استاد بهترین و آخرین مطالب و دانستنیهای فارسی

روزهای عاشقی یک طلبه

جدیدترین و آخرین مطالب وبلاگ روزهای عاشقی یک طلبه از بلاگ روزهای عاشقی یک طلبه دریافت گردیده و به همراه لینک سایت اصلی نمایش داده شده است. در شرایطی که اطلاعات و مطالب پست های نمایش داده شده نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی دکمه درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.



جمع بندی

درخواست حذف اطلاعات
جمع بندی البته دوستان نظرات خوبی دارند اما هر کدام از دوستان از منظری نگاه د و قسمتی از واقعیت را دیدند. در مجموع هم حرفهای خانم احمدی درست بود و هم خانم زهرا و هم اقا محسن و خانم ع ع م و هم دیگران. ادامه مطلب



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/281/جمع-بندی




حرفهای یک خواننده محترم

درخواست حذف اطلاعات
یکی از خواننده های محترم که ای روانشناسی هم دارند مطالب جالبی نوشته اند که به جهت حفظ امانت سعی میکنم با کمترین دخل تصرفی اونها را در این جا منع کنم. مطلب اول بسم الله الرحمن الرحیم
چرا این قدر افراد این وبلاگ روی کلمه ص اصرار دارند
ممکنه به متنی که می نویسم اکثرا جبهه بگیرند و محالف باشند ولی به نظر خودم شاید درست باشه
به جای تأکید روی ص به ازدواج دوم آقایون فکر کنید
چون الان در جنگ جمعیتی در جهان و کم شدن جمعیت شیعه هستیم
چه ی حاضره به خاطر این که یک سرباز به سربازان زمان (عج) اضافه کنه حاضره از خودش بگذره
به نظرم افرادی که توانش رو دارند باید دست به کار بشن
از ما که گذشته ولی حداقل جوان ها به فکر باشند
فردای قیامت از انی که خودشان و زندگی خودشون رو به مصالح دین ترجیح میدن سؤال میشه چون این افراد یک جور خودخواهی دارند
حاج آقا و خانم لیلای خانه چرا بیکار نشسته اید چرا زن نمی گیرید و فقط به فکر خودتون هستید
به خدا مسئولید
آقای بچه پولدار اگر واقعا دستتون به دهنتون میرسه شما هم باید دست به کار بشید
هدف رو یک زندگی شخصی نبینید بلکه هدف حکومت جهانی حضرت ولی عصر(عج) هست
خانم های وبلاگ خوان و وبلاگ نویس شما چه کار کرده اید؟
حاضرید به خاطر جمعیت شیعه زندگی تون رو تقسیم کنید؟
اهل تسنن طرح ۴-۴۰ رو دارند
چهار زن چهل بچه
زن شیعه چی؟
بهتره بیدار شد مطلب دوم : کی از شاگردان قدیمی من اهل تسنن بودند ولی الان به لطف خدا شیعه شدند و در حوزه ی علمیه درسشون رو تمام د
با توجه به این که خواستگار اهل تشیع نداشتند صبر د و گفتند دوباره نمیخوام به عقب برگردم
حتی برای یکی از خواستگارهای اهل تسننشون مهریه رو شیعه شدن ایشون قرار دادند که قبول ن د
ایشون هم الان تقریبا وارد سن تجرد قطعی شده اند، شاید هم همین روزها به دلیل فشار خانواده و محیط به عقب برگشتند و این یعنی تمام زحماتی که کشیدند بر باد خواهد رفت
دختر سید شیعه داره زن ی میشه که اصلا از نظر مذهب و عقاید به هم می خورند مطلب سوم : خیلی از دختران شیعه رو می شناسم که با مردان اهل تسنن ازدواج د و براشون دیگه مهم نیست چه اتفاقی می افته
یکی دیگر از دخترهای خیلی مذهبی که به نوعی مبلغ هم بود با مردی ازدواج د که بعدا کاشف به عمل اومد که وه ه و الان بعد از چند سال مبلغ وه ته
این ها گریه داره، چرا باید چنین اتفاقاتی بیفته!
خانم ها و آقایون خیلی به حرف های خودتون اطمینان نداشته باشید و نگید نه من این کار رو انجام نمی دادم ، خدا بخواد طوری آدم رو امتحان می کنه که ببینیم باز هم همون اعتقاد رو داریم خیر!
اتفاقی که بارها برای خودم افتاده و گاهی کم آوردم
ان شاءالله همه عاقبت به خیر بشیم
شاید اگر برید و نقشه ی کشور رو از لحاظ مذهب بررسی کنید نکته ی جالبی پیدا کنید
اگر جمعیت شیعه زیاد نشه چه بسا تا چند سال دیگه به خطر می افته و اون وقت بشینید و بگید نه همسرم،نه زندگیم و ...
شوهر و زندگی چی؟
همه ی این ها امانت هستند
ما مالک بدن خودمون هم نیستیم چه برسه به یک فرد دیگه
امیدوارم تا به حال اتاق عمل رو تجربه نکرده باشید چون وقتی میخوان بیهوش کنند معلوم نیست این چشم ها دوباره باز میشه یا خیر!
اگر ادعای مذهبی بودن و شیعه بودن دارید امیدوارم کمی فکر کنید

*جمله ی آ نظر قبلی رو ظاهرا اشتباه نوشته ام و اصلاحش می کنم
دختر سید شیعه داره زن ی میشه که اصلا از نظر مذهب و عقاید به هم نمی خورند مطلب چهارم : بهتره افراد فرامکانی و فرازمانی فکر کنند و مصالح دین و کشور رو فدای زندگی چند روزه ی دنیای خودمون نکنیم .
حاج آقاپناهیان کلیپ زیبایی دارند نگذاریم اوضاع به مویی بند باشه که در اون صورت ممکنه هر اتفاقی بیفته
در این جهاد چه انی قبول میشن و چه انی مردود میشن!!

