استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

A-Z

جدیدترین و آخرین مطالب وبلاگ A-Z از بلاگ A-Z دریافت گردیده و به همراه لینک سایت اصلی نمایش داده شده است. در شرایطی که اطلاعات و مطالب پست های نمایش داده شده نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.



just for fun

درخواست حذف اطلاعات
ضربه خوردیم وش تیم و نگفتیم چرا؟! ما دهان از گله بستیم و نگفتیم چرا؟! جای "بنشین" و "بفرما" "بتمرگی" گفتند ما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا؟ "تو" نگفتیم و "شمایی" نشنیدیم و هنو ساده مثل کف دستیم و نگفتیم چرا؟! دل سپردیم به آن "دال" سر دشمن و دوست دشمن و دوست پرستیم و نگفتیم چرا؟ چه "چراها" که شنیدیم و ندانیم چرا ما همین بوده و هستیم و نگفتیم چرا؟!.



منبع : http://a-konkor-z.blogfa.com/post/10




این روزا

درخواست حذف اطلاعات
این روزا دیگه نمیتونم نسبت ب بعضی چیزا بی تفاوت باشم درحالی ک قبلا بودم مث جدا شدن از هم کلاسیم مث مرگ همسر دبیرم مث محرم مث مرگ مث... تا 15 16 سالگیم نسبت ب اینا بی تفاوت بودم الان روز و شب بهشون فک میکنم فک ب اینکه سال بعد دیگه با دوستم نیستم دیوونم میکنه امروز ب خودش گفتم من واقعا بهش وابسته ام وابستگی ب جنس موافق خیلی بدتر از جنس مخالفه یکشنبه تو مجلس ترحیم وقتی معلمم رو بغل خیلی حالم بد شد اولین بار بود همچین حسی داشتم خدا صبرش بده امروز تو مدرسه تو سالن حرفای قشنگی زد ساده بود اما ب دلم نشست دلم گرفته دارم همه رو از دس میدم خونوادم دوستم و ... بهش با ماس گفتم درس بخون بریم ی هیچ درکم نمیکنه جدا شدن ازش سخته دیوونه میشم ب کلی گریه خدا صبر بده به همه به همه ... 27 مهر 95



منبع : http://a-konkor-z.blogfa.com/post/33




دلیل

درخواست حذف اطلاعات
دلیل نبودنت شاید بد بودنه منه.. من بد من ضایع تو خوب باش تو خوب بمون همیشه.. فقط منو از نگرانی دربیار خواهش... حداقل بگو چرا نیستی اگ از چیزی ناراحتی خب بگو جواب ندادنت ب تلفن مطمئنم کرد ک چیزی شده بعضی وقتا بعضی کارها رو انجام میدیم اما بعدش جبران ش سخت میشه من میدونم از بودنه با من خسته شدی سرد شدی میدونی ب داشتم فک می اگ تو بری k هم سال بعد بره من میمیرم مرگ فقط این نیس ک خاک کنن خیلیا مردن ولی دارن نفس میکشن تو بری من بد جور داغون میشم خیلی بد باهات بد بودم چون میخواستم مال من شی اما تو ... داری میزنی زیر همه چی درس درس درس حالم بد میشه ازین کلمه ک کل زندگیم بسته ب اونه حتی موندنه با k میدونی از بیرون ک ب زندگیم نگا میکنم شبیه اتاقیه ک ی بچه ی 6 ساله ی بیش فعال ریختتش بهم زندگیمو جوری با دستای خودم داغون ک خودم موندم توش... حالم بده خستم طوری ک ب خواب ابدی احتیاج دارم بیشتر از همیشه بهت نیاز دارم خواهش میکنم ازت ...دلم برات تنگ شده اگ تو این وضعیت با من نباشی ب این معنیه ک دیگه نمیخوای باشی 27 مهر 95



