوست داشتم. وای! چه سکانس پایانی بی نظیری!» این ها حرف هایی هستند که وقتی «بهترین سال های زندگی ما» تمام شد در ذهنم نقش بست. قطعا یکی از شا ارهای تاریخ سینما است که توسط ویلیام وایلر بزرگ کارگردانی شده است. کارگردانی که با حوصله داستان تعریف می کند و در امور فنی کارش هم بسیار تکنیکال است. ادامه مطلب



منبع : http://ahanifi.blog.ir/post/Our-of-Year-best-The-نقدی-بر-فیلم




نقدی بر a quiet place

درخواست حذف اطلاعات

# _بلند_داستانی در یک جای آرام | #جان_کراسینکی | نامه از #اسکات_بک، #برایان_وودز و #جان_کراسینکی | ۲۰۱۸
#نقد_ ارزی : #بد
✍ «ضد کلیشه»
چرا این را فاجعه یا حتّی بدتر از آن ارزی نکرده ام؟ یک لحظه بایستید. باید معترف باشم که دلیل م برای این کار چندان به خود باز نمی گردد ولی به گمانم عوامل محیطی نیز موثرند. پس کمی تامل کنید و فرصت دفاع به من بدهید. اگر در ح بی اطلاعی محض فرورفته بودیم و هیچ نمی دانستیم که کیفیت های تولید شده ژانر ترسناک در هالیوود چگونه هستند، احتمالا این را بدی قلمداد می کردیم. بود و نبودش را مهم نمی دانستیم. امّا فعلا که این طور نیست و ما در سلطه تولیدات بی کیفیت هالیوود هستیم. پس احیانا اگر بخواهد از قوانین این مجموعه پیروی نکند باید با نگاهی دیگر بدان توجه کنیم. این را به راحتی می شود از دیگر های درجه b و c ترسناک هالیوود تمیز داد. ادامه مطلب



منبع : http://ahanifi.blog.ir/post/نقدی-بر-فیلم-A-Quiet-Place




نقدی بر touch of evil

درخواست حذف اطلاعات

بلند داستانی نشانی از شر | اورسون و | نامه از اورسون و ) بر اساس اقتباس از رمانی از ویت مسترسن) | ۱۹۵۸

نقد ارزی : فاجعه «فتیش به رخ کشیدن» چندین سال است که مدح های جور و واجور نثار روح اورسون و کبیر می شود. پالین کیل نقش و را در سینمای ناطق با نقش گریفیث در سینمای صامت مقایسه می کند. آندره بازن «همشهری کین» را انقل در سینما می داند و ... امّا یک لحظه دست نگه دارید؛ همه باید این چنین و کبیر را ستایش ند؟ باید یک دندگی و در برابر استودیوهای هالیوودی را نمونه اعلای استقلال فرد هنرمند بشمار بیاوریم؟ بی تعارف از سینمای و متنفر هستم امّا دستاوردهای فنی وی را برای سینما قابل تامل می دانم.
ادامه مطلب



منبع : http://ahanifi.blog.ir/post/نقدی-بر-فیلم




نقدی بر nights of cabiria

درخواست حذف اطلاعات

# _بلند_داستانی ک ریا | #فدریکو_فلینی | نامه از #فدریکو_فلینی، #پیر_پائولو_پازولینی، #تولیو_پینه لی و #اینو_فلاایانو | ۱۹۵۷
#نقد_ ارزی : #متوسط
✍ «تحت هر شرایط، زنده باد زندگی!»
ک ریا بی شباهت به شا ار فلینی، جاده، نیست. در هر دو مذکور یکی از رکن های موفقیت «جولیتا ماسینا» است. گویی این گونه به نظر می رسد که اگر هر شخصی به غیر ماسینا این نقش ها را بر عهده می گرفت، این ها تا به این حد در معرض توجه قرار نمی گرفتند. اصلا مگر این دو بسیار تلخ را بدون آن چهره سرخوش و سراسر زندگی جولیتا ماسینا می توانستیم تاب بیاوریم؟ ک ریا از تلخ ترین های فلینی است. وی در دوران اول سازی اش- که آ ین این دورانش همین ک ریا است- به نوعی پیرو سازان نئورئالیسم است. هر چند که وی در این دوران هم کمترین شباهت را به امثال دسیکا و روسلینی دارد امّا به نسبت به دوران دوم سازی فلینی این تقسیم بندی پربیراه نیست. وی در این دوران است که شخصیت های ولگرد و فقیر خود را با دقت ترسیم کند. در این نیز «ک ریا» یک ِ بدبخت است. امّا باز هم فلینی شور و شعف خود نسبت به زندگی را در این شخصیت پرورانده. شخصیتی که مدام بد می آورد ولی ناامید نمی شود و به بطن زندگی بر می گردد. مهم ترین سکانس ، سکانس هیپنوتیزم است. به نوعی این قسمتِ عصاره ای از شخصیتِ ک ریا است؛ توهم، ذاذ موقتی و رو دستِ واقعیت! سکانس های ابت را به یاد بیاورید. ک ریا به همراه معشوقه خود در لانگ شات آزادانه در حال پرسه زدن هستند؛ مثل یک رویای ناواضح. تمام این قسمت در لانگ شات گرفته می شود؛ بجز یک تاکید روی معشوقه که سوقصد خود را می خواهد علنی د. گویا ک ریا این صحنات را قبول ندارد و نپذیرفته است. کما اینکه بعد از آنکه به هوش آمد هم رودستی را که خورده قبول و باور نمی کند. پس از این موضوعات- به طور افراطی- اصرار بر ارائه یک -تک- پرتره از ک ریا دارد. به نوعی وانمود می کند که گویی در این جهان فقط اوست که زندگی می کند و لایق نمای نزدیک است و دیگر ی در این دنیا زندگی نمی کند و طبعا لیاقتش نمای دور است. در این دنیای تلخِ ترسیمی فلینی زمین و زمان در کارند تا به شخصیت اول لطمه بزنند. به نوعی با این رویکرد، چهره ای ضد مردم به خود می گیرد. هر چند که این خطای نابخشودنی و غیرقابل گذشت با آن نمای پایانی کمی قابل اغماض نمی نماید. نمایی که تنها از فلینی بر می آید. نمای که در انتهای از جولیتا ماسینا گرفته می شود؛ از فرطِ خاص بودن قابل تعمیم به تمام آدم ها می شود. گویا این فقط ک ریا نیست که هم گریان از اقبالِ بدِ گذشته خود است و هم لبخندی دارد که حکایت از امیدواری وی به آینده است. او تسلیم شدنی نیست. او قوی ترین زنِ تاریخ سینما است. او به گونه ای راه می رود و به آینده، چشم اندازه جاده، خیره است که گویی کل بار زندگی بشر بر روی شانه هایش است؛ که اگر باشد، او هم به خوبی این وظیفه را به انجام رسانده. «جولیتا ماسینا»یِ ، به حق شایسته ی عنوان «الهه زندگی بشر» است.



منبع : http://ahanifi.blog.ir/post/نقدی-بر-فیلم-Nights-of-Cabiria