http://bayanmanavi.ir/post/2245 مطلب پنجم : چند وقت پیش به خاطر مسئله ای که در بیمارستان بودم یک اتفاق عجیب توجهم رو جلب کرد
دخترانی که دچار فیبروم های خطرناک شده بودند و تشخیص نهایی رو در خارج رحم دیده بود
موقع برگشت با یک حکیم صحبت می ایشون گفتند خانم هایی که ازدواج نکرده اند و سنشون بالا میره یا خانم هایی که فرزند کم به دنیا میارن دچار کیست ها و فیبروم هایی میشن که تنها راهش از نظر طب جدید خارج رحمه و هیچ چاره ای نیست
در چند سال آینده ما شاهد حضور دخترانی خواهیم بود که رحمی در بدن برای بچه دار شدن ندارند و زندگی و آینده ای سوخته خواهند داشت!!!
زندگی کوتاه تر از چیزی هست که فکر می کنیم
یاعلی مطلب ششم : در مناطق اهل تشیع نشین کم و در مناطق اهل سنت نشین زیاد
البته یک نکته ای رو بیان کنم که اهل تشیع و اهل تسنن به خوبی کنار هم زندگی می کنند مشکل ما افرادی هستند که تفکر وه ت و سلفی گری دارند و این تفکر رو ترویج میدن و در حال اختلاف درست هستند



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/277/حرفهای-یک-خواننده-محترم




ارزش و ضرورت جهاد فرهنگی / مادر و دخترکی 6 ماهه

درخواست حذف اطلاعات
وقتی میریم تبلیغ با خیل مسائل روبرو میشیم . بعضی مسائل فرهنگی حتی با یک ماه و 40 روز هم قابل تغییر نیست. باید اتفاقی بیفته و زمینه ای جور بشه تا شاید کمی بتونیم مساله رو تغییر بدیم. البته من معتقدم در نابسامانی های فرهنگی جنوب شهر و روستاها ، مرفهین بی درد بالاشهری نقش بسیار موثری دارند. بگذریم. اجازه بدین حکایتی رو از یکی از یه نفر براتون نقل کنم که مدتی قبل برای انجام کاری با سازمان زندانها همکاری میکرد. میگفتند : دخترکی 6ماهه و بی نهایت زیبا همراه مادرش را در زندنا دیدم و از علت آمدن مادر ان طفل معصوم با مادرش به زندان سوال . مراقبش جواب داد :

دختری 23 ساله که در این منطقه سن بالایی برای دختر محسوب میشود و پدر مادرش او را به عقد مردی 60 ساله که خود نوه ونتیجه دارد درمی آورند صاحب بچه هم می شود . سنت مز فی در بعضی از نقاط اینجا و ایران هست که مردان پابه سن گذاشته می روند و در این مناطق دختر جوانی را به عنوان همسر و البته پرستار دوران کهولت می گیرند و این دخترکان بیچاره فقر اقتصادی و فرهنگی والدینشان آینده سیاهی را برایشان به ارمغان می آورد و از جوانی فقط تر خشک یک پیرمرد و یتیم داری و بیوه شدن در سن پایین و هزاران مصیبت دیگر نصیبشان می شود

-شوهر این زن در یک دعوا یکی از نزدیکانش رامیکشد و بزرگان فامیل وقنی می فهمند عقل های ناقص شان را روی هم میگذارند و برای این جنایت انگیزه می سازنند و چه انگیزه ای بهتر از مسئله ی هم قتل توجیه میشود و هم افتخاری برای مرد میشود و قربانی هم این زن تنها که حامی و خانواده ای ندارد . قرار می شود زن بگویید که مقتول با اورابطه داشته . و شوهرش هم به این خاطر با مقتول درگیر شده و دعوایشان منجر به قتل شده زن بیچاره جرم انجام نداده را قبول میکند بی خبر از اینکه بداند چه سرنوشتی در انتظارش است .

او به جرم ی محصنه و با دخترکی 6 ماهه زندان است . آنقدر ساده و مظلوم است که همه زندانیان و حتی مراقبان بند هم دلشان به حالش میسوزد .مراقب میگوید او هیچ را ندارد فقط پدر ومادر پیرش هستند که کاری نمیتوانند برایش ند فامیل شوهرش ، دختر را مجبور د که این حرفها را بزند گفته اند اگر نگویی از خانه بیرونت میکنیم

او و غزلش در زندان اند


میپرسم : چرا بچه را با خودش آورد به زندان ؟ اینجا شرایط خوبی ندارد

میگوید: ی را نداشت تا از غزلش مراقبت کند. پ ن : کاش فرصت عمر و امکانات لازم بود تا در روستاها و کوهها میگشتیم و میچرخیدیم و کار فرهنگی میکردیم . ما را متهم میکنند که میخواهید وسط خیابان دیوار بکشید. افسوس که برخی تیان ضد فرهنگ سرشان به و یوم مختلط و ... گرم هست و حامیان رای دهندگان انها شریک جرمشان. با افتخار تمام طلبه ام. هدف و راه مقدسم را با قوت تمام ادامه میدهم . حتی اگر سنگ ببارد.



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/275/ارزش-و-ضرورت-جهاد-فرهنگی-مادر-و-دخترکی-6-ماهه




صندلی داغ 5 / بچه پولدار . اقا محسن

درخواست حذف اطلاعات
جوان خوشمزه ای که اخیر و اتفاقی جزو خواننده های من شده تمایل دارند که حرف بزنند. به نظرم خیلی حرفهاش تو دلش سنگینی میکنه . هر چند عصرهای 5 شنبه فضای نت خلوت هست اما بهتره که ایشون رو روی صندلی داغ بنشونیم و سوالاتمون رو ازش بپرسیم . یه وبلاگ هم دارن به ادرش rayhan3. معرفی ایشون از زبان خودش : حدودا 30 ساله ام. اهل کار ازاد و بیشتر در بازار هستم. ارشد رو تموم و کمی هم به ا نگاه میکنم. و اما هنوز تصمیم قطعی برای گرفتنش ندارم. با خانواده ام زندگی میکنم اما خودم برا خودم هم خانه و زندگی مستقل دارم. در عین حال همیشه کنار نعمتی بنام پدر و مادر هستم. خدا پدر و مادرتو ن رو براتون نگه داره. امین. خانواده مون از لحاظ مذهبی متوسط هست . من زیاد کف بازار پلکیدم و با سوراخ سمبه های بازار اشنام. درباره شغل پدرم نمیتونم خیلی واضح بگم اما یه فروشگاه مواد غذایی و ... مثل این فروشگاه های رفاه و شهروند و ... داره. من هم گاهی کمک میکنم. و شاید در اینده نزدیک خودم هم یکی دو شعبه بهش اضافه . فکر نمیکنم چیز دیگه ای برا گفتن داشته باشم. حاج اقثا گفتند یه اتفاق مهم زندگیتو بگو. یکی از مهمترین اتفاقات زندگیم سفر خانه خدا بود که نگاه من رو به زندگی خیلی عوض کرد. تازه فهمیدم که راه و چاه فرقشون چیه. خدا بخواد دوباره حتما میرم به زودی. پ ن : دوستان در کامنت میتونن سوالاتشون رو با شماره بپرسند و ایشون جواب بدن.