منبع : http://a-konkor-z.blogfa.com/post/34




یعنی

درخواست حذف اطلاعات
سلام یعنی به خاطر تو اون بیچاره رو زا به راه تا بالا ه جواب داد خدا رو شکر واسه یکی الگو شدم البته من بیشتر درس عبرتم تا الگو ولی همینم خوبه دیگه ........................................................ راستش فقط یه فصل ریاضی و یه نصفه فصل فیزیک خوندم فکر نکنم توی این آزمون خوب باشم ولی باز هم تلاش خودمو می کنم



منبع : http://a-konkor-z.blogfa.com/post/18




just for fun

درخواست حذف اطلاعات
ضربه خوردیم وش تیم و نگفتیم چرا؟! ما دهان از گله بستیم و نگفتیم چرا؟! جای "بنشین" و "بفرما" "بتمرگی" گفتند ما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا؟ "تو" نگفتیم و "شمایی" نشنیدیم و هنوز ساده مثل کف دستیم و نگفتیم چرا؟! دل سپردیم به آن "دال" سر دشمن و دوست دشمن و دوست پرستیم و نگفتیم چرا؟ چه "چراها" که شنیدیم و ندانیم چرا ما همین بوده و هستیم و نگفتیم چرا؟!.



منبع : http://a-konkor-z.blogfa.com/post/10




اگه سلام یادنگیری منم درس نمی خونم

درخواست حذف اطلاعات
شاید به امید خدا به همین زودیا کارنامه خودمو برات بفرستم ببینی در ظمن من بارها بهت گفتم خدا خیلی چیزها رو به من یاد داده میدونم چه مشکلی داری و چی توی سرت میگذره .................... اسمشو می خوام با خط نستعلیق بنویسم اسمشو بگو لطفا ................... رفتم کانون برای ثبت نام گفت 1میلیون و 187 هزار تومن ............ حالا موندم به نظرت سه ماه اول رو سال سوم بگیرم و 6 ماه بعدی رو سال چهارم؟؟



منبع : http://a-konkor-z.blogfa.com/post/15




فریدون مشیری!

درخواست حذف اطلاعات
بی تو، مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم. در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید: یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم. تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت. من همه، محو تماشای نگاهت. آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشۀ ماه فروریخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ یادم آید، تو به من گفتی: ـ «از این عشق حذر کن! لحظه ای چند بر این آب نظر کن، آب، آیینۀ عشق گذران است، تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است، باش فردا، که دلت با دگران است! تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!» با تو گفتم: «حذر از عشق!؟ - ندانم سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم، نتوانم! روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد، چون کبوتر، لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم . . .» باز گفتم که : «تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم، نتوانم!» اشکی از شاخه فرو ریخت مرغ شب، نالۀ تلخی زد و بگریخت . . . اشک در چشم تو لرزید، ماه بر عشق تو خندید! یادم آید که: دگر از تو جو نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم. نگسستم، نرمیدم. رفت در ظلمت غم، آن شب و دگر هم، نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم، نه کُنی دیگر از آن کوچه گذر هم . . . بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم! این شعرو فائزه از خوده مشیری هم بهتر میخوند... شنبه میدم واسم بخونه!