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/273/صندلی-داغ-5-بچه-پولدار-اقا-محسن




فواید امر به معروف

درخواست حذف اطلاعات
: خانمها دلسرد نشوید اینجا بخوانید+ فایده های امر به معروف :
متن حدیث:
الإمامُ الباقرُ علیه ‏السلام:إنَّ الأمرَ بِالمَعروفِ و النَّهیَ عَنِ المُنکَرِ سَبیلُ الأنبیاءِ، و مِنهاجُ الصُّلَحاءِ، فریضَةٌ عَظیمَةٌ بِها تُقامُ الفَرائضُ، وتَأمَنُ المَذاهِبُ ، و تَحِلُّ المَکاسِبُ، و تُرَدُّ المَظالِمُ، و تَعمُرُ الأرضُ، و یُنتَصَفُ مِنَ الأعداءِ، و یَستَقیمُ الأمرُ. امـر بـه معروف و نـهی از منکر راه پـیامبران است و شیوه نیکوکاران. فریضه بزرگی است که دیگر فرایض به واسطه آن ب ا می شود و راه‏ها امن می گردد و درآمدها حلال می شود و حقوق و اموالِ به زور گرفته شده به صاحبانش بر می گردد و زمین آبادان می‏ شود و از دشمنان انتقام گرفته می ‏شود و کارها سامان می‏ پذیرد.


«اصول کافی، جلد 5، صفحه 56» دعوت به خوبی ها همیشه با تذکر مستقیم نیست. گاهی به همین هست که داستانی نقل کنید . شنونده خودش متوجه همه چیز میشه.



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/267/فواید-امر-به-معروف




چه کنیم تا دعاها مستجاب شود.

درخواست حذف اطلاعات
راه براورده شدن دعا در زمان سختی : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع): مَنْ سَرَّهُ أَنْ یُسْتَجَابَ لَهُ فِی الشِّدَّةِ فَلْیُکْثِرِ الدُّعَاءَ فِی الرَّخَاءِ.

هر ی دوست دارد دعایش در زمان سختی مستجاب شود، هنگام آسایش بسیار دعا کند.
منبع: کافی، ج. ۲، ص. ۴۷۲ یعنی باید در وقت خوشی هم دعا کنید. این هم حکایت طلبه ای که به لوستر حرم مطهر المومنین علیه السلام اعتراض داشت. +++ ...... دیروز توصیه دوستان مدام مد نظرم بود که حاجی به خودت برس ضعیف نشی. من هم دیروز صبح یه صبحانه نصفه نیمه نون و پنیر خوردم. ظهر فلافل نوش جان شد. و شب به نان و بزه ختم بخیر شد. البته ناگفته نماند که وسط روز رفتم حرم مطهر و تو راه یه اب هویچ هم خوردم. فک کنم تو جبهه هم تغذیه اینطور نبوده. ....... امروز جایی تنها بودم. ازقضا دیدم خونه روبرویی سر و صدا بچه میاد. کمی دور و بر خودم رو نگاه دیدم به به از اینجا کاملا تو خونه مقابل قابل رویت هست. ی هم نیست و خانم خانواده هم الله اکبر. ادامه مطلب



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/264/چه-کنیم-تا-دعاها-مستجاب-شود




چند جمله حرف دلی

درخواست حذف اطلاعات
راستش با تم طنز نوشتن حس خیلی بهتری داره. چون میدونی که هیچی که نباشه دل چند نفر رو شاد کردی. اما بعضی ها خوششون نمیاد. میگن ادم باید سنگین رنگین باشه. چه معنی داره که همش جک بگی. خب من نمیخوام جک بگم اما میخوام شیرین بگم. از مقدس بازی خوشم نمیاد. و اتفاقا اونهایی که مذهبی نیستند بیشتر روحیه خشک مقدسی و بازیگری دارن. مثلا طرف نه میخونه و نه روزه میره. اما روز عید فطر سرو صداش میره بالا که چرا بین مراجع تو تعیین روز عید اختلافه. یا میبینید طرف خودش ا بی حج و رقاصی و بی مبالاتی هست اما وقتی تو یه جمعی منو میبینه شروع میکنه از خودش گفتن که من بعد صبح هر روززززززززززز زیارت عاشورا میخونم . بعد رعای توسل و بعدش دعای عهد . هر سال هم 10 روز روضه داریم و اینقدر ج میکنم و .... . انی مورد ا ی فرضی و خیالی نیستا. یکی از فامیل خیلی خیلی دور خودمون اینطور هست. یا مثلا طرف ا خوشگذرونی و ول جی و ... هست اما وقتی به فلان اقای دلباخته اهل بیت میرسه میگه حاجی بازم که رفتی کربلا !!!! شاید ریشه این مساله همون غرور باشه. کلا ما ادمها فکر میکنیم خیلی زرنگیم. اما ودر واقع زرنگنیستیم. همه یا اکثر ادمها فکر میکنند خیلی خاص هستند. پس معلوم میشه اکثر ادمها معمولی هستند. خاص اون ی هست که خودشو افتاده و معمولی بدونه. گاهی من دعاهای صحیفه سجادیه یا دعای عرفه رو که میخونم خج میکشم که علیه السلا با اون همه عظمت چقدر خودشو در خانه خدا کوچیک گرفته. اونوقت ما چقدر خودمون رو بالا میدونیم. حتی گاهی با خدا دعوامون میشه که چرا دعاهامون براورده نشد ؟ مگه من چه چیزم از دختر ام کمتره ؟ و و و و و .



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/257/چند-جمله-حرف-دلی




موز

درخواست حذف اطلاعات
اونایی که تقریبآ همسن و سال منن احتمالآ یکی از خاطرات فراموش نشدنی زندگیشون روزیه که برای اولین بار تو بحبوحه تورم و فشار اقتصادی و صف های طویل قند و روغن و شکر کوپنی و صدای ضد هوایی ها و آژیر های رنگ و وارنگ، "موز" خوردند. آره. مـــوز ! اون زمان مثل الان وفور نعمت نبود. خبری از کیوی و موز و ...نبود. ادامه مطلب



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/256/موز




ا شبی

درخواست حذف اطلاعات
خوابم میاد اما با خودم لج دلم نمبخاد برم تو رختخواب. کف حال روی قالی دراز میکشم تا خوابم عمیق نشه. نمیدونم کارم چقدر درسته اما حس و حالم اینو میگه. پ ن : خواب ب رو دیدی بیداری امشب رو هم ببین.



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/258/اخر-شبی




این معمای جالب و دلنشین را حل کنید

درخواست حذف اطلاعات
قربون خدا برم که گاهی اسباب خنده رو ی جورای خاصی مهیا میکنه و تو این روزهای تنهایی یه جورایی روزگار به ادم لبخند میزنه. خو ده بودم. خواب دیدم پشت در خونمون خیلی روشنه . یه خانم جوان تپل داره در میزنه. میگم کیه ؟ میگه منم سیده مریم . از کرمان اومدم . از خود کرمان که نه. از روستاهای اطرافش. از روستای نور محمد . پشت در جواب میدم ی خونه نیست . اونم بر میگرده و میره. بعد تو خواب به خودم میگم : من که گفتم ی خونه نیست اما اون میفهمه من خونه ام . پ چطور برگشت رفت ؟ پس من کی ام که تو خونه ام ؟ چطور باورش شد و رفت ؟ اینقدر این سوال تو ذهنم میچرخه که یهو از خواب میپرم. همین طوری دارم بهش فکر میکنم. بعد چند دقیقه میگم ای بابا این که خواب بود . واقعی نبود که. خیلی وقتها تو خواب مسائل وارونه دیده میشه. اونی که سید نیست میشه سید. اونی که تپل نیست میشه تپل. به قول معروف بعضی خوابها چپه هست. پ ن : الان دیگه به حد نرمال رسیدم. فهمیدم که خواب بودم. همش خواب بود. واقعی نبود. اما مدام این میاد تو ذهنم و دارم حساب کتابشو میکنم. کرمان ! مریم ! نور محمد ! سادات! چطور باور کرد ؟ چی شد یهو ؟ پ ن : امروز زود به زود به کامنتا جواب میدم. پ ن : فرض کنید گفته باشه انی که مردم را نا امید میکنند دستگیر کنید. واقعا چه دستور خوبی. اما اقا جان اولین ی که باید دستگیر بشه خود سرکار عالی هستید. ببخشیدا.



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/252/این-معمای-جالب-و-دلنشین-را-حل-کتنید




گیلاس

درخواست حذف اطلاعات
دادستان میگوید : واکنش دادستان کل کشور به نمایش بازی ایران _ اسپانیا در ورزشگاه : شرمم می آید بگویم ان شب در چه اتفاقی افتاد . ( انتخاب) خب این که کاری نداره. از خانم ابتکار بپرسید حتما ایشون خبر دارند. + شرم و حیا هم بیرون ورزشگاه جا مونده. ......... گیلاس یدم و دارم میام خونه. چند تا از بچه های محله مون از دور سلام میکنن. بچه های پیش دبستانی و شاید اول ابت . سلام میکنن و من هم تحویلشون میگیرم. از دور یکیشون میگه این میخاد بهتون چیزی بگه. میگم چیه ؟ خودش روش نمیشه اما اشاره میکنه که من نمیخام بگم این یکی دوستم میگه. اون یکی هم سختشه بگه. اما بالا ه یکیشون میگه که : دوستم میگه نمیشه به ما گیلاس بدی ؟ گفتم باشه . اما اینها رو بشورین. یهو تعدادشون بیشتر شد. یه ذره گیلاس بین چند تا بچه به هر نفر چند تا دونه رسید. الان تو فکرم که شاید کارم اشتباه بود و نباید احساساتی برخورد می .



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/249/گیلاس




اعلام وضعیت

درخواست حذف اطلاعات
برخی دوستان کامنت مینویسند که حاجی بیا و اعلام وضعیت کن. من هم میخوام اعلام کنم که معمولا این فصل سال در ایام تنهایی به سر میبرم. تاکید میکنم این فصل سال. اقایی با خانواده اش در یکی از مناطق گرمسیری کار میکرد. ایشون فصل تابستون که میشد بچه هاش رو میفرستاد منزل پدری شون که تو یه منطقه خوش اب و هوا بود و خودش تنهایی اون شرایط گرم رو تحمل میکرد. من هم فعلا در گرمای قم و در اوج تنهایی به سر میبرم. نمیدونم اگر فرشته مرگ فرا برسه و جانم رو بگیره ایا ی از وضعیتم مطلع خواهد شد یا خیر. البته نترسید. ان شا الله عمر دراز خواهم داشت. به لطف حضرت حق. یا ارحم الراحمین



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/248/اعلام-وضعیت




تبلیغ امسال 97

درخواست حذف اطلاعات
از خاطرات تبلیغ امسال اینکه بعضی خانواده ها تا به صبح بیدار میمانند و مشغول تفریح و دور همی هستند صبح وقتی میرم برای صبح میبینم بچه های کوچیک هم چند تایی تو مسجد همراه باباشون امده اند. و دیگر اینکه بنده خ بهم گیر داده که چرا مغرب رو تند میخونی؟ در همین حال یکی دیگه میگه زود تر بخونید بعد میخوایم بعدش بریم مهمانی. من هم متوسط میخوانم. متوسط رو به تندی. بعد ظهر که منبر میرم ح معنوی خوبی در مردم هست که البته از اثرات طبیعی روزه هست. چند تا از بچه ها داشتند یکی دیگه رو مس ه می د . خیلی ناراحت شدم. اون بچه هم هیچی نمیگفت. اینقدر ناراحت شدم که شاید خود اون بچه هم اینقدر مث من ناراحت نبود. رفتم جلو و با اون بچه ها حرف زدم و گفتم میدونید این کارتون اسمش چیه ؟ طفل معصوم اب شد رفت تو زمین. گفت نه. گفتم پسر گم به این کار میگن مس ه . ... دیگه هم این کار رو تکرار نکت. قرار شد که دیگه تکرار نکنه. تا الانم ندیدم که بخواد یکی رو مس ه کنه. چند شب قبل تو مسجدمون اش دادند. از قضا اش کم بود و به من نرسید. چون معمولا من جزو ا ین نفرهایی هستم که از مسجد میام بیرون. خلاصه اینکه کمی از مسجد دور نشده بودم که چند تا بچه کوچولو بازی می د. به من اعتراض د که ببین تقصیر این دخترا هست به ما هم اش نرسیده چون اینها دو بار اش گرفتند. ( این دختر ها هم بازی اون پسر ها بودند. حدودا اول دوم سوم ابت همگی ) . من هم گفتم خب به من هم اش نرسیده اما شما شب میلاد مجتبی علیه السلام بیایید مسجد اون شب بهتون پلو میدیم. یکیشون گفت : نه پلو نمیخوایم. شله بدین. !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! گفتم خب نمیشه باید پلو بدیم. یکی دیگه گفت تولد مجتبی علیه السلام کی هست ؟ گفتم 5 شب دیگه ( مثلا ). گفت یعنی میشه چند شب دیگه ؟ بادست براش گفتم که این 5 تا انگشت رو میبینی .... ؟ بالا ه نفهمید 5 شب یعنی چند شب دیگه اما قانع شد که صبر کنه. خودمم نفهمیدم چی بهش گفتم!!!!!!