منبع : http://a-konkor-z.blogfa.com/post/5




ممنون بابت شعر

درخواست حذف اطلاعات
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنید قصه بی سر و سامانی من گوش کنید گفت وگوی من و حیرانی من گوش کنید شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی روزگاری من و دل ن کویی بودیم ن کوی بت عربده جویی بودیم عقل و دین باخته، دیوانهٔ رویی بودیم بستهٔ سلسلهٔ سلسله مویی بودیم در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود یک گرفتار از این جمله که هستند نبود نرگس غمزه زنش اینهمه بیمار نداشت سنبل پرشکنش هیچ گرفتار نداشت اینهمه مشتری و گرمی بازار نداشت یوسفی بود ولی هیچ یدار نداشت اول آن که یدار شدش من بودم باعث گرمی بازار شدش من بودم عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او داد رسوایی من شهرت زیبایی او بسکه دادم همه جا شرح دلارایی او شهر پرگشت ز غوغای تماشایی او این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد کی سر برگ من بی سر و سامان دارد چاره اینست و ندارم به از این رای دگر که دهم جای دگر دل به دل آرای دگر چشم خود فرش کنم زیر کف پای دگر بر کف پای دگر بوسه زنم جای دگر بعد از این رای من اینست و همین خواهد بود من بر این هستم و البته چنین خواهدبود پیش او یار نو و یار کهن هر دو یکی ست حرمت مدعی و حرمت من هردو یکی ست قول زاغ و غزل مرغ چمن هر دویکی ست نغمهٔ بلبل و غوغای زغن هر دو یکی ست این ندانسته که قدر همه ی ان نبود زاغ را مرتبه مرغ خوش الحان نبود چون چنین است پی کار دگر باشم به چند روزی پی دلدار دگر باشم به عندلیب گل رخسار دگر باشم به مرغ خوش نغمهٔ گ ار دگر باشم به نوگلی کو که شوم بلبل دستان سازش سازم از تازه جوانان چمن ممتازش آن که بر جانم از او دم به دم آزاری هست می توان یافت که بر دل ز منش یاری هست از من و بندگی من اگرش عاری هست بفروشد که به هر گوشه یداری هست به وفاداری من نیست در این شهر ی بنده ای همچو مرا هست یدار بسی مدتی در ره عشق تو دویدیم بس است راه صد بادیهٔ درد بریدیم بس است قدم از راه طلب باز کشیدیم بس است اول و آ این مرحله دیدیم بس است بعد از این ما و سرکوی دل آرای دگر با غزالی به غزلخوانی و غوغای دگر تو مپندار که مهر از دل محزون نرود آتش عشق به جان افتد و بیرون نرود وین محبت به صد افسانه و افسون نرود چه گمان غلط است این ، برود چون نرود چند از تو و یاران تو آزرده شود دوزخ از سردی این طایفه افسرده شود ای پسر چند به کام دگرانت بینم سرخوش و مست ز جام دگرانت بینم مایه عیش مدام دگرانت بینم ساقی مجلس عام دگرانت بینم تو چه دانی که شدی یار چه بی باکی چند چه هوسها که ندارند هوسناکی چند یار این طایفه خانه برانداز مباش از تو حیف است به این طایفه دمساز مباش می شوی به این فرقه هم آواز مباش غافل از لعب حریفان دغا باز مباش به که مشغول به این شغل نسازی خود را این نه کاری ست مبادا که ببازی خود را در کمین تو بسی عیب شماران هستند پر درد ز تو کینه گذاران هستند داغ بر ز تو فکاران هستند غرض اینست که در قصد تو یاران هستند باش مردانه که ناگاه قفایی نخوری واقف کشتی خود باش که پایی نخوری گر چه از خاطر وحشی هوس روی تو رفت وز دلش آرزوی قامت دلجوی تو رفت شد دل آزرده و آزرده دل از کوی تو رفت با دل پر گله از ناخوشی خوی تو رفت حاش لله که وفای تو فراموش کند سخن مصلحت آمیز ان گوش کند



منبع : http://a-konkor-z.blogfa.com/post/6




just for fun

درخواست حذف اطلاعات
ضربه خوردیم وش تیم و نگفتیم چرا؟! ما دهان از گله بستیم و نگفتیم چرا؟! جای "بنشین" و "بفرما" "بتمرگی" گفتند ما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا؟ "تو" نگفتیم و "شمایی" نشنیدیم و هنوز ساده مثل کف دستیم و نگفتیم چرا؟! دل سپردیم به آن "دال" سر دشمن و دوست دشمن و دوست پرستیم و نگفتیم چرا؟ چه "چراها" که شنیدیم و ندانیم چرا ما همین بوده و هستیم و نگفتیم چرا؟!.



منبع : http://a-konkor-z.blogfa.com/post/10