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/233/تبلیغ-امسال-97




اجابت دعا / موضوع یک سخنرانی

درخواست حذف اطلاعات
المومنین علی علیه ‏السلام فرمودند: تأخیر در اجابت دعا تو را نومید نگرداند؛ زیرا که بخشش (خداوند) بسته به نیّت تو است؛ چه بسا که در برآوردن خواهشت تأخیر شود ، تا بدین وسیله خواهنده را پاداش بزرگتر و امیدوار (به بخشش الهی) را بخشش بیشتر دهد ؛ بسا باشد که چیزی بخواهی و به تو داده نشود امّا دیر یا زود بهتر از آن به تو داده شود ، یا برای خیر و مصلحت تو از تو دریغ شده است . و بسا خواسته ‏ای که اگر برآورده شود موجب نابودی و تباهی دین تو گردد.

متن حدیث:
المؤمنین علیٌّ علیه ‏السلام: لا یُقَنِّطَنَّکَ إبطاءُ إجابتِهِ فإنَّ العطیَّةَ علی قَدْرِ النِّیَّةِ ، و ربّما اُخِّرَتْ عنکَ الإجابةُ لِیَ َ ذلکَ أعظَمَ لِأجرِ السائلِ وأجزَلَ لِعَطاءِ الآمِلِ ، و ربّما سألتَ الشیءَ فلم تُؤْتاهُ واُوتیتَ خیرا مِنهُ عاجِلاً أو آجِلاً ، أو صُرِفَ عنکَ لِما هُوَ خیرٌ لکَ ، فَلَرُبَّ أمرٍ قد طَلِبْتَهُ و فیهِ هلاکُ دینِکَ لو اُوتیتَهُ.

"منتخب میزان الحکمه، ۲۰۰- کشف المحجه، ۲۲۸"



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/232/اجابت-دعا-موضوع-یک-سخنرانی




حاج اقا بله رو گفت

درخواست حذف اطلاعات
پیرمرد عصا ن با اون هیکل درشتش به سرعت میخواست خودشو به ما برسونه. پاهاش میلنگید. اما از دور که منو دیده بود مثل پلنگی که چشمش به اهو بیفته ، شکار خودشو نشونه گرفت و افتاد دنبالم . انگار که کار خیلی مهمی داشته باشه تند تند با اون عصای کلفتش قدم بر میداشت. میدونستم چکار داره. به روی خودم نیاوردم و راهم رو ادامه دادم. اما چند قدمی نرفته بودم که به یکی دو نفر برخورد و مجبور شدم چند لحظه توقف کنم و باهاشون سلام علیک کنم. پلنگ به اهو رسید و دهانش رو باز کرد اما بجایاینکه گردن شکارش گاز بگیره شروع کرد به سلام علیک و دعا و ... . انگار که وسیله شکارش همین جملات باشه. جواب سردی دام و به راهم ادامه دادم. اما ایشان لطف فرموده اویزان ما شدند و پشت سر ما راه افتادند و برای تک تک اموات و اقوام و غیره طلب امرزش د . بلند بلند ... . راهم رو کج و از یک راه فرعی حرکت . اما ایشان با مهارت خاصی میان بر زدند و سر اولین پیچ ف چند قدم جلو تر خودشون رو به ما رسوندند. بالا ه مجبور شدم یه جایی بایستم . همون جایی که کار داشتم . چند نفر دیگر هم اونجا بودند و مثل خیلی ها حس رفتند تو نخ رفتارهای ما بلکه ده عیبی بتونن بگیرند. حالا این اقا هم افتاده بود دنبالمون و ول کن معامله نبود. من هم بی اعتنایی می و مردم هم تماشا. حس و حال دختری را داشتم که وسط خیابان پسری دنبالش افتاده باشه و دست از سرش بر نداره. واقعا چه حس بدی داره. به عنوان یک مرد تقریبا 180 سانتی این حال دخترا رو خیلی خوب درک . حیثیتمون داشت به باد میرفت. مخصوصا که خیلی از ادمهای اونجا ناشناس بودند. ادامه مطلب



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/228/حاج-اقا-بله-رو-گفت




شما کردید و ما خوردیم

درخواست حذف اطلاعات
طل که امسال به تبلیغ رفتند کمی حس پژمردگی داشتند. وقتی تو ترمینال اتوبوسها راننده با کلی تاخیر و خلاف هنوز حرکت نکرده بود یکی از طلبه ها بلند شد و گفت ببین اقا این کار شما خلاف هست. صبح تا حالا تو این شهر من خوردم. اما خلافش رو شما انجام دادین. تو خلاف میکنی من میخورم. لااقل کمی حیا داشته باش بیشتر از این مردم رو منتظر نزار. این دوستمون بخاطر دور بودن مسافت باید قبل از اذان ظهر به منطقه تبلیغی میرسید. هم بخاطر روزه اش و هم بخاطر اینکه به تاریکی شب نخوره. . در ادبیات و تاریخ معاصر میشه یه کتاب بزرگ نوشت بنام دروغ های ی. خدا لعنت کنه اونایی که با دروغ مملکت رو عقب نگه داشتند.



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/227/شما-کردید-و-ما-خوردیم




سلام و شادباش

درخواست حذف اطلاعات
دوستان عزیز و خوانندگان محترم خیلی خیلی از اظهار لطفتون ممنونم. الحمد لله هستم اما این روزها کارهام زیاد بود. جوری که چند بار خواستم کلی بیخیال فضای مجازی بشم. البته در دنیای امروز بدون فضای مجازی نمیشه کاری کرد . از پرداخت قبوض و ثبت نام گرفته تا ب خبر و و .... اما گاهی کارهای دیگه باعث میشه که فقط و فقط به حد ضرورت اکتفا کنیم و کمتر سراغ فضای اینجا بیاییم. وقتی تازه وبلاگ ساخته بودم دوست داشتم روزی چند تا پست بنویسم. اصلا صبر نداشتم که امروزم به فردا برسه و مطلب جدید بنویسم. تعجب هم می که بعضی ها وبلاگشون رو به امان خدا رها د اون هم با کلی خواننده. در سالی که گذشت قصد داشتم منظم و مرتب هر هفته لااقل 3 پست بنویسم. اما واقعا نشد . حالا میفهمم چرا بعضی ها وبلاگاشون رو رها د. خب اونها کارشون زیاد شده. من هم کارهام داره فوران میکنه. اما اگه لازم باشه مینویسم. بنا به ترک وبلاگ نویسی ندارم. اما شاید گاهی کمتر بشه. شاید هم بیشتر بشه . خدا میدونه. بیادتون هستم. ( ای یک دسته گل قشنگ تقدیم شما)



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/220/سلام-و-شادباش




عزیزان من

درخواست حذف اطلاعات
عزیزان من چند جمله میخوام باهاتون صحبت کنم. عزیزان من ( چند بار تکرار میکنم عزیزان من) حالا گوش کنید چی میخوام بگم : ایج جملات پایین رو ببینید و با گوش دل بشنوید : ادامه مطلب



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/218/عزیزان-من




کولر کوچولو

درخواست حذف اطلاعات
رفتیم بازار گوش شیطون کر میخواستم یه کولر کوچولو ب م. اونم نه برا خودم. برا مسجد . پولش هم مال من نبود. من فقط واسطه بودم و چون خیلی ها مسافرت بودند و این ایام هم خیلی کی ! هوا گرم شد گفتم خودم استینم رو بالا بزنم و یا علی بریم بازار. 70 درصد مغازه هایی که لوازم برقی میفروختن تعطیل بودن و من یه جاییم میسوخت که این همه راه اومدم و الان مغازه ها تعطیله. یادم اومد که یه پنکه هم باید ب م . ن تو گوشم گفت : اگر کولر نیست اما پنکه هست . پس منتظر چی هستی ؟ ندا درست میگفت. میشد به پنکه فکر کرد و بعد از اینکه خیط نشدم و این همه راه رو بیخودی نیومدم لبخند زد. یا علی گفتم و از پله های مغازه رفتم بالا. فروشنده هم داشت مگس میپروند و شبکه نسیم میدید. از اون موسیقی های تند هم داشت پخش میشد. من یه لحظه سکوت و دم در ایستادم. طرف خودش فهمید که بزنه یه شبکه دیگه . حاج اقا که نمیاد تو مغازه ای که " دَلَم دیمبو " پخش میکنه! به مناسبت سال حمایت از تولید ملی ، فروشنده حس ما رو برد زیر سوالات تستی که ایا حاج اقا هم مایل به جنس ایرانیه یا هنوز به جنس خارجی علاقه داره ؟
مغازه لوازم خانکی بیشتر جنس های ریز داشت. زودپز ، گوشت کوب ، چایی ساز ، اتو ، و ... . و از جنس های بزرگ مثل یخچال و ... خبری نبود. من نگاه به هر که می ایشون توضیح میداد که ایرانیش اینه خارجیشم داریم. منم فوری میگفتم نه خارجی نمیخام. فقط ایرانی. اتو رو نگاه می و فروشنده فوری میگفت این مارک تفال خارجیه اما پارس ایرانیش هم هست. قیمتش هم خوبه. من عادت دارم گاهی که میرم مغازه اول چند تا جنس دیگه رو قیمت میکنم و بعد میرم سراغ جنس اصلی. تااینکه نوبت رسید به پنکه . از نوع ایرانیش یدم اما مغازه دار همین طور هی ایرانی خارجی میکرد . این ایرانیه اما خارجیش هم داریم. یا خارجی رو نگاه می میگفت این خارجیه ایرانیشم داریم. خلاصه اینکه تا نیم ساعت بعد که از مغازه اومدم بیرون مدام ایرانی - خارجی می . ان شا الله که تولید ملی با کیفیت باشه و مصرف کننده هم با تعصب از تولید ملی حمایت کنه. پ ن : میدونم سر همتون شلوغه و وقت " کامنت نهادن " در " جعبه کامنتها " ندارید. ( این کلمات هم احتمالا از تاثرات نثر ادبی یکی از خواننده ها هست ) از علی النّقی (علیه السلام) به نقل (میزان الحکمه) روایت شده که (اُذکُر مَصرَعَکَ بَینَ یَدَی أهلِکَ وَ لا طَبیبَ یَمنَعُکَ وَ لا حَبیبَ یَنفَعُکَ) یعنی به یادآور زمانی را که در جمع خانواده خود به حال مرگ افتاده ای و نه طبیبی می ‎تواند مانع رفتن تو شود و نه دوستی می تواند کاری برایت د.



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/213/کولر-کوچولو




ایام عید را چگونه گذر د

درخواست حذف اطلاعات
امسال نوروز برنامه داشتم ک تلافی مدتی کمتر نوشتن رو در بیارم. از قضا یکی از اشناهای ما که خانم متدینی هم هست و از نزدیکان هم محسوب میشه چند روز قبل عید از من خواست که یک سری کارهای منزلشون رو که مردانه هم هست براش انجام بدم.
یک دو روز قبل عید همه اوستاها و بناها و ... سرشون گرم بودو به اسونی نمیشد اوستا بنا پیدا کرد. اما من پیدا . چند روز -- حتی روز عید و فرداش - گرفتار کارهای فنی مختلف بودم. در این اثنا متوجه شدم که این خانم اصلا حواسش نیست که عید هست و باید دستی به سر و روی خانه بکشه. ادامه مطلب



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/211/ایام-عید-را-چگونه-گذراندید




روحیات خاص

درخواست حذف اطلاعات
این روزها سر و کارمون با عزیز هست که وقتی باهاش حرف میزنم و مثلا میخوام دوستانه چند توصیه بهش م بر میگرده و میگه با من حرف نزن. من احساس میکنم گوش دلش سنگینه. اصلا نمیزاره ی باهاش حرف بزنه. منظور اینه که ی بخواد راهنماییش کنه. حرفهای اینطوری خوشش نمیاد. یه حس سنگینی و بد بهش دست میده. چندان اختصاصی به من نداره این روحیه اما شاید با من بیشتر اینطوریه. البته ایشون کم حرف و کم گفتمان هستند. کمتر میشه با ایشون یک گفتگوی دو نفره سه نفره چهار نفره و بیشتر داشت. البته این اخلاقش براش خیلی وقتها دردسر درست میکنه اما خدا کنه یه جوری تصمیم بگیره این اخلاقشو اصلاح کنه. پ ن: من دیر ناراحت میشم و معمولا ادم ارام و ملایمی هستم. از تنش و تندی اصلا خوشم نمیاد. ب با همین شخصی که عرض خواستم چند جمله صحبت کنم . همین که خواستم یه جمله بهش بگم روشو کرد اونور و یه چیزی گفت که مثلا هیچی نگو. من به روی خودم نیاوردم و گفتم : جناب فلانی من میخوام راهنمایی و کمکت کنم . حرف بد که بهت نمیزنم. خلاصه تا اومدم اولین جمله رو بگم برگشت بهم گفت : با من حرف نزن. اقا منم عصبانی شدم و چنان دادی سرش زدم که فکر کنم لامپای تو خیابان هم از غرش من لرزید. اخه قبلا هم بهش گفته بودم که وقتی به یکی میگی با من حرف نزن این توهین بدی هست. اما کو گوش شنوا. نمیدونم باز هم اگه لازم بود راهنماییش کنم یا بگم برو هر کاری دلت میخاد . پ ن : مد شده تو تلگرام و فضای مجازی پیش از موعد تبریک و تسلیت به هم میگن. مثلا قبل ماه رمضان همین طور پیام تبریکه که میاد. الان نوروز نشده پشت سر هم سال نو مبارک. ماه محرم هنوز شروع نشده پیام پشت پیام که تسلیت تسلیت. اما من اصلا از این کارا خوشم نمیاد. مزه عید رو از بین میبره اگه جلو جلو تبریک بگی. دوست دارم بزارم همون روز سال تحویل تبریکام رو بگم. به همین خاطر منم الان درباره سال نو هیچی نمیگم. پ ن : الان یادم اومد که چند شب قبل با دوستی کرمانی -- اون شخصی که بالا گفتم غیر از ایشون هست --- خیلی ساده گفتگوی مختصری انجام دادم. همچین بهش گفتم از اینکه یک هفته ای به عنوان زائر حضرت معصومه سلام الله علیها مهمان ما بودید احترامتون برای من لازم بود. در نهایت بهش یه کلمه گفتم که سعی کن بیشتر به فکر زندگیت باشی . صبح که بیدار شدم دیدم چند جمله ناجر برای بنده نوشته اند و گویا بلاک هم شده ایم. اینجاست که میگن ادما چقدر با هم فرق دارند.



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/209/روحیات-خاص




بنام یک خواننده

درخواست حذف اطلاعات
از گل همیشه بهارمون خبری نیست. کم کم نزدیک بهاریم.



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/201/بنام-یک-خواننده




حرف های ناگفته

درخواست حذف اطلاعات
مهمون داشتیم مادر خانواده دوتا دختر داشت که دم بخت بودن. شروع کرد از خاستگارها و دختراش تعریف که تا حالا n تا خاستگارداشتن اما هیچ کدوم مورد پسند نبودن. کم کم فاز جلسه عوض شد و مادر خانواده که زن خوش تعریفی بود شروع کرد از دختراش تعریف که : این دخترای من از خونه بیرون نمیرن و حتی بلد نیستن که پارک نزدیک خونشون کجاست . همش تو خونه هستند و سرشون تو درسه و حتی لباس و کفش هم خودم باید برم براشون ب م و از این حرفها .... . ادامه مطلب



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/200/حرف-های-ناگفته




سرشار از امیدیم

درخواست حذف اطلاعات
خیلی دلم میخواست یبار دیگه انتخابات برگزار میشد ببینم الان درصد رای چقدر هست ؟ برای بی تدبیری این ت همین بس که با افزایش امکانات امنیتی و حفاظتی و بهبود جاده ها و استانداردهای امنیتی اما با حوادث و سوانح عجیبی روبرو هستیم. کی تا حالا یادشه که کشتی وسط دربا تصادف کنه ؟ پلاسکو ، سانچی ، قطار ، هواپیما ، این همه اتش سوزی جنگل و افزایش روز به روز حجم ریزگردها و الودگی هوا و ... . بالا ه وعده ها چه شد ؟ تدبیر کجا رفت ؟ دلار کجاست ؟ تعطیلی کارخانه ها و فلاکت مردم چی شد ؟ از طرفی حقوق های نجومی و اشرافی گری بی حد و مرز و ... . دیگه حس میکنم خیلی از اونایی که دم از ت فعلی میزنن ایی هستند که دلشون میخاد هر چه زودتر این مملکت نابودبشه . چون میبینند که بعضی مسئولین مسیر کشور رو به سمت پرتگاه قرار داده اند. البته کور خوانده اند. تا در این وطن زنده است . .. ریشه دشمن علی کنده است. و به تعبیر دیگر ازموده را ازمودن خطاست. ما بر این چالش هم پیروز خواهیم شد. راستی چه خبر از جاسوس جدید ؟ پ ن : اکرم حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند: زِنا، شش پیامد دارد: سه در دنیا و سه در آ ت. سه پیامد دنیایی ‏اش این است که: آبرو را می ‏بَرد، مرگ را شتاب می‏ بخشد و روزی را می ‏بُرد و سه پیامد آ تی‏ اش: سختی حسابرسی، خشم خدای رحمان و ماندگاری در آتش است. متن حدیث:
فِی ا ِّنا سِتُّ خِصالٍ: ثَلاثٌ مِنها فِی الدُّنیا وَ ثلاثٌ فِی الآخِرَةِ، فَاَمّا الَّتی فِی الدُّنیا فَیَذهَبُ بِالبَهاءِ وَ یُعَجِّلُ الفَناءَ وَ یَقطَعُ الرِّزقَ وَ اَمّا الَّتی فِی الآخِرَةِ فَسوءُ الحِسابِ وَ سَخَطُ الرَّحمنِ وَ الخُلودُ فِی النّارِ. "من لایحضره الفقیه ج4، ص367 - خصال ج 1، ص 321"



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/198/سرشار-از-امیدیم




سلام و درود خدا بر مادرم زهرای اطهر سلام الله علیها

درخواست حذف اطلاعات
سلام و درود خدا بر فاطمه ، سیده ی ن عالم ، دختر بزرگوار نبی مکرم و همسر شاه ولایت علی علیه السلام و مادر یازده گوهر تابان ت و ولایت. لعنت خدا بر قاتلین و ظالمین و ضاربین و غاصبین حق زهرای اطهر بزرگ بانوی . پ ن : خو که دختر م ع حرم دید. اینجا



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/193/سلام-و-درود-خدا-بر-مادرم-زهرای-اطهر-سلام-الله-علیها




تشکر از خواننده خیر

درخواست حذف اطلاعات
خواننده بزرگواری که دست بخیر هستند و با خواندن اون پست درباره اون اقای رفتگر خواستند کمکی به ایشون بشه ، شماره کارت اون اقا رو براتون ایمیل . جزاکم الله خیرا



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/194/تشکر-از-خواننده-خیر




کشف بزرگ دوستان

درخواست حذف اطلاعات
یاد کنیم از با ذکر کرامتی از انها و صلوات ++ پ ن : بعضی خواننده ها میگن شما یه ادم تنهایی. خب این که گفتن نداره. من خودم بارها گفتم که دور از خانواده در شهر غریب زندگی میکنم . در این شهر هم قوم و خویشی ندارم. تنها دوستانی دارم که همکلاسی های من حساب میشن و لاغیر. کشف خیلی بزرگی بود ؟ !!! ؟ ادامه مطلب



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/180/کشف-بزرگ-دوستان




حاج اقا معتاد میشود

درخواست حذف اطلاعات
امان از حرف مردم واقعا امان. اخه خانم جلو دهنتو بگیر. میدونی با این حرفت ابرو مردم رو میبری؟ میدونی قیمت ابرو چنده ؟ یه میلیارد خوبه قیمت بزاریم ؟ وقتی ابرو ی رو به ناحق میبری انگار که یه میلیارد بهش خسارت زدی. پ ن : دوست گل و نازنینم هر هفته از قم میرفت یکی از ای اطراف . در فاصله حدود 200 کیلومتری قم و اونجا به کمپ ترک اعتیاد سر میزد و بهشون کمک میکرد بتونن اعتیاد رو ترک کنن. بله . هر هفته 200 کیلومتر. اون هم تقریبا رایگان. حالا براش حرف دراوردن که فلان حاج اقا معتاده و هر هفته باید بره کمپ!!!!



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/179/حاج-اقا-معتاد-میشود




ادعا تبدیل به عمل شود

درخواست حذف اطلاعات
چقدر این کشورهای جوانهای خوب داره. جوانهای پابکار و متدین. حالا اگر متدین انچنانی نباشند اما گوهر هایی از انسانیت هستند. همین جوانهایی که میرن برای کارهای جهادی . جوانی که میتونه پای باشه یا تو خیابان دخنر بازی کنه یا هزارتا فسق و فجور دیگه. یا نه. اصلا فقط میره باشگاه بدن سازی کمی دنبه هاش قبراق تر بشه. بالا ه این همه یه جا نشستن هم خوب نیست. خب اینها بجا باشگاه و خیابون گردی میرن اردوی جهادی. هم فال و هم تماشا. هم خدمت به خلق خدا. ادامه مطلب



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/178/ادعا-تبدیل-به-عمل-شود




چند مورد مشواره

درخواست حذف اطلاعات
1 . خانمی زنگ زد که حاج اقا ما تحت پوشش کمیته امداد هستیم. دخترم پوست سر و صورتش زخم میشه. بردم میگه چیزی نیست و کمی دارو داده. دخترم میگه سرم درد میکنه و همش احساس ناراحتی میکنه. یبار هم بردمش یه دیگه اون هم 120 تومن دارو نوشته اما فایده نداشته. تو رو خدا اگه خوب میشناسی معرفی کن. بعد هم میگه اگه سهم سادات داری به من کمک کن. گفتم سهم سادات ندارم. اما فعلا ببرش . ویزیت که خیلی نیست. گفت چه فایده ؟ وقتی دارو بده و من پول دارو نداشته باشم؟ گفتم باشه عیب نداره اما تو فعلا برو بعد یه کاریش میکنیم. گفت باشه شنبه دیگه میرم. گفتم نه همین امروز برو حتی یه روز هم تاخیر ننداز. برای اینکه باز بخواد از زیر ج دارو در بره میگه ببرم یه سنتی نزدیک خونمون ؟ میگم نه برو همون متخصص و برا پول دارو هم یه کاری میکنیم. نتونستم برا پول دارو قول بدم. اما امیدوارش و توکل بر خدا. ان شا الله که برسه. اگر هم نرسید که هیچ. این یه دختر کلاس ششم خیلی زیبا و متین و از البته از سادات هست. خیلی سفید و زیبا و با جل و با ابهت. . 2 . این مشاوره چون طولانی در پست بعد مینویسم. . 3 . 6 تا خواهر بودن و یه برادر . بردار خیلی کاری به کار خواهر ها نداشت و خواهر ها هر کدام ازدواج میکند و میرن دنبال زندگیشون. یکی از این خواهر ها یه شوهر معتاد نصیبش میشه و بعد از مدتی مجبور میشه با دو سه تا بچه از شوهرش جدا بشه. حالا دختر ها بزرگ شدن و وقت ازدواجشون هست. دختر براش خواستگار اومده. مادر پول نداره. به من پیامک داد که حاج اقا دستم به دامنت. پول اینطوری ندارم. اما عاطفه که دارم. وقتی میخوام بخونم همش فکرم میره سراغ اینها و اصلا نمیفهمم تو چی دارم میگم.



منبع : http://1talabe1.blog.ir/post/175/چند-مورد-مشواره